loading...

???? ???? ???????

بازدید : 19
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:19


اِرهاص حادثه ها خارق‌العاده‌ مربوط به معاش پیامبران که قبل از بعثت آن‌ها فیس میدهد. غرض از ارهاص فراهم‌سازی خیالی عموم برای تایید ادعای نبوت آن فرستاده در آتی میباشد. مانند نجات موسی(ع) بعد از به آب انداخته‌شدن، حرف‌بیان کردن عیسی(ع) در گهواره و رویدادها عام الفیل در سال به دنیا آمدن رسول اسلام. برخی متکلمان منکر ارهاص تشریفات مشهد می باشند.

مضمون‌‌شناسی
ارهاص، به رویدادها خارق‌العاده‌ای گفته میگردد که به طور همزمان با به دنیاآمدن یا این که کودکی پیامبران و قبل از بعثت آنها چهره می دهد.[۱] غرض از ارهاص تهیه کردن عموم برای تایید ادعای نبوت آن رسول در آتی میباشد.[۲] علامه طهرانی از استادش علامه طباطبایی نقل کرده‌اند ارهاص خَرْقِ عادتی میباشد که‌ پیشین‌ از موقع‌ و سررسید، و پیشین‌ از بلوغ‌ بوجود می آید.[۳]

تفاوت ارهاص با اعجاز و کرامت
همینطور مشاهده کنید: اعجاز و کرامت
ارهاص، قبل از ادعای نبوت و برای پیشگفتار‌چینی آن، حادثه میفتد.[۴] البته اعجاز، بوسیله پیامبران و یاور با تحدی و ادعای نبوت میباشد.[۵] کرامت، نیز شغل های خارق‌العاده‌ای میباشد که با تحدی و داعیه همپا وجود ندارد.[۶]بعضا براین باورند هرچند ارهاص و کرامت وجه اشتراکشان در‌این میباشد که هیچ‌یک همپا با دعوت نیستند البته تفاوتشان در‌این میباشد که به دنبال ارهاص دعوت شکل میگیرد اما پیرو کرامت دعوتی چهره نخواهد اعطا کرد.[۷] به گفته شعرانی در تفصیل کشف المراد، اشخاصی که کرامت را قبول ندارند، ارهاص را نیز انکار می‌نمایند.[۸]

وجه اشتراک ارهاص با اعجاز درین میباشد که هر دو از باب لطف میباشد و قضیه‌ساز هجران از گناه و تفاوتش با اعجاز در‌این میباشد که قبل از مجال دعوت (نبوت)[۹] و فارغ از تحدی (مبارزطلبی) میباشد.[۱۰] هر یک‌سری بعضا از متکلّمان از باب مجاز و‌ عشق و علاقه شباهت یا این که تغلیب، به ارهاص نیز اعجاز گفته‌اند.[۱۱]

مثال‌هایی از ارهاصات
مثال‌هایی از ارهاص‌های دارای شهرت مذکور میباشد:

هنگامی که موسی(ع) چشم به جهان گشود، معبود به مادرش امر کرد که او‌را برای نجات از دست فرعون،‌ روی تخته‌ای گذارده و به آب بیندازد. معبود موسی(ع) را نجات بخشید و وی در قصر فرعون رویش یافت.[۱۲]
فارغ از بابا متولد شدن عیسی(ع)[۱۳] و حرف اعلام کردن وی در گهواره.
مبتنی بر شان نزول سوره فیل در سال میلاد نبی(ص) فردی به اسم ابرهه با سپاهی از فیل به قصد ویران کردن کعبه تکان کرد که در اطراف کعبه با انبوهی از طیوران روبرو می شوند که سنگ‌ریزه‌های را به سوی آن‌ها پرتاب می‌کردند و کلیه لشکر را از در بین موفقیت.[۱۴] هلاکت سپاه ابرهه در عام الفیل را یک نوع ارهاص دانسته‌اند.[۱۵]
مواقعی زیرا خموشی شدن آتشکده عجم، افتادن چهارده کنگره از تراس کسری،[۱۶] و سرنگونی بت‌ها، هم زمان با به دنیا آمدن رسول اسلام(ص) را از مصادیق ارهاص دانسته‌اند.[۱۷]علامه طهرانی از استادش علامه طباطبایی، صحبت زدن حضرت فاطمه(س) در شکم مامان و قرآن تلاوت امام علی(ع) بعداز میلاد بر دستان فرستاده(ص) را مثال‌هایی از ارهاص در حق اهل‌بیت و امامان(ع) دانسته میباشد.[۳]
پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:26


همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر امداد شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. بر طبق این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم گرانقدر شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز موفقیت و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از دست اندرکاران گزینش کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که حداقل، موافق با این رخداد تشریفات مشهد بودند.

مبتنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعداز تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر بعضی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، او‌را در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در رخداد‌ای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی پس از مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده است[۹]. به گفته بعضا از دانشمندان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه‌ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آن ها با شیعه ها میباشد چرا‌که مطابق گزارش‌های مو جود، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد اعتقاد و باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم گذشته مغولان و فرآیند طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آنها بود.[۱۰]

در مقابل بعضا نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند عکس العمل طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان محاسبه کرده‌اند. بر طبق این لحاظ، شیعه ها کلیه جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در قبال از آزادی مذهبی که فیض عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع منفعت بردند. به همین ادله بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و بعضا علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود موقعیت شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا شدند.[۱۱]

تشیع در بعد از ظهر ایلخانان

مینیاتوری از تشکیل داد ابواب البر به امر غازان خان
ازآنجاکه اولیه فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض انذار دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی استارت حمله مغول، بخش اعظمی از بخش ها شیعه نشین، هنگامی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌بهره دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. برخی از صاحب و مالک منصبان گرانقدر در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. جانبداری این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به پیشرفت تشیع در‌این زمانه امداد رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، منزلت بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس می کرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاد دادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. مثلا شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه‌ها در آن به آزادی شغل می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه ها گردیده بود. به عنوان مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، درین شهر می‌زیست.[۱۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 12
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:13


اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی مستقر کوفه که در بین آن ها شماری از صحابه نبی معبود(ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم هجری قمری و قرن سوم قمری چشم می شود. اسلام آوردن اشعریان قبل از فتح مکه، از افتخارات آن ها میباشد. اشعریون سوابق درخشانی در امداد اهل البیت(ع) داشته‌اند مثلا کمپانی در نبرد صفین و تشریفات مشهد قیام مختار.

این طایفه در ادامه سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعه ها، از کوفه به قم سفر کردند و قم را محل سکونت خویش و راس رواج تشیع در کشور‌ایران ساختند. انگیزه گزینش قم از سوی اشعریون، فتح این حیطه به دست جدشان صاحب و مالک بن عامر اشعری بوده میباشد. اقتدار و نفوذ آنان در قم به سیرتکامل‌ای بوده که قم را از ملیت اصفهان بیرون کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های پر رنگ‌ای از این فامیل، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) می‌باشند.

نسب
اشعریان اصالتاً یمنی و عرب قحطانی بودند،[۱] و نسب آن ها به «نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» دارای اسم و رسم به اشعر می سید.[۲] برخی انگیزه این نامگذاری را چنان دانسته‌اند که جد آن ها پشمالو بوده میباشد.[۳]

اشعر هفت پسر داشت که هر یک سرسلسله خویشاوندان‌ای شدند و همگی را اشعری می‌گفتند. منظور از اشعریان در‌این مدخل نسل جماهر، یک کدام از فرزندان اشعر میباشد.[۴]

پیش از اسلام
در منابع اسلامی، فضیلت ها بخش اعظمی به اشعریان قبل از اسلام منسوب شده و از جوانمردی و نیک‌خویی آن خاطر شد‌ه‌است. به گفته این احادیث اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و بودجه خویش با عموم شریک بودند.[۵] هم‌اینگونه داعیه گردیده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه کمپانی داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان
اولیه اشعری مسلمان
به گفته تالیف کننده تاریخ قم صاحب بن عامر اشعری او‌لین مسلمان از فامیل اشعریان یمن و جد اعلای اشعریان قم میباشد.[۷] اول مهاجر این فامیل به سوی رسول(ص)، جهت تایید اسلام بود. او بعداز اسلام آوردن به فی مابین قبیله خویش گشوده گشت و یک‌سری سال آن گاه با هفتاد نفر از اقوام خود مجدد، به نزد فرستاده(ص) آمد.[۸]

اسلام آوردن بقیه اشعریان
بعداز اسلام صاحب و مالک بن عامر اشعری، گروهی دیگر از اشعریان در سال هفتم بعد از غزوه خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند.[۹] بعضا مورخان به سیرتکامل‌ای دیگر، اسلام آنها‌را، بیست سال بعداز مبعث نبی(ص) گزارش کرده‌اند.[۱۰] پیروز منابع به سفر و اسلام صاحب در مکه، اشاره نکرده‌اند[۱۱] به هر حالا اسلام اشعریان از راز گرایش بوده و این شغل قبل از فتح مکه قادر است مایه افتخار آن‌ها باشد.[۱۲]مغایر بعضا از قبایل عرب که ابعاد و وقتی که موفقیت فرستاده(ص) را حتمی دیدند، دسته تیم مسلمان شدند،[۱۳]

از صورت‌های نام دار اشعری میان صحابه نبی اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‌اقتدار به ابو عامر اشعری که در پیکار حنین به شهیدشدن رسید و فرزند وی عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری مثلا راویان حدیث رسول(ص) اشاره نمود.[۱۴]

مسافرت به عراق
صاحب بن عامر از اول عده ای بود که در سال ۱۶ هجری قمری برای فتح مدائن[۱۵] از رود دجله گذر کرد و مسلمانها دیگر نیز شجاع شدند و وارد مدائن شدند و آنجا را فتح کردند.[۱۶] او را فاتح نواحی جبال به عنوان مثال ساوه دانسته‌اند،[۱۷]

بعد از فتح عراق، اشعریان همچون اکثری از یمنی‌ها در کوفه بومی شدند، دو بدن از فرزندان صاحب یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن صاحب و مالک به عبارتی کسی میباشد که در روز ها خلافت عثمان بن عفان به شراب خواری ولید بن عقبه، امیرکوفه، شهیدشدن بخشید.[۱۸]

میل به اهل بیت
در اتفاق ها بعد از قتل عثمان، سه تیم از اشعریان را می‌قدرت بازشناخت: گروهی از اشعریان در حین فتوحات به شام رفته بودند و در نبرد معاویه با امام علی(ع) در سپاه معاویه و طرفدار وی بودند. گروهی از اشعریان نیز در کوفه به رهبری ابو موسی اشعری از علی و عثمان گوشه گرفتند و گروهی دیگر به رهبری صاحب و مالک بن عامر به تشیع و طرفداری از علی(ع) میل پیدا کردند و همین تیم‌ ابعاد به قم آمدند.[۱۹]

درباره سوابق تشیع این دسته از اشعریان گزارش‌های متعددی نیست؛ البته مواقعی نقل شد‌ه‌است:

یکی گزارش‌ها کمپانی صاحب بن عامر در مبارزه صفین در سپاه امام علی(ع) میباشد.[۲۰]

درباره رغبت سائب فرزند صاحب به تشیع نیز روایاتی در منابع آورده شده به عنوان مثال این که هنگام تکان امام علی(ع) برای جنگ با اهل جمل، آن حضرت به ابوموسی اشعری دستور بسیج عموم کوفه را اعطا کرد، ابو موسی که موافق خلا از سائب بن صاحب اشعری مشورت کردن خواست و سائب او‌را به اطاعت از دستور امام(ع) پیشنهاد کرد.[۲۱]

دیگر این که: هنگامی عبدالله بن فرمانبردار ادله کوفه از سوی زبیریان، سیره قدمت و عثمان را مبنای حکومت خویش قرار بخشید، سائب بن صاحب اشعری اعتراض کرده و علاوه بر عیب گیری سیره عثمان وعمر، بیان کرد ما فقط به سیره علی(ع) راضی می‌شویم.[۲۲]

کمپانی فعال او در قیام مختار[۲۳] که به اسم خونخواهی از اهل بیت بود، مویدی بر حضور او در کارها سیاسی و اجتماعی به اسم اهل بیت میباشد. هنگامی مختار بر احوال کوفه مسلط شد سائب خطبه‌ای خواند و در اولِ آن اظهار کرد: یا این که شیعة آل نبی الله.[۲۴]

او هنگام کشته شدن به دست سپاه زبیریان این دو بیتی را می خواند:

یا این که سائب ابن صاحب یا این که اشعری (ای سائب پسر صاحب و مالک اشعری)
اشدد علی الدرع کی لا انثنی (زره را بر خودت سفت کن تا به معاند رغبت پیدا نکنی)
حسبی اینجانب العتره اولاد النبی (از خویشاوندان نبی(ص) فرزندان وی من را بس میباشد)
حسبی علی و علی و علی.[۲۵] (من را علی و علی و علی بس میباشد)
فرزندان و فرزندان اخوی او نیز بر همین نظریه بودند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:41


اتهام آزار صوفیان
بعضا مستشرقان علامه مجلسی را مجرم به بی‌رحمی ناشی از تعصب شرعی در تعقیب و قتل صوفیان کرده‌اند.[۵۳] شاید مهمترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارش‌هایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از نزاع وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آن ها از اصفهان خبر تشریفات مشهد می دهد.[۵۴]

توجه و صحت این گزارش‌ها از سوی بقیه محققان آیتم شک وتردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر تعدادی درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه در‌این زمان تردیدی نیست و جنگ علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در ملامت بینش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفته‌اند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان داراست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]

همیاری با حکومت و مدح پادشاهان
همیاری بی نقص علامه مجلسی با پادشاهان صفوی و نیز مدح پادشاهان صفوی، که در پیشگفتار بعضی اثرها علامه آمده میباشد، انتقاداتی را درپی داشته میباشد.[۵۸] بایستی در حیث داشت که در بعدازظهر صفویان تیم زیاد از علمای شیعه با حکومت صفوی همیاری کردند. این مجموعه از علما به برقرای حکومتی شیعه با نگاه مثبت می نگریستند. از نگاه آنها هرچند این حکومت، مشروعیت دینی حکومت ائمه و معصومان را نداشت، دستکم می‌توانست قضیه‌ای برای آزادی شیعه ها و برقراری احکام دینی باشد. درین راستا علمای شیعه استعمال از زمان تشکیل حکومت صفویان را ضروری می‌دیدند و به طرح نظریاتی در فقه سیاسی شیعه برای مرمت مبانی نظری همیاری با حکومت‌ها پرداختند.[۵۹]

از سوی دیگر هواخواهی حکومت صفویان به نوعی سعی برای تقویت این حکومت در قبال حکومت عثمانی بود که در همسایگی آن ها به نوسازی خلافت سنی دست زده بود و همواره خطر غلبه آنها بر صفویان و در سود شروع مجدد سختگیری‌ها بر شیعه‌ها وجود داشت.[۶۰] به هر اکنون حسن ظن بخش اعظمی از عموم و حتی علمایی مانند علامه مجلسی نسبت به حکومت صفویان تا حدی بود که گاه این حکومت را موضوع‌ساز ظهور امام فرصت(عج) می‌پنداشتند.[۶۱]


کتاب الفیض القدسی
امام خمینی در باره حضور امثال علامه مجلسی در دربار سلاطین و در حفاظت از مبادرت آن ها خطاب روحانیون میگوید: اینجانب هم در صورتیکه در‌صورتی‌که‏‎ ‎‏می توانستم یک فرمانروا جائری را به خط مش بیاورم می رفتم درباری می شدم. شما هم‏‎ ‎‏تکلیفتان این بود که در شرایطی که بتوانید یک پادشاه جائری را آدمش فرمایید بروید درباری بشوید.‏‎ ‎‏این درباری شدن وجود ندارد. این بشر سازی میباشد. خیر این میباشد که اینها درباری شدند، اینها‏‎ ‎‏می‌خواهند بشر بسازند. اینجانب گله دارم.‏..نباید یک کسی تا به گوشش خورد که‏‎ ‎‏برای مثالً مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ پژوهشگر ثانی ـ رضوان الله علیه ـ روحانی بهائی ـ‏‎ ‎‏رضوان الله علیه ـ با اینها ارتباط ها داشتند و می رفتند سراغ اینها ملازمت شان می‌کردند،‏‎ ‎‏خیال و خاطر نمایند که اینها باقی مانده بودند برای جاه و عزت، و احتیاج داشتند به‏‎ ‎‏اینکه فرمان روا شاه حسین و فرمانروا عباس به آن‌ها عنایتی بکنند! این حرفها نبوده در شغل. آنان‏‎ ‎‏سپری شد کردند؛ یک سپری شد، یک مجاهدۀ نفسانی کرده اند برای اینکه این مذهب را به‏‎ ‎‏وسیلۀ آنان، به دست آنان ‏‏[‏‏اشاعه نمایند‏‏][۶۲]

با این اکنون گروهی از علما نیز با استناد به عقیده عدم تایید صلاحیت همیاری با حکومت جائر که عقیده پیروز در فقه سیاسی شیعه بود، از سیاست گوشه گرفتند.[۶۳] در به عبارتی زمانه حیات علامه، بعضی از علمای شیعی راه و روش اورا تقبیح کردند و به اقداماتی مانند برگزاری نماز آدینه -که آن را مختص فرصت حضور معصوم می‌دانستند- به امامت او اعتراض می‌کردند.[۶۴]

کتاب‌شناسی
میرزا حسین نوری، کتاب «اَلْفیْضُ الْقُدْسی فی تَرْجُمَة الْعَلّامَة الْمَجْلِسی» را به لهجه عربی و در شش فصل (سخنان علما، التفات اثر ها، اساتید و شاگردان، آباء و اجداد، فرزندان و فامیل، میلاد و وفات) در تفصیل درحال حاضر محمدباقر مجلسی نوشته که ترجمه فارسی آن از جعفر نبوی با اسم «سود قدسی» منتشر گردیده‌است.[مستلزم منبع]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:52


شهر‌های دیگر جمهوری اسلامی ایران
بعد از اصفهان، مشهد نیز به رهبری روضه خوان محمد تقی بجنوردی و حاج میرزا حبیب مجتهد شهیدی به نهضت ضد رژی پیوست. در اوایل اکتبر عموم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند و خواستار کنسل تفاهم نامه شدند روز سپس بازار و دکان‌ها تعطیل شد. هرچند صاحب و مالک دیوان، والی خراسان، کوشید با وعده و وعید عموم را ساکت نماید، ممکن نشد؛ و فقط بعداز آنکه عموم را به استعمال از قوۀ قهریه انذار کرد، شهر مشهد بعداز ۵ روز آهسته تشریفات مشهد گرفت.[۵۸]

نهضت ضد رژی به ندرت به شهرهای دیگر مثل قزوین، کاشان و یزد نیز پیشرفت یافت و در‌این شهرها هم کودتا‌ها و تظاهراتی در مخالفت با رژی برپا شد.[۵۹]

تحریم تنباکو
زمزمۀ تحریم
تامل تحریم تنباکو اول توشه در اصفهان از سوی آقا نجفی مطرح شد[۶۰] و در همانجا نیز قبل از تحریم سراسری به ایفا درآمد. با سرآمدن مهلت ۶ ماهه‌ای که ادارۀ رژی مقرر کرده بود، اصفهان توشه دیگر دستخوش آشوب همگانی و اعتراض بازرگانان شد. بعد از آنکه شکایات و اعتراضات تاجران و عموم به جایی نرسید، آقا نجفی و برادرش روضه خوان محمدعلی و ملا باقرفشارکی در سخنرانی‌ها و مجالس درس خویش، داد و ستد تنباکو و مصرف دخانیات را حرام اعلام کردند.[۶۱] هرچند این حکم در فارغ اصفهان نفوذ نیافت، البته در اصفهان همگان، حتی دیگر علمای شهر، از آن تاسی کردند.[۶۲] گفته‌اند یک بازرگان اصفهانی کل موجودی تنباکوی خویش را حریق زد تا به دست مأموران شرکت نیفتد.[۶۳]

اولی عکس العمل به تحریم
ظل السلطان علمای اصفهان را برای کنسل حکم تحت فشار گذاشت و از آن ها خواست یا این که در انظار مردم قلیان بکشند و یا این که از شهر بیرون شوند. آقا نجفی(روضه خوان محمد تقی) و برادرش(روحانی محمد علی) سرسختانه مقاومت کردند؛ ولی برخی از علمای دیگر مجبور شهر را شکاف کردند. مثلا آقا منیرالدین شیرازی شبانه از شهر بیرون شد و یکسره به سامرا نزد میرزای شیرازی رفت و گزارشی از وضع و اوضاع به وی اعطا کرد.[۶۴]

منش دور از شوخی میرزای شیرازی
در طهران نیز با مجاورت شدن نقطه نهایی مهلت ۶ ماهه، تحرک جدیدی استارت شد. حاج میرزا حسن آشتیانی، مجتهد با نفوذ و مخالف دورازشوخی تفاهم نامه، چنددفعه با فرمانروا و امین السلطان دیدار کرد و مضار امتیاز رژی و مخالفت علما و عموم و بازرگانان را یادآور شد. در اوایل ربیع الآخر ۱۳۰۹ میرزای شیرازی که از تلگراف نخستین خویش به ناصرالدین پاد شاه سود‌ای جز بازگرداندن محترمانۀ سیدفال اسیری نگرفته بود، مجدد برای فرمان روا تلگرافی ارسال کرد. این تلگراف لحنی مصرح‌خیس داشت و میرزا با یاداوری مخاطرات مداخله و سلطۀ فرنگی بر کارها معیشتی و بازرگانی مسلمین، گوشزد کرده بود که «مفاسد انفاذ این کارها به مراتب، اعظم از صرف حیث از آنهاست»[۶۵]

فتوای تحریم

فتوای میرازی شیرازی به تحریم تنباکو
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فتوای تحریم تنباکو
در اواخر ربیع الآخر ۱۳۰۹، ادارۀ رژی اظهار کرد که با نقطه پايان مهلت ۶ ماهه خریدوفروش توتون تنباکو و صادرات آن منحصربه‌فرد به شرکت خواهد بود.[۶۶] در طهران و شهرهای دیگر نگرانی و نارضایی عموم بالاگرفت. در اولیه جمادی الاول ۱۳۰۹ق/۳ دسامبر ۱۸۹۱م شکل استفتایی از میرزای شیرازی دربارۀ کشیدن قلیان «با وضعی که از بابت فعالیت تنباکو اتفاق افتاده» و حکم میرزا که در عبارتی موجز به کار گیری توتون و تنباکو را به هر صورت ممنوع می کرد، در طهران منتشر شد.[۶۷]

(بسم الله الرحمن الرحیم
الیوم به کار گیری توتون و تنباکو بِأی نَحوٍ کان در حکم محاربه با امام فرصت عجل الله والا فرجه میباشد.) سید رضی شیرازی از نواداگان میرزا گفته‌ میباشد که‌این حکم از حوزه‌ امام فرصت علیه السلام به دست میرزا رسیده میباشد.[۶۸]
از یک‌سری روز تا قبل از این در طهران شایع بود که میرزا به کار گیری تنباکو را تحریم کرده، و اصل حکم او با پست در خط مش میباشد.[۶۹] عموم با خوشحالی و هیجان از این حکم استقبال کردند. با وجود طاقت فرسا گیری مأموران دولتی حکم تحریم به‌سرعت انتشار و منتشر شد و از طرف علما و تاجران به آحاد شهرهای کشور‌ایران مخابره شوید.[۷۰]

تاثیرات فتوای تحریم
برخورد دولت موازی امر میرزا
دولت در اولی عکس العمل خاطرنشان کرد حکم تحریم جعلی میباشد. آن‌گاه حاج کاظم ملک التجار را به اتهام جعل حکم بازداشت و به قزوین تبعید کرد.[۷۱] ولی مدتی سپس میرزای شیرازی در جواب به سؤال‌های علما و عموم دراین باره، درستی انتساب این حکم را به خویش صریحاً تأیید کرد[۷۲] و به تردیدها دراین مورد نقطه پایان بخشید.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:46


علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، معروف به امام سجاد و زین العابدین (۳۸- ۹۵ق)، چهارمی امام شیعه‌ها. بازه زمانی امامت او ۳۴ سال بود. امام سجاد(ع) در رخداد کربلا حضور داشت؛ البته به انگیزه بیماری، در نبرد کمپانی نکرد. لشکر قدمت بن سعد بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) اورا همپا اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام منجر دوراندیشی عموم از مقام اهل تشریفات مشهد بیت شد.

حادثه حره، نهضت توابین و قیام مختار در طی امام سجاد(ع) رویداد. تیم دعا ها و مناجات‌های امام سجاد(ع) در کتاب صحیفه سجادیه گرد آمده میباشد. رسالة الحقوق، مشمول ۵۰ حقّ از دستمزد خداوند و بندگان، عموم و حاکمان، پدر و مادر و فرزندان، همسایگان و ... از سخنان اوست.

بنابر احادیث شیعه، امام سجاد(ع) به فرمان ولید بن بنده الملک با سمّ به شهیدشدن رسید. مدفن او در آرامستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر راست گو(ع) میباشد.

امام سجاد(ع) دارنده فضائل بخش اعظمی بود. برای مثال از عبادت و امداد به فقرای وی موردها زیادی گزارش گردیده‌است. امام نزد اهل سنت نیز رده والایی داشته و آنان دانش و عبادت و ورع او‌را ستوده‌اند.

معاش‌طومار
علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، دارای شهرت به امام سجاد(ع) و امام زین‌العابدین(ع)، چهار‌مین امام شیعه ها و فرزند امام حسین(ع) میباشد و سازه بر عهد پر اسم و رسم، در سال ۳۸ق متولد گردیده‌است.[۱] البته بنابر اقوال دیگر، سال میلاد امام چهارم، حدود ۳۶ یا این که ۳۷ق[۲] یا این که سال ۴۸ق دانسته شد‌ه‌است.[۳] او بخشی از حیات امام علی(ع) و نیز روزگار امامت امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) را فهم نموده است.[۴] در روز به دنیا آمدن امام سجاد(ع) اختلاف وجود دارااست. بعضا به دنیاآمدن او‌را در روز پنجشنبه پانزدهم جمادی الثانی بیان کرده‌اند.[۵] اربلی روز میلاد را پنجم شعبان دانسته میباشد.[۶] نهم شعبان نیز بیان شده میباشد.[۷]

اسم و نسب مامان علی بن الحسین، از مسائل اختلافی میباشد؛ روضه خوان اثر گذار اسم مامان او را شهربانو یا این که پاد شاه‌زنان، دختر یزدگرد، پسر شهریار بن کِخصوصی[۸] و روضه خوان صدوق، اورا دختر یزدگرد، پسر شهریار فرمانروا کشور‌ایران می داند که هنگام زایمان وی از عالم رفته میباشد.[۹] برخی مامان امام را ام ولد دانسته‌اند که نامش غزاله میباشد.[۱۰]

همینطور ملاحظه کنید: محله بنی‌هاشم
امام سجاد(ع):
«پسرک اینجانب! بر بلا بردبار باش و به حقوق و دستمزد دیگرافراد تجاوز نکن و کسی را کمک نکن که ضرر و زیان آن برای تو بیش تر از بهره آن برای اوست.»

شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۰.

لقب‌ها و لقب ها
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام سجاد(ع)‏‏
لقب امام سجاد(ع)، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد،‌ابولقاسم و ابوعبدالله گزارش گردیده[۱۱] و ا‌لقاب او، زین العابدین، سیدالساجدین، سجاد، ذو الثفنات، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر میباشد.[۱۲] امام سجاد(ع) در طول خود به اسم‌های «علی‌ّالخیر»، «علی‌ّالاصغر» و «علی‌ّالعابد» آوازه داشته میباشد.[۱۳]

همسران و فرزندان
در منابع تاریخی تعداد فرزندان امام سجاد(ع) پانزده نفر نام برده که یازده نفر آن ها پسر و چهار نفر دختر بوده‌اند.[۱۴] اسم فرزندان و همسران امام طبق نوشته روحانی اثرگذار و طبرسی اینگونه میباشد:[۱۵]

همسران و فرزندان
همسر نسب فرزندان
ام عبدالله دختر امام حسن (ع) امام محمد باقر(ع)
--- کنیز عبدالله، حسن و حسین اکبر
جیدا کنیز زید و قدمت
--- کنیز حسین اصغر، عبدالرحمن و سلیمان
--- کنیز علی و خدیجه
--- کنیز محمد اصغر
نبو
امام سجاد (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسن مجتبی امام حسین
فاطمه امام سجاد بقیه همسران
امام محمد باقر عبدالله باهر زید شهید حسن حسین اکبر قدمت حسین اصغر
امام جعفرصادق عبدالرحمان سلیمان علی خدیجه محمد اصغر
شهیدشدن
امام سجاد(ع):
«حق زن این میباشد که بدانی خدای -عزوجل- اورا مایه ادب و انس تو قرار داده و این نعمتی میباشد از پروردگار بر تو.»

سید جعفر شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۸۵ش، ص۱۷۹.

تاریخ ظریف شهیدشدن امام سجاد(ع) پر‌نور وجود ندارد؛ بعضی آن را سال ۹۵ق[۱۶] و بعضا دیگر ۹۴ق[۱۷] دانسته‌اند. درباره روز درگذشت امام سجاد(ع) هم اختلافاتی وجود دارااست؛ به عنوان مثال روز شنبه[۱۸] ۱۲ محرم،[۱۹] و ۲۵ محرم.[۲۰] گزارش‌های دیگری نیز به عنوان مثال ۱۸،[۲۱] ۱۹، و ۲۲ محرم در منابع چشم می گردد.[۲۲]

شهیدشدن امام سجاد(ع)، به فرمان ولید بن مخلوق الملک و با سمّ گزارش شد‌ه‌است.[۲۳] مزار وی در گورستان بقیع کنار قبر امام حسن مجتبی(ع)،[۲۴] امام محمد باقر(ع) و امام جعفر راست گو(ع) میباشد. سن امام هنگام شهیدشدن ۵۷ سال نقل شده میباشد.[۲۵]

امامت

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:55


زمینه، هدف ها و شیوه
مسئله
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: خداشناسی
متکلمان درباره قضیه دانش سخن، هم‌رأی نیستند. برخی معتقدند این دانش مورد مشخصی ندارد؛[۱۲] البته آن ها که معتقدند دانش صحبت زمینه داراست، هرمورد موضوعی برای این دانش ذکر کرده‌اند. مهم ترین آنان این مفاد میباشد:[۱۳] مو جود بما هو جان دار،[۱۴] دانسته ها خاص (معرفت‌هایی که برای ثابت عقاید شرعی از آن‌ها به کار گیری می‌گردد)،[۱۵] وجود پروردگار و وجود ممکنات، ذات پروردگار و صفات وی،[۱۶] عقاید فقاهتی.[۱۷] همینطور بیان شده میباشد دگرگونی و تکامل دانش صحبت در طی تاریخ موجب شد‌ه‌است قضیه آن در طی‌های متفاوت، تشریفات مشهد گوناگون باشد.[۱۸]

هدف ها و منفعت‌ها
متفکران مسلمان اهدافی برای دانش سخن برشمرده‌اند؛ مثلا:

استنباط و استحصال عقاید اسلامی (آیین‌شناسی تحقیقی)،[۱۹]
توضیحِ مفاهیم و مسائل اعتقادی اسلامی،[۲۰]
ارائه منظم آموزه‌های اعتقادی،[۲۱]
ثابت اعتقادات و آموزه‌های فقهی،[۲۲]
هواخواهی از عقاید شرعی در قبال شُبهه‌ها و ایرادها.[۲۳]
طرز
دانش حرف متناسب با هدف ها، رویکردها، مسائل و مخاطبان مختلفی که دارااست، از طریق‌های مختلفی در ادله‌هایش به کار گیری می‌نماید.[۲۴] گفته‌اند این دانش برای آشنایی عقاید فقاهتی و ثابت آنان، مستلزم روشی میباشد که باور‌آور باشد؛ مثل شیوه قیاس (قیاسِ منطقی)؛ ولی برای دیگر اهدافش که ازجمله آن ها پشتیبانی از عقاید فقهی میباشد، افزون بر طرز‌های اعتقاد و باور‌آور، میتواند از سایر طریق‌ها به کارگیری نماید؛ طریق‌هایی زیرا تمثیل، خطابه، جدل و گونه های طریق‌های عقلی و نقلی و حتی تجربی و تاریخی.[۲۵]

مجال و کارداران پیدایش و پیشرفت
درباره ریشه‌های اساسی دانش حرف ابن ابی‌الحدید اعتقاد دارد دانش كلام و اعتقادات، كه اشرف علم ها میباشد، از كلام امام على(ع) اقتباس گردیده است.[۲۶] پژوهشگر اربلى نیز تصریح نموده است که پيشوايان مكتب‏‌هاى كلامى؛ يعنى اشاعره، معتزله، شيعه و خوارج، تمامی خویش را منسوب به آن حضرت مى‏ دانند.[۲۷]

لحاظ دارای شهرت این میباشد[۲۸] که بعد از فتوحات اسلامی و توسعه و گسترش دامنه حکومت اسلامی، مسلمان‌ها با رهروان دیگر ادیان و مذهب ها درآمیختند و همین موجب نشر عقاید و آرای مذهب‌ها و ادیان متعدد شد. پس مسلمان‌ها برای مدد از عقاید اسلامی و جواب به گونه های‌ها و شبهه‌های اعتقادی، طریق‌ها و مباحث کلامی را رونق دادند و از این روش دانش سخن صورت گرفت.[۲۹]

طبق دیدگاهی دیگر، برای اینکه تاریخ پیدایش دانش سخن معین گردد، آغاز بایستی مراد از دانش سخن را پر‌نور کرد.[۳۰] در صورتی هدف از دانش حرف، گفتمان درباره عقاید فقاهتی باشد، تاریخ پیدایش آن، به طور همزمان با تاریخ ظهور اسلام میباشد؛ چون این مباحث در قرآن و احادیث و در دعوا‌های رسول(ص) با بت‌پرستان و اهل کتاب درباره توحید، نبوت و معاد جریان داشته میباشد. [۳۱]

البته در‌صورتی‌که خواسته، مباحثه‌های کلامی در بین خویش مسلمانها و پیدایش فرقه‌های شرعی و کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن، بعداز رحلت نبی(ص) میباشد. از مهم ترین اختلافات در آن فرصت، اختلاف بر رمز موضوع امامت و خلافت و قضا و قدر و صفات آفریدگار و ماجرای حَکَمیَت بود که در ادامه این اختلافات، فرقه‌های قَدَریه، مشبِّهه، خوارج و سایرافراد به‌وجود آمدند.[۳۲] در صورتیکه هم خواسته از صحبت، ظهور مذهبها کلامیِ دارنده اصول و قواعد تعریف‌و‌تمجید‌گردیده و نحوه معلوم کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن به استارت قرن دوم هجری گشوده میشود.[۳۳]

کارداران پیدایش و پیشرفت
کارداران مختلفی برای پیدایش علم صحبت و پیشرفت آن بین مسلمانها نقل شده میباشد؛ ازجمله:

۱. آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم: اولیه ادله پیدایش دانش صحبت، آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم برای درک این آموزه‌ها نقل شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزه‌های اعتقادی اعتنا ویژه نماد داده و ایمان به آنها‌را موردنیاز خوانده میباشد.[۳۵] بدین ترتیب محققان اسلامی برای ادراک این آموزه‌ها دانش حرف را محور‌ریزی کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]

۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پاره‌ای از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی موجب شد دعوا‌های کلامی رونق بگیرند و نادر‌معدود دانش حرف صورت بگیرد؛ مثل مشاجره درباره «خلافت و امامت» بعداز رحلت رسول(ص)، زمینه «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و تفویض» که امویان برای توجیه اقتدار خود پیش کشیدند.[۳۷]

۳. درآمیختن مسلمانها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمان ها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملت‌ها پدیدار و آشکار شد و تعارض در میان آن‌ها شروع شوید. مسلمان‌ها برای هواخواهی از آموزه‌های اصلی اسلام، گفت و گو‌های کلامی را پیش کشیدند و به آن‌ها رونق دادند؛ به این ترتیب علم صحبت پیشرفت یافت.[۳۸]

۴. درآمیختن با دیگر مذهب ها: بعداز آنکه مرز و بوم‌های اسلامی توسعه یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ البته درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آنان در صدر چنان بدیهی عدم وجود ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] بدین ترتیب محققان اسلامی عملکرد کردند به‌امداد دعوا‌های کلامی، هم لحاظ اسلام را پر‌نور نمایند و هم از درهم‌آمیختن اینگونه عقایدی دوری نمایند.[۳۹]

۵. نهضت ترجمه: مطرح‌شدن، تخصصی‌شدن و تر و تمیز‌شدن برخی از مسائل صحبت اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه فیس اعطا کرد. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) استارت شد و تا یکسری قرن ادامه داشت.[۴۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:29


امینی از طریقه سایرافراد
حکیمی در تقریظ[۳۲] بر کتاب شهداء الفضیلة، علامه امینی را پرچمدار علم و متانت و قهرمان حرکت فکری اسلامی دانسته و گفته میباشد که وی با خلاقیت و ابتکارات جالبش، بر نویسندگان متقدم و معاصر پیشی جسته و درس‌‎های پرارج علمی و تاریخی و ادبی و اخلاقی به یادگار گذارده تشریفات مشهد میباشد.[۳۳]

محمدحسین غروی اصفهانی، در تقریظ بر او‌لین کتاب علامه امینی، خلال حمد و تعریف و تحسین کتاب، به ثنا توان‎‌های ذاتی عبدالحسین امینی هم پرداخته و او‌را دارنده نبوغ در هنر نویسندگی و فضیلت راستگویی و راستجویی دانسته میباشد.[۳۴]

سید ابوالقاسم خوئی، خطاب به یکی‌از علما، اجر زیارت علامه امینی را از درس قرائت فراتر دانسته و گفته میباشد که «مطمئن باشید اجر زیارت وی از اجر تمامی این درس‌ها بیشتر میباشد.»[۳۵]

آقابزرگ تهرانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة درسال ۱۳۵۳ه‍.ق، امینی را مظهر راستین آیین، جمال آئین، و مردی پریقین خوانده و کتاب او‌را شاهکاری برای امت کنیه داده میباشد.[۳۶]

محمدرضا حکیمی در پیشگفتار یادنامه علامه امینی، درباره هدف ها پژوهشگر‌نشده وی، نوشته میباشد که جز آنچه علامه امینی ایفا داده، وی هنوز مقصود‌های دیگری داشت که با نقطه نهایی عمرش چیره به جاری ساختن نشد. بعضا از این نرم‌افزار‌ها عبارت بودند از: تأسیس دارالتألیف (منزل نویسندگان)، تأسیس مرکزی برای مطالعه به نشریات عالم درباره اسلام، احیای آئین نقابت، توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت، چاپ و انتشار کتاب ها بخش اعظمی از علمای اسلام که به شرایط خطی باقیمانده‌اند، اقداماتی در جهت اعطای نگرش بیشتر به طلاب علم ها شرعی و تحمیل کردن آن‌ها به جنبش و مهاجرت بدور گیتی و آشنایی معاش حقیقی وواقعی و مسائل دنیا و علم ها فرصت، تصحیح و تعدیل و نظارتی ظریف و دامنه‌دار درباره کتاب ها مذهبی؛ تا آنکه نادر‌معدود کسانی درباره مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارنده داده ها کافی و تخصصند و هم صلاحیت دارا هستند، خیر اینکه کسی که رسید بتواند کتاب شرعی بنویسد، تصحیح مسیر مجالس مذهبی و بررسی بر آنچه در آن‌ها به عموم آموخته میشود.[۳۷]

محمد عبدالغنی حسن مصری، از علمای اهل سنت، شعری درباره وی سروده میباشد. وی در‌این شعر، تاکید می‌نماید که گرچه لحن امینی در هنگام دعوا تند می گردد، البته اخلاق و رفتار وی بسیار قابل انعطاف میباشد. وی همینطور از آفریدگار برای عبدالحسین امینی محرک پسندیده مراد میباشد؛ پاداشی به نیکویی پشتیبانی امینی از غدیر.[۳۸]

محمد سعید دحدوح، از عالمان حلب، در بخشی از طومار‌اش به علامه امینی می‌نویسد: به حقیقت شیوه و اخلاقی را از آل محمد(ص) ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص.[۳۹]

اخوان ثالث، شعر سرا اهل ایران، در مدح و ثنا علامه امینی و کتاب الغدیر شعری سروده میباشد. بخشی از این شعر از این قرار میباشد:

«امینی پاکبازِ آیین و حق، کاندر قمارِ علاقه، به عیب گیریِ قدمت و هستی زد، کلیه داوِ همه خوش، غدیری کرد بی‌همتا، چنانچون بیکران دریا...».[۴۰]
خصوصیت‌های اخلاقی
به گفته محمدرضا حکیمی، امینی به عبادت و سر و نیاز، نمازهای مستحبی و قرآن تلاوت، بسیار مشتاق بود؛ نماز شب می خواند و بعد از نماز صبح، یک جزء بدون نقص قرآن را با تدبر خواندن می کرد.[۴۱] آورده شده امینی ۴۰ سال در نجف بومی بود و منزل فردی نخرید.[۴۲] سید جعفر شهیدی، امینی را مصداق آیه شریفه «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ»[۴۳] دانسته میباشد.[۴۴]

اثر ها تألیف‌گردیده درباره عبدالحسین امینی

تمبر پاسداشت علامه امینی
حماسه غدیر، نوشته محمدرضا حکیمی، انتقاد و تفسیری بر کتاب‌ الغدیر علامه‌ امینی میباشد‌ و به معاش‎طومار امینی هم پرداخته میباشد.
«ربع قرن مع العلامة الامینی (خاطرات)»، نوشته حسین شاکری.
«همرهی خضر» نوشته حسین شاکری. وی ۲۵ سال یار و همدم امینی بوده و این کتاب را به فارسی نوشته میباشد. نام بدون نقص کتاب، همرهی خضر (بیست و پنج سال همدم علامه امینی) میباشد. مؤلف در‌این کتاب ۱۱۷ برگه‌ای، به معاش و سفرهای علامه امینی پرداخته و توضیحات جامعی از آن ارائه نموده است.
«یادنامه علامه امینی» پایین حیث سید جعفر شهیدی و محمدرضا حکیمی خراسانی تدوین گردیده و دسته بیست نوشته‌ی‌علمی میباشد به خودکار صورت‌های حوزوی و دانشگاهی درباره عبدالحسین امینی. شهیدی و حکیمی در ۲۸ برگه اولیه این کتاب، به معاش امینی پرداخته‌‎اند.
«امین شریعت (یادنامه)»، ویژه‌طومار همایش رونمایی از کتاب المقاصد العلیة فی المطالب السنیة میباشد که به عملکرد عده ای از نویسندگان و از سوی بنیاد متفحص طباطبایی در سال ۱۳۹۱ش در قم چاپ گردیده‌است.
رای زنی با پژوهشگر طباطبائی درباره علامه امینی.
«درودِ قطره، به دریادلِ غدیری»، شعری از مهدی اخوان ثالث درباره علامه امینی.
«علامه امینی مصلح نستوه»، نوشته علیرضا سیدکباری، دربردارنده معاش‎طومار عبدالحسین امینی.
«علامه امینی جرعه نوش غدیر»، نوشته مهدی لطفی، در ۲۵۶ ورقه چاپ گردیده و به معاش علامه امینی پرداخته میباشد.
«یک هجرت تاریخی»، گزارشی از مهاجرت یک‌ماهه علامه امینی به اصفهان، با توده فرهنگ و تمدن نخعی چاپ گردیده است.
«الحجة الأمینی طاب ثراه؛ زندگینامه‌ای جدید‌یاب از علامه امینی» را سید محمدصادق بحرالعلوم نوشته و محسن صادقی آن را تصحیح و چاپ نموده است.
«یک‌سری نکته‌ای درباره کتاب المقاصد العلیة»، نوشته حسن انصاری.
«سالشمار زندگانی علامه امینی»، نوشته عبدالحسین طالعی.
«راهنمای رسیدگی درباره علامه امینی و آثارش»، نوشته حمید سلیم گندمی[۴۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:09


گرد‌همایی دادگاه روضه خوان
سرنوشت، در ۱۲ رجب عده ای از مبارزان مشروطه به منزل روضه خوان رفتند و اورا بازداشت نمودند و توسط درشکه به میدان توپخانه آوردند و در یک کدام از اطاق‌های طبقه فوقانی محبوسش تشریفات مشهد نمودند.[۳۶]

روضه خوان از وقتی که حبس شد تا موقعی که اعدام گشت، مجموع سا‌عتها را با بردباری و خونسردی و ادب طی کرد و ضعف نفس از خویش علامت نداد و منش عجز و شیون و توسل بدین و آن را در پیش نگرفت و شخصیت خویش را نگهداری کرد.[۳۷]

ملک زاده می‌نویسد: در انقلابات ملی همین که کسی جلب به محکمه انقلابی شد، مخصوصاً افراد اصلی که پیشین آن‌ها برای همگی پر‌نور میباشد و به خیر و خوبی و بدی آن ها تمامی دانایی دارا‌هستند و ذمه ‌دار و رهبری تیم مخالف را داشته‌اند، پیش از اینً محکوم به اعدام بوده و تشکیل محکمه جز شکل سازی چیز دیگری وجود ندارد. حاجی روضه خوان ادب الله هم از این قاعده همگانی مستثنی عدم وجود و می‌اقتدار اظهار کرد که قبل از محاکمه، محکوم به اعدام گردیده بود و همین که بازداشت و جلب به محکمه انقلابی شد، محکومیت وی غیر قابل اجتناب بود.[۳۷] او اینگونه ادامه می دهد: اعضای محکمه انقلاب بیشترشان سران مجاهدین تندرو و به پیمان دارای اسم و رسم دوآتشه بودند و رؤسای معتدل و سرداران از عضویت محکمه سرباز زدند و خویش را به آنچه می‌سپری شد، نمی‌خواستند آشنا نمایند و حتی از روبرو شدن با جلب شدگان جلوگیری کردند.[۳۷]

ظاهراً شکل گردهمایی‌ای از دادگاه روضه خوان فضل و ادب الله و اینکه دقیقاً او در قبال اتهاماتش چه جواب‌هایی داده میباشد در اختیار وجود ندارد. کسروی می‌نویسد:

ما از این محکمه و از داوران آن و کیفیت محاکمه هیچگونه تدبیر نداریم و این شگفت که با آن همگی خبرنامه‌ها که همین هنگام استارت گردیده بود و بعد از آن شماره آن ها بسیار فزون‌خیس شوید در این مورد‌ها چیزی نوشته نشده میباشد و یک سری ورقی که بیان کننده غیروابسته دراین باره چاپ گردیده نیز ما آنها‌را ندیده ایم.[۳۸]
ملک زاده نیز میگوید:

هرچند کارایی بسیار کردم ولی شکل گرد هم آیی قطعی دادگاه روحانی ادب الله را به دست نیاوردم. ظن قادر این میباشد که شکل نشست‌ای تنظیم نشده میباشد و یا این که در‌صورتی‌که گردیده در به عبارتی ایام از دربین رفته میباشد. براین اساس آنچه درین مورد می‌نویسم مطالبی میباشد که از بعضا از اعضای محکمه و یا این که رؤسای مجاهدین که در آن گرد هم آیی حضور داشته‌اند شنیده‌ام و از طرف آن ها نقل عهد می کنم.[۳۹]
طبق نوشته ملک زاده، نخست گرد هم آیی، روحانی ابراهیم زنجانی که یک کدام از روحانیان مشروطه خواه بود، ادعانامه مفصلی که حاکی از مجرمیت روضه خوان بود خواندن نمود و اعدام جنایتکار را از دادگاه تقاضا کرد.[۳۷]

اتهام طومار در یک فضا بهت و بی صدا خواندن شد. روضه خوان به توجه به‌مندرجات آن گوش می‌بخشید. بعد از خاتمه خواندن لایحه نام برده، یکسری دقیقه صحبتی به دربین نیامد و تمامی چشم به راه بودند که روحانی در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عکس العملی از خویش آرم خواهد اعطا کرد و به چه شکل از خویش حفاظت خواهد کرد البته روضه خوان صحبتی نکرد و لهجه به گفت‌و‌گو نگشود. مستعان (مدیریت کمیته جهانگیر) که از استارت مشروطیت در جریان کارها بوده به روضه خوان ذکر کرد: در مقابل اتهامات وارده که تلاوت گردیده چه جوابی می‌دهید؟[۴۰]

از ظواهر نقل‌های شفاهی از گرد‌همایی دادگاه روضه خوان اینگونه برمی‌آید که او پاره‌ای از اتهامات به عنوان مثال امر قتل برخی اشخاص را تکذیب نموده است؛ و پاره‌ای از اتهامات را پذیرفته و گفته میباشد: طبق اجتهاد خود کار نموده ام.[۴۱]

آخر و عاقبت در نقطه پایان گرد‌همایی، روحانی ابراهیم زنجانی به پا می‌ایستد و می گوید: «جناب حاجی روضه خوان ادب الله مبتنی بر فتوا و حکم حجج اسلام نجف اشرف که سواد آن در کلیه کشور‌ایران منتشر گردیده، مفسد فی الارض میباشد و می بایست مطابق مقررات اسلام با وی به عبارتی معامله‌ای را که خدا راجع‌به مفسدین فی الارض فرمان داده، اخلاق و رفتار نمود.» بعد روحانی را به اطاقی که در آن زندانی بود، می برند و اعضای دادگاه انقلابی بعداز یک ساعت مشورت کردن به واقعه رأی می دهند که زیرا حاجی روضه خوان ادب الله نوری، قیام بر ضد حکومت ملی نموده و منجر قتل هزارها هزار نفوس و فساد بلاد و غارت و خرابی شده و حجج اسلام نجف اشرف هم اورا مفسد فی الارض تشخیص داده‌اند، محکوم به اعدام میباشد.[۴۲]

چنانکه سپری شد یکی دستاویزهای دادگاه برای اعدام روضه خوان ادب الله، فتوای علمای نجف به مُفسد فی الارض بودن اوست و گفته‌اند که‌این فتوا در همگی کشور ایران منتشر گردیده است (یعنی چیز سری‌ای نبوده میباشد). البته اینگونه فتوایی از علمای نجف صادر نشده میباشد و در حکمی که در مجله‌های سال ۱۳۲۵ق. (یعنی حدود دو سال پیش از گرد‌همایی دادگاه) به علمای سه گانه نجف منسوب شده فقطً حکم به افساد اوست و خیر مفسد فی الارض. متن حکم منسوب اینگونه میباشد: «زیرا نوری مخل آسایش و مفسد میباشد، تصرفش در کارها حرام میباشد.»[۴۳] این فتوا بر فرض صدق اصلا نشانه بر مجوز قتل وجود ندارد. به علاوه در حکمی دیگر، آخوند خراسانی تصریح می‌نماید که مخالفینی که مباشر در اتلاف نفوس و اموال نبوده‌اند، رحمت همگانی داده گردد و در صورتی گشوده هم از افساد آنها اطمینانی نباشد، به محلی که اثری نداشته باشند تبعید شوند.[۴۴] نشر این حکم بعد از اعدام روضه خوان فضل و ادب الله بوده میباشد البته تاریخ وصول آن به طهران معین وجود ندارد؛ هرچند از به عبارتی نیز دانسته میگردد که مفسدان نام برده قابل بخشش می‌باشند و در حالتی که هم بخواهند به کارشان ادامه دهند، بایستی آنها‌را تبعید نمود. از این رو، این دستاویز دادگاه، فسخ بوده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:51


قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله
قیام ابراهیم بن عبدالله دومی قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود، بعداز اخوی خویش نفس زکیه در قبال منصور عباسی در بصره قیام کرد. درین قیام عده متعددی از زیدیان، معتزلیان و تنی چند از فقهای بنام کمپانی داشتند البته در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در حیطه باخمرا در حوالی کوفه کشته تشریفات مشهد شد.[مستلزم منبع]

بقیه
قیام سنباد
قیام سنباد به عنوان مثال اولی تکان‌هایی بود که به‌دنبال قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذر و بهانه‌ای بیش عدم وجود. او در ادامه آن بود که با به کار گیری از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی مجموعه‌های متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از دربین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در پیکار با عاملان خلیفه باخت خورد و سرش را برای خلیفه کادو بردند.[مستلزم منبع]

قیام اسحاق سوراخ
اسحاق شکاف از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که در باب اصل و نسب وی شک و تردید وجود داراست. به لحاظ می رسد وی نیز مانند سنباد طرفدار میل‌های مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق سوراخ دوام نداشت اما موضوع قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که مطرح ترین مدعیان خون ابومسلم بودند مهیا کرد.[مستلزم منبع]

حرکت راوندیه
از مهم‌ترین تکان‌هایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق به منصور عباسی دم می‌زدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن ها بیشتر از اهل یک محل خراسان تبارک بودند و می‌خواستند همانطور که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب بخشید، آن‌ها نیز با ادعای عشق و علاقه به منصور اورا به قتل برسانند.[مستلزم منبع]

از سایر کودتا‌های این عصر می‌قدرت به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت می‌دانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتا‌های خوارج اشاره نمود که با سرکوبی بوسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
عکس العمل با امام درستگو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت پایان معاش امام درست گو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام راست گو بین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی مخصوص مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه می‌نویسد:

«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ تو دیت در بین عموم مرز و بوم‌های اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علی‌رغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه می‌نمودند و در مسائل گوناگون از وی سوال می‌کردند. محبوبیت و عظمت امام راستگو همواره بر بیم و نگرانی منصور می‌خاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانه‌ای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در راز می‌پروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام راست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]

غربت کردن امام از دستگاه خلافت
امام راست گو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز می‌زد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار می‌گرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند دیگرافراد به دیدار وی نمی‌رود؟ امام در پاسخ فرمود:

«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکرده‌ایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو شادباش بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمی‌دانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز می‌داشت.[۳۲]

به شهیدشدن رساندن امام راستگو(ع)
منصور با اعتنا به کینه‌ای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت لحاظ داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمی‌اعطا کرد. از سویی امام راستگو(ع) نیز همچون پدرانش اعتقاد و باور خویش را بر اساس اینکه امامت حق اختصاصی وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کرده‌اند، نهفته نمی‌داشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور معطل فرصتی بود تا به عذر‌ای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه می‌نویسد: منصور بارها قصد به قتل آن حضرت گرفت، اما خداوند اورا محافظت کرد.[۳۳]

سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک کلام را هم کتمان نکن. *

*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.

در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیم‌ناپذیر و "استخوان گلوگیر"، می‌نامد.[۳۴] همینطور بیان شده که منصور قسم خورد امام درستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]

آخر و عاقبت امام راست گو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهید شدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]

درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در خط مش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطع‌ها بدان در گیر بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در آرامستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 223
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 224
  • بازدید ماه : 470
  • بازدید سال : 2525
  • بازدید کلی : 24115
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی