مناظره درباره خلفا
به نقل منابع روایی شیعه، امام محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اَکْثَم درباره فضیلت ها ابوبکر و قدمت مناظره کرد. یحیی خطاب به وی اذعان کرد جبرئیل از طرف خداوند به رسولش اذعان کرد از ابوبکر سؤال کن آیا وی از اینجانب راضی میباشد؟ اینجانب که از وی راضی هستم، امام جواب اعطا کرد اینجانب منکر فضل و ادب ابوبکر نیستم؛ البته هر که این قصه را نقل کرده بایستی به روایات دیگری که از فرستاده(ص) وارداتی دقت نماید و آن اینکه رسول فرمود زمانی که حدیثی از طرف اینجانب به شما می رسد، آن را بر کتاب پروردگار و سنت اینجانب عرضه نمایید. در شرایطی که موافق با آن بود، بپذیرید و درصورتی که خلا، قبول نکنید؛ چون لافگویان و جعلکنندگان حدیث زیاد خواهند شد. بعد امام اظهارکرد این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ چون خدا در قرآن می فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛ ما از رگِ گردن به شما نزدیکتریم.»[۱۴۶] آیا آفریدگار از راضی بودن یا این که نبودن ابوبکر دوراندیشی نداشت تشریفات مشهد که از پرسید؟[۱۴۷]
بعد از آن، یحیی درباره قصه «مَثَل ابوبکر و عُمر در زمین همچون جبرئیل و میکائیل در اسمان میباشد» سؤال کرد. جوادالائمه جواب بخشید محتوای این داستان درست وجود ندارد؛ چون جبرئیل و میکائیل همواره بندگی پروردگار را کرده و لحظهای مرتکب گناه نشدهاند؛ در حالی که ابوبکر و قدمت قبل از آنکه اسلام بیاورند، سالهای وقتگیر مُبی دینی بودهاند.[۱۴۸]
انقطاع دست سارق
در طول سکونت جوادالائمه(ع) در بغداد، درباره اینکه دست سارق از کجا بایستی انقطاع گردد، بین فقهای اهلسنت اختلاف پیش آمد. بعضی میگفتند از مچ بایستی انقطاع خواهد شد و بعضا دیگر انقطاع آن را از آرنج میدانستند. معتصم از امام جواد(ع) خواست تا لحاظ خویش را ذکر نماید. جوادالائمه از معتصم خواست اورا از جواب معاف دارااست؛ ولی خلیفه سماجت کرد و امام ذکر کرد صرفا انگشتان سارق انقطاع میگردد و سایر دست باقی میماند. او ادله خویش را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً؛ و مساجد ویژه خداست، پس هیچکس را باایمان مخوانید»[۱۴۹] تیتر کرد. معتصم پاسخ امام را پسندید و امر کرد تا انگشتان سارق را انقطاع نمایند.[۱۵۰] آورده شده این رخداد منجر اشاعه رده امامت میان عموم شد.[۱۵۱]
فضیلت ها و کرامات
بارگاه بقاع امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)
در منابع روایی، فضايل و کراماتی برای امام جواد(ع) نقل گردیدهاست.
جود و عفووبخشش زیاد به دیگر افراد
ملقبشدن پیشوای نهم شیعهها به جواد را به انگیزه کثرت عفو وبخشش و احسان وی به عموم دانستهاند.[۱۵۲] بر اساس طومارای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد ارسال کرد، وی از به عبارتی سالها، به سخاوتمندی پر اسم و رسم و زبانزد بوده میباشد. زمانی که پدرش در خراسان بود، اصحابش امام جواد را از درِ فرعی منزل بیرون میکردند تا با اشخاص کمتری مواجه گردد که برای اخذ امداد، گرد منزلاش تجمع میکردند. بر شالوده این داستان، امام رضا(ع) طومارای به فرزندش ارسال کرد و به وی توصیه نمود تا به کلام عده ای که به وی میگویند از درِ مهم رفتوآمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) درین طومار به پسرش توصیه کرده بود: «هروقت می خواهی از منزل بیرون شوی، کمی سکهٔ طلا جواهرات و نقره همپا داشته باش. هیچکس از تو درخواستی نکند، مگر اینکه چیزی به وی بدهی.»[۱۵۳]
عبادت زیاد
مناظره درباره خلفا
به نقل منابع روایی شیعه، امام محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اَکْثَم درباره فضیلت ها ابوبکر و قدمت مناظره کرد. یحیی خطاب به وی اذعان کرد جبرئیل از طرف خداوند به رسولش اذعان کرد از ابوبکر سؤال کن آیا وی از اینجانب راضی میباشد؟ اینجانب که از وی راضی هستم، امام جواب اعطا کرد اینجانب منکر فضل و ادب ابوبکر نیستم؛ البته هر که این قصه را نقل کرده بایستی به روایات دیگری که از فرستاده(ص) وارداتی دقت نماید و آن اینکه رسول فرمود زمانی که حدیثی از طرف اینجانب به شما می رسد، آن را بر کتاب پروردگار و سنت اینجانب عرضه نمایید. در شرایطی که موافق با آن بود، بپذیرید و درصورتی که خلا، قبول نکنید؛ چون لافگویان و جعلکنندگان حدیث زیاد خواهند شد. بعد امام اظهارکرد این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ چون خدا در قرآن می فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛ ما از رگِ گردن به شما نزدیکتریم.»[۱۴۶] آیا آفریدگار از راضی بودن یا این که نبودن ابوبکر دوراندیشی نداشت تشریفات مشهد که از پرسید؟[۱۴۷]
بعد از آن، یحیی درباره قصه «مَثَل ابوبکر و عُمر در زمین همچون جبرئیل و میکائیل در اسمان میباشد» سؤال کرد. جوادالائمه جواب بخشید محتوای این داستان درست وجود ندارد؛ چون جبرئیل و میکائیل همواره بندگی پروردگار را کرده و لحظهای مرتکب گناه نشدهاند؛ در حالی که ابوبکر و قدمت قبل از آنکه اسلام بیاورند، سالهای وقتگیر مُبی دینی بودهاند.[۱۴۸]
انقطاع دست سارق
در طول سکونت جوادالائمه(ع) در بغداد، درباره اینکه دست سارق از کجا بایستی انقطاع گردد، بین فقهای اهلسنت اختلاف پیش آمد. بعضی میگفتند از مچ بایستی انقطاع خواهد شد و بعضا دیگر انقطاع آن را از آرنج میدانستند. معتصم از امام جواد(ع) خواست تا لحاظ خویش را ذکر نماید. جوادالائمه از معتصم خواست اورا از جواب معاف دارااست؛ ولی خلیفه سماجت کرد و امام ذکر کرد صرفا انگشتان سارق انقطاع میگردد و سایر دست باقی میماند. او ادله خویش را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً؛ و مساجد ویژه خداست، پس هیچکس را باایمان مخوانید»[۱۴۹] تیتر کرد. معتصم پاسخ امام را پسندید و امر کرد تا انگشتان سارق را انقطاع نمایند.[۱۵۰] آورده شده این رخداد منجر اشاعه رده امامت میان عموم شد.[۱۵۱]
فضیلت ها و کرامات
بارگاه بقاع امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)
در منابع روایی، فضايل و کراماتی برای امام جواد(ع) نقل گردیدهاست.
جود و عفووبخشش زیاد به دیگر افراد
ملقبشدن پیشوای نهم شیعهها به جواد را به انگیزه کثرت عفو وبخشش و احسان وی به عموم دانستهاند.[۱۵۲] بر اساس طومارای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد ارسال کرد، وی از به عبارتی سالها، به سخاوتمندی پر اسم و رسم و زبانزد بوده میباشد. زمانی که پدرش در خراسان بود، اصحابش امام جواد را از درِ فرعی منزل بیرون میکردند تا با اشخاص کمتری مواجه گردد که برای اخذ امداد، گرد منزلاش تجمع میکردند. بر شالوده این داستان، امام رضا(ع) طومارای به فرزندش ارسال کرد و به وی توصیه نمود تا به کلام عده ای که به وی میگویند از درِ مهم رفتوآمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) درین طومار به پسرش توصیه کرده بود: «هروقت می خواهی از منزل بیرون شوی، کمی سکهٔ طلا جواهرات و نقره همپا داشته باش. هیچکس از تو درخواستی نکند، مگر اینکه چیزی به وی بدهی.»[۱۵۳]
عبادت زیاد

تشریفات عقد و نامزدی در مشهد؛ از انتخاب مکان تا طراحی و پذیرایی