loading...

???? ???? ???????

بازدید : 19
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:26


همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر امداد شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. بر طبق این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم گرانقدر شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز موفقیت و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از دست اندرکاران گزینش کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که حداقل، موافق با این رخداد تشریفات مشهد بودند.

مبتنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعداز تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر بعضی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، او‌را در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در رخداد‌ای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی پس از مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده است[۹]. به گفته بعضا از دانشمندان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه‌ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آن ها با شیعه ها میباشد چرا‌که مطابق گزارش‌های مو جود، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد اعتقاد و باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم گذشته مغولان و فرآیند طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آنها بود.[۱۰]

در مقابل بعضا نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند عکس العمل طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان محاسبه کرده‌اند. بر طبق این لحاظ، شیعه ها کلیه جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در قبال از آزادی مذهبی که فیض عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع منفعت بردند. به همین ادله بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و بعضا علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود موقعیت شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا شدند.[۱۱]

تشیع در بعد از ظهر ایلخانان

مینیاتوری از تشکیل داد ابواب البر به امر غازان خان
ازآنجاکه اولیه فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض انذار دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی استارت حمله مغول، بخش اعظمی از بخش ها شیعه نشین، هنگامی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌بهره دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. برخی از صاحب و مالک منصبان گرانقدر در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. جانبداری این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به پیشرفت تشیع در‌این زمانه امداد رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، منزلت بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس می کرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاد دادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. مثلا شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه‌ها در آن به آزادی شغل می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه ها گردیده بود. به عنوان مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، درین شهر می‌زیست.[۱۲]


همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر امداد شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. بر طبق این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم گرانقدر شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به راز موفقیت و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از دست اندرکاران گزینش کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که حداقل، موافق با این رخداد تشریفات مشهد بودند.

مبتنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعداز تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر بعضی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، او‌را در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در رخداد‌ای به قتل و غارت شیعه ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی پس از مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده است[۹]. به گفته بعضا از دانشمندان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه‌ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آن ها با شیعه ها میباشد چرا‌که مطابق گزارش‌های مو جود، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد اعتقاد و باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم گذشته مغولان و فرآیند طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آنها بود.[۱۰]

در مقابل بعضا نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند عکس العمل طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان محاسبه کرده‌اند. بر طبق این لحاظ، شیعه ها کلیه جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در قبال از آزادی مذهبی که فیض عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع منفعت بردند. به همین ادله بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و بعضا علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود موقعیت شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا شدند.[۱۱]

تشیع در بعد از ظهر ایلخانان

مینیاتوری از تشکیل داد ابواب البر به امر غازان خان
ازآنجاکه اولیه فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض انذار دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی استارت حمله مغول، بخش اعظمی از بخش ها شیعه نشین، هنگامی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌بهره دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. برخی از صاحب و مالک منصبان گرانقدر در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. جانبداری این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به پیشرفت تشیع در‌این زمانه امداد رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، منزلت بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس می کرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاد دادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. مثلا شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه‌ها در آن به آزادی شغل می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه ها گردیده بود. به عنوان مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، درین شهر می‌زیست.[۱۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 103
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 105
  • بازدید ماه : 120
  • بازدید سال : 1030
  • بازدید کلی : 22620
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی