علم ها عقلی
آوازه و اعتبار علمی حوزه علمیه نجف به علم ها نقلی، به ویژه فقه و اصول، اجتهاد پویا و رشد اندیشمندان در قلمرو این دو علم بود و عالمانی که در عرش علم ها سنجیده ظواهر گردیدهاند و نیز اثرها وی، به هیچ روی قابل مقایسه با اصحاب علم ها نقلی و نوشته هایشان وجود ندارد؛ حتی بر شالوده بعضا داده ها، در حوزه نجف، در زمان تازه، با تلاوت فلسفه مخالفت میگردیده است.[۴۶] در عین اکنون، همتهایی برای رسیدگی و درس دادن این علم ها شکل میگرفته میباشد. به عنوان مثال محمد تقی گلپایگانی نجفی (متوفی ۱۲۹۲) علم ها عقلی درس دادن میکرد[۴۷] تا آنکه آخوند ملاحسین قلی همدانی (متوفی ۱۳۱۱)، فراگیر حاج ملاهادی سبزواری، در نجف رحل اقامت افکند و شاگردان خود را با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا ایجاد کرد[۴۸] هر یکسری آوازه وی بیشتر ناشی از رواج مدرسه سلوکی عرفانی درین حوزه میباشد. درین فی مابین، سید حسین بادکوبهای (متوفی ۱۳۵۸) مهمترین شخصیت اثر گذار در آموختن و انتشار علم ها عقلی در حوزه نجف بود. او در حوزه فلسفی طهران درس فراگرفت و بعد از هجرت به نجف، نزد استادان آن حوزه فقه و اصول آن را آموخت؛ بعد از آن به درس دادن متنها فلسفی عملکرد گماشت. به عنوان مثال شاگردان دارای اسم و رسم وی، فیلسوف علامه تشریفات مشهد طباطبائی بود.
بهاین نکته نیز می بایست دقت کرد که شمارِ خیر چندان اندکی از استادان و علم آموختگان حوزه نجف، قبل از جابجایی بهاین شهر یا این که بعد از رجوع و برگشت به موطن خویش، در حیطههای طهران و اصفهان، به درس و مشاجره فلسفه اشتغال داشتهاند و این ورود و وقوف، در مباحث اصولی آنها نیز تأثیر نهاده بوده میباشد :
آخوند خراسانی نزد حاج ملاهادی سبزواری و میرزا ابوالحسن جلوه فلسفه خوانده بود و برخی دیدگاههای فلسفی را در مهمترین اثرش، کفایة الاصول، مطرح تشکیل داد؛
محمد حسین حائری اصفهانی نیز همین طریق را در مباحث اصولِ خویش خاطر نشان نمود؛
ملا مهدی نراقی و فرزندش ملا احمد نراقی اثر ها زیادی در تفصیل متن ها فلسفی داشتهاند؛
میرزا احمد آشتیانی و محمد تقی آملی، دو مجتهد پررنگ نصفه دوم قرن چهاردهم هجری خورشیدی در طهران، که مراتب خوب اجتهاد را در نجف طی کرده بودند، فلسفه نیز درس دادهاند و شروحی بر متنها فلسفی داشتهاند.
علم ها نقلی در دهههای اخیر
در دهههای اخیر، ورود درنگهای فلسفی غرب، حوزه علمیه نجف را به تکاپو واداشت تا جوابهای قابل قبولی به نظرها، احتمالات و مسائل مطرح گردیده بوسیله محققان غربی، به ویژه درباره فلسفه مادیگری، ارائه نماید.[۴۹] کتاب عیب گیریُ فلسفةِ داروِن، تألیف فقید اصفهانی، آقامحمدرضا مسجدشاهی (متوفی ۱۳۶۲) که آن را در ۱۳۳۱ در نجف نوشت و کتاب انوارالهدی از محمد جواد بلاغی (متوفی ۱۳۵۲ق) هر دو در رد مادیگری و طبیعت گرایان مندرج میباشد؛ به ویژه از آن جهت که فرضیه تکامل دستاویزی برای دوست داران فلسفه مادیگری گردیده بود، مؤلفان این کتابها به عیب گیری این فرضیه پرداختهاند. در تعبیر و تفسیر مواهب الرحمن سید عبدالاعلی سبزواری از مراجع معاصر (متوفی ۱۳۷۲ش) نیز عیب گیری همین فرضیه گزینه دقت بوده میباشد.[۵۰]
نقش محمد جواد بلاغی
نوشتهی علمیٔ اساسی: محمد جواد بلاغی
محمد جواد بلاغی در مورد پاسداری از حریم فکری اسلام و شیعه بیش تر از کلیه فعال بود. در کنار جریانات فکری پیش گفته و رقبای سنّتی شیعه اجتهادی، یعنی مذهب تسنن و مدرسه اخباری، فرقههایی انحرافی در قرن اخیر در دنیای اسلام همانند قادیانیه، وهابیه، و بابیه و بهائیت پدید آمدند. از منطقه دیگر، تیمهای تبشیری مسیحی ذیل هواخواهی استعمارگران اروپایی آزادانه در دولت ها اسلامی تبلیغ میکردند. بلاغی برای رویا رویی با عمل تبشیری و تبلیغات ضداسلامی آنها، لهجه انگلیسی و عِبری فراگرفت و کتابهای بخش اعظمی، نظیر المدرسة السیارة یا این که الرحلة المدرسیة، را در رد یهود و نصارا تألیف کرد.[۵۱] مصابیح الهدی در انتقاد قادیانیه و نصائح الهدی در ردّ با بیان و بهائیان نیز به وسیله وی نگاشته گردیدهاست.[۵۲]
ابوالحسن اصفهانی
نوشتهی علمیٔ اساسی: سید ابوالحسن اصفهانی
سید ابوالحسن اصفهانی نیز شماری از فضلای حوزه را به نواحی گوناگون عراق گسیل میکرد تا با جریان تبشیری انگلیسیها به تقابل فرهنگی برخیزند. حبیب بن محمد مهاجر از نمایندگان او در جنوب عراق، تلاشی جدّی در اینشیوه به خرج اعطا کرد، مثلا تأسیس مریضخانه، چاپخانه، انتشار خبرنامهای به اسم الهدی و بنیاد تعدادی مکتب.[۵۳] جریان شیخیه نیز موجب بروز عکس العملهایی در حوزه علمیه نجف شوید. همینطور نوشتههای زیادی از علمای نجف در رد وهابیت در اختیار میباشد که منهج الرشاد لمن اراد السداد نوشته روضه خوان جعفر کشف کننده الغطاء اول نوشته شیعی در رد این فرقه به شمار میرود.[۵۴]
علم ها عقلی
آوازه و اعتبار علمی حوزه علمیه نجف به علم ها نقلی، به ویژه فقه و اصول، اجتهاد پویا و رشد اندیشمندان در قلمرو این دو علم بود و عالمانی که در عرش علم ها سنجیده ظواهر گردیدهاند و نیز اثرها وی، به هیچ روی قابل مقایسه با اصحاب علم ها نقلی و نوشته هایشان وجود ندارد؛ حتی بر شالوده بعضا داده ها، در حوزه نجف، در زمان تازه، با تلاوت فلسفه مخالفت میگردیده است.[۴۶] در عین اکنون، همتهایی برای رسیدگی و درس دادن این علم ها شکل میگرفته میباشد. به عنوان مثال محمد تقی گلپایگانی نجفی (متوفی ۱۲۹۲) علم ها عقلی درس دادن میکرد[۴۷] تا آنکه آخوند ملاحسین قلی همدانی (متوفی ۱۳۱۱)، فراگیر حاج ملاهادی سبزواری، در نجف رحل اقامت افکند و شاگردان خود را با حکمت متعالیه ملاصدرا آشنا ایجاد کرد[۴۸] هر یکسری آوازه وی بیشتر ناشی از رواج مدرسه سلوکی عرفانی درین حوزه میباشد. درین فی مابین، سید حسین بادکوبهای (متوفی ۱۳۵۸) مهمترین شخصیت اثر گذار در آموختن و انتشار علم ها عقلی در حوزه نجف بود. او در حوزه فلسفی طهران درس فراگرفت و بعد از هجرت به نجف، نزد استادان آن حوزه فقه و اصول آن را آموخت؛ بعد از آن به درس دادن متنها فلسفی عملکرد گماشت. به عنوان مثال شاگردان دارای اسم و رسم وی، فیلسوف علامه تشریفات مشهد طباطبائی بود.
بهاین نکته نیز می بایست دقت کرد که شمارِ خیر چندان اندکی از استادان و علم آموختگان حوزه نجف، قبل از جابجایی بهاین شهر یا این که بعد از رجوع و برگشت به موطن خویش، در حیطههای طهران و اصفهان، به درس و مشاجره فلسفه اشتغال داشتهاند و این ورود و وقوف، در مباحث اصولی آنها نیز تأثیر نهاده بوده میباشد :
آخوند خراسانی نزد حاج ملاهادی سبزواری و میرزا ابوالحسن جلوه فلسفه خوانده بود و برخی دیدگاههای فلسفی را در مهمترین اثرش، کفایة الاصول، مطرح تشکیل داد؛
محمد حسین حائری اصفهانی نیز همین طریق را در مباحث اصولِ خویش خاطر نشان نمود؛
ملا مهدی نراقی و فرزندش ملا احمد نراقی اثر ها زیادی در تفصیل متن ها فلسفی داشتهاند؛
میرزا احمد آشتیانی و محمد تقی آملی، دو مجتهد پررنگ نصفه دوم قرن چهاردهم هجری خورشیدی در طهران، که مراتب خوب اجتهاد را در نجف طی کرده بودند، فلسفه نیز درس دادهاند و شروحی بر متنها فلسفی داشتهاند.
علم ها نقلی در دهههای اخیر
در دهههای اخیر، ورود درنگهای فلسفی غرب، حوزه علمیه نجف را به تکاپو واداشت تا جوابهای قابل قبولی به نظرها، احتمالات و مسائل مطرح گردیده بوسیله محققان غربی، به ویژه درباره فلسفه مادیگری، ارائه نماید.[۴۹] کتاب عیب گیریُ فلسفةِ داروِن، تألیف فقید اصفهانی، آقامحمدرضا مسجدشاهی (متوفی ۱۳۶۲) که آن را در ۱۳۳۱ در نجف نوشت و کتاب انوارالهدی از محمد جواد بلاغی (متوفی ۱۳۵۲ق) هر دو در رد مادیگری و طبیعت گرایان مندرج میباشد؛ به ویژه از آن جهت که فرضیه تکامل دستاویزی برای دوست داران فلسفه مادیگری گردیده بود، مؤلفان این کتابها به عیب گیری این فرضیه پرداختهاند. در تعبیر و تفسیر مواهب الرحمن سید عبدالاعلی سبزواری از مراجع معاصر (متوفی ۱۳۷۲ش) نیز عیب گیری همین فرضیه گزینه دقت بوده میباشد.[۵۰]
نقش محمد جواد بلاغی
نوشتهی علمیٔ اساسی: محمد جواد بلاغی
محمد جواد بلاغی در مورد پاسداری از حریم فکری اسلام و شیعه بیش تر از کلیه فعال بود. در کنار جریانات فکری پیش گفته و رقبای سنّتی شیعه اجتهادی، یعنی مذهب تسنن و مدرسه اخباری، فرقههایی انحرافی در قرن اخیر در دنیای اسلام همانند قادیانیه، وهابیه، و بابیه و بهائیت پدید آمدند. از منطقه دیگر، تیمهای تبشیری مسیحی ذیل هواخواهی استعمارگران اروپایی آزادانه در دولت ها اسلامی تبلیغ میکردند. بلاغی برای رویا رویی با عمل تبشیری و تبلیغات ضداسلامی آنها، لهجه انگلیسی و عِبری فراگرفت و کتابهای بخش اعظمی، نظیر المدرسة السیارة یا این که الرحلة المدرسیة، را در رد یهود و نصارا تألیف کرد.[۵۱] مصابیح الهدی در انتقاد قادیانیه و نصائح الهدی در ردّ با بیان و بهائیان نیز به وسیله وی نگاشته گردیدهاست.[۵۲]
ابوالحسن اصفهانی
نوشتهی علمیٔ اساسی: سید ابوالحسن اصفهانی
سید ابوالحسن اصفهانی نیز شماری از فضلای حوزه را به نواحی گوناگون عراق گسیل میکرد تا با جریان تبشیری انگلیسیها به تقابل فرهنگی برخیزند. حبیب بن محمد مهاجر از نمایندگان او در جنوب عراق، تلاشی جدّی در اینشیوه به خرج اعطا کرد، مثلا تأسیس مریضخانه، چاپخانه، انتشار خبرنامهای به اسم الهدی و بنیاد تعدادی مکتب.[۵۳] جریان شیخیه نیز موجب بروز عکس العملهایی در حوزه علمیه نجف شوید. همینطور نوشتههای زیادی از علمای نجف در رد وهابیت در اختیار میباشد که منهج الرشاد لمن اراد السداد نوشته روضه خوان جعفر کشف کننده الغطاء اول نوشته شیعی در رد این فرقه به شمار میرود.[۵۴]

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود