loading...

???? ???? ???????

بازدید : 64
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 11:36


علم ها عقلی
آوازه و اعتبار علمی حوزه علمیه نجف به علم ها نقلی، به ویژه فقه و اصول، اجتهاد پویا و رشد اندیشمندان در قلمرو این دو علم بود و عالمانی که در عرش علم ها سنجیده ظواهر گردیده‌اند و نیز اثرها وی، به هیچ روی قابل مقایسه با اصحاب علم ها نقلی و نوشته هایشان وجود ندارد؛ حتی بر شالوده بعضا داده ها، در حوزه نجف، در زمان تازه، با تلاوت فلسفه مخالفت می‌گردیده است.[۴۶] در عین اکنون، همت‌هایی برای رسیدگی و درس دادن این علم ها شکل می‌گرفته میباشد. به عنوان مثال محمد تقی گلپایگانی نجفی (متوفی ۱۲۹۲) علم ها عقلی درس دادن میکرد[۴۷] تا آنکه آخوند ملاحسین قلی همدانی (متوفی ۱۳۱۱)، فراگیر حاج ملاهادی سبزواری، در نجف رحل اقامت افکند و شاگردان خود را با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا ایجاد کرد[۴۸] هر یکسری آوازه وی بیشتر ناشی از رواج مدرسه سلوکی عرفانی درین حوزه میباشد. درین فی مابین، سید حسین بادکوبه‌ای (متوفی ۱۳۵۸) مهم‌ترین شخصیت اثر گذار در آموختن و انتشار علم ها عقلی در حوزه نجف بود. او در حوزه فلسفی طهران درس فراگرفت و بعد از هجرت به نجف، نزد استادان آن حوزه فقه و اصول آن را آموخت؛ بعد از آن به درس دادن متن‌ها فلسفی عملکرد گماشت. به عنوان مثال شاگردان دارای اسم و رسم وی، فیلسوف علامه تشریفات مشهد طباطبائی بود.

به‌این نکته نیز می بایست دقت کرد که شمارِ خیر چندان اندکی از استادان و علم آموختگان حوزه نجف، قبل از جابجایی به‌این شهر یا این که بعد از رجوع و برگشت به موطن خویش، در حیطههای طهران و اصفهان، به درس و مشاجره فلسفه اشتغال داشته‌اند و این ورود و وقوف، در مباحث اصولی آن‌ها نیز تأثیر نهاده بوده میباشد :

آخوند خراسانی نزد حاج ملاهادی سبزواری و میرزا ابوالحسن جلوه فلسفه خوانده بود و برخی دیدگاه‌های فلسفی را در مهم‌ترین اثرش، کفایة الاصول، مطرح تشکیل داد؛
محمد حسین حائری اصفهانی نیز همین طریق را در مباحث اصولِ خویش خاطر نشان نمود؛
ملا مهدی نراقی و فرزندش ملا احمد نراقی اثر ها زیادی در تفصیل متن ها فلسفی داشته‌اند؛
میرزا احمد آشتیانی و محمد تقی آملی، دو مجتهد پررنگ نصفه دوم قرن چهاردهم هجری خورشیدی در طهران، که مراتب خوب اجتهاد را در نجف طی کرده بودند، فلسفه نیز درس داده‌اند و شروحی بر متن‌ها فلسفی داشته‌اند.
علم ها نقلی در دهه‌های اخیر

در دهه‌های اخیر، ورود درنگ‌های فلسفی غرب، حوزه علمیه نجف را به تکاپو واداشت تا جواب‌های قابل قبولی به نظرها، احتمالات و مسائل مطرح گردیده بوسیله محققان غربی، به ویژه درباره فلسفه مادیگری، ارائه نماید.[۴۹] کتاب عیب گیریُ فلسفةِ داروِن، تألیف فقید اصفهانی، آقامحمدرضا مسجدشاهی (متوفی ۱۳۶۲) که آن را در ۱۳۳۱ در نجف نوشت و کتاب انوارالهدی از محمد جواد بلاغی (متوفی ۱۳۵۲ق) هر دو در رد مادیگری و طبیعت گرایان مندرج میباشد؛ به ویژه از آن جهت که فرضیه تکامل دستاویزی برای دوست داران فلسفه مادیگری گردیده بود، مؤلفان این کتاب‌ها به عیب گیری این فرضیه پرداخته‌اند. در تعبیر و تفسیر مواهب الرحمن سید عبدالاعلی سبزواری از مراجع معاصر (متوفی ۱۳۷۲ش) نیز عیب گیری همین فرضیه گزینه دقت بوده میباشد.[۵۰]

نقش محمد جواد بلاغی

نوشته‌ی علمیٔ اساسی: محمد جواد بلاغی
محمد جواد بلاغی در مورد پاسداری از حریم فکری اسلام و شیعه بیش تر از کلیه فعال بود. در کنار جریانات فکری پیش گفته و رقبای سنّتی شیعه اجتهادی، یعنی مذهب تسنن و مدرسه اخباری، فرقه‌هایی انحرافی در قرن اخیر در دنیای اسلام همانند قادیانیه، وهابیه، و بابیه و بهائیت پدید آمدند. از منطقه دیگر، تیم‌های تبشیری مسیحی ذیل هواخواهی استعمارگران اروپایی آزادانه در دولت ها اسلامی تبلیغ می‌کردند. بلاغی برای رویا رویی با عمل تبشیری و تبلیغات ضداسلامی آنها، لهجه انگلیسی و عِبری فراگرفت و کتاب‌های بخش اعظمی، نظیر المدرسة السیارة یا این که الرحلة المدرسیة، را در رد یهود و نصارا تألیف کرد.[۵۱] مصابیح الهدی در انتقاد قادیانیه و نصائح الهدی در ردّ با بیان و بهائیان نیز به وسیله وی نگاشته گردیده‌است.[۵۲]

ابوالحسن اصفهانی

نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سید ابوالحسن اصفهانی
سید ابوالحسن اصفهانی نیز شماری از فضلای حوزه را به نواحی گوناگون عراق گسیل میکرد تا با جریان تبشیری انگلیسی‌ها به تقابل فرهنگی برخیزند. حبیب بن محمد مهاجر از نمایندگان او در جنوب عراق، تلاشی جدّی در این‌شیوه به خرج اعطا کرد، مثلا تأسیس مریض‌خانه، چاپخانه، انتشار خبرنامه‌ای به اسم الهدی و بنیاد تعدادی مکتب.[۵۳] جریان شیخیه نیز موجب بروز عکس العمل‌هایی در حوزه علمیه نجف شوید. همینطور نوشته‌های زیادی از علمای نجف در رد وهابیت در اختیار میباشد که منهج الرشاد لمن اراد السداد نوشته روضه خوان جعفر کشف کننده الغطاء اول نوشته شیعی در رد این فرقه به شمار می‌رود.[۵۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:29


گواهی داستان
حدیث مکارم‌الاخلاق هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل‌سنت ماجرا شد‌ه‌است:

از منابع شیعه، الرِّسالةُ العَلَویه[۱۵] نوشته محمد بن علی کَراجَکی (درگذشت: ۴۴۹ق) و تعبیروتفسیر مَتوده البیان[۱۶] نوشته فضل و ادب بن حسن طبرسی (درگذشت: ۵۴۸ق) کهن‌ترین منابعی شمرده گردیده‌اند که حدیث مکارم الاخلاق را نقل کرده‌اند.[۱۷] همینطور حسن بن ادب طبرسی در پیشگفتارٔ کتاب مکارم الاخلاق این قصه را فارغ از بیان مدرک ذکر نموده تشریفات مشهد است.[۱۸]

اما این حدیث با کلمه ها و نقل‌های متعدد، در منابع دیگر نیز آمده میباشد: در فقه‌الرضا با عبارت «بُعِثتُ بِمَعملِمِ الاَخلق کننده»[۱۹] و در کتاب اَمالی، نوشته روضه خوان طوسی (۳۸۵-۴۶۰ق) با عبارت «بُعِثتُ بِمَعملِمِ الاَخلق کنندهِ و مَحَاسِنِها» از رسول(ص) نقل گردیده است.[۲۰]
میان منابع اهل‌سنت، بیهقی (درگذشت: ۴۵۸ق) این ماجرا را در کتاب سنن کبری با بیان سلسله گواهی، از ابوهریره، از رسول(ص) نقل نموده است.[۲۱] همینطور صاحب و مالک بن اَنس (۹۳-۱۷۹ق)، [۲۲] احمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق)[۲۳] و محمد بن اسماعیل بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق)، [۲۴] این حدیث را با الفاظی شبیه در کتاب‌های خویش آورده‌اند. برخی محققان، با دقت به کثرت نقل مضمونِ این حدیث با لفظ ها و اسنادی متفاوتِ در منابع شیعه و سنی، آن را پشت سر هم معنوی و یا این که حداقل دارنده استفاضه معنوی شمرده و نزد علما پذیرفته دانسته‌اند.[۲۵]

مصادیق مکارم اخلاق و رفتار
مکارم، گردآوری «مَکرَمه» به معنای بزرگی و بزرگواری میباشد[۲۶] و مکارم اخلاق و رفتار را به خلق بزرگوارانه مضمون‌ کرده‌اند.[۲۷] در منابع حدیثی، احادیث زیادی از معصومان(ع) درباره مکارم اخلاق و رفتار نقل گردیده است[۲۸] و در بعضا از آن‌ها خصلت‌هایی تحت عنوان مصادیق مکارم اخلاقی نقل شده میباشد. کلینی در کتاب کافی حدیثی از امام راستگو(ع) آورده که مکارم اخلاق و رفتار را زینت پیامبران معرفی و به داشتن آن ها ترغیب می‌نماید. آن‌گاه ده خصوصیت را از مصادیق مکارم اخلاقی می‌شمرد: اعتقاد، قناعت، حوصله، شکر، خویشتن‌داری، خُلق پسندیده، سخاوت، غیرت، شجاعت و مروّت.[۲۹] در حدیثی دیگر در همین کتاب، خصلت‌هایی دیگری مصادیق مکارم خلق اورده شده میباشد: نومیدی (از آنچه نزد عموم میباشد)، راست‌گویی، ادای ودیعه، صله رحم، پذیرایی از مهمان، طعام دادن به مستلزم، جبران خوبی‌ها، ملاحظه حق اهالی، ملاحظه حق رفیق. آنگاه بیان شده اصل تمامی مکارم حجب و حیا و رودربایسی میباشد.[۳۰]

تفاوت مکارم و محاسن اخلاقی
در برخی نقل‌های حدیث مکارم‌الاخلاق، به عنوان مثال نقل روحانی طوسی، در کنار مکارم، به محاسن اخلاقی نیز اشاره شد‌ه‌است.[۳۱] به گفته محمدتقی فلسفی (۱۲۸۶- ۱۳۷۷ش) از سخنرانان مذهبی، بین احادیث، معیاری برای تمایز محاسن و مکارم اخلاقی از هم ذکر نشده میباشد؛[۳۲] البته با دقت به مصادیقی که در روایات برای این دو تیتر نام برده، می‌اقتدار اظهار‌کرد آن مجموعه از صفات اخلاقی مانند خوش‌رویی با عموم که از لحاظ شارع، نیکو میباشد، اما با تمایلات نفسانی هم قابل‌گردآوری میباشد[۳۳] و بیشتر به رابطه ها اجتماعی و کیفیت معاشرت با دیگر افراد ربط داراست[۳۴] محاسن اخلاقی میباشد و اخلاقیاتی همانند فروبردن خشم که در حالتی‌که کسی بخواهد رعایت نماید، بایستی با هوای نفسش نزاع نماید، یا این که دست کم به آن بی‌دقت باشد، در زمره مکارم خوی قرار می گیرد.[۳۵]

جستارهای متعلق
کرامت انسانی
آیه کرامت

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 60
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 17:30


اثر ها و برکات
احادیث بخش اعظمی درباره فضیلت و برکات صدقه نقل و فواید و اثر ها زیاد برای آن نقل شده میباشد، به عنوان مثال آنهاست:[۲۸]

هجران از بلا و مرگ بد
رفع بلا، هجران از مرگ سوء و... از اثرها انفاق میباشد. امام باقر(ع) میفرماید: «صدقه هفتاد بلا را از آدم بدور می‌نماید و نیز مرگ سوء را از بشر بدور می‌کند؛ به دلیل آنکه صاحب و مالک صدقه هیچ زمان با مرگ سوء از جهان تشریفات مشهد نمی‌رود».[۲۹][۳۰]

امام باقر(ع)
اَلبِرُّ وَ الصَّدَقَةُ ینفیانِ الفَقرَ وَ یزیدانِ فِی العُمرِ وَ یدفَعانِ عَن صاحِبِهِما سَبعینَ میتَةَ سوءٍ (ترجمه: عمل نه و صدقه، فقر را می‌بَباهوش، بر قدمت میافزایند و هفتاد مرگ بد(دل‌خراش) را از مالک خویش به دور می‌نمایند.)

اینجانب لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۶، ح ۱۷۲۹.

ارتفاع قدمت
فرستاده اکرم(ص) می فرماید: «صدقه و صله رحم شهرها را آباد می‌نماید و بر عمرها میافزاید.»[۳۱]

شفای بیمار
از سایر اثر ها اساسی صدقه و انفاق، شفای بیمار میباشد. در حدیثی از معصومان(ع) آمده میباشد: «بیمارانِ خویش را بوسیله صدقه معالجه نمایید». و در حدیث دیگری میخوانیم که مستحب میباشد بیمار با دست خویش صدقه بدهد.[۳۲]

دورکننده فقر
از امام باقر(ع) نقل گردیده است که میفرماید: «خوبی و صدقه نهفته فقر را بدور می‌نماید...» [۳۳]

اثر ها معنوی صدقه
از نگاه قرآن صدقه در رویکرد آفریدگار، تجارتی پرسود و معامله‌ای پر ارزش میباشد که موجب جلب جایزه‌های وسیع و وصال به پردیس الهی گردیده، بشر را از هول و خوف قیامت ایمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهی می شود.[۳۴]

دفع نحوست
نبی(ص) می فرماید: هرگاه شب را به صبح آوردی، صدقه‌ای بده تا نحسی آن روز را از تو بدور نماید و هرگاه روز را به شب آوردی، صدقه‌ای بده تا نحسی آن شب را از تو بدور نماید.[۳۵]

استدلال عبور از صراط
امام راست گو(ع) میفرماید: در طلب گذر از صراط بودم پس آن را در صدقه دادن یافتم.[۳۶]

مایه تضمین پردیس
امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: برای شش دسته فردوس را تضمین میکنم. یکی‌از مردی که صدقه‌ای را کنار بگذارد که بدهد، البته بمیرد؛ پس وی اهل پردیس میباشد. پنج تیم دیگر اینان‌اند: عیادت‌کننده از مریض، جهادگر، حج‌گزار، راهی نماز آدینه و راهی مراسم‌تدفین که بمیرند و به منزل گشوده نگردند.[۳۷]

کتاب شناسی صدقه
چهل حدیث صدقه جاریه نوشته جواد محدثی به لهجه عربی ، فارسی، قم انتشار دارای اسم و رسم ۱۳۷۸ش.
الإنافة فيما جاء في الصدقة و الضيافة نوشته ابن حجر هیتمی (درگذشت: ۹۷۴ق) به لهجه عربی و دارنده پیشگفتار و چهار باب و خاتمه میباشد.
هم‌اینگونه مشاهده کنید کتاب شناسی صدقه ، موسسه پژوهش ها و انتشار معارف اهل البیت علیهم السلام.
صله رحم
صِلِۀ رَحِم رابطه و دیدار با فامیل و امداد به آنان میباشد. صله رحم از آموزه‌های اخلاقی اسلام میباشد که تأکید متعددی بر اعمال آن گردیده تا جایی که قرآن، شکاف‌کنندگان آن را در شمار ضرر‌کاران و لعنت‌شدگان معرفی می‌نماید. در احادیث، صله رحم تحت عنوان شایسته ترین شغل بعداز ایمان، او‌لین سخنگوی قیامت، شایسته ترین خصلت مؤمن و مهمترین دلیل وقت گیر شدن عُمر معرفی گردیده‌است. بنابر حدیث قدسی، صله رحم از عفو وبخشش خداست و هر که آن را رخنه‌ نماید، از بخشش وی محروم خواهد ماند.

صله رحم گاهی واجب و گاهی مستحب میباشد. جدا رحم یعنی شکاف صله رحم و عدم رابطه مایحتاج با خویشاوندان، یکی‌از گناهان کبیره میباشد و حتی درباره خویشان بدخُلق یا این که گناه کار نیز مُجاز وجود ندارد.

در فرهنگ وتمدن ایرانیان، صله رحم رده ویژه‌ای داشته و به مناسبت‌های مختلفی مانند نوروز، ماه رمضان و عیدهای ملی یا این که مذهبی نمود بیشتری داراست.

معنا‌شناسی
صله رحم از دو کلمه «صِلِه» و «رَحِم» تشکیل‌شده میباشد. «صله» به معنای پیوستن دو چیز میباشد[۱] و «رَحِم» در معنای مکان بچه در شکم مامان میباشد.[۲] واژه و کلمه رحم، در «صله رحم» استعاره برای قرابت و خویشاوندی میباشد.[۳]

صله رحم را به معنای رابطه و دیدار با فامیل و یاری به آن ها دانسته‌اند.[۴] بعضا نیز صرفا آن را به معنای احسان و نیکوکاری به بستگان دانسته‌اند.[۵] از صله رحم در مباحثی زیرا کادو، تزویج و شهیدشدن دادن (در دادگاه) و... صحبت به در میان آمده میباشد.[۶]

بعضا از اسم‌ها و صفات پروردگار مانند رحمان و رحیم از حیث واژگانی و معنایی با «رَحِم»، هم‌ریشه‌اند. در یک حدیث قدسی آمده میباشد: «اینجانب خدای رحمان هستم؛ رَحِم را رفتار کردم و اسم آن را از اسم خویش گرفتم؛ پس هر که صله رحم نماید اورا به عفووبخشش خود متصل سازم و کسی که جدا رحم نماید، او‌را از عفووبخشش خود به دور نمایم».[۷]

محدوده خویشان
امام رضا(ع)
ما برای زیاد شدن قدمت، وسیله‌ای جز صله رحم نمی‌شناسیم. صله رحم به‌اندازه‌ای در زیاد شدن قدمت مؤثر میباشد که فردی که از عمرش سه سال ما‌نده میباشد، پروردگار به سبب ساز صله رحم سی سال به عمرش میافزاید که جمعاً سی و سه سال میشود و هر کس از عمرش سی و سه سال کل باقی‌مانده میباشد، آفریدگار به سبب ساز جدا رحم سی سال از عمرش برمی‌داراست و آن را به سه سال کاهش می دهد.[۸]

اصول کافی، ج۲، ص۱۵۲، ح۱۷.

از حیث عرفی، خویشاوندی دو سیرتکامل میباشد:

خویشاوندی نَسَبی که از روش رابطه خون و رحم پیدا میشود، مانند بابا، مامان، فرزندان، اخوی، خواهر، عمو، عمه، خان دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ و فرزندان همۀ اشخاصی که آن ها را فامیل نسبی و اَرحام می‌نامند.[۹] صله رحم با این دسته واجب میباشد و در‌صورتی‌که کادو‌ای داده گردد، باز پس گرفتن آن روا وجود ندارد.
خویشاوندی سببی که از روش وصلت به وجود می آید؛ مانند خویشاوندی فی مابین زن و شوهر و قوم دو طرف. درباره اینکه آیا وجوب صله رحم دربرگیرنده این دسته هم میشود یا این که نه،‌ اختلاف حیث وجود داراست.[مستلزم منبع][۱۰]
بین همگی قوم، منزلت والدین در قرآن بسیار پررنگ‌خیس میباشد و خدا بعداز فرمان به پرستش و ایمان به یگانگی خویش، به احسان به پدر و مادر دستور می دهد: وَقَضَیٰ رَ بُّک أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ تک تکَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْ هُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا کرِ یمًا (ترجمه:خداوند تو مقرر کرد که جز او‌را نپرستید و به والدین خویش احسان فرمایید. در صورتی یکی‌از آن دو یا این که هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، به آن‌ها (حتی) اُف مگو و پرخاش نکن و با آن‌ها به آمادگی حرف بگو.)[اسراء–۲۳][۱۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:21


تمسخر
تمسخر از رذائل اخلاقی و گناهان کبیره به‌معنای گفتن گفتار یا این که اخلاق و رفتار یا این که وصف یا این که خلقت کسی، به‌ شکل خنده‌آور میباشد. تمسخر میتواند به طور گفتاری یا این که عملی (اشاره)، به صراحت یا این که به کنایه باشد. در قرآن و روایات از تمسخر منع شده و مایۀ هلاکت ایمان تشریفات مشهد معرفی شد‌ه‌است.

استهزا آئین، شرع و آفریدگار را شرک و در حکم ارتداد دانسته‌اند. مضحک کردن سایر افراد حرام میباشد، امّا در شرایطی‌که هر کس در معرض تمسخر قرار گرفته البته از بابت آن ذوق زده بوده و اندوهگین نشود، مضحک کردن وی جوک به اکانت آمده و حرام وجود ندارد.

تکبر، تحقیر دیگر افراد، ضعف ایمان و... را از علل و علت‎‌های مضحک کردن میدانند. برای معالجه این رذیله اخلاقی رویکرد‌هایی زیرا دقت به اثر ها و پیامدهای مضحک کردن و آیه ها و احادیث را ذکر کرده‌اند.

معنا‌شناسی
تمسخر از رذائل اخلاقی به‌معنای گفتن گفتار یا این که خلق و خوی یا این که وصف یا این که خلقت کسی، به طور خنده‌آور میباشد.[۱] خدا در آیه ۱۱ سوره حجرات، آدم‌ها را از تمسخر یکدیگر نهی نموده است.[۲] نشانه‌ها زیادی در قرآن به تمسخر با واژگانی همانند: «همز»؛[۳] «لمز»[۴]؛ «غمز»؛[۵] «تنابُز»؛[۶] «ضِحْک»،[۷] با هدف ها خرد ‌شمردن، خارکردن، دقت‌دادن به عیوب سایرافراد، بکار رفته میباشد. در قرآن کریم ومهربان مواقعی نیز تحت عنوان استهزاء آیه‌ها الهی و پیامدها تلخ آن اشاره گردیده‌است مانند آیه ۱۰ سوره روم ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ «آن‌گاه فرجام كسانى كه بدى كردند [بسى‌] بدتر بود، [چرا] كه آيات آفریدگار را تكذيب كردند و آنها‌را به ريشخند مى‌گرفتند». در بعضی از احادیث هر که با این که استغفار می‌نماید و از پروردگار آمرزش می‌طلبد؛ در عین حالا بر ارتکاب گناهان سماجت می‌ورزد تحت عنوان استهزا کننده آفریدگار و آیه‌ها و پیامبرانش معرفی گردیده‌است.«وأن لاتصر على الذنوب مع الاستغفار فتكون كالمستهزئ بالله وآياته ورسله» [۸]

منزلت و عنایت
تمسخر سایرافراد یکی رذایل اخلاقی[۹] و از زشت‌ترین گناهان برشمرده گردیده‌است[۱۰] به گفته ملااحمد نراقی مضحک کننده از ایمان، انسانیت و عقل بی‌سود و در قیامت گرفتار گونه های عذاب گردد[۱۱]در نشانه‌ها و احادیث متفاوت به مذمت تمسخر اشاره گردیده[۱۲] و اینگونه خصلتی پلیدی صفت مجرمین،[۱۳] صفت منافقین،[۱۴] ظالم‌ترین اشخاص[۱۵] و اشخاص بی‌کوچک[۱۶] معرفی گردیده‌ میباشد. همینطور در کتاب‌های حدیثی و اخلاقی، باب‌های غیروابسته‌ای به تمسخر تخصیص داده گردیده است.[۱۷] برای مثال در کتاب بحار الانوار در ارتباط الغمز و اللمز و السخریة و الاستهزاء، آیه‌ها و احادیثی در مذمت تمسخر نقل شد‌ه‌است.[۱۸] براساس آیه‌ها قرآن مضحک‌کنندگان، گزینه استهزا معبود قرار می گیرند.[۱۹]

در روایتی از امام رضا(ع) درباره ی آیاتی[یادداشت ۱] که استهزا را به معبود نسبت می دهند، سؤال شد که حضرت در جواب، خواسته از آیه ها را کیفر و عذاب مضحک‌کنندگان برشمرده‌اند.[۲۰]تمسخر در کتاب‌های اخلاقی نیز به‌تیتر یکی‌از رذایل اخلاقی گزینه دعوا قرار گرفته میباشد.[۲۱]

آیا تمسخر گناه کبیره میباشد؟
بعضی مضحک‌کردن و خندیدن به بقیه افراد را حرام و از گناهان کبیره دانسته‌اند.[۲۲] ذکر‌کردنِ گفتار، اخلاق و رفتار، وصف یا این که خلقت کسی، به‌طوری که منجر خندۀ سایرافراد خواهد شد، به گفتار باشد یا این که به شغل، به ایماء یا این که اشاره باشد یا این که به کنایه در گناه کبیره بودنش شکی وجود ندارد[۲۳] این عمل هرگاه موجب آزار سایرافراد گردد، حرام میباشد[۲۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 10:45


معنی‌شناسی
سکولاریسم، از مهم ترین مسائل مطرح گردیده در جامعه ها اسلامی[۱] و جزء جداناشدنیِ دنیا و فکر امروزی[۲] و از اصول حکم کننده بر تمدن غرب[۳] شمرده گردیده است. برای سکولاریسم، تعاریف و معناهای زیادی آورده شده میباشد. در یک معنای کلی، مدرسه یا این که عقیده‌ای تمجید گردیده که رسالت و قلمرو آئین را به معاش شخصی و ارتباط انسان باایمان محصور می‌نماید و قلمرو مسائل اجتماعی همانند قلمرو سیاست و حکومت را از رسالت آئین بیرون میداند.[۴] بعضا تعاریف دیگر تشریفات مشهد عبارتند از:

سکولاریسم، طلاق نهاد های فقهی (کلیسا در مسیحیت و روحانیت و حوزه در اسلام) از ارگان های حکومت (اعم از قوه اجرایی (دولت) و مققنه و قضائیه) میباشد. طبق این تمجید، آیین به قلمرو مسائل فردی آدم وابستگی داراست و اداره مسائل همگانی جامعه بایستی به دولت واگذار می شود.[۵]
برخی معنای جامع این کلمه و واژه را حذف آیین یا این که به لبه راندن آن در ساحت‌های گوناگون معاش بشر همانند سیاست، حکومت، دانش، خوی، اقتصاد و هنر گفته‌اند.[۶]
عبدالوهاب مسیری، متفحص مصری، سکولاریسم را به سکولاریسم حداقلی و حداکثری تقسیم کرده و طلاق آیین از سیاست یا این که بنیان حکومت را سکولاریسم حداقلی و طلاق آیین از کل شئون عرفی معاش (اعم از اجتماعی و محرمانه) را سکولاریسم حداکثری نامیده میباشد.[۷]
طلاق آئین از جهان، طلاق آئین از کارها اجتماعی و سیاست،[۸] طلاق آیین از حکومت،[۹] طلاق آیین از سیاست،[۱۰] حکم کننده کردن بها‌ها و قانون ها اجتماعیِ غیردینی به مکان نظام فقهی، مادی یا این که عرفی کردن کارها، قُدسی‌زُخان دایی از کارها،[۱۱] آیین‌گریزی، طرفداری از اصول عرفی و مادی[۱۲] و عرفی‌گرایی[۱۳] از سایر معانی و تعاریف سکولاریسم اورده شده میباشد.

براساس سکولاریسم، آئین مرجعیت خویش در کارها سیاسی و اجتماعی را از دست میدهد و بعدها اجتماعیِ آیین نادیده گرفته یا این که انکار میشود؛ آئین محصور به قلمروی شخصی و امری کناره‌ای تلقی میگردد.[۱۴] بدین ترتیب وجه مشترک معانی و کاربردهای گوناگون سکولاریسم، ترک آئین از حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی اورده شده میباشد.[۱۵]

عبدالله جوادی آملی، مبنا و محور سکولاریسم را با وجود اختلاف در تمجید و گستره آن، رد حکومت شرعی دانسته میباشد. از لحاظ او، دوست داران سکولاریسم در بایستگی عدم وجود حکومتی بر مبنا آیین واقعه‌حیث دارا هستند.[۱۶] وصلت را مثال قدسی‌زدایی یا این که عرفی و مادی کردن کارها مذکور میباشد؛ تزویج در قرن ها وسطای مسیحی، امری مقدس به شمار میرفت و جای عقد وصلت نیز کلیسا بود؛ البته با سیطره سکولاریسم، وصلت به امری عرفی و غیرمقدس تبدیل و جای اجرای آن نیز به محل کار تصویب سندها منتقل شد.[۱۷]


کتاب نسبت آیین و جهان، تاثیر آیت‌الله جوادی آملی.
واژگان مرتبط
سکولاریسم، کلمه و واژه‌ای غربی و امروزی میباشد و ریشه‌های کلامی آن نیز به تطورات فکری فلسفه غرب و بعد از رنسانس و سیطره اومانیسم (بشر‌گرایی) بازمی‌شود.[۱۸] سکولاریسم متساوی واژه و کلمه «Secularism» در گویش انگلیسی و مساوی عَلْمانِیّة یا این که عَلَمانیة یا این که عِلْمانیة در لهجه عربی میباشد.[۱۹] سکولاریزاسیون،‌ فرآیند سکولار و مادی کردن جامعه را میگویند؛[۲۰] فرایندی که در آن، آیین به‌تدریج نقش اجتماعی خویش را از دست می دهد و جنبه شخصی پیدا می‌نماید. به همین استدلال، دیگر نمی‌تواند در مسائل همگانی و اجتماعی نقش یا این که مرجعیت داشته باشد.[۲۱]

نقل شده بیشتر اندیشمندان و نویسندگان اهل ایران[۲۲] و همینطور غربی،[۲۳] سکولار را متساوی لائیک و سکولاریسم را مترادف و هم معنی با لائیسیته (لائیسم) می دانند؛[۲۴] البته برخی محققان، در بین آن دو تفاوت‌هایی ذکر کرده‌اند.[۲۵] برای مثال بعضا، سکولاریسم را استقلال آحاد سازمانهای اجتماعی از آیین و لائیسیته را طلاق آئین از بنیان حکومت میدانند. برپایه این تمجید، حکومت لائیک در مقابل حکومت فقاهتی جای دارد و لائیسیته یکی زیرمجموعه‌های سکولاریسم به شمار می‌رود.[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 54
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 14:47


فرق تشیع
این نوشته‌ی علمی دربارهٔ فرق تشیع میباشد. برای مشاهده فهرستی از فرقه‌های شیعه، مدخل فهرست فرقه‌های شیعه را ملاحظه کنید.
فِرَق تشیع شاخه‌های متفاوت شیعه ها که علی‌رغم اعتقاد و باور به امامت بلافصل علی بن ابی طالب(ع)، در برخی باورهای دیگر برای مثال شمار امامان معصوم با یکدیگر اختلاف دارا هستند. امامیه، زیدیه و اسماعیلیه از مهمترین فرقه‌های زنده شیعی‌اند. برخی منابع، کیسانیه، فَطَحیه، واقفیه، ناووسیه و دسته‌های غالیان که کلیه منقرض گردیده‌اند را نیز به شیعه نسبت تشریفات مشهد داده‌اند.

اختلاف بر رمز جانشینی و گزینش امام، رسوخ نظریه بزرگنمایی و انحراف در گزینش مصداق برای مهدی موعود را از مهمترین کارداران پیدایش فرقه‌های گوناگون در شیعه می دانند.

از حیث تعداد جمعیت رهروان، امامیه را پرجمعیت‌ترین فرقه شیعی دانسته‌اند که در کشورهایی همانند جمهوری اسلامی ایران، عراق، پاکستان و لبنان سکونت دارا هستند. اثرها مختلفی در معرفی فرقه‌های تشیع تألیف گردیده‌است. فِرَق الشیعه تاثیر حسن بن موسی نوبختی از سابق‌ترین اثرها مکتوب در همین مورد میباشد.

التفات
فرق تشیع، به انشعابات مذهب شیعه (یکی‌از دو مذهب تعالی اسلام) اشاره دارااست که تمامی در اعتقادوباور به امامت امام علی(ع) اشتراک نظریه دارا‌هستند.[۱] گفت و گو از فرق تشیع از قرن‌های اول قمری مطرح بوده میباشد؛ کتاب فِرَق الشیعه تاثیر حسن بن موسی نوبختی مرتبط با قرن سوم و چهارم قمری درباره همین قضیه مندرج میباشد. امروزه (قرن ۱۵ق) نیز در بعضی کالج‌ها حرفه فرق تشیع راه اندازی گردیده است.[۲]

اولیه انشعاب‌ها
سید محمدحسین طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام گفته میباشد که اولیه انشعاب در مذهب شیعه، بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) (شهیدشدن: ۶۱ق) تولید گردیده؛ به‌طوری که اکثریت شیعه به امامت امام سجاد(ع) قائل شدند و جمع اندکی از آن‌ها که به کیسانیه معروفند، محمد بن حَنفیه، فرزند دیگر امام علی، را امام دانستند.[۳] وی همینطور اعتقاد دارد بعد از بعدازظهر امام رضا(ع) تا عصر امام مهدی(عج)، انشعاب قابل توجهی به‌وجود نیامد و در حالتی‌که وقایعی نیز در صورت انشعاب اتفاق افتاده، یکسری روز بیشتر دوام نداشته و خویش به خویش منحل گردیده‌اند.[۴] اما از دید بعضی، اولیه دسته در شیعه در اواخر خلافت عثمان و اوایل خلافت امام علی(ع) با تیتر سبائیه به دست عبدالله بن سبأ، ساخته شده است.[۵]

تعداد فرقه‌ها
درباره تعداد فرقه‌های شیعه ایده ها مختلفی وجود داراست. در کتاب فرهنگ وتمدن شیعه، شمار فرقه‌های شیعه را تا صد فرقه معرفی نموده است که مشهورترین آن ها عبارتند از: امامیه، کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه و غُلات.[۶] ابوالحسین ملطی، عالم شافعی قرن چهارم هجری، در کتاب «التنبیه و الرد علی أهل الهواء و البدع»، تعداد فرقه‌های شیعه را ۱۸ فرقه بر شمرده میباشد.[۷] عبدالقاهر بغدادی (درگذشت: ۴۲۹ق)، عالم و متکلم شافعی، در کتاب «الفَرق در میان الفِرَق»، اصلی‌ترین فرقه‌های شیعه را سه فرقه امامیه، کیسانیه و زیدیه دانسته میباشد.[۸] شهرستانی (درگذشت: ۵۴۸ق) در الملل و النحل آن‌ها‌را در پنج فرقه امامیه، زیدیه، کیسانیه، اسماعیلیه و غلات، برشمرده[۹] و طباطبایی (درگذشت: ۱۴۰۲ق) در کتاب شیعه در اسلام، سه فرقه امامیه، اسماعیلیه و زیدیه را تحت عنوان فرقه‌های مهم شیعه، معرفی نموده است.[۱۰]

دست اندرکاران صورت‌گیری
کارداران مختلفی در صورت‌گیری فرقه‌های متعدد در مذهب شیعه دخیل بوده‌اند که مهم ترین آن ها به‌تفصیل پایین میباشد:

امامت: به‌گفته فرستاده جعفریان موضوع امامت و اختلاف بر رمز جانشینی و گزینش امام، اول منشأ پیدایش فرقه‌های متعدد در شیعه بوده میباشد.[۱۱] برای مثال کیسانیه از فرقه‌هایی در شیعه به شمار می‌رود که بعداز شهید شدن امام علی(ع) بر این اطمینان بودند که امام بعد از او امام حسن مجتبی(ع) وجود ندارد و محمد بن حنفیه میباشد.[۱۲]
رسوخ نظریه غُلُو: در طی حیات امام علی(ع) و بقیه امامان معصوم(ع) و حتی بعد از وفاتشان، بعضی از شیعه‌ها به آن ها نگاهی خداگونه داشته و اوصاف غلوآمیزی به آن‌ها نسبت می‌دادند و این خویش موجب شد که در تاریخ تشیع، فرقه‌های متعددِ غالی به‌وجود آمد و فرقه‌نویسان این فرقه‌‌ها را به شیعه نسبت دادند.[۱۳] برای مثال فرقه سبائیه، از فرقه‌های غالی و رهروان عبدالله بن سبا، بر این اطمینان بودند که امام علی وفات نکرده و نخواهد کرد، بلکه روزی خواهد آمد و در زمین بعداز آنکه از جوروستم مملو گردیده، عدل و داد می‌گستراند.[۱۴]
انحراف در گزینش مصداق برای مهدی موعود، از سایر دست اندرکاران ساخت‌و‌ساز فرقه‌های متفاوت در شیعه، در حین سه قرن اولیه بود.[۱۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:34


نفخ صور در احادیث
بر مبنا احادیث، زمانی که قیامت مجاورت میشود، اسرافیل به بیت‌المقدس فرود می آید و شیپوری یاروهمدم اوست که یک‌ راز و دو طرف‌ داراست و فاصلۀ دربین‌ دو طرف آن به‌اندازۀ مسافت عرش‌ و زمین‌ میباشد‌. وی رو به کعبه ایستاده در شیپور خود می‌دمد و همگی موجودات می‌میرند، بعد اسرافیل دوباه در صور می‌دمد و همه زنده می گردند.[۱۶] در بعضی از روایات دیگر آمده میباشد که هرچند نفخه نخستین توسط اسرافیل جاری ساختن می‌گردد، البته بعداز آن اسرافیل می‌میرد و نفخه دوم را معبود جاری ساختن تشریفات مشهد میدهد.[۱۷]

تعداد نفخه‌ها
بینش پر اسم و رسم این میباشد که در نقطه پایان عالم دو توشه در شیپور دمیده می گردد که دمیدن اولین را «نفخه مرگ» و دومین را «نفخه حیات» یا این که «نفخه بعث» می‌نامند؛[۱۸] البته بعضا تعداد آن را سه توشه، یا این که حتی چهار توشه دانسته‌اند.[۱۹] به این ترتیب که نفخه اولیه را «نفخه فزع»، نفخه دوم را «نفخه مرگ»، نفخه سوم را «نفخه حیات» و نفخه چهارم را «نفخه گردآوری» می گویند. بنابر عهد دارای اسم و رسم مفسران، مورد فزع و وحشت که در قرآن نام برده، مقدمۀ مرگ جهانیان میباشد که بعد از نفخه او‌لین یا این که صیحه در آغاز واقع می شود، به عبارتی‌سیرتکامل که نفخه «گردآوری»، نیز دنباله به عبارتی نفخه حیات میباشد؛ خیر‌اینکه هرمورد از آن ها نفخه مستقلی باشند و براین اساس، فقط دو نفخه وجود دارااست.[۲۰]

مسافت در میان دو نفخه
مسافت دربین نفخه اولیه و دوم نیز در بعضا از احادیث چهل سال[۲۱] و در برخی دیگر چهارصد سال نام برده میباشد.[۲۲] در اینکه آیا ارتفاع امسال‌ها همچون سال‌های دنیائی باشد، در احادیث چیزی بیان نشده؛ اما متکلمان معتقدند بعداز نقطه نهایی این عالم، فرصت نیز از فی مابین می‌رود، بدین ترتیب فی مابین دو نفخه، موضوع مسافت وقتی مطرح وجود ندارد.[۲۳]

تمثیلی یا این که حقیقی وواقعی بودن نفخ صور
درباره استعاره و کنایه بودن نفخ صور نگرش‌های مختلفی وجود داراست؛ بعضا معتقدند این لغات از باب تمثیل میباشند و تفسیر نفخ صور، کنایه از حاضر کردن عموم برای حسابرسی روز قیامت میباشد.[۲۴] بعضا دیگر با توکل بر احادیث فراوانی که در این مورد وجود دارااست آن را رویدادی حقیقی وواقعی قلمداد می‌نمایند.[۲۵] آیت الله جوادی آملی نیز شایسته ترین معنای صور را طبق روایتی از نبی(ص)، شاخی از نوروفروغ دانسته میباشد که اسرافیل در آن می‌دمد.[۲۶]

نفخ صور در ادیان دیگر
در ادیان دیگر نیز زمینه نفخ صور آورده شده میباشد. در عهد و پیمان تازه، رساله اولیه تِسالونیکیان، به نفخ صور تحت عنوان یکی ناشناخته‌ترین و خیره کننده‌ترین علامت‌های قیامت اشاره شد‌ه‌است.[۲۷] همینطور از انجیل برنابا تعدد دمیدن از صور نیز فهمیده می‌گردد.[۲۸]

در اشعار
عطار
زیرا مرابرداشتی ای بحر روشنایی
برمدار از اینجانب حیث تا نفخ صور[۲۹]
مولوی
تا قیامت هرکه مال آن بدان
در وجود آید بود پرورش بدان
رگ رگست این آب شیرین و آب پر نمک
در خلایق می‌رود تا نفخ صور[۳۰][۳۱]


کتاب شناسی
از نفخ صور تا لحظه‌ی حضور(تعبیر و تفسیر نشانه‌ها ۵۱تا ۵۳ سوره یس) سلسله مباحث تفسیری سید محمد ضیاء آبادی، نشر دهنده موسسه بنیاد خیریه الزهرا (س)، طهران ۱۳۸۶ش. [۳۲]
نفخ صور یا این که فریاد مرگ و معاش نوشته محمدمهدی آهنگر کاویانی، در اين کتاب که با نگاه ادبی و تفسير آيات مرتبط با موضوع نفخ صور نگاشته گردیده است درین کتاب افزون بر تبیین مسائل پيرامون نفخ صور به تجزيه و ترکيب آيات مرتبط نیز نيز پرداخته شد‌ه‌است.تاریخ تکثیر کتاب ۱‍۳۹۸ش. میباشد.[۳۳]
تا ابد معاش: تفصیل روایات کتاب المعاد بحار الانوار: نفخ صور نوشته محمدرضا عابدینی، متفحص :محمدجعفر مصلحی و مهران معدنی پور، دفتر کار تکثیر معارف (متعلق به بنیان نمایندگی جایگاه رهبری در دانش گاه) ، قم ۱۴۰۲ش.[۳۴]
سرانجام بشر: اوضاع برزخ، رجعت و نفخ صور، نويسنده : خوب ، مسعود - ويراستار : رامین باباگل‌زاده،
نشر دهنده محل کار تکثیر معارف (متعلق به بنیان نمایندگی منزلت رهبری در کالج)، قم ۱۴۰۱ش.[۳۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 11:03


حدیث درست
حدیث درست، روایتی که سلسله مدرک آن از روش راویانی ثقه (قابل متکی بودن) و امامی مذهب به معصوم(ع) رسد. این اصطلاح نزد فقهای پیش از قرن هشتم هجری قمری به حدیثی گفته میشد که باور داشتند از معصوم(ع) صادر گردیده است. برخی برای تعریف و تمجید درست، قیدهایی مانند: عدم شُذوذ، عدمِ عِلَّت، ملاقات راوی با مَرویّ عنه(راوی ابتدا) را برشمرده‌اند. درست، به اعتبار مراتبش به أعلی، أوسط و أدنی تقسیم شد‌ه‌است. از آن جا که میان احادیث مو جود، روایات نادرستی هم وجود دارااست، عالمان فقاهتی بر پایه ی اصول و قانون ها عقلانی و دینی برای تشخیص حدیث قابل پشت گرمی که مبنای کار باشد، دو دانش رجال و درایه را سازه گذاشته‌اند. با یاری دانش رجال، مدرک روایات و راویان آن گزینه پژوهش قرار میگیرد و درجۀ اعتبار مدرک حدیث معلوم می شود و به حدیث درست، حدیث موثق، حدیث حَسَن، حدیث توانمند و حدیث ضعیف تقسیم تشریفات مشهد می گردند.

درست مُضاف، حدیثی میباشد که گواهی آن تا فردی که حدیث از او نقل میشود، درست میباشد، در صورتی‌که چه سلسله گواهی از آن فرد تا معصوم، درست نباشد، چه مُرسَل باشد یا این که جداازهم یا این که غیر آن دو. در مقابل خبر درست، خبر ضعیف جای دارد؛ یعنی حدیثی که مختصات حدیث درست، حدیث حسن و حدیث موثق را ندارد یااینکه راویان آن جنایتکار به دروغگویی یا این که عقائد انحرافی می‌باشند.

تعریف و تمجید
تعریف و تمجید حدیث درست نزد قدما و متاخرین مختلف میباشد، از حیث قدما حدیثی که از هر منش ممکن باور به صدور آن از معصوم(ع) را داشته باشیم، حدیث درست میباشد و فرقی نمی‌نماید این باور از روش اعتقادوباور باشد یا این که گمان و اینکه از وثاقت راوی اثبات خواهد شد یا این که قرائن دیگر.[۱] البته تعریف و تمجید حدیث درست نزد متاخران روایتی میباشد که سلسله مدرک آن به وسیله راویانی عادل و شیعه دوازده امامی در آحاد طبقات به معصوم متصل شود.[۲] نزد قدما، خبر به مورد قبول و غیر مورد قبول تقسیم می گردد و تقسیم حدیث به درست، حسن، مُوَثَّق و ضعیف در طی علامه حلی(درگذشت: ۷۲۶ق.) یا این که مدرس وی سید بن طاووس پدید آمد. سه عهد نخستین درست، حسن و موثق، نزد قدما خبر مورد قبول شمرده می شود.[۳]

برخی عالمان قیدهای دیگری نیز به تمجید اضافه کرده‌اند:

علما اهل سنت[۴] و عده ای از امامیه، [۵] قید عدم شُذوذ و عدم عِلَّت (ضعف و بیماری) را در تعریف و تمجید، اضافه کرده‌اند. منظور از شذوذ ماجرا مغایر مشهوری میباشد که به وسیله راوی ثقه قصه گردیده باشد؛ و مراد از انگیزه، عبارت میباشد از عیب غیر آشکاری که موجب ضعف حدیث خواهد شد، به عنوان مثال گواهی در ظواهر متصل به معصوم میباشد اما با تمرکز پر‌نور می گردد در مدرک افتادگی وجود داراست.
برخی مانند بخاری در درست، ملاقات راوی را با مَرویّ عنه(راوی در آغاز) نیز شرط درستی دانسته‌اند، البته این شرط نزد مُسلم و سایرافراد از اهل سنت و نیز نزد امامیه دارای اعتبار وجود ندارد.
شافعی و سخاوی و به تاسی از آن‌ها عده دیگری از پیشوایان اهل سنت، مذهب خاصی را شرط قبول قصه ندانسته و احادیث ثقات مذهب ها را قبول دارا‌هستند[۶] خطیب بغدادی از علی بن مدینی (از پیشوایان حدیث اهل سنت) نقل می‌نماید که می‌اظهار کرد: در حالتی که حدیث اهل کوفه را به دلیل تشیع رد کنیم، کتاب‌های حدیث از دربین می‌رود.[۷][یادداشت ۱]
حجیت خبر درست
حدیث درست یکی اقسام خبر واحد میباشد و بین گونه های احادیث در شایسته ترین رتبه اعتبار و حجیت میباشد و علما بنابر حیث حجیت خبر واحد حکم به حجیت خبر درست داده‌اند.[۸] ولی این حجیت خبر درست نزد علما در حالتی‌که پذیرفته میباشد که با مضمون قرآن و سنت و اجماع علما مخالف نباشد و علما از آن اعراض نکرده و یا این که خبر دیگری که کارکشته خیس از آن میباشد تعارض نداشته باشد.[۹] روایاتی نیز از معصومین(ع) در رد احادیثی که مخالف قرآن میباشد نقل شد‌ه‌است.[۱۰]

گونه های حدیث درست
درست، به اعتبار مراتب سه نوع میباشد: حديث صحيح نزد متأخران به:

درست اعلا: اتصاف همگی راویان به وثاقت، به دانش یا این که به شهیدشدن دو عادل باشد.
درست اوسط: اتصاف به وثاقت یک نفر یا این که تمامی راویان گواهی حدیث، به عهدوپیمان یک عادل شکل گیرد.
درست ادنی: اتصاف سابق الذکر به ظن اجتهادی تحقق یابد.[یادداشت ۲] تقسیم می گردد.[۱۱]
مراتب درست نزد اهل سنت براین اساس میباشد:

حدیثی که با وجود حالت صدق در هر دو درست (درست بخاری و درست مسلم) آمده باشد و معمولا اینگونه حدیثی را متفق علیه و درست اَعْلیٰ می‌نامند.
حدیثی که تنها در درست بخاری مذکور باشد.
حدیثی که فقط در درست مسلم آمده باشد.
حدیثی که دارای شرایط شیخین (بخاری و مسلم) باشد، البته در صحیحین بیان نشده باشد.[۱۲]
حدیث درست مضاف
درست مُضاف، حدیثی میباشد که گواهی آن تا فردی که حدیث از او نقل می‌گردد، درست باشد، گر چه سلسله مدرک از آن فرد تا معصوم(ع)، درست نباشد، چه مُرسَل باشد یا این که جداازهم یا این که غیر آن دو، از جمله گفته خواهد شد: صحیحة ابن ابی عُمیر عن رجل عن ابی عبدالله (ع).[۱۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 13
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 11:34


بینش‌های اصلی کلامی
شیعه‌ها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمانها در اصول آیین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم دارا هستند که آن‌ها‌را از همگی اهل‌سنت یا این که برخی از آنان متمایز می‌نماید. آن باورها پیشین از دو قضیه امامت و مهدویت، عبارت‌میباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل تشریفات مشهد و شفاعت.

عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی می دانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی بدین معنی میباشد که اَعمال با جدا‌حیث از اینکه معبود به نیکی یا این که بدی آن‌ها حکم نماید، به‌نظر عقلی به عالی و بد تقسیم می شوند.[۸۳] این صحبت برخلاف نگرش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی میگویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ براین اساس هرچه معبود به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]

عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو طریقه «تعطیل» و «تشبیه» جای‌دارد که او‌لین میگوید هیچ صفتی را نباید به خداوند نسبت اعطا کرد و دیگری معبود را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه می‌نماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه می‌قدرت بعضی از صفات مثبت را که درباره ی مخلوقات به‌فعالیت می‌رود، به آفریدگار نسبت بخشید، ولی نباید او‌را در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] به عنوان مثال می بایست ذکر کرد به عبارتی‌طور که آدم دانش و توان و حیات دارااست، آفریدگار نیز از این صفات شامل است، البته دانش و اقتدار و حیات خدا، مانند دانش و توان و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]

طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، آدم خیر آن‌سیرتکامل که معتزله فکر می کنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنان‌که اهل‌حدیث می گویند، به طور کاملً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در ایفا‌دادن افعالش تفویض داراست، البته عزم و قدرتش غیروابسته وجود ندارد و به عزم پروردگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعه‌ها، زیدیان مانند معتزله می‌اندیشند.[۹۱]

متکلمان شیعه برخلاف اهل‌سنت،[۹۲] اعتقاد و باور ندارند که تمامی صحابه فرستاده عادل‌اند[۹۳] و میگویند صِرف مصاحبت با نبی استدلال عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]

به‌جز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعه‌ها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمه‌دیدن از جانب معارضان سبب گردد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]

توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بوده‌میباشد، نزد شیعه منزلت اساسی‌تری دارااست.[۹۷] شیعه ها برخلاف بعضی از اهل‌سنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به خداوند، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] به‌گفته روضه خوان موثر خواسته از شفاعت این میباشد که نبی و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و آفریدگار به‌واسطه شفاعت آن‌ها اکثری از گناهکاران را نجات میدهد.[۱۰۱]

فقه
نوشته‌علمیٔ اساسی: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد تمامی شیعه‌ها، به‌تیتر دو منبع اساسی احکام فقهی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] ولی آن‌ها در موضوع طرز به کار گیری از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلاف‌حیث دارا هستند.

بیشتر شیعه ها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهل‌سنت، علاوه‌بر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] ولی اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تبعیت از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام دینی را می بایست به‌شکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]

زیدیه درباره ی سنت، صرفا اخلاق و رفتار و گفتار رسول را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهل‌سنت همانند صِحاح سِتّه برگشت می‌نمایند؛[۱۰۵] البته امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده‌ میباشد، از منابع فقه به‌شمار میاورند.[۱۰۶]

همینطور زیدیه مانند اهل‌سنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت می دانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعه‌هاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضی از احکام اختلافی در بین امامیه و اهل‌سنت، فتوای شیعه ها را برگزیده‌اند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و بیان کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]

در ارتباط وصلت موقت هم که از مسائل اختلافی در میان امامیه و اهل‌سنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهل‌سنت موافق‌اند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی می دهند.[۱۱۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 74
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 10:49


چهار مرغ ابراهیم
چهار مرغ ابراهیم یا این که چار مرغ، ماجرا چهار پرنده‌ای میباشد که ابراهیم رسول آن‌ها را کُشت تا زنده‌شدن آنان را مشاهده نماید. این داستان در قرآن در آیه ۲۶۰ سوره بقره بیان شده و از حادثه ها خارق‌العاده در معاش حضرت ابراهیم(ع) شمرده شد‌ه‌است. در‌این قصه، حضرت ابراهیم چهار پرنده را ذبح و با هم ترکیب کرد و بر فراز یکسری کوه قرار بخشید. بعد از آن آن ها را فرا خواند، آن‌ها زنده شدند و به سوی وی آمدند. بعضی از دوست داران انکار اعجاز، این روایت را تمثیلی دانسته‌اند. درباره این که چهار پرنده از کدام نوع طیوران بوده‌اند، لحاظ تشریفات مشهد واحدی نیست.

اصل روایت
روزی حضرت ابراهیم(ع) از کنار دریایی می‌سپری شد. مرداری را روءیت کرد که یه خرده از آن باطن آب و یه خرده در بی آبی قرار داشت و طیوران و حیوان ها دریا و بی آبی از دو سو آن را طعمه خویش قرار داده‌اند و حتی گاهی بر راز آن با یکدیگر مشاجره می‌کردند. دیدن این چشم انداز، حضرت ابراهیم(ع) را به تامل چگونگی زنده شدن مردگان بعد از مرگ انداخت.
وی تامل می کرد: چنانچه نظیر این واقعه برای جسد انسانی صورت دهد و تن وی جزء تن جان داران دیگر گردد، مسأله رستاخیز که بایستی با همین تن جسمانی شکل گیرد، چه‌طور شود؟! در آیه ۲۶۰ سوره بقره آمده میباشد: (به خیال بیاور! زمانی را که ابراهیم(ع) ذکر کرد: خدایا به اینجانب نشانه ده، چه گونه مردگان را زنده میکنی) پروردگار فرمود: آیا ایمان نیاورده‌ای؟ وی در پاسخ پهنا کرد: بله، ایمان آورده‌ام البته میخواهم قلبم وقار یابد.
آفریدگار به حضرت ابراهیم(ع) فرمود: هم اکنون که اینگونه میباشد چهار نوع از مرغان را تعیین کن! و آن‌ها‌را بعداز ذبح کردن، قطعه قطعه کن و در هم بیامیز! آن‌گاه بر هر کوهی قسمتی از آن را قرار بده! آنگاه آن‌ها‌را بخوان! تخت گاز به سوی تو می آیند و بدان آفریدگار قادر و حکیم میباشد.
ابراهیم(ع) این فعالیت را کرد، و آن ها را صدا زد، درین هنگام اجزای دور از هم هریک از مرغان، غیروابسته و انباشته شده و به هم آمیختند و معاش را از رمز گرفتند[۱] [۲]

نوع مرغان
این چهار مرغ از چهار نوع متفاوت از پرنده ها بوده‌اند، که از جهات متعدد با هم اختلاف فراوان داشتند. مفسران، درباره نوع آن ها اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند. ولی احادیث و اهل سنت درباره طاووس از چهار پرنده ذکر شده در آیه، متفق بوده و در انتخاب سه پرنده دیگر از خروس، کبوتر و کلاغ، عقاب، مرغابی، هدهد، شترمرغ و ... اختلافاتی چشم می‌گردد.[۳]

امام درستگو(ع)فرمود:این چهار مرغ، طاووس، خروس، کبوتر و کلاغ بوده‌اند.[۴]

برخی از محققان آنان را مظهر روحیات و صفات متفاوت آدم‌ها میدانند. طاووس مظهر عرض‌اندام، زیبایی و تکبر، خروس مظهر تمایلات شدید جنسی، کبوتر مظهر لهو و لعب و بازیگری، و کلاغ مظهر آرزوهای بدور و دراز![۵]

مولوی در مثنوی معنوی، محل کار پنجم، قسمت دوم در تعبیر و تفسیر آیه «فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیکَ» می سراید:

رمز ببر این چهار مرغ زنده را
سرمدی کن خُلق ناپاینده را
بط و طاووس میباشد و زاغ میباشد و خروس
این نمونه چهار خُلق اندر نفوس
بط حرص میباشد و خروس آن شهوت میباشد
جاه زیرا طاووس و زاغ اُمنیت میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 268
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 269
  • بازدید ماه : 515
  • بازدید سال : 2570
  • بازدید کلی : 24160
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی