کیفیت آفرینش انسان و حوا در قرآن
در قرآن تأکید گردیده است که انسان از خاک آفریده شد[۱۳] و نیز آمده: «(آفریدگار) شمارا از نفسی واحد اخلاق و رفتار کرد و جفتش را از وی تشریفات مشهد آفرید».[۱۴]
مردم مفسران متقدم بر این نظریهاند که درین آیه ها مراد از نفس، انسان و مراد از زوج، حوّمیباشد و بنابر احادیث، معبود اورا از یک کدام از دندههای انسان[۱۵] از زیاده خاکی که انسان را از آن کردار کرده بود آفرید.[۱۶] در برخی احادیث خلقت حوا از دنده بشر رد شدهاست زراره ماجرا کرده که از امام درستگو راجعبه با کیفیت آفرینش حوا سؤال شد و به وی گفته شد که عده ای معتقدند معبود ، حوا را از تحتترین استخوانهای دنده سمت چپ انسان خوی کرد. امام در جواب فرمودند: « پروردگار از این فعالیت، تمیز و پاک میباشد. آیا شخصی که اینگونه اعتقادی داراست، بر این درنگ میباشد که آفریدگار، بضاعت آن را نداشته تا همسری برای انسان بیآفریند که از دندههای وی نباشد. تا این پیچیدگی برای یاوه گویان ساختوساز نشود که انسان با قسمتی از تن خودش تزویج کرد؟ این چه باوری میباشد که برخی بدان معتقدند؟ خداوند، خودش در میان ما و وی قضاوت نماید.[۱۷] به لحاظ بعضا مفسران، منظور این نشانهها آن میباشد که معبود جفت بشر را از فرآورده وی آفرید، به عبارتیطور که در آیه ها دیگر، عبارت «اینجانب أنفسکم»[۱۸] به همین معناست. به علاوه، این تفاسیر با ادامه آیه ۱۸۹ سوره اعراف که می گوید «تا بدان آهسته گیرد»، سازگارتر میباشد، چون هرکس به همجنس خویش متمایل میباشد و بدان انس میگیرد.[۱۹]
بعضی از معاصران گفتهاند که خواسته از نفس واحد، بشر ابوالبشر وجود ندارد، بلکه خواسته از آن، اصل و منشأ خلقت آدم (اعم از مرد و زن) میباشد و فیض گرفتهاند که زن ومرد، هر دو، از گوهری واحد آفریده گردیدهاند.[۲۰]
بعضا نیز با توکل بر عقیدههای زیست شناختی تازه، نفس واحد را اولیه جانداری دانستهاند که نوع آدم از آن نشئت گرفته و جان دار گردیده است. این جاندار در صدر به طور غیرجنسی ساخت مثل کرد و آنگاه با جاندار مؤنثی که از خویش وی پدید آمد، جفتگیری کرد و نسل آدم را به وجود آورد؛ به این ترتیب نگرش، در مرحله در آغاز تکامل بشر، جفت وی مستقلاً آفریده نشد، بلکه جفتش از خودش پدید آمد؛ به این ترتیب، تولیدمثل آدم در اول مرحله، تولیدمثل جنسی عدم وجود. خلال این، رابطه بدون واسطه جنسیت نوزادان به بابا (و خیر مامان)، نیز حاکی از این حقیقت میباشد که همجنس مرد و همجنس زن از یکنفس، یعنی از مرد، پدید آمدهاند.[۲۱]
هبوط بشر و حوا در قرآن
در قرآن از آفرینش حوّا سخنی به دربین نیامده میباشد. بنابر آیهها قرآن، بشر و همسرش به خواست پروردگار در فردوس مستقر شدند. آنها میتوانستند از هر خوراکی در پردیس به کارگیری نمایند، جز میوه یک درخت، و در شکل مجاورت شدن به آن درخت از ظالمان محسوب میشدند. شیطان هر دوی آنهارا فریب اعطا کرد و آن ها میوه ممنوعه را خوردند. بهدنبال آن، بدیهای آنها بر یکدیگر آشکار شد و آنان کوشیدند با برگهای بهشتی خویش را بپوشانند. آنگاه از خداوند خواستند که آنها را ببخشد. پروردگار نیز به آنها ذکر کرد که می بایست به زمین بروند و در آنجا معاش نمایند تا اینکه بمیرند و از آنجا بیرون شوند.[۲۲]
نقش حوّا در گناه انسان
در قرآن هیچ اشارهای به نقش حوّا در اولیه گناه بشر نشده میباشد. بنابر پیمان عتیق مار، حوا را و وی نیز انسان را فریب بخشید، در حالیکه به گفته قرآن، شیطان هر دوی آنهارا وسوسه کرد.[۲۳] حتیدر آیه ۱۲۰ سوره طه تنها از گفتگوی شیطان با بشر و وسوسه وی صحبت بیان شده و شیطان مستقیماً به وی خطاب نموده است. البته درین آیه بهاینکه خطاب شیطان به حوّا بوده، اشارهای نشده میباشد؛ به این ترتیب، در حالی که در سنّت یهودی مسیحی، حوّا شخصیتی فریب خورده و منحرف کننده معرفی شدهاست، در قرآن، بشر و حوّا، هر دو، به یکاندازه مسئول شناخته گردیده و تحت عنوان اولیه زوج بشری به اخراج از فردوس محکوم گردیدهاند.[۲۴]
وسوسه شدن حوّا در روایات
هرچند در روایات تفسیری، درباره جزئیات وسوسه شیطان و نقش حوّا در رانده شدن خویش و همسرش از فردوس مطالبی آمده[۲۵] که ظاهراً برگرفته از قصه ذکر شده در هجرت پیدایش در عهد و پیمان عتیق میباشد.[۲۶] همینطور در حدیثی با قید اسم حوّا آمده: «در صورتی حوّا خلا، کالا زن به شوهرش دسیسه نمیکرد»[۲۷] که منظور از حیله، نقش حوّا در اولیه گناه بشر دانسته گردیدهاست.[۲۸] همینطور روایتی بر وسوسه شدن حوّا بعد از اخراج از فردوس دلالت داراست؛ براین اساس ماجرا، حوّا حامله می شد اما نوپااش زنده نمیماند. شیطان (که حارث نامیده می شد) نزد او آمد و اورا وسوسه کرد که نوباوه را عبدالحارث نام گذاری کند تا زنده بماند. آنها نیز اینگونه کردند در حالی کهاین وسوسهای شیطانی بود.[۲۹] به این ترتیب ماجرا، حوّا مجدد موجب فریب انسان شد. (عالمان شیعه و سنّی نقد ها یا این که تأویلاتی دراین مورد داراهستند)[۳۰] علامه مجلسی صدور این احادیث از امامان شیعه را از روی تقیه دانسته میباشد؛ علامه طباطبائی [۸۷] این ماجرا و نظایر آن را جعلی یا این که از اسرائیلیات دانسته میباشد.[۳۱]
حوا در کتاب ها تاریخی

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود