loading...

???? ???? ???????

بازدید : 64
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 16:04


نِفاس (به فارسی: زَچَِگی، به انگلیسی:‌Lochia) خونی میباشد که زن به هنگام وضع حمل (یا این که سقط جنین) تا ده روز می‌بیند. خون‌هایی که بیشتراز ده روز (بعضا فتاوا: بیشتراز روز ها عادت) ادامه پیدا نماید، خون استحاضه گویند. آحاد احکام حائض برای نُفَساء (زن نفاس‌چشم) نیز روان میباشد، مانند حرام بودن نماز و توقف در مسجد. بعداز نقطه پایان یافتن نفاس، برای کارهایی که منوط به عصمت و طهارت میباشد،غسل نفاس واجب میگردد. به فتوای بیشتر مراجع پیروی، غسل نفاس کفایت از وضو نمی‌نماید و می بایست برای نماز خلال غسل نفاس، وضو هم گرفته خواهد شد. خونی که بعداز سقط جنین چشم میگردد از دید بیشتر فقیهان در حکم خون تشریفات مشهد نفاس میباشد.

در بعضی فرهنگ و تمدن‌ها، زن زائو بعد از چهل روز از وضع حمل غسل می‌نماید و به آن غسل «چِلِّه» میگویند. اینگونه غسلی در احکام فقهی نیست. در پاره‌ای از احادیث، زنی که در زمان نفاس یا این که حیض از جهان برود، به‌تیتر شهید معرفی گردیده و روز قیامت گزینه اکانت قرار نمی‌گیرد. برخی بزرگان، این سیرتکامل روایات را نشانگر فضیلت برای بانوان برشمرده‌اند.

خون نفاس
خونی که زن از لحظه شروع به دنیاآمدن فرزند می‌بیند خون نِفاس (یا این که زَچَِگی[۱] یا این که خُرس[۲]) اسم داراست. نفاس از ریشه «نَفس» گرفته گردیده که یکی معانی آن، خون میباشد.[۳] برخلاف زمان عادت ماهیانه که دست کم آن سه روز میباشد، روزگار نفاس میتواند یکسری لحظه باشد.[۴]و حداکثر آن ده روز میباشد (بعضی معتقدند تا شروع روز دهم و برخی تا نقطه پایان روز دهم).[۵]

بیشتر مراجع تبعیت برای بانوانی که تعداد روزهای عادت ماهیانه آنان معلوم میباشد، تعداد روزهای نفاس را تا حداکثر همین عدد می دانند. خون‌هایی که بعد از زمان نفاس چشم می گردد حکم خون استحاضه را داراست.[۶]

سزارین
در استفتاء از بیشتر مراجع تبعیت، تفاوتی فی مابین حکم نفاس در وضع حمل طبیعی و سزارین نیست و خونی که از مجرای طبیعی بیرون گردیده و خون جراحت و زخم نباشد حکم خون نِفاس را خواهد داشت.[۷]

سقط جنین
در بینش بیشتر فقیهان ما یحتاج وجود ندارد کودک‌ای که به جهان می آید بی نقص باشد و خونی که بعد از سقط جنین چشم میگردد نیز قادر است خون نفاس باشد.[۸]

احکام نفاس
به زنی که خون نِفاس می‌بیند «نُفَساء» [یادداشت ۱]گفته میگردد و احکام او مانند احکام حائض میباشد، آنچه بر حائض واجب، حرام، مستحب یا این که مکروه میباشد بر نفساء هم همچنین میباشد.[۹] در پاره‌ای از احادیث از رسول(ص) و دیگر امامان(ع) زنی که در زمان حیض و نفاس از جهان برود تحت عنوان شهید معرفی گردیده و این که روز قیامت آیتم مؤاخذه و اکانت قرار نمی‌گیرد.[۱۰] جوادی آملی از مراجع تبعیت شیعه‌ها این سیرتکامل روایات را نشانگر فضیلت دانسته میباشد.[۱۱]

غسل نفاس
نوشته ی علمیٔ مهم: غسل
بعد از نقطه پایان نفاس، برای جاری ساختن نماز و بقیه شغل های منوط به عصمت غسل نفاس واجب میگردد.[۱۲] در مواقعی که فرد اعتقادوباور ندارد خون نفاس جدا گردیده یا این که خیر می بایست یه خرده پنبه و مانند آن را داخل شرمگاه قرار داده و بعد از اندکی طاقت خارج آورد تا در شکل آلوده و کثیف نشدن به خونْ غسل نماید.[۱۳]

برخی از احکام
به فتوای بیشتر مراجع پیروی، غسل نفاس کفایت از وضو نمی‌نماید و بایستی برای نماز ضمن غسل نفاس، وضو هم گرفته خواهد شد.[۱۴]

در حالتی‌که در ماه رمضان پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس منزه گردد و براى غسل وقت ندارد تيمّم كند و روزه‌اش صحيح میباشد، امّا در صورتی براى هیچ‌کدام از غسل و تيمّم وقت ندارد بايد بعداً غسل كند و روزه وی نيز صحيح میباشد.[۱۵]
در حالتی‌که زن پس از اذان صبح از خون حيض يا نفاس تمیز گردد نمی‌تواند روزه بگیرد، هرچند مستحب‏ میباشد اعمالى که روزه را فسخ می‌نماید رخنه‌ نمایند.[۱۶]
در صورتیکه در اکنون عادت ماهانه يا نفاس، خورشید یا این که ماه گرفتگی فیس دهد و تا انتها مدّتى كه خورشيد يا ماه گشوده می‌گردد از خون حيض و نفاس پاك نشده باشد، نماز آيات بر وی واجب نيست و قضا هم ندارد. همینطور نماز آیاتی که به‌واسطه زمین‌لرزه واجب گردیده است و قضای آن بر حائض و نفساء واجب وجود ندارد.[۱۷]
خانمی که دوقلو وضع حمل نموده است استارت نفاس از بچّه ویّل میباشد، و نقطه پایان آن بعداز ده روز بدون نقص مى باشد، ولى احتیاط واجب آن میباشد که در مقدار زائد بر ده روز نسبت به بچّه اخیر، بین احکام حائض و مستحاضه عده نماید.[۱۸]
آنچه بر حائض واجب میباشد بر نفساء هم واجب می باشد. و سازه بر احتیاط واجب توقف در مسجد و دخول آن فارغ از عبور، و عبور از مسجد الحرام و مسجد رسول(ص) و تلاوت آیه‌ها سجده واجب، و تماس با خط قرآن و اسم آفریدگار متعال، بر نفساء حرام میباشد.[۱۹]
غسل «چِلِّه»
در بعضا تمدن‌ها زن زائو تا چهل روز نماز نخوانده و بعداز چهل روز غسل «چِلِّه» ایفا میدهد. اینگونه غسلی در احکام شرعی نیست و حداکثر زمان نفاس ده روز رقم خورده میباشد.[۲۰] یوسفی غروی بر این لحاظ میباشد که در فرهنگ و تمدن عرب ها غالباً زن برای به دنیاآمدن در منزل شوهر نمی‌ماند و به منزل مادرش می رفت و تا روز ها نفاسِ عرفی که چهل روز بود، در آن جا از وی پرستاری می شد و آن گاه به منزل شوهر گشوده می‌گشت. و در آن چهل روز، عرب استنکاف داشت که نزد زن جدید زا برود و زیرا نوزاد درین چهل روز احتیاج به اسم داشت خویش مامان نامی بر وی می گذاشت پپس از آن تأیید و یانفی آن نام در چنگ شوهر بودهمانگونه که فاطمه بنت اسد بعداز به دنیا آمدن امام علی(ع) اسم فرزندش را حیدر به معنای اسد=شیر گذاشت و آنگاه ابوطالب اسم علی را برایش تعیین کرد.[۲۱]

کتاب شناسی
گزیده مسائل مُبتلی‌ٰبه و استفتائات نو احکام بانوان (حیض - استحاضه - نفاس - جنابت)، تهيه و تنظيم: واحد جواب به سوال های جامعةالزهرا(س)، منتشر کننده جامعةالزهرا(س)، قم ۱۳۹۶ش.[۲۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 74
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 17:03


وجود و ماهیت
احسایی در مورد اصالت وجود و ماهیت عهد و پیمان خاصی دارااست. وی هر دو را اصیل میداند. هر مورد از وجود و ماهیت آتی حقیقی وواقعی از شیء را تشکیل می دهند. هستی یافتن شیء، یک جنبه‌اش فعل خداست که به عبارتی وجود میباشد و جنبه دیگرش انفعال خویش فعل یعنی ماهیت شیء، براین اساس هر ممکنی در معنای حقیقی وواقعی زوجی ترکیبی تشریفات مشهد میباشد. [۴۰]

وی دیدگاهی آدم‌شناسانه در این مورد دارااست. از دوگانه اطاعت و معصیت در سرشت انسانی، بدین سود می رسد که نمی‌اقتدار هر دو را به یک فرمان منتسب کرد. طرز مخلوط وجود و ماهیت را می‌قدرت از شیوه آشنایی رغبت ترکیبی آدم و فعل از روی میل وی اخذ. این مخلوط به سیرتکامل‌ای میباشد که هیچ یک از دو جزء اثر ها خویش را از دست نمی‌دهند. در حالتی‌که اصالت دو جنبه رغبت بشر بازدارنده آن وجود ندارد که فعل را به آحاد تیم نسبت دهیم، اصیل درک کردن وجود و ماهیت به وحدت شی لطمه‌ای نمی‌زند. در‌این‌حالت‌ وجود و ماهیت دو اعتبار برای شی واحدند. با این تمامی ماهیت جدای از وجود عدمی میباشد. جعل شیء آغازً به وجود وابستگی می گیرد، ولی وجود در تحقق و ظهور خود محتاج ماهیت میباشد. [۴۱]

احسایی می گوید معبود نیازی به ماهیت ندارد؛ چون سنخیتی در میان وی و مخلوقاتش وجود ندارد. چه در حالتی که وجود وی از سنخ وجود آنان دانسته خواهد شد، ترکب در آن رویکرد خواهد داشت. از این رو وحدت وجود نفی می گردد. احسایی در موضع‌ها متفاوت بر ابطال هرگونه‌فکر متمایل به وحدت وجود سماجت ورزیده، و آن را منافی توحید شمرده میباشد. [۴۲] بیان شده که روحانی احمد احسائی درباره شرک معتقدان به وحدت وجود ادعای اجماع نموده است.[۴۳]

به اطمینان بعضا از پژوهشگران، آحاد آن‌چه كه‌ سبب ساز افتادن شيخ‌ احسائی در دامن‌ ثنويّت‌ پوسيدۀ از هم‌ گسسته شد صرفا‌ عدم‌ عرفان‌ وی به‌ مسائل‌ حكمت‌ و اصول‌ مُتقَنۀ فلاسفه‌ و ممشای درست‌ عرفاء بالله‌ و اولیای آفریدگار بوده‌ میباشد‌ و این که تنها با اتّکاء به‌ تفکر خویش وارد در مسائل‌ سنجیده‌ شد و نتوانست‌ از آنجا جان‌ تندرست‌ به‌ در پیروزی. علامه طهرانی اعتقاد دارد که شيخ‌ احمد احسائی برایي حلّ مسألۀ شرور در قبال خیرات‌ قائل‌ به‌ دو اصل‌ اصیل‌ و دو ركن‌ ركين‌ و دو پایه‌ قویم‌ ازلی گردیده‌ و ماهيّت‌ و وجود را با هم در اين‌ مسأله‌ راه و روش‌ داده‌ و در واقعیت وی معتقد به‌ ثنويّت‌ يزدان‌ و أهريمن‌، در خرقه‌ وجود و ماهيّت‌ شد‌ه‌است.[۴۴]

معاش امام مهدی در دانا هورقلیا
احسائی همچون دیگر عالمان شیعه، وجود و ظهور امام فرصت را از اصول مسلم و ضروری آئین میداند؛[۴۵] البته خلاف آنها، این نظر را دارد كه معاش و بقای امام خیر در‌این عالم، بلكه در فقید هورقلیا تحقق داراست.[۴۶][یادداشت ۱]

مخالفت علما با وی
احسایی در اواخر معاش با مخالفت بعضا علما روبرو شد که پاره‌ای از نگرش هایش را بزرگنمایی و انحراف تلقی می‌کردند. احسایی خویش می گوید محمد بن حسین آل عصفور بحرانی که پدرش از مشایخ اجازۀ وی بوده میباشد، در بحثی رویارو او را انکار کرد. [۴۷]

ولی اولیه مخالفت آشکار با احسایی، از جانب محمدتقی برغانی از علمای بانفوذ قزوین شکل گرفت. او در مجلسی با احسایی در امر معاد جسمانی به رای زنی می‌نشیند و به او اعتراض می‌نماید و آن مجلس به جدال دور و بری ها میکشد. حکم دهنده قزوین برای آشتی محفلی تشکیل میدهد، البته این توشه گفت‌و‌گو به تکفیر احسایی از جانب برغانی انجامید. نشر این تکفیر، منجر شد احسایی از شهر برود. [۴۸]

وی بعد از شکاف قزوین، در سفرهایش به مشهد و یزد و اصفهان، با تمامی معارضه‌هایی که با وی گردیده بود، از مقر مردمی منتفع بود، تا جایی که گفته میگردد در اصفهان ۱۶ هزار نفر به وی اقتدا می‌کردند.[۴۹]

البته همت برغانی در تأکید بر تکفیر وی و طومار‌هایی که دراین مورد می‌نوشت، از عواملی بود که عرصه را بر احسایی در آخرین سفرش به کربلا تنگ کرد و اورا از نیت به یاد ماندنی شدن در آنجا پشیمان تشکیل داد. در‌این بین نیز گروهی نیز عقاید غلوآمیزی را به وی نسبت دادند و در تحریک علمای کربلا و سران دولت عثمانی کوشیدند.[۵۰]آنچه از فتوای بعضی علما بر ضد احسایی نوشته‌اند[۵۱] مرتبط با همین اوان و بعداز آن میباشد.

تامین برخی از علما از احسایی
در مقابل گروهی دشمنی با اورا جایز نمی‌شمردند؛ از آن پاراگراف محمدابراهیم کلباسی بود که از معتقدات احسایی دوراندیشی داشت و بعداز وفات وی، در اصفهان ۳ روز عزای برپا داشت.[۵۲] او درباره احسایی میگوید «‌منسوب داشتن روضه خوان به بعضی کارها ناشایست به ویژه از جانب اشخاصی که به مطالب و اصطلاحات وی وقوفی ندارند، جرأت متعددی می‌طلبد‌».[۵۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 60
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:14


اساتید و اذن اجتهاد
سیدابوالقاسم خویی، ضمن آنکه به گفته خویش، از محمدحسین نائینی و محمدحسین اصفهانی بیشترین استعمال علمی را برده و زمان‌ای بی نقص از دانش اصول و برخی کتاب‌های شرعی را از آن‌ها آموخته، از اساتید دیگری برای مثال روضه خوان الشریعه (درگذشته ۱۳۳۸ق)، مهدی مازندرانی (درگذشته ۱۳۴۲ق) و آقا ضیاء عراقی[۱۲] نیز خاطر تشریفات مشهد نموده است.

برخی دیگر از استادان خویی عبارتند از محمدجواد بلاغی در دانش صحبت، عقاید و تعبیر و تفسیر، سید ابوتراب خوانساری در دانش رجال و درایه، سید ابوالقاسم خوانساری (درگذشت: ۱۳۸۰ق) در دانش ریاضی ها، سید حسین بادکوبه‌ای در فلسفه و عرفان و همینطور سید علی حکم کننده.[۱۳]

سیدابوالقاسم در زمان زمان علم آموزی خویش در حوزه علمیه نجف، با سید محمدهادی میلانی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید محمدحسین طباطبایی (درگذشته ۱۴۰۲ق)، سید صدرالدین جزایری، علی‌محمد بروجردی (درگذشته ۱۳۹۵ق)، سید حسین خادمی و سید محمد حسینی همدانی مباحثه می‌نموده است.[۱۴]

خویی در سال ۱۳۵۲ق از بخش اعظمی از استادان حوزه علمیه نجف اذن اجتهاد اخذ نموده است؛ محمدحسین نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدحسین بلاغی، میرزا علی آقا شیرازی، و سید ابوالحسن اصفهانی از این گزاره‌اند.[۱۵]

مرجعیت
شروع مرجعیت خویی به روشنی معلوم وجود ندارد، ولی بخش اعظمی از منابع، استارت بدون شوخی مرجعیت اورا بعد از درگذشت بروجردی دانسته و تأکید کرده‌اند که بعد از درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، خویی مخصوصاً در عراق، مرجع بلندتر شناخته می شد[۱۶] و منزلت مرجعیت وی در بین شیعه‌ها کشور‌ایران هم اساسی گزارش گردیده است.[۱۷] خویی، به عنوان مثال مراجعی دانسته گردیده که فی مابین اکثر شیعه ها، اعم از عرب و غیرعرب، نفوذ چشمگیری داشته میباشد.[۱۸]

۱۴ نفر از مجتهدین نجف مثلا صدرا بادکوبه‌ای، سید محمدباقر صدر، سید محمد شیخ، مجتبی لنکرانی، موسی زنجانی، یوسف کربلائی، سید یوسف حکیم، و سید جعفر مرعشی اعلمیت خویی را اعلام کردند.[۱۹] سید موسی صدر از سوی مجلس اعلای اسلامی شیعه ها لبنان، خویی را مرجع اعلم معرفی کرد.[۲۰]

درس دادن

درس دادن خویی در مسجد الخضراء نجف
ابوالقاسم خویی در ضمن علم آموزی در حوزه علمیه نجف، به درس دادن هم درگیر بوده و به نقل از منابع متعدد، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را درس دادن می‌نموده است.[۲۱]

بعداز درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های اساسی نجف گزارش گردیده و بر این شالوده، بعداز درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس خویی، از مجالس دارای اسم و رسم حوزه درسی نجف معرفی شد‌ه‌است.[۲۲] چنان‌که خویی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، در علاوه بر سال‌های وقت گیر درس دادن، جز در روزهای بیماری و هجرت، هیچ‌گاه دست از یاد دادن شاگردان خود نکشیده میباشد.[۲۳] وی در کل ۷۰ سال به درس دادن دروس سطح و بیرون در حوزه نجف پرداخته و مطابق منابع، مجاورت پنجاه سال، مجلس درسی اسم‌آوری در حوزه علمیه نجف را ذمه ‌دار بوده و طلابی از جمهوری اسلامی ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و بعضی کشورهای دیگر، در درس وی حاضر می‌گردیده‌اند.[۲۴]

خویی، یک زمان بدون نقص درس بیرون فقه و شش عصر درس بیرون اصول فقه را به شاگردان خویش یاد دادن بخشید. وی همینطور در یک زمان کوتاه به درس دادن تعبیر و تفسیر قرآن پرداخت.[۲۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 11:11


امام جمعه، پیش‌نمازِ نماز آدینه. بر شالوده فتواهای فقیهان، عدل و داد، حلال‌زادگی، ایمان، بلوغ و مردبودن از وضعیت تصدی امامت آدینه میباشد. مطابق گزارش‌های تاریخی، فرستاده اسلام(ص) و امام علی(ع) خویش نماز آدینه را می‌خواندند یا این که عده ای را برای اقامه آن گزینش تشریفات مشهد می‌کردند.

در حکومت‌های اسلامی، امامت آدینه منصبی حکومتی هم بود. ازاین‌رو حاکمان خویش نماز آدینه را اقامه می‌کردند یا این که امامان آدینه را منصوب می‌کردند. مثلا در حکومت‌های امویان، عباسیان، عثمانیان و صفویان امامان آدینه را حاکمان منصوب می‌کردند.

در کشور‌ایران، «شورای سیاست‌گذاری ائمه آدینه» که اعضای آن را رهبر منصوب می‌نماید، کارها نماز آدینه شهرها را مدیر می‌نماید.


اقامه اول نماز آدینه طهران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ش در کالج طهران به امامت سید محمود طالقانی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ش
حالت و احکام امام آدینه
گفته‌اند امام آدینه کسی میباشد که نماز آدینه را امامت می‌نماید[۱] اما سید محمد صدر این قید را افزوده میباشد که امام آدینه کسی میباشد که با فرمان وی نماز آدینه واجب می گردد.[۲] حالت امام آدینه به عبارتی موقعیت امام جماعت میباشد.[۳] در منابع شرعی عقل،[۴] بلوغ،[۵] ایمان،[۶] عدل و داد[۷] و حلال‌زادگی[۸] از حالت امام جماعت شمرده گردیده‌است.[۹] مَردبودن از سایر حالت امام آدینه میباشد و امامت آدینه زن حتی برای زنان درست وجود ندارد.[۱۰]

به‌فتوای فقیهان، مستحب میباشد امام آدینه رسا و فصیح حرف نماید، بر تایم ها نماز مواظبت داشته باشد، به سخنان خویش کار نماید،[۱۱] حین خطبه عمامه بر رمز داشته باشد، به عصا یا این که اسلحه توکل نماید و رو به نمازگزاران بایستد.[۱۲]

امامت آدینه، منصبی حکومتی
به گفته فرستاده جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، امامت آدینه مدام منصبی حکومتی بوده میباشد.[۱۳] در ابتدا اسلام، نماز آدینه به امامت فرستاده(ص)،[۱۴] امام علی(ع) و یا این که کسانی از طرف آنان امامت میشد.[۱۵] همینطور در حکومت‌های امویان، عباسیان و عثمانیان، خویش خلفا یا این که کارگزارانشان نماز آدینه را اقامه می‌کردند. خلفا امامان آدینهٔ راس خلافت را منصوب می‌کردند و گزینش ائمه آدینهٔ شهرهای دیگر برعهده والیان و امیران بود.[۱۶]

در جمهوری اسلامی ایرانِ زمان صفویه (۹۰۷-۱۱۳۵ق)، شاهان امامان آدینه را منصوب می‌کردند.[۱۷] در‌این عصر، معمولاً روضه خوان‌الاسلام هر شهر، این منصب را برعهده داشت؛ البته گاه عالمانی که روضه خوان‌الاسلام نبودند، مانند ملامحسن نتیجه کاشانی، به‌درخواست پاد شاه، امامت آدینه را برعهده می‌گرفتند.[۱۸] پژوهشگر کرکی، روضه خوان بهایی، میرداماد، محمدتقی مجلسی، علامه مجلسی، محمدباقر سبزواری و لطف‌الله اصفهانی از امامان آدینه درین زمان بودند.[۱۹] در عصر قاجار، (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴ق) منصب امامت آدینه بیشتر جنبه ارثی یافته بود و بستگان‌های خاتون‌آبادی و مجلسی در طهران و اصفهان امامت آدینه را برعهده داشتند.[۲۰]

منصب امامت آدینه در جمهوری اسلامی
حکم انتصاب آیت‌الله خامنه‌ای به امامت آدینه طهران
«بسم الله الرحمن الرحیم ‏
‏‏سرویس جناب مستطاب سیدالاعلام و حجت‌الاسلام آقای حاج سید علی خامنه‌ای‏‎ ‎‏ـ دامت افاضاته‏ زیرا حضور جناب مستطاب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته در حوزه مقدسه قم مایحتاج بود و وی انصراف خودشان را از امامت آدینه طهران اعلام نمودند، جنابعالی که بحمدالله به حُسن سوابق موصوف و در دانش و فعالیت سزاوار میباشید به امامت آدینه طهران منصوب می باشید. از خدا متعال موفقیت جنابعالی را در ارشادوراهنمایی و هدایت عموم خواستارم.»

تاریخ آرشیو، امام خمینی، صحیفه امام، مؤسسه تهیه و تکثیر اثر ها امام خمینی، ج۱۲، ص۱۱۶.

از لحاظ امام خمینی، تصدّی منصب امامت آدینه در حکومت اسلامی مشروط به اِذن البته‌فقید میباشد.[۲۱] در کشور ایران، شورای سیاست‌گذاری ائمه آدینه که اعضایش با حکم البته عالم منصوب می شوند، کارها مرتبط با نماز آدینه را برعهده داراست.[۲۲]

سید محمود طالقانی اول امام آدینه طهران بعداز انقلاب اسلامی بوده میباشد.[۲۳] وی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ش، اولی نماز آدینه طهران در جمهوری اسلامی را امامت کرد.[۲۴] دو‌مین امام آدینه طهران حسینعلی منتظری بود و بعداز او سید علی حسینی خامنه‌ای، رهبر ایران هم در ۲۴ دی ۱۳۵۸ش به وسیله امام خمینی تحت عنوان امام آدینه طهران منصوب شد.[۲۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 55
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:09


سید محمدعلی علوی گرگانی (۱۳۱۸-۱۴۰۰ش) از مراجع تاسی شیعه و از استادان درس بیرون در قم بود. وی از شاگردان مراجعی همانند سید حسین طباطبایی بروجردی، امام خمینی، سید محمدرضا گلپایگانی و محمدعلی اراکی تشریفات مشهد بوده میباشد.

بعضا از تألیفات علوی گرگانی عبارتند از: المَناظر النّاضرة فی احکامِ العِترةِ الطّاهره، منهج‌الناسکین (در مورد مناسک حج) و توضیح‌المسائل به لهجه‌های فارسی و اردو و عربی. ایجاد کرد مسجد و بیمار‌ستان در گرگان و تأسیس صندوق قرض‌الحسنه در طهران برای مثال اقدامات او میباشد.

معاش‌‌طومار و تحصیلات
سید محمدعلی علوی گرگانی، در خرداد ماه سال ۱۳۱۸ش (۱۳۵۸ق) در نجف دیده به جهان گشود.[۱] پدرش سید سجاد از فقیهان گرگان بود.[۲] در هفت‌سالگی، یاور پدرش، به جمهوری اسلامی ایران نقل‌جای کرد.[۳]

علوی گرگانی نزد پدرش ادبیات عرب را فرا گرفت.[۴] در شانزده سالگی، عازم مسافرت عتبات عالیات و حج شد و در رجوع از حج، قصد ماندن در نجف را داشت، ولی به پیشنهاد سید محسن طباطبائی حکیم به قم رجوع. او درس‌های سطح را طی چهار سال، نزد کسانی زیرا مجاهدی تبریزی، سلطانی طباطبایی و ستوده اراکی فرا گرفت.[۵]

وی سه سال در درس بیرون فقه سید حسین طباطبایی بروجردی و هشت سال در درس بیرون اصول فقه امام خمینی و پانزده سال در درس بیرون فقه مرتضی حائری یزدی و دوازده سال در دروس فقه واصول سید محمد متفحص داماد [۶] کمپانی کرد. همینطور هفت سال در روزها فصل تابستان به نجف میرفت و در درس عالمان حوزه علمیه نجف همانند سید ابوالقاسم خویی و میرزا باقر زنجانی حاضر می شد. سید محمدرضا گلپایگانی، عباسعلی شاهرودی و محمدعلی اراکی از سایر استادان او بوده‌اند.[۷]

او داماد محمدعلی انصاری‎ قمی (۱۲۹۰-۱۳۶۳ش)، تالیف کننده، ترجمه کننده و شعر سرا میباشد.[۸]

درگذشت

تشییع آیت‌الله علوی گرگانی در شبستان امام خمینی بقاع حضرت معصومه(س) (۲۶ اسفند ۱۴۰۰ش)[۹]
سید محمدعلی علوی گرگانی در ۲۴ اسفند سال ۱۴۰۰ش(۱۲ شعبان ۱۴۴۳ق) بر تاثیر بیماری در یکی درمان‌گاه‌های قم درگذشت.[۱۰] مراجع پیروی شیعه، جامعه مدرسین قم، مدیر‌جمهوری کشور‌ایران و سید عمار حکیم، مدیر ائتلاف نیروهای ملی عراق، به‌مناسبت وفات وی پیام تسلیت صادر کردند.[۱۱] همینطور در گلستان سه روز عزای همگانی[۱۲] و در قم یک روز عزای همگانی و تعطیل اعلام شد.[۱۳]

وی بعد از تشییع در استان گلستان[۱۴] و قم[۱۵] در ۲۶ اسفند، در بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.[۱۶]

منزلت علمی و مرجعیت

آیت‌الله علوی گرگانی در حالا درس دادن درس بیرون (مهر ۱۳۹۷ش)[۱۷]
علوی گرگانی درس دادن علم ها فقهی را با کتاب‌های ادبیات عرب استارت کرد. بعد از آن، کتاب‌های معالم، مقررات، تفصیل لمعه، رسائل، مکاسب، کفایه و گستردن منظومه را درس دادن کرد. او در سال ۱۴۰۵ق به تقاضای شماری از شاگردانش، درس دادن درس بیرون فقه و اصول فقه را استارت کرد.[۱۸] در سال ۱۴۱۲ق، عده ای از شیعه‌ها، به‌ویژه همسایه استان‌های شمالی کشور‌ایران از وی تقاضای رساله توضیح‌المسائل کردند. وی نیز این رساله را به گویش فارسی نوشت و آن‌گاه به لهجه‌های عربی و اردو نیز ترجمه شد و در دست مقلدان قرار گرفت.[۱۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 50
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 14:56


ماوراء النهر (فرا رود) تیتر تاریخی مرز و بوم‌های شمال رود (آمو) یا این که (جیحون) بود که امروزه در گستره کشورهای ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان جای‌دارد. تیتر ماوراءالنهر، پس از فتح این بخش ها بوسیله مسلمانها آوازه یافت. از شهرهای پر اسم و رسم آن می‌قدرت به بخارا، سمرقند، ترمذ، چاچ (تاشکند) و خیوه و دو حوزه‌ باستانی سغد و خوارزم تشریفات مشهد اشاره نمود.

فرا رود در اواخر قرن نخستین هجری قمری به تصرف مسلمانها درآمد. این حوزه‌ از سده دوم قمری به‌انگیزه هجران از بغداد، راس خلافت عباسی جای قابل قبولی برای معارضان و ناراضیان بخصوص کسانی با تمایل‌های شیعه به‌شمار می‌آمد. تسامح مذهبی سامانیان و سختگیری‌های مذهبی سلجوقیان در سفر شیعه ها بدین حوزه‌ بی‌اثر نبوده میباشد.

ماوراء النهر زادگاه یا این که معاش عده ای مانند عیاشی، کشی، ابوعلی سینا و فارابی بوده میباشد.

اسم‌ها
ماوراءالنهر، اسم عربی میباشد که در فارسی ورا رود یا این که فرا رود یا این که وراز رود آورده شده میباشد.[۱] هرچند برخی اسم‌های دیگری زیرا توران[۲] و هیطل[۳] برای این حیطه قائلند.

شرایط جغرافیایی

محدوده ماوراءالنهر در حین عباسیان
ماوراءالنهر مشمول مرز و بوم‌های بنا شده در شمال رود آمودریا[۴] (جیحون)[۵] میباشد.[۶] بعداز فتح این حوزه‌ به وسیله مسلمانها به انگیزه قرار به چنگ آوردن در آن‌سوی رود جیحون، ماوراء النهر اسم گرفت.[۷] و تحت عنوان یک کدام از اقالیم شرقی حکومت اعراب مسلمان[۸] و گاهی ربع چهارم خراسان آوازه یافت.[۹]

محدوده
در برخی منابع جغرافیای تاریخی، آسیای وسط، آسیای مرکزی و ماوراء النهر را یکسان و هم معنی دانسته‌اند.[۱۰] از شهرهای ماوراءالنهر می‌اقتدار به سمرقند، بخارا، ترمذ، نخشب، کاث، خوقند، خجند، قرغان تپه، خوارزم، سُغد، تاشکند (چاچ)، کَش، خیوه و گرگانج (جرجانیه) اشاره نمود.[۱۱] فعلا بیشتر شهرهای تاریخی ماوراءالنهر در قلمرو میهن ازبکستان واقع گردیده است.[۱۲]

لسترنج، در کتاب جغرافیای تاریخی کشور های خلافت شرقی، فرا رود را در طی عباسیان دربرگیرنده پنج ایالت دانسته میباشد:[۱۳]

ایالت سُغد (سغدیانا)با دو راءس یا این که کرسی: سمرقند و بخارا و شهرهای کَش، نَسَف، نَخشَب یا این که قَرشی، کَرمینه، وابکند، میانکال (ازبکستان) و پنج‌کنت، اُسروشَنِه یا این که اوراتپه (تاجیکستان)
ایالت خوارَزم با دو کرسی کاث و اورگنج و شهرهای خیوه و هزار اسپ (ازبکستان)
ایالت چَغانیان (ازبکستان) و بدخشان (تاجیکستان) با شهرهای تِحافظه موقتِذ، راز آسیا، بایسون، ده‌جدید، خُتلان، قبادیان
ایالت فَرغانه با شهرهای فرغانه، اندیجان، نمنگان، مرغیلان، اخسیکت، خوقند (ازبکستان) و خُجند (تاجیکستان)
ایالت چاچ (تاشکند) با شهرهای تاشکند (پایتخت ازبکستان) و سیرام (اسپیچاب)، اُترار و فاراب (در قزاقستان)
تاریخ
آتشکده‌های فراوانی در بخارا به‌تیتر یک کدام از گران قدر‌ترین شهرهای ماوراء النهر[۱۴] و بقیه شهرهای آن دیار وجود داشت.[۱۵] در‌این حوزه‌ تسامح و تساهل مذهبی فراوانی وجود داشته و فقدان حضور آئین مذهبی تعصب‌آمیز منجر شد پناهندگان آئین‌های متعدد، این نواحی را برای سکونت خویش گزینش نمایند و همین دستور این حیطه را به طور مرکزی برای تبادل اعتقادات و مذهب‌ها متعدد در آورده بود.[۱۶]

ورود مسلمانها
سه سال بعداز فتح مرو بوسیله مسلمانها، اولی هجوم ها به ماوراءالنهر شروع شوید تا آنکه در سال ۸۵ق بعداز آنکه قتیبه بن مسلم باهلی والی خراسان شوید،[۱۷] وی چیره شد اکثر شهرهای این حیطه را[۱۸] یا این که کلیه آن را یکی از بعد از دیگری فتح کند.[۱۹] این مرز و بوم پس از فتح بوسیله اعراب به ماوراء النهر جهانی شد.

بخارا بعداز مدتی تحت عنوان یک راس علمی و فرهنگی در قبال بغداد ظواهر شد.[۲۰] بنابر ادعای بعضی از مورخان، شهرهایی زیرا سمرقند و بخارا به‌تیتر دو راءس اساسی اسلامی آوازه یافت؛ آنچنان که با بغداد برابری میکرد.[۲۱] این ناحیه به بازه پنج قرن تعالی‌ترین مهد فرهنگ و تمدن اسلامی و راس حکومت‌های مختلفی بوده میباشد. [۲۲] ماوراء النهر محل تولد و محل دفن اکثری از پژوهشگران گران قدر اسلامی میباشد.[۲۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 16
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 16:42


تفاوت با آرم‌های قیامت
در قرآن[۳۴] و احادیث اسلامی، اصطلاحی به اسم اشراط الساعة وجود دارااست که به معنای گروه حوادثی میباشد که تحقق آنان نشان وقوع قیامت میباشد.[۳۵] از این رو، صاحبان جامعه ها حدیثی بابی با تیتر «اشراط الساعة» تشریفات مشهد باز‌اند.[۳۶]

ولی در برخی از منابع اهل سنت و بعضی جامعه ها حدیثی شیعه، نماد‌های ظهور مهدی(عج) با نماد‌های مجاورت شدن برپایی قیامت آمیخته شد‌ه‌است. در حالی‌که آخرالزمان ناظر به بخش نهایی همین فقید میباشد البته اشراط الساعه نشان‌های برپایی قیامت میباشد.[۳۷]

پس از ظهور منجی
بعد از ظهور این آیه‌ها دفعه به ظهور منجی میرسد که از مهم ترین رویدادهای آخرالزمان دانسته شد‌ه‌است.[۳۸] از مهم ترین رویدادهای بعداز ظهور امام مهدی(عج) می‌اقتدار به‌این موردها اشاره نمود:

نبرد با ظلم و خرابی و ریشه‌کن کردن آن[۳۹]
نجات بشریت از تنگنای گناه و ظلم و جور و خرابی یک کدام از آرمان‌های اوست که درین مجال تحقق مییابد، چنان که حضرت علی(ع) میفرماید: «در بعد از ظهر حکومت مهدی(عج) بساط زنا، شراب‌خواری و ربا برچیده گردد».[۴۰]
برقرار شدن و برپایی اسلام حقیقی و واقعی و پرستش خدا و یکتاپرستی در سراسر دنیا[۴۱]
عمومیت و گستردگی آئین[۴۲]
فعالیت به فضیلت ها و قیمت‌های شرعی و اهتمام به احکام و دستورهای آیین به طور ظریف[۴۳]
برقراری عدل و داد و مساوات؛ به سیرتکامل‌ای که اموال در جامعه فی مابین عموم به صورت یکسان تقسیم می گردد[۴۴]
برقراری امنیت؛ به سیرتکامل‌ای که جان، فرآورده و حیثیت اشخاص جامعه از تجاوز سایرافراد در حفاظت می باشد[۴۵] و به واسطه مُنجی خط مش‌ها امنیت مییابد[۴۶]
برقرار شدن آسایش و رفاه برای عوام مردم[۴۷] به سیرتکامل‌ای که همگی خوردنی‌ها در چنگ آدم قرار میگیرد و اشخاص به سهولت میتوانند از اموال به کارگیری نمایند[۴۸]
گسترش عمران و آبادی در سراسر دنیا[۴۹]
تولید محبت و دوستی و صمیمیت در بین عموم؛ به سیرتکامل‌ای که شخصی از اندوخته اخوی شرعی‌اش آنچه که نیاز داراست فارغ از اینکه منعی در فعالیت باشد برمی‌دارااست[۵۰]
متکامل شدن عقول و استعداد انسان برای سود‌مندی از تعالیم الهی[۵۱]
تکامل و توسعه و گسترش یافتن دانش و علم در کلیه بعدها و منتفع گشتن اشخاص جامعه از بی نقص‌ترین مواهب علمی[۵۲]
فعالیت به کتاب معبود و سنت فرستاده معبود(ص)[۵۳]
رجوع و برگشت عیسی مسیح(ع)
طبق احادیث اسلامی یک کدام از رویدادهای اساسی بعدازظهر ظهور، نزول حضرت عیسی از افق هست.[۵۴] از این احادیث برمی‌آید که او در انقلاب جهانی آخرالزمان کمپانی و حضور دارااست و برای اقامه قِسط و عدل از عرش فرود می آید، البته پایین لوای امام مهدی میباشد و جدا فعالیت نمی‌نماید. حضرت عیسی(ع) در مملکت فلسطین فرود می آید و بر مهدی(عج) درود می‌نماید و پشت رمز آن حضرت نماز می‌گزارد و به وی در کشتن دجال یاری می‌نماید.[۵۵]

رجعت
نوشته ی علمیٔ اساسی: رجعت
از رویدادهای بسیار اصلی در بعدازظهر طلایی عالم و بعد از ظهور منجی و کار‌های او، رجعت میباشد. مراد از رجعت زنده شدن برخی از اشخاص میباشد که دربرگیرنده گروهی از صالحان و گروهی از بدکاران خواهد بود.[۵۶]

در ادیان دیگر
همینطور مشاهده کنید: موعود باوری
مسئله آخرالزمان در ادیان دیگر نیز به طور‌های گوناگون مطرح گردیده است.

در مسیحیت
*معناشناسی آخرالزمان در مسیحیت:

فی مابین مسیحیان از دورانی کلام گفته می شود که در آن رجوع و برگشت حضرت عیسی(ع) روی خواهد بخشید. رجعت مسیح در کتاب مقدس بیشتراز سیصد توشه نام برده میباشد و تعدادی باب بدون نقص بدین زمینه تخصیص دارااست.[۵۷]

حتی برخی داعیه کرده‌اند که شعور درست رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس میباشد.[۵۸] طبق نظریه وی، مسیح مجدد در آخرالزمان می آید و نرم افزار نجات را بدون نقص خواهد کرد[۵۹] آن ها بر این باورند که در برگشت مسیح، دنیا روی خوشبختی را خواهد روئت کرد و عالم بعداز ظهور آن منجی در صلح و صفای بی نقص به رمز خواهد موفقیت[۶۰] و مبارزه و خون ریزی از عالم رخت برمی‌بندد و امتی بر امتی چاقو نخواهد کشید.[۶۱] در فرهنگ وتمدن مسیحی و کتاب مقدس باور غلبه حق بر فسخ درین روزگار پر‌نور میباشد[۶۲] و از بینش وی منجی تک تک، مسیح میباشد.[۶۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 14:47


ایل بُچاقچی گرانقدر‌ترین ایل استان کرمان، شیعی مذهب و زبانشان ترکی آمیخته با موادتشکیل دهنده فراوان فارسی میباشد.[۱] بچاقچی‌ها از صد سال پیش تا به امروز به ندرت آبادی نشین گردیده‌اند، البته مجموعه‌هایی از آن هنوز چادرنشین‌اند کار مردان بچاقچی دامپروری، باغداری و کارگری میباشد. محل سکونت این ایل بیشتر در سیرجان و بافت و نصیب‌هایی از هرمزگان میباشد. اسفندیارخان بچاقچی و حسین خان بچاقچی از بزرگان این ایل به شمار تشریفات مشهد می روند.

معنای بچاقچی
« بیچاقچی‌» در ترکی در معنای خالق و فروشنده کارد میباشد. ابن بطوطه نیز[۲] «‌بچق‌» راچاقو و «‌بچقچی‌» را منسوب به شمشیر دانسته میباشد.

ظاهراً اسم این ایل از خانواده‌ای به اسم بچاقچی که به سر کردگی ایل رسیده دریافت گردیده‌است؛ چون که طایفه و تیره‌ای به‌این اسم در ساختار اجتماعی ایل چشم نمیشود.

محل سکونت
اشخاص این ایل در شرق شهرستان سیرجان (در دامنه‌های کوه‌های چهارگنبد)، در دهستان بَلْوَرْد، و در شهرستان بافت معاش می‌نمایند، و تیره هایی از آن در استان هرمزگان قشلاق دارا هستند.

طریق معاش
بچاقچی‌ها از صدسال پیش تا به امروز بتدریج آبادی نشین گردیده‌اند، البته مجموعه‌هایی از آن هنوز چادرنشین‌اند. راس خوانین این ایل در عصر قاجاریه روستای بلورد، در ۴۲ کیلومتری شرق شهر سیرجان، بود؛ البته امروز، که نظام بستگان‌ای ایل در معرض فروپاشی میباشد، خانها دیگر در رأس هرم توان قرار ندارند. با اینهمه، هنوز بعضی از طوایف استقلال خویش را نگهداری کرده‌اند.

طوایف بچاقچی‌ها
سابقاً بچاقچی‌ها به طوایف زیادی تقسیم می‌شدند، به عنوان مثال «‌راینی»‌ها (جمعیت کوچنده: ۶۵۷ خانوار، ۸۸۹، ۳ بدن) که امروز ایل مستقلی به شمار میایند. مثلا مهم‌ترین این طوایف عباسلو، اَنْگَلو، قراسعدلو، سارسعدلو (ساری سعدلو) را می‌قدرت اسم موفقیت. [۳]

فعالیت
بچاقچی‌ها درگذشته به رشد اسب اشتغال داشتند و در سوارکاری دارای شهرت بودند، به نحوی که در زمان رضاخان واحدهای سواره نظام کرمان از اشخاص آن ایل تشکیل می‌شدند. [۴] فعالیت مردان بچاقچی دامپروری و باغداری و کارگری میباشد و زن‌ها به بافتن قالی، جاجیم و گلیم اشتغال دارا‌هستند.

پیشینه بچاقچی‌ها
از منشأ بوچاقچی‌ها استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد. اسم ایل بوچاقچی از عصر قاجار در کتاب‌های تاریخی آمده میباشد. به نوشته احمدعلی وزیری، اسفندیارخان بچاقچی در ۱۳۱۵ ـ ۱۳۱۷ شهر سیرجان را متصرف شد؛ اما در آن شهر به قتل رسید. [۵] بعد از وی، پسرش حسین خان در جریان مبارزه جهانی اولیه (۱۳۳۳) با انگلیسی‌ها به مبارزه پرداخت و سواران ایل بچاقچی، به امداد او، با پلیس جنوب جمهوری اسلامی ایران مشغول شدند. [۶] در ۱۳۳۴/۱۹۱۶ حسین خان بچاقچی در قلعه بلورد به ۲۵ بدن از فراریان آلمانی، که اسیر ژنرال سایکس بودند، تامین اعطا کرد. [۷] در ۱۳۳۶/۱۹۱۸ بچاقچیها، به سرپرستی مرادخان شکوه السلطان مدیریت طایفه بچاقچی، وارد شهر کرمان شدند. [۸]

در ۱۳۲۲ ش، ارتش کشور ایران با حسین خان بچاقچی، که سربر آورده بود، وارد پیکار شد و زمان سه ماه با سواران بچاقچی به زدوخورد پرداخت. [۹]

پانویس
مراجعه‌نمایید به وزیری کرمانی، ۱۳۵۳ ش، ص۱۵۷
ج ۱، ص۳۲۸و۳۶۵
سازمان اپ و میزان دارایی
علی رزم آرا، ص۱۴۷ـ ۱۴۸
۱۳۶۴ش، ص۸۳۳ ـ ۸۳۹
سفیری، ص۱۰۸
به عبارتی، ص۱۲۵
جمهوری اسلامی ایران. وزارت داخله، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰
وزیری کرمانی، ۱۳۶۴ش، ص۵۵؛ پیغمبر دزدان، ص۱۵۸
منابع
ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلی موحّد، طهران ۱۳۶۱ ش.
جمهوری اسلامی ایران. وزارت داخله، کشور‌ایران و پیکار جهانی نخستین: اوراق وزارت داخله، چاپ کاوه بیات، طهران ۱۳۶۹ ش؛
محمد حسن پیغمبر دزدان، پیغمبر دزدان، چاپ باستانی پاریزی، طهران ۱۳۵۳ ش.
حسینعلی رزم آرا، تمدن جغرافیائی جمهوری اسلامی ایران (آبادیها)، ج۸: استان هشتم (کرمان و مکران)، طهران ۱۳۵۵ ش.
سازمان نرم افزار و دارایی، طرح مطالعات جامعه عشایر استان کرمان، ۱۳۶۹ ش.
فلوریدا سفیری، پلیس جنوب کشور ایران، ترجمه منصوره اتحادیه (نظام مافی) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی)، طهران ۱۳۶۴ ش.
مسعود کیهان، جغرافیای کامل کشور‌ایران، طهران ۱۳۱۰ـ۱۳۱۱ ش.
راءس داده های عددی کشور‌ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده ۱۳۶۶، حاصل تفصیلی استان کرمان، طهران ۱۳۶۹ ش؛
احمدعلی وزیری کرمانی، تاریخ کرمان، چاپ باستانی پاریزی، طهران ۱۳۶۴ ش.
احمدعلی وزیری کرمانی، جغرافیای کرمان، چاپ باستانی پاریزی، طهران ۱۳۵۳ ش.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:24


فرصت و دست اندرکاران پیدایش و بسط
درباره ریشه‌های مهم دانش حرف ابن ابی‌الحدید این نظر را دارد دانش كلام و اعتقادات، كه اشرف علم ها میباشد، از كلام امام على(ع) اقتباس گردیده است.[۲۶] متفحص اربلى نیز تصریح نموده است که پيشوايان مكتب‏‌هاى كلامى؛ يعنى اشاعره، معتزله، شيعه و خوارج، همگی خویش را منسوب به آن حضرت تشریفات مشهد مى‏ دانند.[۲۷]

لحاظ دارای اسم و رسم این میباشد[۲۸] که بعد از فتوحات اسلامی و بسط دامنه حکومت اسلامی، مسلمانها با رهروان دیگر ادیان و مذهبها درآمیختند و همین موجب تکثیر عقاید و آرای مذهب‌ها و ادیان متفاوت شد. پس مسلمان‌ها برای مدد از عقاید اسلامی و جواب به انواع‌ها و شبهه‌های اعتقادی، شیوه‌ها و مباحث کلامی را رونق دادند و از این طرز دانش صحبت صورت گرفت.[۲۹]

طبق دیدگاهی دیگر، برای اینکه تاریخ پیدایش دانش حرف مشخص و معلوم گردد، آغاز می بایست مراد از دانش سخن را پر‌نور کرد.[۳۰] در شرایطی که غرض از دانش حرف، گفتمان درباره عقاید فقهی باشد، تاریخ پیدایش آن، همزمان با تاریخ ظهور اسلام میباشد؛ چون این مباحث در قرآن و احادیث و در گفت و گو‌های نبی(ص) با بت‌پرستان و اهل کتاب درباره توحید، نبوت و معاد جریان داشته میباشد. [۳۱]

ولی درصورتی که مراد، مباحثه‌های کلامی در میان خویش مسلمانها و پیدایش فرقه‌های شرعی و کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن، بعد از رحلت رسول(ص) میباشد. از مهم ترین اختلافات در آن فرصت، اختلاف بر رمز مورد امامت و خلافت و قضا و قدر و صفات معبود و ماجرای حَکَمیَت بود که در ادامه این اختلافات، فرقه‌های قَدَریه، مشبِّهه، خوارج و سایر افراد به‌وجود آمدند.[۳۲] در حالتی که هم مراد از سخن، ظهور مذهب ها کلامیِ دارنده اصول و قواعد تمجید‌گردیده و نحوه معلوم کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن به شروع قرن دوم هجری گشوده می شود.[۳۳]

عامل ها پیدایش و پیشرفت
کارداران مختلفی برای پیدایش علم حرف و پیشرفت آن میان مسلمان ها گفته شده میباشد؛ ازجمله:

۱. آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم: اولیه دلیل پیدایش دانش حرف، آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم برای ادراک این آموزه‌ها گفته شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزه‌های اعتقادی دقت ویژه علامت داده و ایمان به آنان را ما یحتاج خوانده میباشد.[۳۵] به این ترتیب پژوهشگران اسلامی برای درک این آموزه‌ها دانش حرف را محور‌ریزی کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]

۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پاره‌ای از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی موجب شد دعوا‌های کلامی رونق بگیرند و معدود‌نادر دانش صحبت صورت بگیرد؛ مثل گفت و گو درباره «خلافت و امامت» بعداز رحلت رسول(ص)، موضوع «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که موضوع «جبر و سپردن» که امویان برای توجیه توان خود پیش کشیدند.[۳۷]

۳. درآمیختن مسلمان‌ها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمانها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملت‌ها پدیدار شد و تعارض فی مابین آن‌ها استارت شوید. مسلمان‌ها برای جانبداری از آموزه‌های مهم اسلام، گفت و گو‌های کلامی را پیش کشیدند و به آن‌ها رونق دادند؛ به این ترتیب علم حرف توسعه یافت.[۳۸]

۴. درآمیختن با دیگر مذهب‌ها: بعداز آنکه مملکت‌های اسلامی پیشرفت یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آنان مخالف بود، رها کردند؛ ولی درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آن ها در صدر چنان بدیهی خلا ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] بدین ترتیب پژوهشگران اسلامی سعی کردند به‌امداد گفت و گو‌های کلامی، هم حیث اسلام را پر‌نور نمایند و هم از درهم‌آمیختن اینگونه عقایدی دوری نمایند.[۳۹]

۵. نهضت ترجمه: مطرح‌شدن، تخصصی‌شدن و تر و تمیز‌شدن بعضا از مسائل حرف اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه صورت بخشید. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) استارت شد و تا یکسری قرن ادامه داشت.[۴۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 52
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 16:18


باورهای اسماعیلیان
خدا
صفات پروردگار: به دلیل اتهام کفری که به خیال و خاطر اعتقاد و باور اسماعیلیان به قدمای سبعه به آن‌ها زده میشد، آن‌ها هرگونه صفت از آفریدگار را انکار کرده‌اند. درین راستا هرگونه حد و تعریف‌و‌تمجید و صفت، شکل، ماهیت و حتی وجود را به‌این معنا که یک صفت باشد از پروردگار نفی تشریفات مشهد می‌نمایند.[۱۶]
خالقیت: آن ها مغایر اخوان الصفا که وجود موجودات را از روش سود می‌دانستند، در آفرینش موجودات معتقد به خلاقیت بودند.[۱۷]
نبوت
ارتباط فرستاده و وصی: به اعتقاد و باور اسماعیلیان:
بر روی زمین، یک ناطق وجود داراست که وی پیامبری دارنده شریعت میباشد.
هر ناطقی، یک وصی داراست که وی امامی میباشد که وارث بلافصل آن رسول میباشد و بنیاد و محور امامت و اول امام هر بعدازظهر میباشد. وی امین سر نبوت بوده و ملزم به تاویل میباشد.
ضمن این، یک امام نیز وجود دارااست که وارث امام محور میباشد. وظیفه وی، تعادل در میان ظواهر و داخل میباشد.
ادوار نبوت: ادوار نبوت، از هفت بدور تشکیل میگردد. هر مرحله از زمان نبوت، بوسیله یک ناطق و یک وصی بهره‌برداری می‌گردد و یک یا این که یکسری تیم هفت‌گانه از امامان، جانشین آن‌ها میگردند. واپسین امام(یعنی قائم)، عصر گذشته را به نقطه پايان می رساند و همین امام، امام مقیم میباشد که فرستاده تازه را برمی‌انگیزد تا زمان نو نبوت استارت گردد. ادوار پیامبران اولوالعزم به ترتیب عبارت میباشد از:
بشر که امام دورانش شیث بود.
نوح که امام دورانش، سام بود.
ابراهیم که امام دورانش اسماعیل بود.
موسی که امام دورانش هارون بود.
عیسی که امام دورانش شمعون بود.
محمد که امام دورانش علی بود.[۱۸]
پیامبران اولوالعزم: اسماعیلیان تعداد پیامبران اولوالعزم را شش نفر دانسته و برای هر پیامبر یک وصی (امام) قائلند.[۱۹] پیامبران ناطق یا این که اولوالعزم در حیث آن ها، انسان، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد(ص) می‌باشند و هرمورد دارنده وصی‌ای میباشند.
خاتمیت: اسماعیلیان، مانند بقیه شیعه‌ها، به خاتمیت در پیامبری اعتقاددارند.
مراتب امامت
از دید اسماعیلیان، امامت دارنده چهار یا این که پنج رتبه میباشد.

امامِ مُقیم: کسی میباشد که نبی ناطق را برمی‌انگیزد و این بهتر‌ترین مرتبه امامت میباشد. به وی رَبُّ الوقت و نیز صاحِبُ العصر نیز گفته می گردد.
امامِ پایه: وی یاروهمدم و امین نبی ناطق، وصی و جانشین اوست. سلسله امامانِ ساکن در نسل وی تداوم می یابد. وی همینطور مسئول کارهاِ دعوتِ باطنی میباشد و سرسلسله اشخاصی میباشد که باخبر به تأویل و علم ها الهی می باشند.
امام مُتِم: کسی میباشد که در انتهای عصر،‌ رسالت را ادا می‌نماید. وی هفتمی امام از هر عصر میباشد و توان و قابلیت و امکان‌های وی به‌اندازه مجموع امامان زمان میباشد. وجود وی مشابه وجود پیامبر ناطق میباشد، به همین جهت به وی ناطق الدّور نیز گفته میگردد.
امام مُستَقَر: کسی میباشد که از آحاد امتیازهای امامت برخوردار‌است و حق داراست که امامت را به فرزندان و جانشینان خویش واگذارد.
امام مُستودَع: کسی میباشد که به نیابت از امام بومی، به جاری ساختن کارها امامت می پردازد و حق گزینش امام آن‌گاه را ندارد. او را نائب الامام نیز میگویند. وی پسر امام و مهمترین فرزندان وی و عالم به کلیه اسرار امامت و وسیع ترین اهل مجال خویش میباشد. با این حالا اورا حقی بر فرزندانش وجود ندارد و امامت در نزد وی امانت میباشد.[۲۰]
ادوار امامت
عصر نخستین امامت: این عصر از هبوط بشر آغاز و تا گردباد نوح ادامه می یابد. دوران این زمان، ۲۸۰۰ سال و ۴ ماه و ۱۵ روز نام برده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 104
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 309
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 704
  • بازدید ماه : 950
  • بازدید سال : 3005
  • بازدید کلی : 24595
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی