فوندانسیون یا این که پایه بنای قلعه در واقع صخرهای یکدست و طبیعی از متاع آهک میباشد. پلان کلی قلعه مستطیل تشریفات مشهد صورت با ضلعهای حدودا هم اندازه و زاویه های در حدود قائمه و در جهت شمالغربی- جنوبشرقی تاسیس شده است. در جستجوهایی که هنگام ساماندهی محوطه شکل گرفت، یک سری فضای داخلی مشمول راهرو، دهلیز، ساختمان بلند و مردگرد (1) تشخیص داده شد. ارتفاع ضلع شرقی قلعه 70 متر و ارتفاعش 30 متر و ارتفاع ضلع غربی آن 9 متر میباشد. ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن جای دارد به دو نصیب تقسیم می شود : قسمت غربی آن 80 متر و قسمت شرقی آن که از راز سنگ غیر وابسته میگردد 15 متر میباشد. مصالح سنگی به عمل رفته در بنای قلعه مارکوه را از بستر صخرهای قلعه و گوشه و کنار آن برداشته اند. سنگ های به فعالیت رفته در ایجاد کرد سازه در بعد ها 10 تا 40 سانتیمتر و به طور جنازه سنگ بوده میباشد. در چیدمان دیوارهای بیرونی تکه سنگهای والا و صخره ای نیز مصرف شده میباشد. ملات به فعالیت رفته در دیواره اساسی، ساختمان بلند و بارو و فضاهای معماری در بالا گچ نیمکوب بوده که در زمان های آینده برای مالامال کردن لابهلای سنگها غوره گل نیز به فعالیت رفته میباشد. همینطور در ایجاد کرد فضاهای معماری باطن قلعه خلال جنازه سنگ، از آجرهایی در بعد ها 37×37 سانتیمتر فایده گرفتهاند. این قلعه در سالهای 80 تا 83 مورد بازسازی قرار گرفت البته پوشش گیاهی، رطوبت زیاد بیشه، ریشههای درختچهها و سرمای محیطی زیاد رخنههای عمیقی در قلعه ساخت نموده است. نصیبهای تخریب گردیده دیوار بیرونی قلعه را با استعمال از سنگ جنازه و ملات سیمان نوسازی کردهاند.کوهی که امروز مارکوه مینامیم در منابع تاریخی اسمهای دیگری هم داشته میباشد؛ اسمهایی مانند سعادت کوه، خجسته کوه، قلاچکوه و سفالین کوه. قلعه را نیز گاهی اُزبلو نامیدهاند. ملگنوف جهانگرد روسی در سفرنامه اش اشاره نموده است که به آنجا قلعه-کوه میگویند. ولی این جای خوشگل را امروز همگی به اسم قلعه مارکوه میشناسند و انگیزه این اسمگذاری به صورت قطعی معین وجود ندارد. بعضا بر این باورند که به منجر وجود مارهای زیاد آنجا را مارکوه مینامند؛ اما این گمانه چندان صحیح به نظر نمیرسد چون در زبان گیلکی برای مار عبارات دیگری وجود داراست و مار با این مضمون به کار نمیرود. گروهی در نظر گرفتن زدهاند که در حینهای قدیم اموال متعددی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در محیط قلعه در دل خاک پنهان گردیده و بعدها به مالکوه جهانی شد و بر تاثیر مرور مجال کم کم مارکوه خوانده شد. نظر دیگر این می باشد که مارکوه منسوب به مار میباشد و مار مترادف و هم معنی با مارد و آمارد و مَرد است. ماردها به مردمی میگفتند که قبل از ورود آریاییها در تنکابن مدرن و حوالی آن سکونت داشتند. سازه به نوشته حدودالعالم \\\\"مَرد\\\\" اسم یک کدام از نواحی دهگانه جلگه ساحلی دیلم بوده میباشد که به ظواهر در محدوده شهرستان رامسر واقع گردیده بود. از در بین این گمانهها به نظر می رسد که مارکوه یعنی کوهی که وابسته به مارها (آماردها،ماردها،مردها) است. اهل یک محل ساکن در تلفظ عامیانه به آن مارکو فارغ از (ها) و مَرکو می گویند.هکر نست یا این که یک سری ساعتی قبل از غروب راهی مارکوه گردید و نیمی از روز را برای این گشت و گذار در طبیعت درنظر بگیرید تا راز زمان و با وقار جادهها را بپیمایید. کفش و خرقهتان را متناسب با آب و هوا و بارندگی تعیین نمایید؛ ولی به صورت کلی بازدید از این جاذبه نیاز به امکانات و کفش بخصوصی ندارد و یک کفش ریلکس پیادهروی شمارا تا بالای قلعه میبرد.
فوندانسیون یا این که پایه بنای قلعه در واقع صخرهای یکدست و طبیعی از متاع آهک میباشد. پلان کلی قلعه مستطیل تشریفات مشهد صورت با ضلعهای حدودا هم اندازه و زاویه های در حدود قائمه و در جهت شمالغربی- جنوبشرقی تاسیس شده است. در جستجوهایی که هنگام ساماندهی محوطه شکل گرفت، یک سری فضای داخلی مشمول راهرو، دهلیز، ساختمان بلند و مردگرد (1) تشخیص داده شد. ارتفاع ضلع شرقی قلعه 70 متر و ارتفاعش 30 متر و ارتفاع ضلع غربی آن 9 متر میباشد. ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن جای دارد به دو نصیب تقسیم می شود : قسمت غربی آن 80 متر و قسمت شرقی آن که از راز سنگ غیر وابسته میگردد 15 متر میباشد. مصالح سنگی به عمل رفته در بنای قلعه مارکوه را از بستر صخرهای قلعه و گوشه و کنار آن برداشته اند. سنگ های به فعالیت رفته در ایجاد کرد سازه در بعد ها 10 تا 40 سانتیمتر و به طور جنازه سنگ بوده میباشد. در چیدمان دیوارهای بیرونی تکه سنگهای والا و صخره ای نیز مصرف شده میباشد. ملات به فعالیت رفته در دیواره اساسی، ساختمان بلند و بارو و فضاهای معماری در بالا گچ نیمکوب بوده که در زمان های آینده برای مالامال کردن لابهلای سنگها غوره گل نیز به فعالیت رفته میباشد. همینطور در ایجاد کرد فضاهای معماری باطن قلعه خلال جنازه سنگ، از آجرهایی در بعد ها 37×37 سانتیمتر فایده گرفتهاند. این قلعه در سالهای 80 تا 83 مورد بازسازی قرار گرفت البته پوشش گیاهی، رطوبت زیاد بیشه، ریشههای درختچهها و سرمای محیطی زیاد رخنههای عمیقی در قلعه ساخت نموده است. نصیبهای تخریب گردیده دیوار بیرونی قلعه را با استعمال از سنگ جنازه و ملات سیمان نوسازی کردهاند.کوهی که امروز مارکوه مینامیم در منابع تاریخی اسمهای دیگری هم داشته میباشد؛ اسمهایی مانند سعادت کوه، خجسته کوه، قلاچکوه و سفالین کوه. قلعه را نیز گاهی اُزبلو نامیدهاند. ملگنوف جهانگرد روسی در سفرنامه اش اشاره نموده است که به آنجا قلعه-کوه میگویند. ولی این جای خوشگل را امروز همگی به اسم قلعه مارکوه میشناسند و انگیزه این اسمگذاری به صورت قطعی معین وجود ندارد. بعضا بر این باورند که به منجر وجود مارهای زیاد آنجا را مارکوه مینامند؛ اما این گمانه چندان صحیح به نظر نمیرسد چون در زبان گیلکی برای مار عبارات دیگری وجود داراست و مار با این مضمون به کار نمیرود. گروهی در نظر گرفتن زدهاند که در حینهای قدیم اموال متعددی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در محیط قلعه در دل خاک پنهان گردیده و بعدها به مالکوه جهانی شد و بر تاثیر مرور مجال کم کم مارکوه خوانده شد. نظر دیگر این می باشد که مارکوه منسوب به مار میباشد و مار مترادف و هم معنی با مارد و آمارد و مَرد است. ماردها به مردمی میگفتند که قبل از ورود آریاییها در تنکابن مدرن و حوالی آن سکونت داشتند. سازه به نوشته حدودالعالم \\\\"مَرد\\\\" اسم یک کدام از نواحی دهگانه جلگه ساحلی دیلم بوده میباشد که به ظواهر در محدوده شهرستان رامسر واقع گردیده بود. از در بین این گمانهها به نظر می رسد که مارکوه یعنی کوهی که وابسته به مارها (آماردها،ماردها،مردها) است. اهل یک محل ساکن در تلفظ عامیانه به آن مارکو فارغ از (ها) و مَرکو می گویند.هکر نست یا این که یک سری ساعتی قبل از غروب راهی مارکوه گردید و نیمی از روز را برای این گشت و گذار در طبیعت درنظر بگیرید تا راز زمان و با وقار جادهها را بپیمایید. کفش و خرقهتان را متناسب با آب و هوا و بارندگی تعیین نمایید؛ ولی به صورت کلی بازدید از این جاذبه نیاز به امکانات و کفش بخصوصی ندارد و یک کفش ریلکس پیادهروی شمارا تا بالای قلعه میبرد.

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟