loading...

???? ???? ???????

بازدید : 38
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:51


شغل‌های سیاسی

اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی

برگه دوم اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی
مخالفت با تغییر تحول خط
بعضا نقل کرده‌اند که آیت‌الله بروجردی در پرهیز از تغییر و تحول خط در عصر رضاشاه نقش داشته میباشد. بنابر این نقل، رضاخان به پیروی از آتاتورک قصد به تغییر تحول خط گرفت و آیت‌الله بروجردی با این قصد به شدت تشریفات مشهد مخالفت کرد:

«غرض اینان از تغییر و تحول خط، دورکردن جامعه ما از فرهنگ وتمدن اسلامی میباشد، اینجانب تا زنده‌ام، اذن نمی‌دهم این فعالیت را عملی نمایند، به هر‌جا که میخواهد منجر گردد.»[۶۶]
مجلس مؤسسان و منع از تغییر‌و تحول آئین قانونی
در اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ش فرمان روا می‌خواست توسط مجلس مؤسسان و از روش بعضا تغییرات در قانون اساسی کشور، اختیارات خویش را توسعه دهد؛ ولی این سیرتکامل شایع گردیده بود که فرمانروا میخواهد به‌این عذروبهانه، مذهب شیعه و دیانت اسلام را کنسل و روش را برای رسمیت دادن به فرقة ضاله بهائی هموار نماید.[۶۷]
در‌این وضعیت خبرپراکنی گردیده بود که آیت‌الله بروجردی با تشکیل مجلس مؤسسان موافق میباشد. در پی این زمینه، آیت‌الله خمینی و آیت‌الله سید محمد متفحص (داماد)، آیت‌الله روح الله کمالوند خرم‌آبادی و آیت‌الله مرتضی حائری، طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی نوشتند: «زیرا منتشر میباشد که در ارتباط مجلس مؤسسان فی مابین حضرت مستطاب خوب و بعضا اولیاء کارها مذاکراتی گردیده و بالنتیجه با تشکیل مجلس مؤسسان موافقت فرموده‌اید… مستدعی میباشد واقعیت آن نشر را برای پر‌نور شدن تکلیف فقاهتی اعلام نمایید»؛ همینطور شایع گردیده بود که آیت‌الله بروجردی خلال پاسخ کتبی نوشته بودند: از علماء اعلام انتظار می‌رود در مواردی که‌این عهدوپیمان انتشارات مخالف واقع می شود، خودشان نگهبانی نمایند. اما عشق‌مندی به مصالح میهن بر کلیه دیده می شود، غایت مقتضی وجود ندارد که هر اقدامی گوشزد عامه گردد. برای اینکه مبادا تغییراتی در موردها مرتبط با کارها دینیه داده خواهد شد. تذکراتی مکرر داده‌ام، تا آنکه به تازگیً ابلاغ نمودند که خیر فقط در امر مرتبط با دیانت تصرفی نخواهد شد، بلکه در تحکیم و تشیید آن اهتمام شود. معذالک در کل مجالسی که در حوالی این موضوع گفتمان گردیده که در برخی از آن مجالس، جمع‌ای از علماء اعلام حضور داشتند، واژه‌ای که دلالت یا این که اشعار به موافقت درین زمینه داشته باشد، از حقیر صادر نشده. چه گونه ممکن میباشد در اینگونه کارها مهمی نظرها نماییم با آنکه فضا آن پر‌نور وجود ندارد؟».
قائم منزلت رفیع، مشاور فرمان روا و پزشک اقبال، وزیر میهن از طرف سلطان نزد آیت‌الله بروجردی آمدند، و صریحاً اعتقادوباور دادند که آئین قانونی تغییر‌و تحول نخواهد کرد و نهایتاً نیز به به عبارتی تصاحب کردن اختیارات بیشتر برای پادشاه اکتفا شد.[۶۸]

بازداشتن از اعدام آیت‌الله کاشانی
در شرایطی‌که چه در طول ملی شدن صنعت نفت، در بین آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی ارتباط حسنه‌ای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیت‌الله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیت‌الله کاشانی شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیت‌الله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی صدا کرد؛ ولی از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل شد‌ه‌است که:

اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و شروع و نقطه پايان آن را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمیشوم. این زمینه ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه شود و آجل در مشت چه کسی خواهد بود. ولی روحانیت اصلا نباید با این تکان مخالفت نماید که در‌صورتی‌که با این جنبش مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشور‌ایران تصویب می شود که روحانیت سبب ساز این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در چندین قصه مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیت‌الله بروجردی علیه مصدق موضع‌گیری نمایند،[۷۲] البته آیت‌الله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی بر طبق مدد او از دولت مصدق وجود داراست.[۷۳][۷۴]

رویا رویی و تعامل با فداییان اسلام
طریق غیرمداخله جویانه آیت‌الله بروجردی با نحوه نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی همسان عدم وجود.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع میخواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این منزلت را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیت‌الله بروجردی، روی خوش به فداییان علامت نمی‌اعطا کرد. در آغاز با ارشادوراهنمایی سعی بر جلوگیری کردن آنها داشت. راز درس مکرر می‌بیان کرد:

«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی می‌باشند، غمگین و عصبانی، بایستی ارشاد بشوند. اینجانب از آنان میخواهم که‌این امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشم‌ایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور چه‌طور آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرم‌آبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیت‌الله کاشانی را از کارداران اختلاف فدائیان با آیت‌الله بروجردی می دانند.[۷۸][۷۹] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیت‌الله بروجردی از او نگهبانی و برای آزادی‌اش عملکرد کرد. وی همینطور از اشخاصی که با فرمانروا ارتباط داشتند، پیمان گرفته بود که از سلطان بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعد از شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از غم هم اکنون هیچ کاری را ندارم»[۸۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 42
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:10


حمایت از امام علی(ع) نزد معاویه
به نقل از علی بن حسین مسعودی تاریخ‌نگار شیعه، معاویه از عدی پرسید: پسرانت چه شدند؟ وی اظهار کرد که در سپاه علی(ع) کشته شدند. معاویه اظهار کرد: علی با تو منصفانه اخلاق نکرد که فرزندان خویش را نگه داشت و فرزندان تو‌را به دم تیغ ارسال کرد. عدی اظهار‌کرد: «خیر؛ به معبود اینجانب به انصاف خلق نکردم که علی کشته شد و اینجانب هنوز تشریفات مشهد زنده‌ام!»[۳۳]

وی همینطور معاویه را از بدگویی درباره علی(ع) برحذر داشت و اذعان کرد: «به آفریدگار ای معاویه! دل‌هایی که پر از کینه تو بودند، هنوز در سینه‌هایمان می‌تپند و شمشیرهایی که در صف علی با تو جنگید بر دوش‌مان مکان دارا هستند. در‌صورتی‌که از روی بدخواهی و نیرنگ، به اندازه مسافت بین دو انگشتِ گشوده به ما مجاورت شوی، ما به اندازه یک وجب به تو مجاورت خوا‌هیم شد. و هر آینه براندن گلو و تنگ شدن نفس در سینه، برای ما سهل‌خیس از آن میباشد که بدگویی درباره علی بشنویم.»[۳۴]

ابراهیم بن محمد بیهقی ادیب قرن سوم قمری در کتاب المحاسن و المساوی گفتگوی دیگری فی مابین عدی و معاویه را نقل نموده است. در‌این رای زنی معاویه از عدی خواست که علی(ع) را برای وی تعریف نماید. عدی اظهار‌کرد:‌ «به آفریدگار قسم و سوگند وی دوراندیش و نیرومند بود، قاطعانه صحبت می‌اعلام کرد، به بخشید حکمرانی می کرد...» معاویه با شنیدن سخنان وی گریست و اعلام کرد: شکیبایی تو در فراق وی چه طور میباشد؟ عدی جواب بخشید: «همچون طاقت زنی که فرزندش را در آغوشش رمز بریده باشند؛ خیر اشکش کم آب خواهد شد و خیر شیون‌اش نقطه نهایی یابد.»[۳۵] روحانی عباس قمی (درگذشته ۱۳۵۹ق) نیز آن را در سفینة البحار آورده میباشد.[۳۶]

این رای زنی در برخی دیگر از منابع به ضرار بن ضمره منسوب شده میباشد.[۳۷]

شفاعت کردن نزد مختار
به گفته محمدهادی یوسفی غروی (زاده ۱۳۲۷ش) متفحص تاریخ اسلام، عدی بن حاتم در قیام مختار خیر جزو ملازمان وی بود و خیر جزو مخالفانش.[۳۸] در مبارزه جبانة السبیع که دربین مختار ثقفی و مخالفانش فیس بخشید، گروهی از قوم طیء که جزو معارضان مختار بودند، اسیر شدند،[۳۹] عدی بن حاتم آن‌ها‌را در نزد مختار شفاعت کرد و مختار آنان را آزاد کرد.[۴۰] همینطور خانواده حکیم بن طفیل طائی از لشکریان قدمت بن سعد در اتفاق کربلا، از عدی بن حاتم خواستند که او‌را نزد مختار شفاعت نماید. هنگامی عدی برای وی نزد مختار شفاعت کرد، مختار بیان کرد:‌ چه‌گونه جایز می‌بینی که برای یکی قاتلان حسین طلب شفاعت کنی؟! عدی اذعان کرد بر وی لاف بسته‌اند. مختار اعلام‌کرد در شرایطی‌که اینگونه میباشد اورا به تو وامی‌گذاریم. ولی پیش از آن، یاران مختار از خوف اینکه مختار شفاعت عدی را بپذیرد، حکیم بن طفیل را به قتل رساندند.[۴۱]

منزلت حدیثی
روحانی طوسی او‌را از اصحاب فرستاده(ص)[۴۲] و امام علی(ع)[۴۳] شمرده میباشد. وی احادیثی از امام علی داستان نموده است.[۴۴] همینطور روایاتی از وی در درست بخاری نقل گردیده است.[۴۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:49


عَبدالرّحمن بن عمرو بن مُلْجَم مُرادی دارای اسم و رسم به إبن مُلْجَم مُرادی از خوارج نهروان و قتل کننده علی بن ابی طالب(ع)، امام اولیه شیعه‌ها، میباشد. ابن ملجم بعد از به خلافت وصال علی(ع)، با وی بیعت کرد، در نبرد جمل در کنار وی جنگید و بعد از نبرد صفین و نقطه نهایی حکمیت، به خوارج پیوست. وی در مبارزه نهروان با علی(ع) نزاع کرد و از نادر اشخاص بازمانده از این نبرد بود. تا اینکه در سحر ۱۹ رمضان، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت و امام علی(ع) بعداز دو روز بر تاثیر ضربه وی به شهیدشدن رسید. به نقل پر اسم و رسم، ابن ملجم، در ۲۱ رمضان با یک ضربت خنجر قصاص شد. او سازه بر احادیث اهل بیت(ع) میان شیعه ها به «اَشقَی الاَولّینَ وَ الآخرین» و «اشقی الاشقیاء» آوازه تشریفات مشهد دارااست.

میلاد و نسب
از تاریخ به دنیا آمدن ابن ملجم خبری گزارش نشده، البته گفته‌اند او، نا آگاهی را فهم نموده است.[۱] ابن سعد نسب او‌را از اعراب حِمیری و از قوم و قبیله خواسته معرفی می‌نماید که با بنی‌جبله از خویشاوندان کنده هم قول بودند.[۲]

بعضی نیز او‌را از تَجوب، یک کدام از قبایل حمیری و هم‌قسم خاندان منظور خوانده‌اند[۳] و بلاذری تجوب را جد ابن ملجم دانسته میباشد.[۴][یادداشت ۱]

علت ابن ملجم در قتل امیرمؤمنان
درباره شهیدشدن علی بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم و علت آن، ماجرا‌های متفاوتی آورده شده میباشد.

ابن سعد، انتقام را علت قتل می داند و می‌نویسد:

در پی ناکامی خوارج در نهروان، سه بدن از آن‌ها، عبدالرحمن بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکیر تمیمی در مکه گرد آمدند و بعد از رایزنی بر آن شدند که به طور همزمان، علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمن کشتن علی (ع) را عهده دار شد و به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد. او در مواجهه زن زیبارویی به اسم قَطام دختر شجنة بن عدی به وی دل ناکامی و از وی خواستگاری کرد. قطام که بابا و برادرش در نهروان مقتول بودند، این توصیه را عهده دار شد و یکی‌از حالت تزویج را کشتن علی (ع) قرار بخشید.[۶]
ابن اعثم کوفی، عشق و علاقه ابن ملجم به قطام را برهان بر قتل امیرمؤمنان بیان کرده و می گوید:

بعداز پیکار نهروان و قبل از وصال علی(ع) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته شدن خوارج را به طرفدارانشان بخشید. وی در کوفه به زنی به اسم قطام دختر اضبع تمیمی دل شکست و از وی تقاضای تزویج کرد. سازه بر این نقل، عبدالرحمن در آن شب در منزل قطام به راز موفقیت و شراب نوشید و مست زمین‌خورد و زیرا بانگ اذان صبح برخاست، قطام اورا بیدار کرد و به مسجد کوفه ارسال کرد و عاقبت زیرا علی(ع) خواست در رکعت دوم به سجده رود، چاقو ابن ملجم بر سرش فرود آمد.[۷]
ز گند زیرمیزی خوران عالمی قرینِ بدیست
که است مفهوم رشوت به پارسی بدگند
چنانکه زاده ملجم برای وصل قطام
فروخت خون علی را به نیم شکرخند
[۸] سازه بر منابع، ابن ملجم مرادی در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری با چاقو آلوده و کثیف به زهر، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت.[۹]

لعن فرشتگان
در روایتی از امام راست گو (ع) آمده زمانی که ابن ملجم ضربت خویش را بر رمز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در افق بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن ها فقاهتی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» خاطر گردیده است. [۱۱]در روایتی فرستاده آفریدگار (ص) به امام علی اعلام کرد ای علی چه کسی در فامیل ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب بخشید آن که شتر با تقوا را پی‌کرد. نبی پرسید شقی ترین فرد درین امت چه کسی است؟ امام علی خاطرنشان کرد آفریدگار و پیامبرش داناترند نبی جواب دادکسی که تو را بکشد شقی‌ترین فرد در‌این امت میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 37
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:40


محمدتقی بَرَغانی (شهید شدن: ۱۲۶۳ یا این که ۱۲۶۴ق) دارای شهرت به شهید ثالث از فقیهان شیعه در بعدازظهر قاجار بود. وی اذن اجتهاد را از عالمانی زیرا سید علی طباطبایی و جعفر کشف کننده‌الغطاء اخذ کرد. ملا محمدتقی به یاور دو برادرش ملا محمدصالح و ملا علی نسبت به عالمان دیگر بستگان برغانی از آوازه بیشتری در مجامع علمی کشور‌ایران و عراق بهره مند تشریفات مشهد بودند.

شهید ثالث کتاب‌هایی در مورد‌های مختلفی زیرا فقه، اصول و سخن نوشته میباشد؛ مشهور‌ترین آن ها عیون الاصول و منهج الاجتهاد بود. بیان شده او او‌لین مجتهدی بود که عقیده ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.

یکی‌از دلایل آوازه برغانی تکفیر شیخیه و بابیه بود. برغانی به هم پا عالمانی زیرا سید محمد مجاهد در نزاع علیه شوروی کمپانی داشت. مجتهد برغانی رئیس حوزه علمیه قزوین را به ذمه داشت. وی بعداز مدتی این حوزه را به یک مدرسه فکری اساسی در عالم تشیع تبدیل کرد و از پیشگامان نزاع با استبداد و انحرافات مذهبی شد. محمدتقی برغانی به دست فرقه بابیه به شهیدشدن رسید.

مقام و التفات
ملا محمدتقی بن محمد برغانی قزوینی[۱] فقید[۲] و دانشمند شیعه[۳] در عصر فتحعلی‌پادشاه و محمدشاه قاجار[۴] میباشد. نقل شده وی از مشاهیر علمای امامیه[۵] و از مجتهدان بومی قزوین[۶] و حتی از مراجع پیروی بعد از ظهر خویش بوده میباشد.[۷] اورا با اعتنا به مخالفت‌ها و مبارزاتش علیه فرقه‌هایی زیرا شیخیه و بابیه، عالمی انحراف‌ستیز[۸] و به انگیزه پیکار علیه استعمارگران از علمای مجاهد[۹] معرفی کرده‌اند. اورده شده وی با مجموع اقتدار با بدعت‌ها جنگ کرد و ترسی از ذکر ضعف‌های حکومت نداشت.[۱۰]

دانش و فضل و ادب ملا محمدتقی باعث شهرتش در حین حکومت فتحعلی‌فرمانروا قاجار و در طول حیات میرزای قمی شد.[۱۱] وی شخصی خوش خلق[۱۲] و در کثرت زهدوتقوا و تهجد زبانزد بود.[۱۳] او عملکرد فراوانی برای رواج آئین و برطرف کردن خطاها عموم اعمال بخشید[۱۴] و اهتمام ویژه‌ای به دستور به دارای شهرت و نهی از منکر داشت.[۱۵]

خاستگاه و تحصیلات
محمدتقی برغانی در سال ۱۱۷۲ق یا این که ۱۱۸۳ق[۱۶] و یا این که ۱۱۸۴ق[۱۷] در روستای برغان از توابع ری[۱۸] یا این که از توابع طهران چشم به جهان گشود.[۱۹] پدرش ملا محمدملائکه از عالمان قزوین بود.[۲۰] محمدتقی بعد از سپری کردن دروس مقدماتی علم ها شرعی در قزوین به قم رفت و به شاگردی میرزای قمی پرداخت. وی برای حصول دانش حکمت و حرف به اصفهان رفت.[۲۱]

ملا محمدتقی بعداز مدتی به عراق رفت و در درس سید علی طباطبایی پر اسم و رسم به صاحب و مالک ریاض کمپانی کرد و در غایت به طهران رجوع.[۲۲] او توشه دیگر برای اخذ اذن اجتهاد به عراق هجرت کرد. وی در‌این مسافرت به سفارش استادش درس دادن را شروع کرد و بعداز استخراج اذن اجتهاد، به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت.[۲۳] ملا محمدتقی بیشتر قدمت خویش را در قزوین طی کرد.[۲۴]

اساتید و شاگردان
ملا محمدتقی برغانی از علمای مجال خویش استفاده کرد.[۲۵] سید علی طباطبایی، ملا علی نوری، محمدباقر وحید بهبهانی، میرزا ابوالقاسم گیلانی قمی،[۲۶] جعفر کشف کننده‌الغطاء و سید محمد طباطبایی از اساتید وی دانسته گردیده‌اند.[۲۷]

اورده شده سید علی طباطبایی، جعفر کشف کننده‌الغطاء،[۲۸] سید محمد مجاهد،[۲۹] میرزای قمی[۳۰] و محمدحسن نجفی تالیف کننده جواهرالکلام[۳۱] از علمایی بودند که به او اذن اجتهاد دادند.

میرزا محمد تنکابنی و سید محمدحسین قزوینی از شاگردان وی قلمداد گردیده‌اند.[۳۲]


حرم شهید ثالث در قزوین
ملقب به شهید ثالث
ملا محمدتقی برغانی پس از شهیدشدن به کنیه شهید ثالث شناخته شد[۳۳] او در سال ۱۲۶۳ق[۳۴] یا این که ۱۲۶۴ق[۳۵] بعد از تکفیر فرقه بابیه با خیانت برادرزاده‌اش قرة‌العین[۳۶] به دست اعضای این فرقه در محراب مسجد به شهید شدن رسید.[۳۷]

ادله اسم‌گذاری ملامحمدتقی به شهید ثالث، کشته‌شدن وی به دست مخالفانش در منش تامین از عقاید شیعه مذکور میباشد؛[۳۸] هرچند از اسم‌گذاری وی به‌تیتر شهید رابع نیز صحبت به بین آمده[۳۹] و حاکم نورالله شوشتری را شهید ثالث معرفی کرده‌اند.[۴۰] با این حالا برخی گفته‌اند برغانی به کنیه شهید ثالث آوازه دارااست.[۴۱]

ملا محمدتقی، وصیت کرده بود در کربلا دفن گردد، ولی عموم قزوین بازدارنده از جابجایی لاشه‌اش به کربلا گردیده[۴۲] و او را در مجاورت شاهزاده حسین قزوین به خاک سپردند.[۴۳] نقل شده بعد از یک سری سال که برای تعمیرات، قبرش را شکافتند، لاشه اش سلامت ما‌نده بود.[۴۴] مزار وی مکانی مشهور[۴۵] برای زیارت عموم قزوین شد.[۴۶] شهید شدن ملا محمدتقی در محراب باعث شد تا خاندانش به آل‌شهید و شهیدی دارای شهرت شوند.[۴۷] در باب شهادتش اشعاری سروده گردیده‌است.[۴۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 48
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:36


مناظره درباره خلفا
به نقل منابع روایی شیعه، امام محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اَکْثَم درباره فضیلت ها ابوبکر و قدمت مناظره کرد. یحیی خطاب به وی اذعان کرد جبرئیل از طرف خداوند به رسولش اذعان کرد از ابوبکر سؤال کن آیا وی از اینجانب راضی میباشد؟ اینجانب که از وی راضی هستم، امام جواب اعطا کرد اینجانب منکر فضل و ادب ابوبکر نیستم؛ البته هر که این قصه را نقل کرده بایستی به روایات دیگری که از فرستاده(ص) وارداتی دقت نماید و آن اینکه رسول فرمود زمانی که حدیثی از طرف اینجانب به شما می رسد، آن را بر کتاب پروردگار و سنت اینجانب عرضه نمایید. در شرایطی که موافق با آن بود، بپذیرید و درصورتی که خلا، قبول نکنید؛ چون لاف‌گویان و جعل‌کنندگان حدیث زیاد خواهند شد. بعد امام اظهار‌کرد این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ چون خدا در قرآن می فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ؛ ما از رگِ گردن به شما نزدیکتریم.»[۱۴۶] آیا آفریدگار از راضی بودن یا این که نبودن ابوبکر دوراندیشی نداشت تشریفات مشهد که از پرسید؟[۱۴۷]

بعد از آن، یحیی درباره قصه «مَثَل ابوبکر و عُمر در زمین همچون جبرئیل و میکائیل در اسمان میباشد» سؤال کرد. جوادالائمه جواب بخشید محتوای این داستان درست وجود ندارد؛ چون جبرئیل و میکائیل همواره بندگی پروردگار را کرده و لحظه‌ای مرتکب گناه نشده‌اند؛ در حالی که ابوبکر و قدمت قبل از آنکه اسلام بیاورند، سال‌های وقتگیر مُبی دینی بوده‌اند.[۱۴۸]

انقطاع دست سارق
در طول سکونت جوادالائمه(ع) در بغداد، درباره اینکه دست سارق از کجا بایستی انقطاع گردد، بین فقهای اهل‌سنت اختلاف پیش آمد. بعضی می‌گفتند از مچ بایستی انقطاع خواهد شد و بعضا دیگر انقطاع آن را از آرنج می‌دانستند. معتصم از امام جواد(ع) خواست تا لحاظ خویش را ذکر نماید. جوادالائمه از معتصم خواست اورا از جواب معاف دارااست؛ ولی خلیفه سماجت کرد و امام ذکر کرد صرفا انگشتان سارق انقطاع می‌گردد و سایر دست باقی میماند. او ادله خویش را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً؛ و مساجد ویژه خداست، پس هیچ‌کس را باایمان مخوانید»[۱۴۹] تیتر کرد. معتصم پاسخ امام را پسندید و امر کرد تا انگشتان سارق را انقطاع نمایند.[۱۵۰] آورده شده این رخداد منجر اشاعه رده امامت میان عموم شد.[۱۵۱]

فضیلت ها و کرامات

بارگاه بقاع امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)
در منابع روایی، فضايل و کراماتی برای امام جواد(ع) نقل گردیده‌است.

جود و عفووبخشش زیاد به دیگر افراد
ملقب‌شدن پیشوای نهم شیعه‌ها به جواد را به انگیزه کثرت عفو وبخشش و احسان وی به عموم دانسته‌اند.[۱۵۲] بر اساس طومار‌ای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد ارسال کرد، وی از به عبارتی سال‌ها، به سخاوتمندی پر اسم و رسم و زبانزد بوده میباشد. زمانی که پدرش در خراسان بود، اصحابش امام جواد را از درِ فرعی منزل بیرون می‌کردند تا با اشخاص کمتری مواجه گردد که برای اخذ امداد، گرد منزل‌اش تجمع می‌کردند. بر شالوده این داستان، امام رضا(ع) طومار‌ای به فرزندش ارسال کرد و به وی توصیه نمود تا به کلام عده ای که به وی میگویند از درِ مهم رفت‌وآمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) درین طومار به پسرش توصیه کرده بود: «هروقت می خواهی از منزل بیرون شوی، کمی سکهٔ طلا جواهرات و نقره همپا داشته باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند، مگر اینکه چیزی به وی بدهی.»[۱۵۳]

عبادت زیاد

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 15
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:40


اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی مستقر کوفه که فی مابین آن ها شماری از صحابه فرستاده معبود(ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم هجری قمری و قرن سوم قمری چشم می گردد. اسلام آوردن اشعریان قبل از فتح مکه، از افتخارات آن ها میباشد. اشعریون سوابق درخشانی در کمک اهل البیت(ع) داشته‌اند مثلا کمپانی در نزاع صفین و تشریفات مشهد قیام مختار.

این طایفه به‌دنبال سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعه ها، از کوفه به قم سفر کردند و قم را محل سکونت خویش و راءس اشاعه تشیع در کشور‌ایران ساختند. انگیزه تعیین قم از سوی اشعریون، فتح این منطقه به دست جدشان صاحب و مالک بن عامر اشعری بوده میباشد. توان و نفوذ آنان در قم به سیرتکامل‌ای بوده که قم را از ملیت اصفهان بیرون کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های پررنگ‌ای از این فامیل، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) می باشند.

نسب
اشعریان اصالتاً یمنی و عرب قحطانی بودند،[۱] و نسب آن ها به «نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» دارای اسم و رسم به اشعر می سید.[۲] برخی انگیزه این نامگذاری را چنان دانسته‌اند که جد آن ها پشمالو بوده میباشد.[۳]

اشعر هفت پسر داشت که هریک سرسلسله خویشان‌ای شدند و کلیه را اشعری می‌گفتند. منظور از اشعریان در‌این مدخل نسل جماهر، یکی‌از فرزندان اشعر میباشد.[۴]

پیش از اسلام
در منابع اسلامی، فضیلت ها بخش اعظمی به اشعریان قبل از اسلام منسوب شده و از جوانمردی و نیک‌خویی آن خاطر شد‌ه‌است. به گفته این احادیث اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و بودجه خویش با عموم شریک بودند.[۵] هم‌اینگونه داعیه گردیده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه کمپانی داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان
اول اشعری مسلمان
به گفته مولف تاریخ قم صاحب و مالک بن عامر اشعری اولی مسلمان از فامیل اشعریان یمن و جد اعلای اشعریان قم میباشد.[۷] اول مهاجر این قوم و قبیله به سوی رسول(ص)، جهت تایید اسلام بود. او بعداز اسلام آوردن به دربین خویشان خویش گشوده گشت و یک‌سری سال آن‌گاه با هفتاد نفر از اقوام خود مجدد، به نزد فرستاده(ص) آمد.[۸]

اسلام آوردن بقیه اشعریان
بعداز اسلام صاحب بن عامر اشعری، گروهی دیگر از اشعریان در سال هفتم بعد از غزوه خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند.[۹] برخی مورخان به سیرتکامل‌ای دیگر، اسلام آن‌ها را، بیست سال بعد از مبعث نبی(ص) گزارش کرده‌اند.[۱۰] پیروز منابع به مسافرت و اسلام صاحب در مکه، اشاره نکرده‌اند[۱۱] به هر اکنون اسلام اشعریان از راز گرایش بوده و این فعالیت قبل از فتح مکه قادر است مایه افتخار آنها باشد.[۱۲]خلاف برخی از قبایل عرب که بعد ها و وقتی که موفقیت نبی(ص) را حتمی دیدند، تیم مجموعه مسلمان شدند،[۱۳]

از صورت‌های نام دار اشعری بین صحابه فرستاده اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‌اقتدار به ابو عامر اشعری که در نبرد حنین به شهیدشدن رسید و فرزند وی عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری به عنوان مثال راویان حدیث رسول(ص) اشاره نمود.[۱۴]

سفر به عراق
صاحب بن عامر از اول افرادی بود که در سال ۱۶ هجری قمری برای فتح مدائن[۱۵] از رود دجله گذشت و مسلمان ها دیگر نیز شجاع شدند و وارد مدائن شدند و آنجا را فتح کردند.[۱۶] او را فاتح نواحی جبال مثلا ساوه دانسته‌اند،[۱۷]

بعد از فتح عراق، اشعریان همچون اکثری از یمنی‌ها در کوفه مستقر شدند، دو بدن از فرزندان صاحب یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن صاحب به عبارتی کسی میباشد که در روز ها خلافت عثمان بن عفان به شراب‌خواری ولید بن عقبه، امیر کوفه، شهید شدن بخشید.[۱۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 45
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:27


نقش زراره در بسط معارف اهل بیت(ع)
نقش زراره در توسعه و احیای معارف اهل بیت(ع) تا آنجاست که امام راست گو(ع) اعلام کرد: آفریدگار زراره را بیامرزد، که در صورتی‌که وی و مانند وی نبودند، سخنان پدرم از در بین رفته بود.[۱۰] در حدیث دیگر، امام درستگو(ع) آشکارا اورا از بهشتیان دانسته میباشد.[۱۱] گشوده از آن امام ماجرا گردیده‌است که بیان کرد: ۴ بدن نزد اینجانب دوستداشتنی ترند: بُرَید بن‎ معاویة بَجَلی، محمد تشریفات مشهد بن مسلم، ابوبصیر و زراره.[۱۲]

وثاقت زراره
رجال شناسان عموماً احادیث ذمّ زراره را ضعیف و یا این که ناشی از موقعیت خاص سیاسی و تقیه دانسته‎اند[۱۳] مسأله دیگری که نزد دانشمندان شیعی گزینه اعلام کرد و گوست، انکار یا این که شک و تردید وی در خصوص امامت موسی‎ بن‎ جعفر(ع) (۱۲۸-۱۸۳ق/۷۴۵-۷۹۹م) میباشد[۱۴] هرچند این نسبت تماماً محرز وجود ندارد، امّا در حالتی که اینگونه تردیدی نیز در زراره پیدا گردیده باشد، باتوجه به تأییدات امامان و شیعه‌ها آینده از زراره، مکان شک وتردید باقی نمی‎ماند که آخر و عاقبت وی به امامت امام موسی(ع) گردن گذارده میباشد.

اثرها
گفته‎اند که زراره دارنده تألیفاتی میباشد، البته جز یک کتاب با تیتر الاستطاعه والجبر والعهود[۱۵] از وی خاطر نشده میباشد. ابن‎بابویه قمی (۳۲۹ق/۹۴۱م) گوید که آن کتاب را چشم میباشد.[۱۶] بعضا داعیه کرده‎اند که زراره ۹۰ سال زیسته میباشد.[۱۷] این احتمال بدور نمی‎کند، چون برخی او‌را از اصحاب امام علی‎بن‎حسین(ع) نیز دانسته‎اند.[۱۸]

فرزندان
زراره ۷ فرزند داشت با اسم‌های: رومی، یحیی، عبدالله، حسن، حسین، محمد و عُبید که از راویان شیعی و غالباً از شاگردان امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) بوده‎اند و از آن ها داستان کرده‎اند. در‌این بین عبید از اعتبار و آوازه بیشتری برخوردار‌است؛ چنانکه او‌را «موثَّق» شمرده‎اند. وی در کوفه می‎زیست و از چنان اعتباری بهره مند بود که شیعه ها کوفه او‌را به هنگام نیاز برای ملاقات با امام راست گو(ع) و سوال از آن حضرت به مدینه می‎فرستادند.[۱۹]

حُمْران (ابوحمزه) ‎بن اعین
نوشته‌علمیٔ مهم: حمران بن اعین
حمران، دانا، محدّث، نحوی، ادیب و لغت دان، بوده میباشد. وی از شاگردان امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) بوده و از آن دو احادیث اکثری نقل نموده است و اشخاص بخش اعظمی از وی ماجرا کرده‎اند. هرچند بعضی از رجال شناسان اهل سنّت، به جهت شیعی بودن حمران، وثاقت اورا تأیید نکرده‎اند، ولی رجال شناسان شیعی عموماً اورا موثّق و گزینه اتکا دانسته‎اند و حتی بعضی او‌را از زراره نیز موثق‎خیس دانسته‎اند[۲۰] حمران دانش نحو را از ابوالاسود دُؤلی آموخته میباشد. هرچند تاریخ مرگ وی دانسته وجود ندارد، ولی قطعی میباشد که وی قبل از امام راستگو(ع) درگذشته میباشد[۲۱] حمران دارنده فرزندانی بوده میباشد با اسم های: عقبه، حمزه و محمد. اینان از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) و از راویان موثق بوده‎اند و از آن دو احادیث بسیار نقل کرده‎اند.

بُکَیر (ابوجَهْم) ‎بن ‎اعین
نوشته ی علمیٔ اساسی: بکیر بن اعین
وی از راویان موثَّق و از یاران امام پنجم و امام ششم شیعه‌ها به شمار آمده و احادیث بخش اعظمی از آن دو نقل نموده است، ولی به رغم آوازه بسیارش، چیزی بیشتراز این از حال و روز وی دانسته وجود ندارد. بکیر قبل از وفات امام راست گو(ع) درگذشته میباشد. او ۶ پسر داشته که عبارتند از قدمت، جهم، زید، عبدالله، عبدالحمید و عبدالاعلی. اشخاص حافظه گردیده از عالمان و محدثان و از اصحاب امام راست گو(ع) به شمار آمده‎اند. عبدالله، با اینکه از فقیهان مالک حیث دانسته گردیده، فطحی مذهب به شمار آمده میباشد.[۲۲]

ابوغالب زراری
نوشته ی علمیٔ مهم: ابوغالب زراری
احمدبن‎محمد، پر اسم و رسم به ابوغالب زراری (۲۸۵-۳۶۸ق/۸۹۸-۹۷۸م)، فقید، محدّث، متکلم، ادیب و شعر سرا. وی از عالمان و محدّثان بنام آل اعین و واپسین شخص دارای اسم و رسمِ این قوم میباشد. وی در ۱۱ سالگی حدیث را فرا گرفت.

ابوغالب در ۳۵۶ق/۹۶۷م رسالة فی ‎آل اعین را نوشت و در آن وضع و اوضاع خاندانش را، از استارت تا اجرا، به ایجاز و با بیان مشایخ روایی و شیوه های احادیث خویش گرد آورد و آن را به نوه‎ اش محمدبن ‎عبدالله اهدا کرد.

وی از نسل بکیر بن‎ اعین بوده، از این‎رو نیاکان وی به بکیری آوازه داشته‎اند، ولی از دوران امام هادی(ع)(۲۱۲-۲۵۴ق/۸۲۹-۸۶۸م) به «‌زراری‌» آوازه یافته اند. این آوازه، چنانکه خویش وی گفته، از فرصت جدش سلیمان ‎بن ‎حسن پدید آمده میباشد. عامل این تغییر‌و تحول تیتر را دو چیز دانسته اند: یک کدام از اینکه مامان حسن ‎بن‎ جهم ‎بن‎ بکیر، نیای بلندمرتبه ابوغالب، دختر عبید بن‎ زراره بوده میباشد دیگر اینکه امام حسن عسکری(ع)، احتمالاً به جهت وضعیت و ملاحظات سیاسی، سلیمان فرزند حسن را زراری نامیده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:16


حضور میرزا احمد کفایی
میرزا احمد کفایی فرزند آخوند محمدکاظم خراسانی بود که نزد او و دیگر استادان حوزه نجف درس خوانده و آن‌گاه به مشهد، که اخوی بزرگترش میرزا محمد آقازاده زعامت حوزه علمیه و سر گروهی شرعی آن را سالها برعهده داشت، هجرت و خویش سالها در آنجا درس دادن کرده بود. او در حالتی که از یک سو حوزه علمیه مشهد در تاثیر رخدادهای بعد از حادثه گوهرشاد و ممنوعیت پوشیدن خرقه روحانیت، به طور تقریبً خالی از استادان و طلاب گردیده و به موقعیت تعطیل تشریفات مشهد درآمده بود،

[۱۲۸] و از سوی دیگر تبلیغات ضدمذهبی گردآوری ای‌ها در فضای آزاد اوایل سلطنت پهلوی دوم فضای شرعی و سیاسی مشهد را ذیل تأثیر قرار داده بود، با توکل بر مقام و پشتیبان شرعی، علمی و خانوادگی خویش و با جلب اعتقاد و باور حکومت، مدرسه ها و موقوفات آنان را از دولت پس گرفت و مجموع موقوفات این مدرسه ها را اجاره بندی کرد و برای مدرسه ها متصدی انتخاب نمود و از روش اجاره این موقوفات برای هزینه های مدرسه ها و طلاب و استادان عایداتی مهیا تشکیل داد. درنتیجه بخش اعظمی از استادان و طلاب به حوزه بازگشتند. او همینطور برای احیای حوزه مشهد، برخی از علمای دیگر شهرها نظیر آقا والا اشرفی شاهرودی، از شاگردان پر رنگ میرزا محمد حسین نائینی، را به مشهد دعوت کرد.[۱۲۹]

حضور میرزامهدی اصفهانی
میرزا مهدی اصفهانی (متوفی ۱۳۲۵ش) هم که از علم آموختگان نجف و مسلط بر مبانی دینی و اصولی مدرسه‌های نجف و سامرا و از شاگردان نامبردار نائینی بود و از حدود ۱۳۰۰ش در مشهد سکونت و درس دادن داشت.

اقدامات میرزامهدی اصفهانی

او با تشویق پاره‌ای از طلاب با تصرف حجرات مکتب نواب که ذیل تصرف دولت بود[۱۳۰] توشه دیگر درس بیرون فقه و اصول خویش را، که در اواخر زمان رضاشاه در خانه برگزار می کرد، به صورت علنی در مکتب نواب استارت کرد.[۱۳۱]
اصفهانی اولیه عالمی بود که مبانی اصولی معلم خودمیرزا محمدحسین نائینی را در مشهد مطرح کرد.[۱۳۲]
آنچه که اصفهانی را از دیگر افراد ممتاز می‌تشکیل داد، ارائه معارف و عقاید شیعی به روش‌ای خاص بود، طریق‌ای که بعد ها به «مدرسه معارفی خراسان» آوازه یافت و مدعای اساسی آن عدم آمیختگی عقاید شرعی با هرگونه فراورده درنگ بشری و مشخصاً فلسفه و عرفان میباشد. اصفهانی در ارائه آرا و عقاید خویش چنان برنده بود که اکثری از طلاب و استادان مبرِّز حوزه مشهد که بعضی از آن ها هم اهل فلسفه بودند به مدرسه او گرویدند. آنچه اصفهانی پی ریزی کرد توسط شاگردانش خاصه روحانی مجتبی قزوینی (متوفی ۱۳۴۶ش) تحکیم و گستردن داده شد و بعداز وی چنان بسط یافت که تحت عنوان خصوصیت اساسی حوزه علمیه مشهد در چندین دهه اخیر شناخته شد.[۱۳۳]
حضور روحانی مرتضی آشتیانی
روضه خوان مرتضی آشتیانی هم که از مجتهدان پررنگ‌ای بود که در نزد بابا خویش محمد حسن آشتیانی در طهران و آخوند خراسانی در نجف، تحصیلات خوب را به ایفا رسانده و در زمان رضاشاه به مشهد آمده بود و سال‌ها در‌این شهر درس دادن کرده و بعد از ماجرای گوهرشاد به طهران تبعید گردیده بود، در‌این زمان به مشهد برگشت و ارائه درس بیرون را استارت کرد.[۱۳۴] در کنار این دو بدن، استادان دیگری زیرا کفایی و روضه خوان هاشم قزوینی و روضه خوان مجتبی قزوینی، به صورت محدودتری درس بیرون می‌گفتند.[۱۳۵] دروس ادبیات و سطح های مقدماتی و خوب هم به قوت خویش باقی بود و استادان پررنگ‌ای زیرا میرزا احمد استاد یزدی، روحانی کاظم دامغانی و میرزا محمدتقی ادیب نیشابوری در‌این مقاطع درس دادن می‌کردند.[۱۳۶]

حضور علمای دیگر
از سایر علمای این زمان سید یونس اردبیلی (متوفی ۱۳۳۷ش) میباشد که قبل از اتفاق گوهرشاد در مشهد به درس دادن و کار علمی و فقهی اشتغال داشت، آن‌گاه از مشهد تبعید شد و بعداز سقوط پهلوی نخستین بدین شهر رجوع و عمل علمی خویش را از سرگرفت.[۱۳۷]
همینطور روضه خوان غلام حسین مجتهد تبریزی (متوفی ۱۳۵۹ش) از عصر پهلوی اولیه در مشهد به درس دادن و اقامه جماعت اشتغال داشت و اقدامات سیاسی و شغل‌های اجتماعی وی دارای اسم و رسم میباشد.[۱۳۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:37


کیفیت آفرینش انسان و حوا در قرآن
در قرآن تأکید گردیده است که انسان از خاک آفریده شد[۱۳] و نیز آمده: «(آفریدگار) شمارا از نفسی واحد اخلاق و رفتار کرد و جفتش را از وی تشریفات مشهد آفرید».[۱۴]

مردم مفسران متقدم بر این نظریه‌اند که درین آیه ها مراد از نفس، انسان و مراد از زوج، حوّمیباشد و بنابر احادیث، معبود اورا از یک کدام از دنده‌های انسان[۱۵] از زیاده خاکی که انسان را از آن کردار کرده بود آفرید.[۱۶] در برخی احادیث خلقت حوا از دنده بشر رد شد‌ه‌است زراره ماجرا کرده که از امام درستگو راجع‌به با کیفیت آفرینش حوا سؤال شد و به وی گفته شد که عده ای معتقدند معبود ، حوا را از تحت‌ترین استخوان‌های دنده سمت چپ انسان خوی کرد. امام در جواب فرمودند: « پروردگار از این فعالیت، تمیز و پاک میباشد. آیا شخصی که اینگونه اعتقادی داراست، بر این درنگ میباشد که آفریدگار، بضاعت آن را نداشته تا همسری برای انسان بیآفریند که از دنده‌های وی نباشد. تا این پیچیدگی برای یاوه گویان ساخت‌و‌ساز نشود که انسان با قسمتی از تن خودش تزویج کرد؟ این چه باوری میباشد که برخی بدان معتقدند؟ خداوند، خودش در میان ما و وی قضاوت نماید.[۱۷] به لحاظ بعضا مفسران، منظور این نشانه‌ها آن میباشد که معبود جفت بشر را از فرآورده وی آفرید، به عبارتی‌طور که در آیه ها دیگر، عبارت «اینجانب أنفسکم»[۱۸] به همین معناست. به علاوه، این تفاسیر با ادامه آیه ۱۸۹ سوره اعراف که می گوید «تا بدان آهسته گیرد»، سازگارتر میباشد، چون هرکس به همجنس خویش متمایل میباشد و بدان انس میگیرد.[۱۹]

بعضی از معاصران گفته‌اند که خواسته از نفس واحد، بشر ابوالبشر وجود ندارد، بلکه خواسته از آن، اصل و منشأ خلقت آدم (اعم از مرد و زن) میباشد و فیض گرفته‌اند که زن ومرد، هر دو، از گوهری واحد آفریده گردیده‌اند.[۲۰]

بعضا نیز با توکل بر عقیده‌های زیست شناختی تازه، نفس واحد را اولیه جانداری دانسته‌اند که نوع آدم از آن نشئت گرفته‌ و جان دار گردیده است. این جاندار در صدر به طور غیرجنسی ساخت مثل کرد و آن‌گاه با جاندار مؤنثی که از خویش وی پدید آمد، جفتگیری کرد و نسل آدم را به وجود آورد؛ به این ترتیب نگرش، در مرحله در آغاز تکامل بشر، جفت وی مستقلاً آفریده نشد، بلکه جفتش از خودش پدید آمد؛ به این ترتیب، تولیدمثل آدم در اول مرحله، تولیدمثل جنسی عدم وجود. خلال این، رابطه بدون واسطه جنسیت نوزادان به بابا (و خیر مامان)، نیز حاکی از این حقیقت میباشد که همجنس مرد و همجنس زن از یک‌نفس، یعنی از مرد، پدید آمده‌اند.[۲۱]

هبوط بشر و حوا در قرآن
در قرآن از آفرینش حوّا سخنی به دربین نیامده میباشد. بنابر آیه‌ها قرآن، بشر و همسرش به خواست پروردگار در فردوس مستقر شدند. آنها می‌توانستند از هر خوراکی در پردیس به کارگیری نمایند، جز میوه یک درخت، و در شکل مجاورت شدن به آن درخت از ظالمان محسوب می‌شدند. شیطان هر دوی آن‌ها‌را فریب اعطا کرد و آن ها میوه ممنوعه را خوردند. به‌دنبال آن، بدیهای آنها بر یکدیگر آشکار شد و آنان کوشیدند با برگهای بهشتی خویش را بپوشانند. آنگاه از خداوند خواستند که آنها را ببخشد. پروردگار نیز به آنها ذکر کرد که می بایست به زمین بروند و در آن‌جا معاش نمایند تا این‌که بمیرند و از آن‌جا بیرون شوند.[۲۲]

نقش حوّا در گناه انسان
در قرآن هیچ اشاره‌ای به نقش حوّا در اولیه گناه بشر نشده میباشد. بنابر پیمان عتیق مار، حوا را و وی نیز انسان را فریب بخشید، در حالی‌که به گفته قرآن، شیطان هر دوی آن‌ها‌را وسوسه کرد.[۲۳] حتی‌در آیه ۱۲۰ سوره طه تنها از گفتگوی شیطان با بشر و وسوسه وی صحبت بیان شده و شیطان مستقیماً به وی خطاب نموده است. البته درین آیه به‌این‌که خطاب شیطان به حوّا بوده، اشاره‌ای نشده میباشد؛ به این ترتیب، در حالی که در سنّت یهودی مسیحی، حوّا شخصیتی فریب خورده و منحرف کننده معرفی شد‌ه‌است، در قرآن، بشر و حوّا، هر دو، به یک‌اندازه مسئول شناخته گردیده و تحت عنوان اولیه زوج بشری به اخراج از فردوس محکوم گردیده‌اند.[۲۴]

وسوسه شدن حوّا در روایات
هرچند در روایات تفسیری، درباره جزئیات وسوسه شیطان و نقش حوّا در رانده شدن خویش و همسرش از فردوس مطالبی آمده[۲۵] که ظاهراً برگرفته از قصه ذکر شده در هجرت پیدایش در عهد و پیمان عتیق میباشد.[۲۶] همینطور در حدیثی با قید اسم حوّا آمده: «در صورتی حوّا خلا، کالا زن به شوهرش دسیسه نمیکرد»[۲۷] که منظور از حیله، نقش حوّا در اولیه گناه بشر دانسته گردیده‌است.[۲۸] همینطور روایتی بر وسوسه شدن حوّا بعد از اخراج از فردوس دلالت داراست؛ براین اساس ماجرا، حوّا حامله می شد اما نوپا‌اش زنده نمی‌ماند. شیطان (که حارث نامیده می شد) نزد او آمد و او‌را وسوسه کرد که نوباوه را عبدالحارث نام گذاری کند تا زنده بماند. آنها نیز اینگونه کردند در حالی که‌این وسوسه‌ای شیطانی بود.[۲۹] به این ترتیب ماجرا، حوّا مجدد موجب فریب انسان شد. (عالمان شیعه و سنّی نقد ها یا این که تأویلاتی دراین مورد دارا‌هستند)[۳۰] علامه مجلسی صدور این احادیث از امامان شیعه را از روی تقیه دانسته میباشد؛ علامه طباطبائی [۸۷] این ماجرا و نظایر آن را جعلی یا این که از اسرائیلیات دانسته میباشد.[۳۱]

حوا در کتاب ها تاریخی

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:12


مرکزها اساسی شیعی

حسینیه غفران مآب در شهر لکهنو
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: امام‌باره آصفی
اِمام‌باره‌ها، بناهایی در میهن هند میباشد که شیعه‌ها برای برگزاری مراسم سوگواری به ویژه در ماه محرم، در آن ها گرد می آیند. امام‌باره گران قدر لکهنو به اسم آصفیه و امام‌باره خرد آن از مهم ترین این بناها میباشد.[۱۹] بعداز جابجایی پایتخت به لکهنو با همت حاکمان و علمای شیعه و اهل ایران، این شهر به راءس سوگواری‌های باشکوه در مناسبت‌های متعدد مذهبی تبدیل شد. نقل میباشد که نواب آصف الدوله، برای رواج مراسم سوگواری مبالغ بخش اعظمی هزینه میکرد؛ برای مثال در مراسم سوگواری ماه محرم از سوی دولت همگی ساله بیش تر از ششصد هزار روپیه هزینه میشد.[۲۰] از سایر جای ‌های مذهبی لکهنو، حسینیه غفران مآب میباشد. این حسینیه محل دفن علمای شهر لکهنو به عنوان مثال سید دلدارعلی نقوی تشریفات مشهد میباشد.[۲۱]

کتابخانه‌ها

تابلوی ورودی کتابخانه ناصریه
کتابخانه ناصریه
نوشته ی علمیٔ اساسی: کتابخانه ناصریه
سید محمد قلی موسوی هندی بابا میرحامد حسین مؤسس کتابخانه ناصریه میباشد. این کتابخانه ابعاد به دست فرزند میرحامد، ناصر حسین، اداره شد که بعداز مرگ ناصر حسین به کتابخانه ناصریه دارای اسم و رسم گشت.[۲۲] کتابخانه ناصریه، حدود ۴۵۰۰۰ کتاب خطی و چاپی باارزش فارسی و عربی داراست.[۲۳] علامه امینی به دلیل مداقه این کتابخانه، به لکهنو مهاجرت کرد و حدود ۴۰۰۰ ورژن خطی آن را ورژن‌برداری کرد.[۲۴]

کتابخانه ممتاز العلماء
کتابخانه ممتاز العلماء،‌ وابسته به محمدتقی بن سید حسین بن سید دلدار علی میباشد. این کتابخانه با حدود دو هزار ورژن خطی از مهم ترین کتابخانه‌های لکهنو و یک کدام از کتابخانه‌های اساسی هندوستان میباشد.[۲۵]

کتابخانه‌ مدرسةالواعظین
نوشته‌علمیٔ اساسی: مکتب الواعظین
کتابخانه مکتب الواعظین، شامل ۲۰۰۰۰ کتاب چاپی و حدود ۱۵۰۰ ورژن خطی میباشد.[۲۶]

منطقههای علمیه

تصویر ورودی مدرسةالواعظین در لکهنو
بعداز سلطه انگلیسی‌ها بر هند و فروپاشی حکومت شیعی اوده ۱۲۷۳ق، ذهن ها و علم ها نو غربی در هند ترویج یافت و علما برای رویارویی با آن و همینطور پناه از علم و مدرسه تشیع، حوزه فرمانروا المدارس را به همت مولانا سید ابوالحسن یک‌سری سال آنگاه و مکتب ناظمیه و مشارع الشرایع را به‌تشویق وی و میرزا محمد عباس علی خان در سال ۱۳۰۸ق و مدرسةالواعظین را به‌ سرپرستی نجم‌العلماء در سال ۱۳۳۸ق در لکهنو تأسیس کردند.[۲۷] گفته‌اند این سه مکتب، نقش محوری در فراگیری و رسیدگی علم ها اسلامی در هند اعمال کردند.[۲۸] در مدرسه های علمیه لکهنو، علم ها نقلی و عقلی تا سطح اجتهاد درس دادن میشد.[۲۹]

از سایر مدرسه های لکهنو می‌اقتدار به مکتب تهیه المکاتب، مکتب امام‌باره غفران مآب و جامعة الزهراء ویژه زنان، اشاره نمود.[۳۰]

اثر ها علمی شیعه ها
سازه بر نقل محققان، شرایط تفحص در طول حضور دولت شیعی در لکهنو به حد مطلوبی رسیده بود.[۳۱] کتاب عبقات الانوار نوشته میر حامدحسین هندی در سخن و عقاید،[۳۲] کتاب لوامع التنزیل (سید علی حائری)، تعبیر روایج القرآن (مفتی محمدعباس) و تفاسیر سوره‌های گوناگون قرآن بوسیله سید العلماء حسین بن دلدارعلی در تعبیروتفسیر و اثرها بیست‌وشش‌گانه مولانا دلدارعلی، اثرها فرزندان مولانا دلدار علی، اثرها متفاوت علی حائری به عنوان مثال کتاب غایه المقصود (۴ جلد در عقاید)، ۱۲۵ جلد تاثیر علمی و ادبی از مفتی عباس، سه جلد کتاب حدیقه الاسلام از محمدحسین متفحص هندی و ۱۴ تاثیر دیگر وی، بیانگر پرورش مطالعه در آن زمان میباشد.[۳۳]

زوال علمی لکهنو
حالت قابل قبولی از فراگیری و بازرسی در لکهنو گزارش کرده‌اند و تا قبل از استقلال پاکستان ۱۹۴۷م، شیعه ها این مرز و بوم ذیل تأثیر مدرسه علمی لکهنو بودند که برخی آموزه‌های آن ها همسویی متعددی با میل‌های صوفیانه داشت.[۳۴] بعد از استقلال پاکستان و تمایل روحانیت آن میهن به حوزه علمیه نجف و آن گاه قم و مشهد، میل‌های صوفیانه به‌‌تدریج، معدود‌رنگ‌خیس و بعد ها عملی مناسک شرعی، اجتماعی و سیاسی آن آیتم دقت بیشتری قرار گرفت.[۳۵] در نصفه دوم قرن بیستم لکهنو از آوازه و پیش‌تازی بازماند. این رکود همزمان با استقلال پاکستان از هند و سفر جمعیت متعددی از شیعه ها هند به پاکستان بود. درین عصر حکومت انگلیس و بعد هندوهای هند، عرصه را بر مسلمانها برای مثال شیعه ها تنگ کردند.[۳۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 29
  • بازدید ماه : 44
  • بازدید سال : 954
  • بازدید کلی : 22544
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی