بینشهای اصلی کلامی
شیعهها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمانها در اصول آیین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم دارا هستند که آنهارا از همگی اهلسنت یا این که برخی از آنان متمایز مینماید. آن باورها پیشین از دو قضیه امامت و مهدویت، عبارتمیباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل تشریفات مشهد و شفاعت.
عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی می دانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی بدین معنی میباشد که اَعمال با جداحیث از اینکه معبود به نیکی یا این که بدی آنها حکم نماید، بهنظر عقلی به عالی و بد تقسیم می شوند.[۸۳] این صحبت برخلاف نگرش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی میگویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ براین اساس هرچه معبود به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]
عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو طریقه «تعطیل» و «تشبیه» جایدارد که اولین میگوید هیچ صفتی را نباید به خداوند نسبت اعطا کرد و دیگری معبود را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه مینماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه میقدرت بعضی از صفات مثبت را که درباره ی مخلوقات بهفعالیت میرود، به آفریدگار نسبت بخشید، ولی نباید اورا در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] به عنوان مثال می بایست ذکر کرد به عبارتیطور که آدم دانش و توان و حیات دارااست، آفریدگار نیز از این صفات شامل است، البته دانش و اقتدار و حیات خدا، مانند دانش و توان و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]
طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، آدم خیر آنسیرتکامل که معتزله فکر می کنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنانکه اهلحدیث می گویند، به طور کاملً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در ایفادادن افعالش تفویض داراست، البته عزم و قدرتش غیروابسته وجود ندارد و به عزم پروردگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعهها، زیدیان مانند معتزله میاندیشند.[۹۱]
متکلمان شیعه برخلاف اهلسنت،[۹۲] اعتقاد و باور ندارند که تمامی صحابه فرستاده عادلاند[۹۳] و میگویند صِرف مصاحبت با نبی استدلال عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]
بهجز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعهها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمهدیدن از جانب معارضان سبب گردد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]
توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بودهمیباشد، نزد شیعه منزلت اساسیتری دارااست.[۹۷] شیعه ها برخلاف بعضی از اهلسنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به خداوند، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] بهگفته روضه خوان موثر خواسته از شفاعت این میباشد که نبی و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و آفریدگار بهواسطه شفاعت آنها اکثری از گناهکاران را نجات میدهد.[۱۰۱]
فقه
نوشتهعلمیٔ اساسی: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد تمامی شیعهها، بهتیتر دو منبع اساسی احکام فقهی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] ولی آنها در موضوع طرز به کار گیری از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلافحیث دارا هستند.
بیشتر شیعه ها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهلسنت، علاوهبر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] ولی اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تبعیت از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام دینی را می بایست بهشکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]
زیدیه درباره ی سنت، صرفا اخلاق و رفتار و گفتار رسول را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهلسنت همانند صِحاح سِتّه برگشت مینمایند؛[۱۰۵] البته امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده میباشد، از منابع فقه بهشمار میاورند.[۱۰۶]
همینطور زیدیه مانند اهلسنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت می دانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعههاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضی از احکام اختلافی در بین امامیه و اهلسنت، فتوای شیعه ها را برگزیدهاند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و بیان کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]
در ارتباط وصلت موقت هم که از مسائل اختلافی در میان امامیه و اهلسنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهلسنت موافقاند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی می دهند.[۱۱۱]
بینشهای اصلی کلامی
شیعهها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمانها در اصول آیین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم دارا هستند که آنهارا از همگی اهلسنت یا این که برخی از آنان متمایز مینماید. آن باورها پیشین از دو قضیه امامت و مهدویت، عبارتمیباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل تشریفات مشهد و شفاعت.
عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی می دانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی بدین معنی میباشد که اَعمال با جداحیث از اینکه معبود به نیکی یا این که بدی آنها حکم نماید، بهنظر عقلی به عالی و بد تقسیم می شوند.[۸۳] این صحبت برخلاف نگرش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی میگویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ براین اساس هرچه معبود به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]
عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو طریقه «تعطیل» و «تشبیه» جایدارد که اولین میگوید هیچ صفتی را نباید به خداوند نسبت اعطا کرد و دیگری معبود را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه مینماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه میقدرت بعضی از صفات مثبت را که درباره ی مخلوقات بهفعالیت میرود، به آفریدگار نسبت بخشید، ولی نباید اورا در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] به عنوان مثال می بایست ذکر کرد به عبارتیطور که آدم دانش و توان و حیات دارااست، آفریدگار نیز از این صفات شامل است، البته دانش و اقتدار و حیات خدا، مانند دانش و توان و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]
طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، آدم خیر آنسیرتکامل که معتزله فکر می کنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنانکه اهلحدیث می گویند، به طور کاملً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در ایفادادن افعالش تفویض داراست، البته عزم و قدرتش غیروابسته وجود ندارد و به عزم پروردگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعهها، زیدیان مانند معتزله میاندیشند.[۹۱]
متکلمان شیعه برخلاف اهلسنت،[۹۲] اعتقاد و باور ندارند که تمامی صحابه فرستاده عادلاند[۹۳] و میگویند صِرف مصاحبت با نبی استدلال عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]
بهجز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعهها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمهدیدن از جانب معارضان سبب گردد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]
توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بودهمیباشد، نزد شیعه منزلت اساسیتری دارااست.[۹۷] شیعه ها برخلاف بعضی از اهلسنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به خداوند، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] بهگفته روضه خوان موثر خواسته از شفاعت این میباشد که نبی و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و آفریدگار بهواسطه شفاعت آنها اکثری از گناهکاران را نجات میدهد.[۱۰۱]
فقه
نوشتهعلمیٔ اساسی: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد تمامی شیعهها، بهتیتر دو منبع اساسی احکام فقهی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] ولی آنها در موضوع طرز به کار گیری از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلافحیث دارا هستند.
بیشتر شیعه ها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهلسنت، علاوهبر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] ولی اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تبعیت از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام دینی را می بایست بهشکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]
زیدیه درباره ی سنت، صرفا اخلاق و رفتار و گفتار رسول را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهلسنت همانند صِحاح سِتّه برگشت مینمایند؛[۱۰۵] البته امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده میباشد، از منابع فقه بهشمار میاورند.[۱۰۶]
همینطور زیدیه مانند اهلسنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت می دانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعههاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضی از احکام اختلافی در بین امامیه و اهلسنت، فتوای شیعه ها را برگزیدهاند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و بیان کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]
در ارتباط وصلت موقت هم که از مسائل اختلافی در میان امامیه و اهلسنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهلسنت موافقاند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی می دهند.[۱۱۱]

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود