loading...

???? ???? ???????

بازدید : 51
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 13:44


مبتلا شدن بعضا از صحابه که منکر این حدیث بودند به بیماری‌های لاعلاج
نقل می‌نمایند که بعضی از صحابه که شاهد ماجرای غدیر بودند و از شهیدشدن‌دادن به آن دوری کردند، به نفرین اهل بیت در گیر و مریض شدند. مثلا، انس بن صاحب به بیماری بَرَص در گیر شد؛[۱۳۹][۱۴۰] زید بن ارقم[۱۴۱] و اشعث بن قیس[۱۴۲] نابینا شدند. این مقاله نماد دهنده این میباشد که جریان آن رخداد موضوع‌ای اصلی‌خیس از اعلام دوستی و امداد حضرت علی (ع) بوده میباشد که هم آن‌ها انکار می‌کردند و هم اهل بیت (ع) آن‌ها را مستحق نفرین خویش تشریفات مشهد می‌دانستند.[۱۴۳]

نزول آیه تبلیغ:
نوشته‌علمیٔ اساسی: آیه تبلیغ
آیه ۶۷ سوره مائده که بنابر احادیث[۱۴۴][۱۴۵] و حیث برخی مفسران[۱۴۶][۱۴۷] در حجة الوداع و فی مابین خط مش مکه و مدینه نازل گردیده‌است، تبلیغ امری اساسی را بر دوش نبی (ص) گذارد که هم‌سنگ رسالت ۲۳ ساله وی بوده میباشد؛ چنان‌که در‌صورتی‌که وی آن مقاله را به عموم اعلام نمی کرد، بیان کننده رسالتش را اعمال نداده بود. ولی این مأموریت خطرهایی را پیرو خواهد داشت که خدا ذمه ‌دار تامین از آن گردیده است. تأکیدات و پیشنهاد‌هایی که در‌این آیه وجود دارااست، آرم می دهد کاری که وی می بایست اعمال می‌بخشید، اعلام ولایت علی (ع) به عموم بوده میباشد[۱۴۸][۱۴۹] و این حیث ابن‌عباس، براء بن عازب و محمد بن علی میباشد.[۱۵۰]

در مقابل بعضا معتقدند که منظور از این مأموریت، ذکر اموری زیرا حکم قصاص و رجم، حکم وصلت با همسر فرزند خوانده‌اش زید، حکم وجوب جهاد یا این که ذکر عیب یهودیان و قریش یا این که ذکر عیب‌های بتهای مشرکان بوده میباشد.[۱۵۱] ولی با دقت به مطالبی که ذکر شد، خطا این نظرها مشخص و معلوم می‌گردد.

نزول آیه اکمال آیین:
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: آیه اکمال

آیه اکمال از آیه‌ها مرتبط با جریان غدیر خم
پس از اتمام خطبهٔ فرستاده (ص)، آیه ۳ سوره مائده نازل شد.[۱۵۲] این مقاله، نشانه‌دهنده خصوصیت‌هایی برای این روز میباشد. مأیوس‌شدن کافران از آئین اسلام، بی نقص‌شدن معارف آئین، مجموع شدن نعمت معبود و رضایت معبود به اینکه اسلام آئین آخری عموم باشد.[۱۵۳][۱۵۴]

این آیه، به تعبیروتفسیر برخی، واپسین فریضه در اسلام را خاطرنشان کرد و آن گاه، فرمان واجب دیگری ذکر نشده میباشد.[۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷] رسول (ص) نیز بعد از نزول این آیه، ثنا و تشکر آفریدگار را به خیال بدون نقص‌شدن آئین به مکان آورد.[۱۵۸] با دقت به اینکه در آن مجال حکمی باقی نمانده بود که بدون نقص‌کننده آیین و مأیوس‌کننده کفار باشد، اعلام ولایت حضرت علی (ع) صرفا مورد‌ای بود که کل این مختصات را داشتِ[۱۵۹] به عبارتی‌طور که در تعدادی ماجرا به‌این قضیه اشاره گردیده است.[۱۶۰]

در مقابل این طریقه، جمع‌ای معتقدند بدون نقص‌شدن آئین به خیال بدون نقص‌شدن شریعت و احکام آئین بابیان احکامی بوده که احتیاج آیندگان را نیز برطرف کرده و نیازی به وارد شدن آیین نو وجود ندارد.[۱۶۱]

به نظریه شیعه ها این قضیه صحیح وجود ندارد و بدون نقص‌شدن احکام ربطی به مأیوس‌شدن کفار از ارتداد و برگشت مسلمان‌ها به شرک ندارد؛ به این دلیل که اکثری از آن ها امیدوار بودند با از دنیارفتن فرستاده به گذر زمان فرصت آئین وی هم فراموش گردد؛ ولی اعلام جانشین برای نبی، آن‌ها‌را از این امید مأیوس کرد.[۱۶۲] به علاوه قوت ظاهری اسلام در روز فتح مکه ظواهر شد، خیر در سال دهم هجری که رخداد غدیر خم رخداد؛ به این ترتیب بدون نقص‌شدن آیین، به خیال و خاطر نمایان‌شدن قوت ظاهری اسلام در‌این روز وجود ندارد.[۱۶۳]

آیه‌ها ابتدایی سوره معارج:
بعد از آنکه رسول (ص)، قضیه ولایت علی(ع) را به عموم خاطرنشان کرد، فردی به اسم نعمان بن حارث فهری نزد وی آمد و با شرایط اعتراض به نبی (ص) اعلام کرد: ما‌را به توحید و قبول رسالتت و اجرا جهاد و حج و روزه و نماز و زکات فرمان کردی؛ ماهم قبول کردیم. ولی بدین مقدار راضی نشدی تا اینکه این جوان را منصوب کردی و اورا البته ما قرار دادی. آیا این اعلام ولایت از حیطه خودت بود یا این که از سوی پروردگار؟ به محض اینکه حضرت به وی فرمود که از حیطه معبود میباشد، با موقعیت انکار از آفریدگار خواست که در صورتی‌که این حکم از جانب اوست، سنگی از عرش بر سرش فرود آید. در‌این هنگام سنگی از افق بر سرش فرود آمد و در دم جان ناکامی. درین هنگام نشانه‌ها ابتدایی سوره معارج نازل شد:[۱۶۴]

سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع (ترجمه:سؤال‌کننده‌ای درخواست عذابی کرد که واقع شد.)[۷۰–۱]

به یقین شیعه‌ها، این فرد از حدیث چیزی جز اعلام خلافت و مالک‌ازروی میل علی (ع) بعداز فرستاده‌الله نفهمیده میباشد. در صورتی خواسته از این خطبه، دعوت عموم به دوستی حضرت علی (ع) بود، معنی نداشت که آن فرد از این دستور اندوهگین گردد و نیز اینگونه مجازاتی برایش به‌دنبال داشته باشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 56
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 16:47


پاکستان، کشوری میباشد با نظام سیاسی جمهوری اسلامی و با جمعیت اکثریت مسلمان در جنوب آسیا که در سال ۱۳۲۶ش/ ۱۹۴۷ میلادی، پیرو استقلال طلبی مسلمانها و طلاق از مملکت هند تشکیل شد. عموم این میهن از اقوام زیادی تشریفات مشهد ساخته شده‌اند.

شیعه‌ها در میهن پاکستان، حدود ۲۰ درصد از آحاد جمعیت این مرزو بوم را تشکیل میدهند. شیعه ها در سراسر این کشور متفرق‌اند و بخش اعظمی از شهرها و روستاهای ایالات پاکستان دارنده جمعیت شیعه میباشد. با دقت به رویه غیر فرقه‌ای حکومت پاکستان، محدودیتی برای شغل شیعه ها در سیاست وجود نداشته و بخش اعظمی از سیاستمداران و سران نظامی این میهن از شیعه ها بوده‌اند. خلال این، کار‌ سیاسی شیعه‌ها در پوسته سازمان‌های شیعی با نام و نشان مذهبی نیز جریان داشته میباشد. ناحیههای علمیه و نهاد های آموزشی و فقاهتی شیعی، یادگرفتن شیعه‌ها را بر ذمه دارا‌هستند. در دهه‌های اخیر خشونت‌های فرقه‌ای علیه شیعه‌ها به کشتار و آزار آنها در پاکستان سبب ساز گردیده است.

جغرافیای طبیعی و انسانی

مساحت پاکستان ۷۹۶,۰۹۵ کیلومتر مربع میباشد و دارنده ۶,۷۷۴ کیلومتر مرز از شمال و غرب با افغانستان، از جنوب غرب با کشور‌ایران، از شمال شرقی با چین و از شرق و جنوب شرق با هند میباشد و از جنوب به اقیانوس هند رویکرد داراست.

جمعیت پاکستان بر طبق سرشماری سال ۲۰۱۱-۲۰۱۲ میلادی درین مرز و بوم ۱۸۰/۷ میلیون بدن بوده میباشد[۱] و در سال ۲۰۲۲ میلادی، ۲۴۲٬۹۲۳٬۸۴۵ بدن گردیده‌است[۲] و‌ از لحاظ جمعیت پنج‌مین مرزو بوم عالم میباشد. مجموعه‌های عمده قومی پاکستان عبارتند از پنجابی، سندی، پشتون،‌ بلوچی و مهاجر. گویش قانونی این سرزمین اردو میباشد و انگلیسی کاربرد زیاد دارااست. لهجه‌های پنجابی، سندی، ساراکی، پشتو، بلوچی، هندکو و براهویی رایج‌ترین گویش‌های این کشوراند.

تاریخ سیاسی

نقشه سیاسی پاکستان
استقلال از هند
مرزوبوم پاکستان در سال ۱۹۴۷م./۱۳۲۷ش. با طلاق از هند موجودیت مستقلی یافت. استقلال پاکستان ریشه در مبارزات مسلمان ها هند از زمانه قیام سیداحمد خان در سال ۱۲۷۴ش/۱۸۵۷م داشت. مبارزات مسلمان ها هند وقتی پیشرفت بیشتری یافت که ملی‌گرایی هندی در اواخر سده هجدهم و اوایل سده نوزدهم میلادی با دفاع بریتانیا که مسلمانها را ادله اساسی کودتا‌های آزادی‌خواهانه هندیان می‌دانست، شدت بیشتر یافت. در سال ۱۲۸۵ش/۱۹۰۶م حزب «مسلم لیگ سراسر هند» برای پی‌گیری مراد‌های مسلمان‌ها تشکیل شد و با برآورده نشدن این مراد‌ها طرح استقلال مسلمانها از سوی این حزب مطرح شد. استقلال‌خواهی مسلمان ها با سر کردگی محمد علی جبهه بر مسلم لیگ وارد مرحله جدید‌ای شد، مرحله‌ای که به استقلال این مرزوبوم در سال ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷م انجامید. در‌این فرصت پاکستان به طور یکی اعضای جامعه مشترک المنافع بریتانیا باقی ماند. درپی طلاق پاکستان و تضارب‌های شدید هندو‌ها و مسلمان ها، حدود هشت میلیون مسلمان از هند به پاکستان مسافرت کردند.[۳]

اولیه قانون اساسی کشور این مملکت در ۱۳۳۵ش/۱۹۵۶م نگاشته شد. بعداز این تاریخ نیز قانون اساسی ایران این مرزوبوم چند دفعه دستخوش تغییر‌و تحول شد.[۴] با ثبت قانون اساسی ایران پاکستان، سر گروهی عالیه انگلستان بر دولت کنسل و نظام غیروابسته جمهوری ثبت شد.[۵]

اختلافات مرزی

در سال ۱۹۷۱م./۱۳۵۰ش. در ادامه اختلافاتی ایالت بنگال با تیتر بنگلادش از پاکستان غیروابسته شد. کشمیر نیز به حوزه‌‌ گزینه اختلاف هند و پاکستان تبدیل شد. [یادداشت ۱] از آن پس کشمیر در میان هند و پاکستان تقسیم شد. در حالی‌که مملکت کشمیر ۲۲۲ هزار کیلومتر مربع مساحت دارااست بیشتر از دو سوم مساحت آن با اسم ایالت جمو و کشمیر، زیر سلطه هندوستان قرار گرفت و یک سوم آن بنام کشمیر آزاد با مساحت ۸۳۷۱۶ کیلو متر مربع پایین سلطه و حاکمیت پاکستان در آمد. [۶]

خط مرزی موسوم به خط دیورند که مرز پاکستان با افغانستان به ارتفاع ۱۶۰۰ مایل (۲۶۰۰ کیلومتر) را تشکیل میدهد و در ۱۸۹۳م از سوی حکومت بریتانیایی هند و امیر عبدالرحمن حکم کننده وقت افغانستان رقم خورده بود. بعداز استقلال هند و تجزیه آن به دو مرزوبوم در ۱۹۴۷م دولت افغانستان این خط مرزی را ملغی اعلام کرده و از آن فرصت تا کنون همواره محل اختلاف دو مرزو بوم بوده میباشد.[۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 48
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 17:08


مهدویت
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مهدویت
مهدویت را آموزه‌ای مشترک فی مابین همگی مذهب‌ها اسلامی می دانند؛[۷۶] البته این فکر در مذهب شیعه جایگاهی ویژه داراست و در احادیث، کتاب‌ها و مقاله‌ها بخش اعظمی از آن تشریفات مشهد حرف آمده‌میباشد.[۷۷]

فرقه‌های شیعه به‌رغم اشتراک‌لحاظ اصولا وجود مهدی، در جزئیات و مصداق آن اختلاف دارا‌هستند. شیعه‌ها دوازده‌امامی بر این باورند که مهدی پسر امام حسن عسکری(ع)، امام دوازدهم و به عبارتی مهدی موعود(عج) میباشد و در غایب بودن به‌راز می برد.[۷۸] اسماعیلیه محمد مکتوم پسر اسماعیل پسر امام راست گو(ع) را مهدی موعود می دانند.[۷۹] زیدیه به‌جهت آنکه قیام را از حالت امام می دانند، به انتظار و غایب بودن اعتقادوباور ندارند.[۸۰] آنان هر امامی را مهدی و مُنجی فکر می‌کنند.[۸۱]

طریقه‌های اصلی کلامی
شیعه‌ها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمان ها در اصول آئین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم دارا‌هستند که آن‌ها را از تمامی اهل‌سنت یا این که بعضا از آنان متمایز می‌نماید. آن باورها پیشین از دو موضوع امامت و مهدویت، عبارت‌میباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل و شفاعت.

عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی میدانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی به‌این مضمون‌ میباشد که اَعمال با انقطاع‌لحاظ از اینکه خداوند به خیر یا این که بدی آنان حکم نماید، به‌حیث عقلی به عالی و بد تقسیم میگردند.[۸۳] این کلام برخلاف بینش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی می گویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ به این ترتیب هرچه پروردگار به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]

عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو بینش «تعطیل» و «تشبیه» جای‌دارد که او‌لین میگوید هیچ صفتی را نباید به معبود نسبت اعطا کرد و دیگری پروردگار را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه می‌نماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه می‌قدرت بعضی از صفات مثبت را که در خصوص مخلوقات به‌فعالیت می‌رود، به معبود نسبت اعطا کرد، ولی نباید او‌را در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] مثلا می بایست اعلام‌کرد به عبارتی‌طور که بشر دانش و اقتدار و حیات داراست، خدا نیز از این صفات شامل است، ولی دانش و توان و حیات آفریدگار، مانند دانش و اقتدار و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]

طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، بشر خیر آن‌سیرتکامل که معتزله فکر می‌کنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنان‌که اهل‌حدیث میگویند، تماماً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در اجرا‌دادن افعالش سپردن داراست، ولی عزم و قدرتش غیر وابسته وجود ندارد و به عزم آفریدگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعه‌ها، زیدیان مانند معتزله می‌اندیشند.[۹۱]

متکلمان شیعه برخلاف اهل‌سنت،[۹۲] اعتقادوباور ندارند که تمامی صحابه نبی عادل‌اند[۹۳] و می گویند صِرف مصاحبت با فرستاده عامل عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]

به‌جز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعه ها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمه‌دیدن از جانب معارضان باعث خواهد شد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]

توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بوده‌میباشد، نزد شیعه رده اساسی‌تری داراست.[۹۷] شیعه‌ها برخلاف بعضی از اهل‌سنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به آفریدگار، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] به‌گفته روضه خوان موثر منظور از شفاعت این میباشد که رسول و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و معبود به‌واسطه شفاعت آن‌ها بخش اعظمی از گناهکاران را نجات می دهد.[۱۰۱]

فقه
نوشته ی علمیٔ مهم: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد همگی شیعه‌ها، به‌تیتر دو منبع اساسی احکام دینی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] البته آن‌ها در موضوع روش استعمال از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند.

بیشتر شیعه‌ها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهل‌سنت، علاوه‌بر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] البته اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تاسی از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام فقهی را بایستی به‌شکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]

زیدیه در ارتباط سنت، صرفا خوی و گفتار فرستاده را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهل‌سنت همانند صِحاح سِتّه رجوع و برگشت می‌نمایند؛[۱۰۵] ولی امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده‌ میباشد، از منابع فقه به‌شمار می آورند.[۱۰۶]

همینطور زیدیه مانند اهل‌سنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت میدانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعه‌هاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضا از احکام اختلافی در بین امامیه و اهل‌سنت، فتوای شیعه ها را برگزیده‌اند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و اعلام کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]

در ارتباط تزویج موقت هم که از مسائل اختلافی بین امامیه و اهل‌سنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهل‌سنت موافق‌اند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی میدهند.[۱۱۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:31


تفکر‌ها
وحدت یعنی دشمنی نکردن مسلمان‌ها با یکدیگر
از دید آیت‌الله خامنه‌ای وحدت به معنای یک کدام از‌شدن عقاید و مذهب‌ها اسلامی وجود ندارد، بلکه خواسته از آن این میباشد که مسلمان‌ها با هم متحد بشوند و با یکدیگر دشمنی نکنند.[۱۱] وی از شیعیانی که به اختلافات دامن می زنند به شیعه انگلیسی و از این مجموعه از اهل‌سنت به اسلام آمریکایی تعبیر و تفسیر تشریفات مشهد نموده است.[۱۲]

نبرد سیاسی، غرض مشترک امامان شیعه
نوشته‌علمیٔ اساسی: عقیده بشر ۲۵۰ ساله
آیت‌الله خامنه‌ای بر این اعتقادوباور میباشد که معاش سیاسی امامان شیعه علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، به طور کلیْ حرکتی دائمی و وقت گیر میباشد که ۲۵۰ سال ادامه پیدا کرده و کلیه آنها در راستای تحقق هدفی معلوم، یعنی پرورش و بزرگ انسانیت و ساخت جامعۀ اسلامی، البته با نحوه‌های مختلف در اکنون نزاع با معاندان روزگار خود بوده‌اند.[۱۳] از حیث وی نزاع سیاسی مهمترین خصوصیت معاش امامان شیعه در حین این ۲۵۰ سال بوده میباشد.[۱۴]

حرام و بدعت بودن قمه‌زنی
آیت‌الله خامنه‌ای
«قمه‌زنی مرتبط با آیین و یا این که یک جنبش سوگواری وجود ندارد و مطلقا بر خلاف و یک بدعت میباشد و سوای شک و تردید خدا به اجرا آن راضی وجود ندارد و من نیز از هر کس تظاهر به قمه‌زنی می‌نماید، قلباً راضی نیستم.»[۱۵]
آیت‌الله خامنه‌ای در خرداد ماه سال ۱۳۷۳ش علاوه بر سخنرانی برای گروهی از روحانیان شیعه، از بعضی از روش‌های سوگواری به‌ویژه قمه‌زنی عیب گیری کرده و آن را نوعی بدعت شمرد.[۱۶]

ارث‌بردن زن از همه اموال شوهر
از لحاظ آیت‌الله خامنه‌ای، زن از بها اموال غیرمنقول شوهر نیز ارث میبرد. وی این حیث را در سال ۱۳۸۶ش در گردآوری گروهی از زنان اعلام کرد.[۱۷] این حیث در مقابل حیث فقیهانی میباشد که معتقدند زن صرفا از اموال منقول شوهر ارث می برد.[۱۸]

تایید صلاحیت اعتکاف در غیر مسجد جامع
آیت‌الله خامنه‌ای اعتکاف در غیر مسجد جامع را به قصد رجا روا می داند. مبنی بر حیث وی در کشور‌ایران در غیرمساجد جامع نیز اعتکاف برگزار میگردد.[۱۹]

مقصود از تهاجم فرهنگی، اشراف بر ملت‌هاست
نوشته‌ی علمیٔ مهم: تهاجم فرهنگی
از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای تهاجم فرهنگی، هجومی آگاهانه از سوی اقتدار‌های استعماری برای از دربین بردن تمدن دیگر ملت‌ها و احاطه بیشتر بر آن‌هاست.[۲۰] از اولیه هشدارهای وی در زمان رهبری به تهاجم فرهنگی تخصیص داشت[۲۱] از دید وی تهاجم فرهنگی در کشور ایران از زمان رضاشاه استارت شد و انقلاب اسلامی آن را متوقف کرد. این تهاجم از مجال نبرد عراق علیه کشور‌ایران از رمز دریافت شد و معاند از این‌راه در صدد ضربه‌زدن به نظام جمهوری اسلامی میباشد.[۲۲]

حرمت توهین به مقدسات اهل‌سنت
نوشته ی علمیٔ اساسی: فتوای حرمت اهانت به مقدسات اهل‌سنت
آیت‌الله خامنه‌ای توهین به مقدسات غیرشیعیان را روا نمی‌داند.[۲۳] وی در سال ۱۳۸۹ش بعد از تکثیر سخنان یاسر الحبیب علیه عایشه همسر فرستاده(ص)، با صدور فتوایی توهین به مقدسات و بزرگان بقیه مذهب ها به عنوان مثال همسران پیامبران را حرام اظهار کرد.[۲۴]

حرمت ایجاد کرد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای
نوشته ی علمیٔ اساسی: فتوای حرمت ایجاد کرد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای
آیت‌الله خامنه‌ای ایجاد کرد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی را تهدیدی علیه بشریت و حرام میداند. فتوای وی درباره حرمت تشکیل داد و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای در جواب به ادعای اسرائیل بر پایه ی تصمیم کشور ایران بر تشکیل داد سلاح هسته‌ای مطرح شد.[۲۵] این فتوا به طور قانونی در اول «کنفرانس در میان‌المللی خلع سلاح و عدم ترویج سلاح‌های هسته‌ای» در ۱۳۸۹ش در کشور ایران خواندن شد.[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 47
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 16:25


بهلول
ابو وُهَیب بُهلول بن قدمت صیرفی یا این که صوفی (وفات ۱۹۰ق/۸۰۶م)، معروف به عالم، عاقل یا این که مجنون، اسم شخصیتی میباشد که در ادبیات عامیانه کشور‌ایران آوازه بسیار دارااست. بُهلول شیعه بود و بعضی منابع از او تحت عنوان طلبه و مرید امام درستگو(ع) تشریفات مشهد حافظه کرده‌اند.

معاش طومار

آرامگاه ابو وُهَیب بُهلول بن قدمت صیرفی
شوشتری و ابن شاکر، او را متولد کوفه در سال ۲ هجری قمری میدانند. [۱] حمدالله‌ مستوفی‌، بهلول را عموزاده هارون الرشید می‌دانست.[۲] آقابزرگ تهرانی در کتاب الذریعه، بهلول را از اصحاب امام درست گو(ع) بیان نموده است.[۳]

ابن شاکر تاریخ وفات بهلول را سال ۱۹۰ق،[۴] و صفدی سال ۱۹۲ق، بیان نموده است.[۵] به گفته عاملی در اعیان الشیعه، قبر بهلول در آرامستان شونیزیه، در سمت غربی بغداد، واقع گردیده‌است. [۶] سازه بر ادعای فرقه اهل حق، آرامگاه بهلول، در قله کوه تنگه گول در چشمه سپید بنا شده در ۱۶ کیلومتری اسلام ­آباد غرب واقع شد‌ه‌است.[۷]

شخصیت بهلول
اول گزارش‌هایی که از بهلول به دست رسیده، وابسته به نصفه نخستین قرن سوم هجری قمری میباشد که او را در حین مهدی عباسی (حک ۱۵۸-۱۶۹/۷۷۵-۷۸۵م) قرار می دهد. جاحظ (د۲۵۵ق/۸۶۹م) در اول قصه خویش،[۸] او‌را مقابل اسحاق بن صبّاح (والی حجاز در طول مهدی) قرارداده میباشد و تشیع اورا به روشنی ثابت می‌نماید. در دو ماجرا دیگر،[۹] بهلول مردی گول(=نادان و ابله) و حتیٰ خالی از نازکی جلوه می‌نماید.

بهلول در اثر ها قرن چهارم
نخست سدۀ ۴ق/۱۰م، دو داستان دیگر از به عبارتی نوع بر احادیث جاحظ افزوده می شود که گشوده بر بی‌پروایی وی در تشیع دلالت داراست.[۱۰] این خویش علامت می دهد در آن فرصت حکایات زیادی دربارۀ وی نقل گردیده‌است، به خصوص که در نقطه نهایی همین قرن، نیشابوری (د۴۰۶ق/۱۰۱۵م) کتابی با تیتر عُقلاءالمَجانین نگاشت و در آن بابی را[۱۱] به بهلول تخصیص بخشید، درین باب ۲۰ داستان ـ که گاه با شعر هم پا می‌باشد ـ و نیز ۸۰ قطعه شعر غیر وابسته آمده‌میباشد:

در‌این احادیث، او گاه کم عقل سرگردانی میباشد (ظاهراً مدام در کوفه) که خردسالان کوی و برزن به آزارش میپردازند؛[۱۲] در ۴ داستان، با خلیفه هارون واکنش می‌نماید،[۱۳] و در عین دیوانگی (بر چوبی سوار میباشد) اورا چنان پندهایی می دهد که بغض گلوی خلیفه را می گیرد.[۱۴] در اینجا، مضمونِ حدوداً جهانی «بیزاری فیلسوف از شاه» مجدد تکرار گردیده است و یک توشه نیز[۱۵] پند او‌را حدیثی نبوی (با بیان ورقه ها) کمال میبخشد.

اندک مدتی بعد از نیشابوری، آبی‌رنگ (د ۴۲۱ق/۱۰۳۰م) در کتاب نَثرُ الدُّرَر، روایاتی دربارۀ بهلول نقل می‌نماید[۱۶] که ۹ تای آنها ـ با اندکی اختلاف ـ در عقلاءالمجانین نیز آمده میباشد. ولی قصه آبی رنگ فضای زاهدانه و گاه صوفیانه را از دست داده و به ماجرا‌های مسخره و گاه مبتذل تبدیل گردیده است.

بهلول در اثر ها قرن پنجم
از قرن ۵ به آنگاه، کتاب‌هایی که از بهلول خاطر کرده‌اند، هر یک بر یکی‌از جنبه‌های شخصیت وی توکل می‌نمایند. راغب،[۱۷] ابن جوزی[۱۸] و آن گاه‌ها دلیل الدین وطواط (د ۷۱۸ق/۱۳۱۸م) در غررالخصائص[۱۹] در وجود بهلول، جز شخصیتی گول(=نادان و کودن) و خنده آور نمی‌بینند. صوفیانی زیرا مستملی (د ۴۳۴ق) نیز در گستردن التعرف،[۲۰] اورا نشان فرزانه‌ای که عموم سخنانش را درنمی‌یابند، پنداشته‌اند. ابن عربی بابی با اسم «بهالیل» باز و شیوۀ آن را «بَهْلَلَة» خوانده میباشد.[۲۱] در همین مجال، در اثر ها صوفیان اهل ایران نیز از بهلول تحت عنوان شخصیتی فقید و حاضرجواب حافظه گردیده‌است.[۲۲] در قرن بعد از آن، یافعی[۲۳] قصه‌های مرتبط با اورا طاقت فرسا توسعه داده و به آن ها رنگی به طور کاملً صوفیانه بخشیده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 16:15


نحوه تألیف
ابن‌عساکر، به‌تیتر یک محدث، در تاریخ‌نگاری از طریق محدثان تاسی کرده و تاریخ مدینة دمشق را با بیان سندها و خبرها به‌شکل بزرگ ارائه می‌نماید.[۸۷] به همین برهان اورده شده، جنبه حدیثی کتابش بر جنبه تاریخی آن برتری دارااست.[۸۸] اورده شده او در طرز نوشتاری خویش به صورت خاص از کتاب تاریخ بغداد تقلید کرده[۸۹] و داده ها آن را از مشایخ بغداد و دمشق عده‌آوری نموده است.[۹۰] ابن‌عساکر، ضمن ارائه داده ها به‌شکل مستند، به جزئیات، مانند اسم یا این که تاریخ وفات، و همینطور تعدد قصه‌ها اعتنا ویژه‌ای داشت. این شیوه که بر صدق خبر و جست‌وجوی واقعیت تأکید دارااست، از سنت علمای حدیث نشأت گرفته و در تمدن اسلامی رایج بوده میباشد.[۹۱] [یادداشت ۱] ابن‌عساکر و هم‌عصر‌ای‌هایش نماینده نقط ی اوج این مدل در قرن ششم هجری قمری بودند و تاریخ وی به دو قسمت ورقه ها و خبر‌ها تقسیم تشریفات مشهد میشود.[۹۲]

طرز تألیف وی منجر استقبال تاریخ‌نگاران دیگر قرار گرفت؛ به‌سیرتکامل‌ای که آورده شده ذهبی در کتاب تاریخ الاسلام از طریق او تاسی نموده است.[۹۳] اورده شده ابن‌عساکر برخلاف بخش اعظمی از مورخان دیگر، سعی داشت مطالب موردنظر خویش را در ذهن خواننده ثبت نماید. این منش سبب شد بعضا مسائل اساسی تاریخی را که از بینش وی التفات چندانی نداشتند، به‌طور زود گذر مطرح کرده و یا این که ابداً بیان نکند.[۹۴]

نحوه معرفی شخصیت‌ها
ابن‌عساکر در معرفی هر شخصیت اسم، نسب، آوازه، موطن، خصوصیت‌های سیاسی، استادان و شاگردان آن شخص را ذکر می‌نماید. آن‌گاه تنی چند از احادیث نبوی که شخص ذکر شده نقل کرده را با مدرک متصل تا فرستاده اسلام(ص) ارائه میدهد. همینطور از ایده ها بزرگان درباره آنها سود کرده و این ایده ها را نیز با گواهی بدون نقص تا گوینده بیان نموده است. در نقطه نهایی معرفی هر شخص، تاریخ وفات اورا به‌شکل مستند گزارش می‌نماید.[۹۵]

تلخیص‌ها و پایین‌ها
شخصیت‌هایی زیرا کرم بن عبدالواحد صفار، ابوشامه مقدسی، ابن‌مراد، شمس‌الدین ذهبی، ابن‌حکم کننده شهبه، ابوالفتح خطیب،[۹۶] عبدالرحمن بن اسماعیل دمشقی، حاکم جمال‌الدین محمد بن مکرم الأنصاری و روحانی بدرالدین محمود بن احمد العینی کتاب تاریخ مدینة دمشق را تلخیص کرده‌اند.[۹۷] برخی از این ورژن‌ها همچنان در کتابخانه‌های گوناگون دنیا جان دار می باشند.[۹۸] همینطور تراجم مرتبط با زنان و همینطور عثمان بن عفان نیز با استیناف سکینة الشهابی منتشر گردیده‌است.[۹۹] افزون بر این، کتاب‌هایی در مورد سیره نبوی به‌شکل مستقل بر پایه ی این تاثیر درج شده‌اند.[۱۰۰] ابن‌شداد نیز در کتاب الاَعلاق الخطیرة فی بیان امراء الشام و الجزیرة از این تاثیر سود کرده میباشد.[۱۰۱]

محققانی زیرا ابوعمرو بن حاجب، دانش‌الدین برزالی و أبویعلی بن القَلانِسی پایین‌هایی بر کتاب تاریخ دمشق نگاشته‌اند.[۱۰۲] کتاب‌هایی نیز بر طبق این کتاب تدوین گردیده‌اند که بعضا از آن ها عبارتند از:

تحفة المذکر المُنْتَقی اینجانب تاریخ ابن‌عساکر تاثیر جلال‌الدین سیوطی
المنتخب نوشته قاسم بن علی بن عساکر فرزند مؤلف
فاکهة المجالس و فکاهة المجالس از احمد بن عبدالدائم مقدسی
العقد الفاخر نگاشته اسماعیل بن محمد الجراح.[۱۰۳]
ورژن‌های خطی و چاپی
یک سری ورژن خطی از کتاب تاریخ مدینة دمشق در کتابخانه‌های دنیا مو جود میباشد که یکی‌از آنان در کتابخانه الأزهر قاهره به‌همپا خواندن، تصحیح و اضافات ابن‌عساکر و پسرش قاسم میباشد.[۱۰۴] اگرچه این ورژن از بعضی جهت‌ها ناقص میباشد، از دیرین‌ترین نسخه ها جان دار به‌شمار رفته میباشد.[۱۰۵] ورژن‌های دیگری نیز در کتابخانه ظاهریة دمشق و همینطور در کتابخانه‌های عراق، مغرب، تونس، ترکیه، لندن، دوبلین، کمبریج، لنینگراد، آمریکا ایالات متحده و هند وجود دارا‌هستند که هیچ‌یک بدون نقص نیستند.[۱۰۶] این کتاب بوسیله ناشران مختلف و با بازرسی دانشمندان گوناگون منتشر گردیده‌است.[۱۰۷] یک کدام از آن ها انتشارات دارالفکر بیروت میباشد که کتاب را در ۸۰ جلد با مطالعه علی شیری در سال ۱۴۱۵ق به‌چاپ رسانده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:26


نمرود

نَمرود بن کَنعان پاد شاه بابِل در عصر حضرت ابراهیم(ع) میباشد. در قرآن به اسم نمرود تصریح نشده، البته در سوره بقره و انبیاء از او خاطر گردیده است. وی بت‌پرست بود و در قلمرو او دین بت‌پرستی ترویج داشت. از‌آنجا که کاهنان پیش‌گویی کرده بودند فرزندی به اسم ابراهیم به عالم خواهد آمد که با بت‌پرستی نبرد و فرمانروایی نمرود را از فی مابین خواهد پیروزی، نمرود از واهمه میلاد ابراهیم فرمان کشتن هر فرزند پسری که متولد می شد را صادر کرد، البته ابراهیم به طور مخفیانه چشم به جهان تشریفات مشهد گشود.

نمرود به باعث توهین ابراهیم(ع) به بت‌های عموم و شکستن آن ها اورا محاکمه و با او مناظره کرد. بعداز آنکه در مناظره با او باخت خورد او‌را به حریق انداخت؛ البته بعداز آنکه از سلامت‌بودن ابراهیم(ع) باخبر شد اورا آزاد کرد و برای پروردگار قربانی کرد، ولی حاضر نشد به وی ایمان بیاورد.

بنابر بعضا منابع، پاد شاه بابل برای یافت کردن خدا و نزاع با او، توسط عقاب‌ها به اسمان رفت و نا آرزو فرود آمد. به امر وی برجی ساخته شد که طول آن به عرش میرسید. این سازه به ساختمان بلند بابل دارای اسم و رسم میباشد. نمرود در غایت با پشه‌ای که به امر پروردگار وارد سرش گردیده بود و مغز اورا میخورد، به نابودی رسید.

معاش‌طومار
نمرود بن کنعان بن کوش بن سام بن نوح، سلطان بابِل در روزگار حضرت ابراهیم(ع) بوده میباشد. بعضا نمرود را نوه حام فرزند دیگر نوح دانسته‌اند. نمرود پسر عموی آزر، عموی ابراهیم، بود.[۱] ایرانیان به نمرود کنیه فریدون دادند.[۲] در برخی منابع از او با کنیه فرعون ابراهیم خاطر گردیده‌است.[۳] اسم نمرود در کنار بُخْتُ النَّصر تحت عنوان فقط پادشاهان مشرک که در سراسر زمین فرمانروایی کرده‌اند آمده میباشد.[۴]

درباره بازه پادشاهی نمرود گزارش‌های متفاوتی نام برده میباشد که بیشترین آن ۴۰۰ سال[۵] و بعد از آن ۲۷۰، ۷۰[۶] و ۶۹ سال نام برده میباشد.[۷]

قتل نوزادان پسر
یکی اقداماتی که در عصر پادشاهی نمرود وقوع افتاد کشتن نوزادان بود. بعداز آنکه منجمان و کاهنان بر پایه ی محاسبات خویش پیشگویی کردند در هنگامی خاص پسری به اسم ابراهیم در امرِل متولد گردد که با بت‌پرستی نبرد می‌نماید و فرمانروایی نمرود را سرنگون خواهد کرد،[۸] نمرود دستورداد آحاد زنان حامله را توده نمایند و در صورتیکه که نوزاد آن ها پسر بود آنها‌را بکشند.[۹] بر پایه ی بعضی گزارش‌ها نمرود در زمان چهل سال هفت هزار طفل را از هراس اینکه شاید یکی‌از آن ها ابراهیم باشد کشت.[۱۰]

حضرت ابراهیم به شکلی مخفیانه دیده به جهان گشود. وقتی که مامان ابراهیم، درد وضع حمل گرفت مخفیانه از شهر بیرون شد و در باطن غاری وضع حمل کرد و پس از پوشاندن درب غار به شهر برگشت. وی هر روز برای بازرسی به فرزند خویش مخفیانه به غار می رفت.[۱۱]

در گزارش‌های دیگر درباره به دنیاآمدن ابراهیم آمده میباشد: نمرود برای در دست گرفتن زاد و ولد به یاور خویش تمامی مردان را از شهر بیرون کرد و زنان را ذیل حیث گرفت. روزی نمرود به وزیر آیتم متکی بودن خویش آزر کاری را سپرد که بایستی به درون شهر می‌آمد و به وی یادآور شد در حین حضورش در شهر به زن خویش مجاورت نشود. ولی آزر بعد از ورود به شهر به زن خویش مجاورت شد و بعداز آن زن خویش را به غاری به دور از شهر پیروزی و خوراک و اسباب و اثاث مایحتاج اورا آماده کرد. بعداز آنکه نمرود مطمئن شد کاهنان در محاسبات خویش غلط کردند و به یار و همدم مردان به راءس پادشاهی خویش برگشت، ابراهیم در غار دیده به جهان گشود.[۱۲] ولی این گزارش بر مبنای این میباشد که آزر،‌ بابا حضرت ابراهیم بوده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:46


نزول آیه ولایت
نوشته ی علمیٔ مهم: آیه ولایت
مفسران شأن نزول آیه «إِنّما وَلیکُمُ اللهُ و رَسولُهُ والّذینَ ءَامَآوا الَّذینَ یقِیمُونَ الصَّلوةَ و یؤتُونَ الزَّکوة و هُم راکِعونَ؛ البتهِّ شما تنها پروردگار، نبی و مؤمنانی می باشند که نماز را به پا داشته، در رکوع زکات میدهند.»[۸] معروف به آیه ولایت را ماجرای خاتم‌بخشی حضرت علی(ع) میدانند.[۹] به گفته حکم کننده عضدالدین ایجی از متکلمان اهل‌سنت، مفسّران بر نزول این آیه در‌ شأن علی(ع) اجماع دارا‌هستند؛[۱۰] هرچند در بعضا تفاسیر اهل‌سنت آمده میباشد که آیه ولایت درباره اشخاص دیگری نازل تشریفات مشهد گردیده‌است.[۱۱]

اکثری از صحابه مانند ابن‌عباس،[۱۲] عمار،[۱۳] ابوذر،[۱۴] انس بن صاحب و مالک،[۱۵] ابورافع مدنی[۱۶] و مقداد[۱۷] نزول آیه ولایت را در شأن حضرت علی و بعد از خاتم‌بخشی وی دانسته‌اند. ماجرای خاتم‌بخشی حضرت علی(ع) در کتاب‌های روایی و تفسیری شیعه و سنی آمده میباشد.[۱۸]

مختصات انگشتر
از امام درست گو(ع) ماجرا کرده که وزن رینگ انگشتری که حضرت علی(ع) به حاجتمند اعطا کرد، چهار مثقال و وزن نگین آن پنج مثقال و محصول آن نگین، یاقوت سرخ بوده و بهای آن با مالیات شام (۳۰۰ توشه شتر نقره و ۴ توشه شتر طلا جواهرات) برابری می‌نموده است. این انگشتر برای مروان بن طوق بود که در نزاع به دست حضرت علی(ع) کشته شد. حضرت علی انگشتر آن را تحت عنوان غنیمت جنگی نزد رسول(ص) پیروزی. نبی نیز آن را به وی کادو بخشید.[۱۹][یادداشت ۱] درباره بها انگشتری که امام علی(ع) انفاق نموده است. در روایتی در مجمع البیان درباره کالا انگشتر صرفا به نقره بودنش اکتفا شد‌ه‌است.[۲۱]

به کار گیری‌های شرعی
بعضی از فقیهان شیعه برای ثابت اینکه حرکات جزئی تن، نماز را فسخ نمی‌نماید، به خاتم‌بخشی حضرت علی(ع) در هم اکنون رکوع استناد کرده‌اند؛[۲۲] بعضی نیز برای ثابت اینکه نیت، عملی قلبی میباشد و موردنیاز وجود ندارد به گویش بیاید، به آن عامل کرده‌اند؛[۲۳] همینطور با اعتنا به اینکه آیه از خاتم‌بخشی با تیتر زکات حافظه نموده است، از این قصه فیض گرفته‌اند که زکات دربرگیرنده صدقه مستحبی نیز میشود.[۲۴]

بعضی گفته‌اند، دقت به بینوا و شنیدن صدای وی در نماز، با حالات عرفانی‌ای که هنگام نماز از حضرت علی(ع) نقل شد‌ه‌است، سازگار وجود ندارد. در جواب گفته‌اند که هم نماز حضرت علی و هم انفاق وی برای معبود بوده میباشد؛ از این‌رو منافاتی نیست که در حالا نماز صدای بینوا را بشنود و برای رضای آفریدگار به وی انفاق نماید؛ به عبارتی‌سیرتکامل که نبی(ص) هر گاه در درحال حاضر نماز صدای زاری کودکی را می‌شنید نماز را زودتر از مدام به نقطه پایان میبرد تا مامان نوباوه به سراغ وی برود.[۲۵] علامه مجلسی گفته میباشد که دقت به عبادت دیگری در نماز، منافاتی با کمال نماز و حضور قلب در آن ندارد.[۲۶]

پانویس
حکم دهنده حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۲۰۹-۲۳۹.
روضه خوان اثرگذار، مسار الشیعه، ۱۴۱۴ق، ص۴۱.
ابن‌طاووس، اقبال الاعمال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۵۴.
سود کاشانی، تعبیر و تفسیر صافی، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۴۶.
گنجور؛ غزلیات، غزل شماره۲.
التستری، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج۲، ص۴۰۲.
«ناصرخسرو، دیوان اشعا، قصاید»، تارنما گنجور.
سوره مائده، آيه۵۵.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 11:12


حاجی محمدرضا حکیمی
حاجی محمدرضا حکیمی(۱۳۳۸ق) پر اسم و رسم به ابوالملّة، از علمای مشروطه‌خواه و عضو کمیته اتحاد اسلام در نهضت بیشه، و از شاگردان حبیب‌الله رشتی و آخوند تشریفات مشهد خراسانی.

زندگانی
حکیمی در رشت به‌عالم آمد. از تاریخ تولدش اطلاعی در اختیار وجود ندارد. پدرش، محمدکاظم، دارای شهرت به حکیم‌باشی بود. زیرا بزرگان این خانواده به طبابت اشتغال داشتند، حکیم به‌شکل اسم خانوادگی آن ها درآمد.[۱] وی بعداز علم آموزی مقدماتی در رشت، به نجف اشرف رفت و نزد میرزا حبیب‌اللّه رشتی و آخوند خراسانی به علم آموزی پرداخت و آن گاه به گیلان رجوع و برگشت.[۲] حکیمی در ۱۳۳۸ق درگذشت. از وی سفرنامه‌ای ما‌نده که چاپ نشده میباشد.[۳]

عمل‌های سیاسی
کار‌های سیاسی محمدرضا حکیمی در چندین نصیب انجام شده که عبارتند از:

در حرکت مشروطه
حکیمی در حرکت مشروطه در گیلان، یاور علمای مشروطه‌خواه بود. او در کشمکش‌های بین مشروطه‌خواستار و معارضان مشروطه، رهبری روحانیان مشروطه‌خواه را برعهده گرفت و با خالو خویش، ملا مهدی شریعتمدار، که سرگروه معارضان بود، به جنگ پرداخت و منزل خویش را محل تماس همیشگی با سران دسته‌های ملی‌گرا و مشروطه‌خواه کرد.[۴]

او در سال ۱۳۲۴ش به نمایندگی مجلس شورا برگزیده شد، البته به باعث تمایلش به ماندن در رشت، از قبول آن پرهیز کرد.[۵]

مدیریت انجمن ولایتی
حکیمی در آذر سال ۱۳۲۴ش، نمایندگی انجمن ولایتی را به عهده گرفت و بعد از چندی مدیر انجمن شد. این انجمن از استارت تکان مشروطه در گیلان بر همگی کارها اداری و سیاسی آن حیطه تحقیق داشت.[۶]

اصلاحات محلی، رفع نقایص اداره ها، توسعه فرهنگ وتمدن، ارتقاء مدرسه ها، تاسیس مریض‌خانه و یتیم‌منزل و مؤسسه‌های خیریه، تماس با حکومت‌های وقت، رابطه با انجمن‌های ولایات و برقراری امنیت در همگی حیطه گیلان، از اپ‌های انجمن بود.[۷]

حکیمی با وجود قدمت کوتاه این انجمن که با استعفای وی خاتمه یافت، با قاطعیت به شغل پرداخت.[۸]

تبعید
بعد از تعطیل‌شدن انجمن، به‌دنبال اعتراض عموم، قاضی وقت، انجمن دیگری ایجاد کرد که متشکل از جبهه مستبدان بود. کمپانی حکیمی در اینگونه انجمنی، با سمت منشی دوم انجمن، موجب شگفتی و حزن آزادی‌خواستار شد، ازاین رو خواهان تبعید او شدند. این انجمن تا مجال به‌توپ بسته‌شدن مجلس شورای ملی (۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق) شغل داشت.[۹]

سر گروهی مجدد بر انجمن ولایتی
بعد از به‌توپ بسته‌شدن مجلس و هواخواهی عموم از مشروطه، حکیمی نیز به تامین از مجلس و مشروطه برخاست و عموم را به امان از دستاوردهای مشروطه تشویق کرد و در صف نخستین نزاع قرار گرفت. او بعد از موفقیت مشروطه‌خواستار در ۱۳۲۷ق توشه دیگر به سر گروهی انجمن ولایتی برگزیده شد و تا مجال هجوم روسها به گیلان و دستگیری شماری از اعضای انجمن در ۲۹ ذی‌الحجه ۱۳۲۹ق در‌این سمت باقی ماند.[۱۰]

عضو نهضت بیشه
سفارت شوروی در صفر ۱۳۳۰ق در طومار‌ای به وزارت کارها خارجه، خواستار تبعید شماری از آزادی‌خواستار، مثلا حکیمی، شد.[۱۱] حکیمی بعداز استارت نهضت بیشه، به آن پیوست و عضو کمیته اتحاد اسلام شوید.[۱۲] او آیتم احترام و وثوق عموم گیلان بود و به وی کنیه ابوالملّه داده بودند.

پانویس
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
سرتیپ‌پور، نامها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰، ۵۱۳.
سرتیپ‌پور، اسم‌ها و نامدارهای گیلان، ص۵۱۰.
رابینو، مشروطه گیلان، ص۵۹.
فخرائی، گیلان در حرکت مشروطیت، ص۶۷و۱۳۹؛ سرتیپ‌پور، اسم‌ها

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 55
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:24


زمانی معاویه از وی خواست اسم فرزند جدیدش را معاویه بگذارد اذعان کرد: او‌را علی می نامم که درفش برافراشته هدایت بود و پناهگاه متقین و مقام خردمندی. شایسته ترین مومنان و سید اهل ایمان میباشد. بابا سبطین و همسر دختر نبی‌خداوند که مانندشان کسی نیست. بعداز نبی چشمی زیرا دیده وی نیامد و تا قیامت همتایش نخواهد آمد. آفریدگار دشمنانش را تا روز قیامت شامل لعن خویش و بندگانش تشریفات مشهد نموده است.[۵۲]

اورده شده میباشد وی نزد معاویه شهید شدن بخشید که از نبی شنیدم که فرمود: اینجانب بر جان مومنان اُالبته از خودشان هستم. آن‌گاه علی و حسنین یازده فرزند از فرزندان حسین را اعلام‌کرد.[۵۳]

فرزندان
علی؛ از در بین فرزندان ابن عباس، علی از تمامی مشهورتر میباشد. وی در جنگ بین عبدالملک بن مروان و ابن زبیر به سفارش پدرش، به عبدالملک پیوست.[۵۴] ارتباط ها وی با خلیفه مروانی گرم بود[۵۵] ولی عبدالملک ابعاد از وی رنجید.[۵۶] ولید بن عبدالملک با انتساب قتل کنیززاده‌ای از وی انتقام گرفت.[۵۷] خلفای عباسی از نسل وی می باشند.[۵۸]
عباس: مادرش، حبیبه دختر زبیر.[۵۹]
اسماء[۶۰]
فضل و ادب
محمد
عبیدالله
لبابه
نبو
تبارنامه بنی‌عباس
عباس
عبدالله
علی
محمد
سفاح
(۱۳۲-۱۳۶ق) منصور عباسی
(۱۳۶-۱۵۸ق) ابراهیم امام
مهدی عباسی
(۱۵۸-۱۶۹ق)
هارون الرشید
(۱۷۰-۱۹۳) هادی عباسی
(۱۶۹-۱۷۰)
امین عباسی
(۱۹۳-۱۹۸) مأمون
(۱۹۸-۲۱۸) معتصم
(۲۱۸-۲۲۷)
محمد متوکل عباسی
(۲۳۲-۲۴۷) واثق
(۲۲۷-۲۳۲)
مستعین
(۲۴۸-۲۵۱) معتمد
(۲۵۶-۲۷۹ق) معتز
(۲۵۲-۲۵۵) منتصر
(۲۴۷-۲۴۸) مهتدی
(۲۵۵-۲۵۶)
اثر ها
نوشته‌علمیٔ اساسی: تعبیروتفسیر ابن عباس
با وجود کثرت اقوال تفسیری ابن عباس در تفاسیر، در اینکه خویش او تألیفی داشته باشد شک وتردید وجود داراست. از مطالبی که درباره بعضی از شاگردان ابن عباس نقل گردیده‌است[۶۱]، می‌اقتدار اخذ که آن ها بعداز او اقوالش را تدوین کرده‌اند.[۶۲] اثرها پایین به وی منسوبند:

تنویر المقباس اینجانب تعبیر و تفسیر ابن عباس: فیروزآبادی، صاحب و مالک قاموس، این تعبیر را در چهار جلد تألیف نموده که آن را از دل تعبیر و تفسیر طبری خارج کشیده و بر پایه ی احادیث ابن عباس میباشد. این کتاب آغاز در بمبئی و آن گاه در بولاق مصر به چاپ رسید.
تعبیر ابن عباس: عیسی بن خوش یمن و ورقاء آن را از ابونجیح و وی و حمید بن قیس از مجاهد ماجرا کرده‌اند.
تعبیر و تفسیر جلودی: عبدالعزیز جلودی آن را از احادیث ابن عباس گردآوری نموده است.
کتاب التنزیل
کتاب القرائات
الناسخ و المنسوخ
غریب القرآن [۶۳]
مسائل نافع بن ازرق[۶۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 216
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 217
  • بازدید ماه : 463
  • بازدید سال : 2518
  • بازدید کلی : 24108
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی