قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشتهیعلمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله
قیام ابراهیم بن عبدالله دومی قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود، بعداز اخوی خویش نفس زکیه در قبال منصور عباسی در بصره قیام کرد. درین قیام عده متعددی از زیدیان، معتزلیان و تنی چند از فقهای بنام کمپانی داشتند البته در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در حیطه باخمرا در حوالی کوفه کشته تشریفات مشهد شد.[مستلزم منبع]
بقیه
قیام سنباد
قیام سنباد به عنوان مثال اولی تکانهایی بود که بهدنبال قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذر و بهانهای بیش عدم وجود. او در ادامه آن بود که با به کار گیری از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی مجموعههای متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از دربین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در پیکار با عاملان خلیفه باخت خورد و سرش را برای خلیفه کادو بردند.[مستلزم منبع]
قیام اسحاق سوراخ
اسحاق شکاف از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که در باب اصل و نسب وی شک و تردید وجود داراست. به لحاظ می رسد وی نیز مانند سنباد طرفدار میلهای مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق سوراخ دوام نداشت اما موضوع قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که مطرح ترین مدعیان خون ابومسلم بودند مهیا کرد.[مستلزم منبع]
حرکت راوندیه
از مهمترین تکانهایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق به منصور عباسی دم میزدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن ها بیشتر از اهل یک محل خراسان تبارک بودند و میخواستند همانطور که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب بخشید، آنها نیز با ادعای عشق و علاقه به منصور اورا به قتل برسانند.[مستلزم منبع]
از سایر کودتاهای این عصر میقدرت به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت میدانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتاهای خوارج اشاره نمود که با سرکوبی بوسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
عکس العمل با امام درستگو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت پایان معاش امام درست گو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام راست گو بین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی مخصوص مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه مینویسد:
«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ تو دیت در بین عموم مرز و بومهای اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علیرغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه مینمودند و در مسائل گوناگون از وی سوال میکردند. محبوبیت و عظمت امام راستگو همواره بر بیم و نگرانی منصور میخاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانهای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در راز میپروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام راست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]
غربت کردن امام از دستگاه خلافت
امام راست گو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز میزد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار میگرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند دیگرافراد به دیدار وی نمیرود؟ امام در پاسخ فرمود:
«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکردهایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو شادباش بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمیدانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز میداشت.[۳۲]
به شهیدشدن رساندن امام راستگو(ع)
منصور با اعتنا به کینهای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت لحاظ داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمیاعطا کرد. از سویی امام راستگو(ع) نیز همچون پدرانش اعتقاد و باور خویش را بر اساس اینکه امامت حق اختصاصی وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کردهاند، نهفته نمیداشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور معطل فرصتی بود تا به عذرای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه مینویسد: منصور بارها قصد به قتل آن حضرت گرفت، اما خداوند اورا محافظت کرد.[۳۳]
سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک کلام را هم کتمان نکن. *
*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.
در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیمناپذیر و "استخوان گلوگیر"، مینامد.[۳۴] همینطور بیان شده که منصور قسم خورد امام درستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]
آخر و عاقبت امام راست گو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهید شدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]
درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در خط مش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطعها بدان در گیر بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در آرامستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]
پانویس
قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشتهیعلمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله
قیام ابراهیم بن عبدالله دومی قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود، بعداز اخوی خویش نفس زکیه در قبال منصور عباسی در بصره قیام کرد. درین قیام عده متعددی از زیدیان، معتزلیان و تنی چند از فقهای بنام کمپانی داشتند البته در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در حیطه باخمرا در حوالی کوفه کشته تشریفات مشهد شد.[مستلزم منبع]
بقیه
قیام سنباد
قیام سنباد به عنوان مثال اولی تکانهایی بود که بهدنبال قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذر و بهانهای بیش عدم وجود. او در ادامه آن بود که با به کار گیری از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی مجموعههای متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از دربین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در پیکار با عاملان خلیفه باخت خورد و سرش را برای خلیفه کادو بردند.[مستلزم منبع]
قیام اسحاق سوراخ
اسحاق شکاف از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که در باب اصل و نسب وی شک و تردید وجود داراست. به لحاظ می رسد وی نیز مانند سنباد طرفدار میلهای مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق سوراخ دوام نداشت اما موضوع قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که مطرح ترین مدعیان خون ابومسلم بودند مهیا کرد.[مستلزم منبع]
حرکت راوندیه
از مهمترین تکانهایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق به منصور عباسی دم میزدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن ها بیشتر از اهل یک محل خراسان تبارک بودند و میخواستند همانطور که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب بخشید، آنها نیز با ادعای عشق و علاقه به منصور اورا به قتل برسانند.[مستلزم منبع]
از سایر کودتاهای این عصر میقدرت به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت میدانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتاهای خوارج اشاره نمود که با سرکوبی بوسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
عکس العمل با امام درستگو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت پایان معاش امام درست گو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام راست گو بین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی مخصوص مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه مینویسد:
«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ تو دیت در بین عموم مرز و بومهای اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علیرغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه مینمودند و در مسائل گوناگون از وی سوال میکردند. محبوبیت و عظمت امام راستگو همواره بر بیم و نگرانی منصور میخاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانهای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در راز میپروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام راست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]
غربت کردن امام از دستگاه خلافت
امام راست گو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز میزد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار میگرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند دیگرافراد به دیدار وی نمیرود؟ امام در پاسخ فرمود:
«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکردهایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو شادباش بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمیدانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز میداشت.[۳۲]
به شهیدشدن رساندن امام راستگو(ع)
منصور با اعتنا به کینهای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت لحاظ داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمیاعطا کرد. از سویی امام راستگو(ع) نیز همچون پدرانش اعتقاد و باور خویش را بر اساس اینکه امامت حق اختصاصی وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کردهاند، نهفته نمیداشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور معطل فرصتی بود تا به عذرای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه مینویسد: منصور بارها قصد به قتل آن حضرت گرفت، اما خداوند اورا محافظت کرد.[۳۳]
سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک کلام را هم کتمان نکن. *
*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.
در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیمناپذیر و "استخوان گلوگیر"، مینامد.[۳۴] همینطور بیان شده که منصور قسم خورد امام درستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]
آخر و عاقبت امام راست گو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهید شدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]
درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در خط مش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطعها بدان در گیر بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در آرامستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]
پانویس

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟