loading...

???? ???? ???????

بازدید : 62
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:59


معارضان تجسم اجرا
این آیه ها و روایات منجر گردیده که آرای مختلفی درباره جزای اجرا در آخرت مطرح گردد. گروهی آیه‌ها بر خلاف با تجسم انجام را شالوده قرار داده و آیه‌ها ناظر بر تجسم را طوری تعبیر کرده‌اند که با نشانه‌ها بر خلاف با آن تعارضی نداشته باشد؛ برای مثالً در آیه ۶ از سوره زلزال پیروز مفسران، خصوصاً متقدمان، عبارت «لِیرَوْا ایفاَهُم» را به معنای دیدن جزا یا این که طومار انجام دانسته‌اند و خیر خویش شغل.[۷]. بیشتر مفسران قبلی موافق این رأی بوده‌اند. گروهی از این مفسران، به عنوان مثال فخر رازی[۸] و طَبْرِسی،[۹] در حفاظت از این تعبیروتفسیر گفته‌اند که ایفا، اَعراض‌اند و پهنا هم باقی نمی‌ماند و اعاده آن قابلیت و امکان پذیر وجود ندارد، لذا اینکه بگوییم خویش ایفا در قیامت مجسم می گردند، تشریفات مشهد غلط میباشد.

محمدباقر مجلسی نیز این نظر را دارد تجسم جاری ساختن با نظریه به معاد جسمانی تعارض داراست. وی با تخطئه لحاظ روضه خوان بهایی، قسم به‌این لحاظ را نیازمند انکار آئین و خروج از اسلام دانسته میباشد.[۱۰] این دیدگاه ها برخورد شدید طرف داران این عقیده را برانگیخته میباشد.[۱۱]

موافقان تجسم ایفا
در قبال، بیشتر مفسران و متکلمان متاخر، آیه ها ناظر به تجسم اجرا را فارغ از تأویل و به به عبارتی شکل ظواهر پذیرفته‌اند، به عنوان مثال روضه خوان بهایی که در تعبیر و تفسیر آیه ۶ سوره زلزال، در تقدیرگرفتن جزا برای جاری ساختن را صحیح نمی‌داند و اعتقاد دارد که دیدن به خویش اجرا برمی‌شود.[۱۲] وی که از هواداران دورازشوخی عقیده تجسم ایفا میباشد، در این باره به آیه ها ذکر شده و روایات مختلفی که به عهد وی موافق و مخالف نقل کرده‌اند استناد می‌نماید. او می گوید مارها و عقربهایی که در دوزخ وجهنم وعده داده گردیده، خویش جاری ساختن و عقاید و رفتار مذموم و ناپسند میباشد که بدین شکل ظواهر میگردد، چنانکه حور و ریحان و مانند آن‌ها، خلق و خوی و جاری ساختن و اعتقادات صحیح و پارسا میباشد. این تفاوت شکل‌ها به سبب ساز اختلاف مراتب میباشد.[۱۳]

پیش از روحانی بهایی نیز این نظریه در بین اهل عرفان طرفدارانی داشته میباشد.[۱۴] مثلا می‌اقتدار به لحاظ مولوی اشاره نمود که به‌این زمینه اشاره می‌نماید:

ای دریده پوستینِ یوسُفان
گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو
می‌درانند از غضب، اعضای تو
آن سخنهای چو مار و کژدمت
مار و کژدم خواهد شد و گیرد دُمت[۱۵]


تبیین ملاصدرا از تجسم انجام
صدر المتالهین با مبانی خاص خویش در حکمت متعالیه توانست تبیین‌های بهتری از تجسم اجرا به دست دهد، به گونه ای که بعداز وی این نظریه از تایید اکثریت منتفع شد. وی با طرح مباحثی مانند جنبش جوهری، معاد جسمانی و اتحاد عاقل و سنجیده، و ارائه نظام فکری ویژه، سعی نمود تا تبیینی عقلانی از تجسم ایفا به دست دهد.[۱۶]

به لحاظ ملاصدرا، همانگونه که کارها عینی بر ذهن تاثیر میگذارند، کارها خیالی هم بر عین تاثیر می گذارند. تأثیر دستور عینی بر دیگر کارها عینی و فرضی یکسان وجود ندارد، به عنوان مثالً رطوبت در عکس العمل با جسم غیرمرطوب، آن را مرطوب می‌نماید، البته در تأثیر بر احساس و خاطر، آن‌ها را مرطوب نمی‌نماید، بلکه شکل محسوسه و متخیله در آنان به وجود می آورد و در تأثیر بر عقل باعث تشکیل شکل کلی عقلی میگردد. پس ماهیت واحد قادر است در جاهای گوناگون اثرها متعدد بگذارد. از سوی دیگر، حالتی مثل خشم که امری درونی میباشد، قادر است به شکلی بیرونی و عینی ظهور پیدا نماید، به عنوان مثالً به صورت سرخی سیرتکامل یا این که تندی ضربان قلب. پس بعید وجود ندارد که همین خشم در جایی دیگر بتواند به طور حریق نمایان گردد.

جاری ساختن آدمیان قادر است تبدیل به خلق و خوی و ملکات نفسانی خواهد شد، یعنی از شکل جسمانی بیرون گردد، در آخرت هم همین رفتار و ملکات نفسانی میتواند مجدد به اجسام آن جهانی تبدیل گردد.

بعداز ملاصدرا، این عقیده هوا داران فراوان یافت که از آن گزاره‌اند سود کاشانی[۱۷] و ملاهادی سبزواری.[۱۸] در بین معاصران نیز معارضان[۱۹] و موافقانی[۲۰] در این باره دیدگاه ها کرده‌اند.

البته به نظریه گروهی از متفکران معاصر، تایید عقیده تجسم ایفا منافاتی با این مساله ندارد که در عین هم اکنون قائل به وجود عذاب و مشوق غیر تکوینی واعتباری نیز باشیم. چرا‌که بعضی آیه‌ها قرآن(که مثال‌هایی از آنان بیان شد) اینگونه ظهوری دارا هستند و گردآوری هر دو نیز مانعی ندارد.[۲۱]

تک نگاری
کتاب تجسم فعالیت یا این که تبدل نیرو به ماده نوشته محمد امین رضوی. این کتاب دربرگیرنده مباحثی میباشد مانند: انحصار شغل به زندگانی جهان، ارتباط آفریدگار با فعالیت های بندگان،نظريات محققان اسلامی در بقا و تجسم شغل؛ نظريات پژوهشگران علم ها تجربي درباره ماده و نيرو؛ آيات و احاديث در بقا و تجسم و تطوّرات ایفا و...کالج آزاد اسلامي. واحد نقده،۱۳۹۵ش.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 97
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


عبدالصمد بن علی از اصحاب امام راست گو(ع) و عموی سفاح و منصور و از دولتمردان حکومت بنی‌عباس بود. عبدالصمد بن علی شغل چشمگیری در حوزه سیاست داشت؛ سفاح را در وصال به اقتدار کمک کرد و از جانب خلفای آینده زیرا منصور، مهدی و هارون عباسی به فرمانداری بعضا از مرز و بوم‌های اسلامی تشریفات مشهد رسید.

رجالیان شیعه درباره وثاقت وی موضع یکسانی ندارند؛ بعضی از آن‌ها فقط به شاگردی‌اش از امام راست گو(ع) اشاره کرده و درباره ی وثاقتش اظهارنظری نکرده‌اند، یا این که آنکه او‌را مجهول‌الحال خوانده‌اند، ولی توده‌ای دیگر، بر شالوده گزارشی مبتنی بر توهینش به امام کاظم(ع)، موضع تندی درباره وی گرفته و از معاندان ائمه(ع) معرفی‌اش کرده‌اند.

معرفی
عبدالصمد بن علی از نوادگان عبدالله بن عباس و عموی سفاح و منصور عباسی[۱] و فردی گزینه احترام نزد هارون الرشید بود.[۲] اسم وی با پسوندهایی زیرا القرشی، الهاشمی، العباسی و الکوفی نیز آمده میباشد.[۳] لقب‌اش ابومحمد بود[۴] و با القابی زیرا ابن‌حبر، امیر والا[۵] و روضه خوان آل‌عباس[۶] شناخته میشد. او را دارنده شخصیتی بلندمرتبه[۷] و محدثی از قوم بنی‌عباس[۸] دانسته‌اند.

روحانی طوسی اورا از اصحاب کوفی امام راست گو(ع) معرفی نموده است.[۹]

عبدالصمد در حوزه‌ حمیمه[۱۰] یا این که بلقاء در ماوراء اردن به دنیا آمد.[۱۱] برای سال تولدش سال‌های ۱۰۴ق،[۱۲] ۱۰۵ق[۱۳] و ۱۰۶ق[۱۴] مذکور میباشد.

عبدالصمد ۱۰ پسر داشت که بعضی معتقدند هیچکدام از آنان شهرتی نداشته‌اند،[۱۵] البته ابن‌عساکر تالیف کننده کتاب تاریخ دمشق، فرزندش اسماعیل را از روایان شناخته‌گردیده معرفی نموده است.[۱۶] ابن‌العبر الهاشمی از شاعران پر اسم و رسم و همنشین متوکل عباسی[۱۷] از نوادگان عبدالصمد دانسته گردیده‌است.[۱۸]

عبدالصمد بن علی از پدرش ماجرا نقل کرده و مهدی عباسی، محمد بن ابراهیم الامام[۱۹] و بقیه افراد از وی قصه کرده‌اند.[۲۰]

بعضی معتقدند که عبدالصمد بن علی در سال ۱۸۵ق در بصره[۲۱] یا این که بغداد از جهان رفت[۲۲] و هارون الرشید بر وی نماز گزارد.[۲۳] خیابانی با اسم عبدالصمد در شرق بغداد، منسوب به وی بوده میباشد.[۲۴] در مدح عبدالصمد اشعاری نیز سروده شد‌ه‌است.[۲۵]

داستان‌های خیره کننده درباره معاش عبدالصمد
درباره عبدالصمد روایت‌های عجیبی نقل گردیده‌است؛[۲۶] به عنوان مثال اینکه اورده شده با به عبارتی دندان‌های شیری از جهان رفت،[۲۷] یا این که آنکه دندان‌هایش به‌شکل یک قطعه به هم پیوسته بود.[۲۸]

بعضی گفته‌اند که وی مجاورت‌ترین نواده عبدمناف در طی خودش بود[۲۹] و بر این پایه، تعداد اجداد وی تا عبدمناف همچون یزید بن معاویه پنج نفر میباشد؛ این در حالی میباشد که در بین مرگ وی تا یزید بن معاویه، بیشتراز صد سال اختلاف وجود دارااست[۳۰] و حتی بیان شده میباشد که تعداد پدران عبدالصمد تا عبدمناف با عبدالله بن حارث که در حین رسول(ص) چشم به جهان گشود، هم اندازه بود.[۳۱]

توده‌ای گفته‌اند که تفاوت سنی وی با برادرش محمد بن علی، بابا سفاح و منصور ۴۴ سال بوده میباشد.[۳۲] وی تا فرصت هارون الرشید زنده بود؛[۳۳] براین اساس او عموی سفاح و منصور، عموی بابا مهدی عباسی، عموی جد هادی عباسی و همینطور عموی بابا جد هارون الرشید بود.[۳۴] همین فرمان سبب ساز شد که برخی زیرا ذهبی تالیف کننده کتاب تاریخ الاسلام این دستور را اتفاقی معدود قلمداد نمایند.[۳۵] ذهبی اعتقاد دارد که وی به کل زنان عباسیان زمانش محرم بود؛ چون عموی همگی آن ها محسوب می شد.[۳۶]

کار سیاسی
عبدالصمد بن علی یکی‌از عده ای بود که عبدالله سفاح را در وصال به توان امداد کرد و در لشکرکشی‌ها و نبرد‌ها کمپانی نمود.[۳۷] او بعداز مرگ سفاح به همپا برادرانش عبدالله و با تقوا برای استخراج اقتدار قیام کرد. آنان شهر دمشق را محاصره و فتح کردند و عبدالصمد برای مدتی به فرمانداری آن شهر رسید، ولی در سال ۱۳۷ق بعد از باخت از منصور عباسی در پیکار نصیبین و درخواست پناه از منصور، به اسارت درآمد.[۳۸] منصور بعداز مدتی او‌را اعطا کرد و آزاد کرد.[۳۹]

عبدالصمد در سال ۱۴۷ق به امر منصور عباسی، والی مکه و طائف شد[۴۰] و آن‌گاه به فرمانداری مدینه و دمشق رسید. او در سال ۱۵۹ق، در حین خلافت مهدی عباسی از امارت مدینه برکنار شد، ولی در سال ۱۶۲ق والی ناحیه جزیره شد.[۴۱] عبدالصمد به‌خیال اختلاف با حکومت بعداز مدتی از توان برکنار شد و تا سال ۱۶۶ق به زندان به‌زمین‌خورد،[۴۲] البته در حین هارون عباسی آیتم احترام قرار گرفت و از زندان آزاد شد.[۴۳] او در طول هارون، والی دمشق، بصره و دیگر نواحی شوید.[۴۴]

عبدالصمد بن علی از جانب خلفا در سال‌های ۱۵۰ق،[۴۵] ۱۵۵ق و ۱۷۱ق به‌تیتر امیر الحاج برگزیده شد.[۴۶]

عبدالصمد بن علی یک کدام از اشخاصی بوده میباشد که هارون الرشید برای حفاظت دادن به یحیی بن عبدالله محض در سال ۱۷۶ق، او‌را به‌تیتر شاهد در حیث گرفت.[۴۷] او از شاهدان اعطای حمایت‌طومار به محمد بن ابراهیم الامام نیز بوده میباشد.[۴۸]

وثاقت
بعضا از رجالیان شیعه درباره وثاقت عبدالصمد بن علی اظهارنظری نکرده و فقط به شاگردی‌اش از امام درستگو(ع) اشاره نموده‌اند،[۴۹] البته جمع‌ای دیگر بر مبنا گزارشی مطابق توهین عبدالصمد بن علی به امام کاظم(ع،[۵۰] موضع تندی درباره وی گرفته[۵۱] و او را از معاندان ائمه(ع) معرفی کرده‌اند.[۵۲] در روایتی آمده میباشد که وی به هم پا گروهی از یاران خویش امام کاظم(ع) را در حالی که سوار بر استر بود، روئت کرد و به ملازمان خویش ذکر کرد: حوصله فرمایید تا شما‌را بوسیله موسی بن جعفر به خنده در بیاورم. او هنگامی که به امام مجاورت شد، بیان کرد: این چه مرکبی میباشد که با آن خیر می توانی خونخواهی کنی و خیر به فعالیت جنگت میاید؟ امام کاظم(ع) فرمود: «تَطَأطَأَت عَن سُمُوِّ الخَیلِ، و تَجاوَزَت قَمءَ العَیرِ، و خَیرُ الامورِ أوسَطُها؛ خیر گردنکشی اسب‌ها را دارااست و خیر خواری گورخر را. شایسته ترینِ چیزها وسط‌ترین آنهاست.» عبدالصمد بعد از پاسخ امام لب فروبست و حرفی برای اعلام کردن نداشت.[۵۳]

برخی معتقدند که‌این داستان خیر دلالت بر ذم وی می‌نماید و خیر دلالت بر مدح و ارادت وی.[۵۴] مامقانی اورا جزو افرادی معرفی نموده است که به امامت فرزندان امام حسین(ع) اطمینان نداشتند.[۵۵] محمدتقی شوشتری او‌را همانند خویشاوندانش انسانی شرور معرفی نموده است،[۵۶] البته گردآوری‌ای دیگر او‌را مجهول‌الحال دانسته‌اند.[۵۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 26
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 14:52


حدیث لَوْلاک حدیث قدسی که وجود رسول اکرم(ص) و اهل بیتش(ع) را تحت عنوان غرض آفرینش هستی معرفی می‌نماید. تعبیروتفسیر «لولاک لما خلقت الافلاک» با این‌که در منابع روایی متقدم شیعه به‌ویژه کتاب ها اربعه نیامده، البته در منابع روایی متأخر، متن‌ها فقاهتی، تفسیری، کلامی و ... کاربرد زیاد داشته میباشد. مشابه محتوای این حدیث در بعضا از متن‌ها روایی متقدم شیعه و اهل سنت، با مضامینی گوناگون، گاه صرفا درباره فرد رسول اکرم(ص) و گاه درباره رسول(ص) و اهل بیت(ع) تشریفات مشهد آمده میباشد.

دربین روایات پر اسم و رسم به لولاک، حدیث «یا این که احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» آوازه بیشتری در بین شیعه پیدا نموده است. این حدیث در جامعه ها روایی متقدم شیعه نیامده و برای نخسین بار سید محمدحسن میرجهانی در کتاب جُنَّة العاصمة آن را با استناد به کتابی خطی به اسم کشف اللئالی نوشته پارسا بن عرندس حلی نقل نموده است.

بعضا با دقت به ضعف گواهی حدیث لولا فاطمه معتقدند نصیب دوم و سوم این حدیث «لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» به وسیله غالیان به حدیث لولاک ملحق گردیده و مخالف قرآن، احادیث و عقل میباشد. در مقابل، سازه بر حیث اشخاصی زیرا آیت الله شبیری زنجانی اگرچه مدرک حدیث لولا فاطمه جعلی میباشد، البته مضمون آن قابل حفاظت میباشد؛ چون مقصود از خلقت هدایت بشر‌هاست و معصومان نیز واسطه نتیجه در هدایت می‌باشند، به این ترتیب می‌اقتدار اظهار کرد که در صورتی اهل بیت(ع) نبودند فقید اخلاق و رفتار نمی شد.

منزلت عبارت لولاک لما خلقت الافلاک
فراز «لولاک لما خلقت الافلاک» در حدیث قدسی لولاک،[۱] که وجود پیامبر الله(ص) را غرض و علت آفرینش هستی خوانده میباشد،[۲] در متن‌ها شرعی، تفسیری، کلامی، عرفانی و ادبی کاربرد زیاد داشته میباشد.[۳]

در قصه لولاک اگرچه کلام از فقه یا این که احکام شرعی وجود ندارد؛ اما بعضا فقها برای تأیید برداشت‌های خویش به طور سلبی یا این که ایجابی، بدین داستان استناد کرده‌اند.[۴] [یادداشت ۱]در کتاب ها کلامی شیعه از این ماجرا برای ثابت برتری رسول اکرم(ص) و همینطور اهل بیت(ع) بر دیگر موجودات فقیه سود کرده شد‌ه‌است.[۵] مفسران شیعه و اهل سنت نیز در تعبیر آیاتی که مربوط به فرستاده اکرم(ص) یا این که ذکر مقصود از خلقت میباشد، بدین عبارت استناد کرده‌اند.[۶] در نوشته‌های عرفانی در مشاجره بشر بدون نقص[۷] و در سروده‌های ادبی نیز این عبارت نمود زیاد داشته میباشد؛ به عنوان مثال در‌این شعر مولانا:

با محمد بود عشق و علاقهِ منزه، جفت
بهر عشق و علاقه اورا معبود لولاک اظهار‌کرد
گر نبودی بهر علاقه منزه را
کی وجودی دادمی آسمان ها را[۸]
غروی اصفهانی نیز در ترجیع بندی در دیوان اشعارش به مضمون حدیث لولاک استناد نموده است.

ای مظهر نام اعظم حق
مَجلای اَتمّ و نور و روشنایی مطلق
ای فروغ و روشنایی تو صادرِ اولیه
وي مصدر هر چه است مُشتَق
ای عقل عقول و روح ارواح
وي اصل اصول هر محقّق
ای شمس شموس و نوروفروغ انوار
وي اعظم نیّرات و اشراق
ای فاتحه کتاب هستی
هستی ز تو يافته میباشد رونق
در سیر تو ای پیامبر ختمی
ذوالغایه بغایه گشت ملحق
ای آیه‌ای از محامد آزمایش
قرآن مقدّس مصدّق
وصف تو به شعر در نگجند
دريا نرود ميان زورق
فرموده به شأنت ایزد تمیز
لولاک لما خلقت الافلاک[۹]


متن حدیث
متن حدیث لولاک در بعضی از متن‌ها روایی شیعه و اهل سنت، با معنی و مفهوم متفاوتی گاه صرفا درباره فرد فرستاده اکرم(ص) و گاه درباره نبی و اهل بیتش(ع) آمده میباشد:

... وَ أَنْتَ خِیرَتِی مِنْ خَلْقِی فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْلَاک مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاک وَ لَا الدُّنْیا این که وَ لَا الْأَرْض...[۱۰] (ترجمه: و تو شایسته ترین اخلاق و رفتار اینجانب هستی. به عزت و جلالم عهدوپیمان در شرایطی‌که تو نبودی آسمان ها را رفتار نمی‌کردم و خیر عالم و خیر زمین را...)
... یا این که آدَمُ، إِنَّهُ لَأُحِبُّ الْخَلْقِ إِلَی ادْعُنِی بِحَقِّهِ فَقَدْ غَفَرْتُ لَک وَلَوْلَا مُحَمَّدٌ مَا خَلَقْتُک...[۱۱] (ترجمه: ‌ای انسان به عبارتی وی دوستداشتنی‌ترین اخلاق نزد اینجانب میباشد من‌را به حق وی بخوان که به خیال و خاطر وی تو‌را بخشیدم و در حالتی که محمد عدم وجود تو‌را اخلاق و رفتار نمی‌کردم... [یادداشت ۲])
یا این که مُحَمَّدُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْلَاک لَمَا خَلَقْتُ آدَمَ وَ لَوْ لَا عَلِی مَا خَلَقْتُ الْجَنَّة[۱۲] (ترجمه: ای محمد! به عزت و جلالم قسم در صورتی‌که تو نبودی انسان را نمی‌آفریدم و در حالتی که علی عدم وجود پردیس را رفتار نمی‌کردم.)
یا این که عَلِی لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْض[۱۳] (ترجمه: ای علی درصورتی که ما نبودیم آفریدگار انسان و حواء و فردوس و دوزخ وجهنم و اسمان و زمین را نمی‌آفرید.)
یا این که أَحْمَدُ! لَوْلاک لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاک، وَ لَوْلا عَلِی لَما خَلَقْتُک، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکما[۱۴] (ترجمه: ‌ای احمد! چنانچه تو نبودی آسمان ها را رفتار نمی‌کردم و درصورتی که علی خلا تو‌را اخلاق نمی‌کردم و در شرایطی که فاطمه خلا شما دو نفر را رفتار نمی‌کردم.)
محتوای حدیث
بر پایه ی روایات لولاک، انگیزه مهم آفرینش هستی را وجود فرستاده اکرم(ص) و اهل بیتش معرفی کرده‌اند.[۱۵] در توضیح این روایات بیشتر به نشانه‌ها قرآن استناد گردیده‌است. بر این پایه آورده شده طبق نشانه‌ها قرآن غرض از خلقت تک تک دانا، آدم و اجرا شایسته ترین شغل میباشد[یادداشت ۳] که به شایسته ترین صورت در وجود بشر بی نقص متفحص گردد؛ انسانی که از هرجهت بر کلیه موجودات و افق و زمین برتری دارااست. بشر بی نقص نیز کسی وجود ندارد جز حضرت محمد(ص). به همین ادله خدا در حدیث لولاک اورا انگیزه خلقت همگی آفرینش معرفی می‌نماید.[۱۶] طبق این ارزیابی خلقت آحاد دانا پیشگفتار ظهور آدم به صورت عام و آدم بدون نقص [رسول اکرم(ص)] به صورت خاص میباشد.[۱۷]

همینطور مشاهده کنید: غرض آفرینش آدم
در نظارت دیگری نقل شده طبق آیه ۵۶ سوره ذاریات «وَمَا خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونِ» مقصود از خلقت جن و انس عبادت خدا میباشد و قابلیت عبادت درست یا این که عبادت بی نقص و اتم سوای وجود رهبر و پیشوا وجود نخواهد داشت؛ همینطور می بایست اعلام‌کرد طبق آیه سوم سوره مائده «الْیوْمَ أَنادرَلْتُ لَنادرْ دِینَمعدودْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَمعدودُ الإِسْلامَ دِینًا»، بی نقص‌ترین نوع عبادت در آئین اسلام شکل خواهد به عهده گرفت؛ به همین برهان میباشد که پروردگار خطاب به رسول اکرم(ص) فرمود: «لولاک لما خلقت الافلاک».[۱۸] نکته دیگری که درین آنالیز بر آن تاکید گردیده این میباشد که‌این حکمت خلقت دنیا با رحلت رسول(ص) منقضی نخواهد شد و در وجود ائمه(ع) ادامه خواهد یافت.[۱۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 11:08


اذن قصه

یکی‌از واپسین اذن‌های ماجرا علامه مجلسی مرتبط با شعبان ۱۱۱۰ق
محمد باقر مجلسی از بخش اعظمی از علمای زمان خویش حدیث شنیده و از آن ها اذن ماجرا داشت که از مهم ترین این اشخاص بایستی به ملا با تقوا مازندرانی(درگذشت: ۱۰۸۱ق)، محمدمحسن سود کاشانی(درگذشت: ۱۰۹۱ق) و روحانی حر عاملی(درگذشت: ۱۱۰۴ق) اشاره نمود. منابع، ۱۸ بدن از استادان او را اسم‌برده‌اند.[۲۳] روحانی حر عاملی، صاحب و مالک کتاب وسائل الشیعه، در اذن‌طومار نقل داستان به علامه مجلسی نوشته میباشد که وی تک تک سعی خویش را مصروف یاد دادن علم حدیث و فقه و بلکه تمامی شاخه‌های معارف کرده و تک تک نیروی عمیق فکری و فکر وقّادش را در تهیه نمودن کلیه کمالات به عمل گرفته میباشد.[۲] سود کاشانی(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) نیز در اذن‌طومار به علامه آورده میباشد که وی جامع علم ها عقلی و نقلی تشریفات مشهد میباشد.[۳]

اثر ها مکتوب
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اثر ها محمدباقر مجلسی
میر محمدحسین خاتون‌آبادی(درگذشت: ۱۱۵۱ق) در رساله ای که در ذکر عدد تألیفات علامه مجلسی نگاشته میباشد، تألیف‌های عربی اورا ده کتاب و نگاشته‌های فارسی اورا ۴۹ کتاب دانسته میباشد. وی بعداز انباشته کردن آحاد سطرهای اثرها مکتوب مجلسی و تقسیم آن بر روزگار قدمت وی سود گرفته میباشد که وی در هر روز حدودا ۳۳ کاغذ سیصد کلمه و واژه‌ای نوشته میباشد.[۲۴] علامه مجلسی به کتابت گروه‌های حدیثی اهتمام داشت. رجوع به متن‌ها حدیثی و گردآوری‌آوری گروه‌های حدیثی و نیز گستردن کتاب ها حدیثی گذشتگان، جریانی بود که در زمان صفویان اشاعه یافت و ریشه در عملکرد علمای شیعه برای جواب‌گویی به نیازهای عقیدتی روزگار خویش داشت.[۲۵]

بحارالانوار
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: بحار الانوار (کتاب)
مهم ترین و پرحجم‌ترین کتاب وی بحارالانوار میباشد که حدود ۷۰۰ هزار سطر داشته و در یکی‌از چاپ‌های آن، ۱۱۰ جلد میباشد. علمای این زمانه و مثلا علامه مجلسی با این دیدگاه که همگی علم ها منشأ الهی دارااست و ردپای کلیه آن ها را در کلام امامان(ع) می‌اقتدار یافت به تألیف اینگونه اثراتی دست زدند.[۲۶] کتابت کتاب بحارالانوار نیز بخشی از اعتنا همگانی علمای زمان به حدیث و حدیث نگاری بود. خریداری کردن متونی که به سوال‌های شیعه ها جواب دهد و آنان‌را از پرداختن به عرصه‌ها و علم ها انحرافی مانند فلسفه و تصوف بی‌نیاز نماید.[۲۷] از همین روست که تلاش علامه مجلسی در تألیف دسته‌های حدیث شیعه همانند عملی در تقویت مذهب تشیع تحلیل گردیده و از وی همانند احیا نمایند مذهب تشیع حافظه گردیده است.[۴]

بقیه اثرها
علامه مجلسی به تفصیل دسته‌های حدیثی دیرین شیعه نیز پرداخت و درین گستردن‌ها مباحث گوناگون شرعی و غیر از آن را رسیدگی نموده است.[۲۸]

مرآة العقول که شرحی بر کتاب الکافی میباشد.
ملاذ الاخیار فی فهم و شعور تهذیب الاخبار که شرحی بر کتاب تهذیب الاحکام میباشد.
الفوائد الطریفه فی تفصیل الصحیفه
الاعتقادات
رساله اوزان
رساله در شکوک و رساله در اذان
الوجیزه فی الرجال
المسائل الهندیه
فارسی‌نگاری
علامه مجلسی کتاب‌ها و رسالات زیادی به لهجه فارسی نگاشت، که تعداد آن را تا ۴۹ کتاب و رساله شمارده‌اند. کتابت رسالات فارسی با مقصود رواج علم ها فقاهتی در بین عموم معمولی اجرا می شد و منش‌ای بود که مدتی قبل از علامه مجلسی شروع گردیده بود، ولی اثر ها مجلسی از آوازه بیشتری منتفع شد و با استقبال بخش اعظمی از فارسی زبانان همدم گشت.[۲۹]

به عنوان مثال اثر ها فارسی محمد باقر مجلسی می‌اقتدار به کتاب‌های تحت اشاره نمود:[۳۰]

حیاة القلوب
حلیة المتقین
عین الحیاة
زاد المعاد
تحفة الزائر
جلاء العیون
مشکاة الانوار
حق الیقین
تامل شرعی
رغبت به حدیث
علامه مجلسی در دورانی معاش می کرد که تمایل به حدیث و نیز میل‌های اخباری‌گری نزد علمای شیعه ترویج بخش اعظمی داشت. او نیز بیشتراز هر چیز دلبسته علم ها نقلی و بخصوص حدیث بود و حدیث امامان شیعه را مهم ترین منبع اخذ معارف فقاهتی و فرامین دینی می‌دانست و بر بقیه علم ها اسلامی بخصوص علم ها فلسفی و عقلانی برتری می‌اعطا کرد. در درنگ علامه مجلسی و بخش اعظمی از سایر محدثان بعد از ظهر وی، حدیث امامان خیر صرفا یگانه منبع اخذ علم‌های موردنیاز برای خوشبختی اخروی و هدایت آدم میباشد بلکه، منبع دارای اعتبار و مهمی در همگی مورد‌های دانش و علم بشری نیز به شمار می‌رود.[۳۱]

اخباری یا این که اصولی؟
با وجود میل به حدیث، بخش اعظمی از دانشمندان علم ها اسلامی، اورا مثلا علمای معتدل اخباری دانسته‌اند چنان‌که خویش او نیز مسلک خویش را «روش وُسطی» (شیوه اواسط) طریق مجتهدان و اخباریان می‌نامد.[۳۲]

محققان و نویسندگانی که علامه را اخباری نمی‌دانند با پژوهش اثر ها علامه مجلسی به مواقعی از ناهم خوانی نظرها وی با برخی از فکر‌ها و طرز‌های اخباریان استناد کرده‌اند. برای مثال علامه مجلسی، چنان‌که طرز اخباریان میباشد، به‌طورکلی اعتبار عقل را رد نمی کرد و در جاهایی از اثرها خویش طرز فهم و شعور اصول آیین را معرفت نظری عقلانی دانسته و در مواقعی خویش به عامل عقلانی و و فایده‌گیری از لهجه و اصطلاحات فلسفی در محاسبه و تعبیروتفسیر برخی از روایات پرداخته میباشد.[۳۳] علامه مجلسی همینطور خلاف اخباریان به دانش رجال پرداخت و به تألیف کتابی در رجال دست زد، وی به حجیت ظاهر قرآن یقین داشت، برخلاف طریق اخباریان به حرمت به کارگیری چیزهایی که درباره حلیت آنان نصی وارد نشده معتقد عدم وجود و به اصل اباحه فعالیت میکرد.[۳۴]

در قبال این بینش، بعضا از نویسندگان با استناد به پاره‌ای از آرای علامه مجلسی که بر پایه ی با طریقه اخباریان میباشد، اورا یکی رهروان اخباری‌گری دانسته‌اند؛ ازجمله اینکه علامه مجلسی عقل را دارای اعتبار ندانسته و رویه اساسی و حتی صرفا رویه وصال به معارف شرعی حتی‌د‌ر اصول آئین را مراجعه به گفتار امامان برشمرده میباشد. علامه مجلسی نیز به مانند بقیه اخباریان شعور قرآن را صرفا از روش حدیث امامان قابلیت و امکان‌پذیر دانسته میباشد. به حیث وی استدلال اساسی در شرع سنت میباشد و در تعارض ادله عقلی و برهان نقلی رجحان با ادله نقلی میباشد.[۳۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


طریقه‌ها
تسخیری رخ‌ای شناخته ‌گردیده در قضیه تخمین، وحدت مذهب ها و اذعان کرد‌وگوی ادیان میباشد. او محور تخمین را یک مساله علمی می داند[۳۳] و می گوید معنا ظریف تخمین، کشف کردن مشترکات و آن گاه همیاری در آن میباشد.[۳۴] برخی از طریقه‌های وی تشریفات مشهد عبارتند از:

استعمال از گنجایش‌های مجمع فقه اسلامی
تسخیری مجمع الفقه جده را روزنه‌ای برای تسلط، آشنایی و طرح اظهار نظر کشور ایران به عالم اسلام می‌دانست[۳۵] و معتقد بود می‌قدرت ایده‌های انقلاب اسلامی را در اجلاسیه‌های سران، یا این که وزرای خارجه و یا این که اجلاسیه‌های کارشناسی ارائه کرد و جلوی انقطاع‌طومار‌های تخریبی علیه مساله شیعه و سنی را تا حدی گرفت.[۳۶] او معتقد بود کشور ایران نمی‌تواند خویش را از دنیا اسلام مستقل دانسته و تکان نماید.[۳۷]

عبور از اختلافات مذهبی
به اعتقادوباور تسخیری خودداری از تحرکات برخی از مجموعه‌های جاهل ما یحتاج میباشد، تا سبب ساز پیشرفت تفرقه و ساخت‌و‌ساز زد خورد میان شیعه و سنی نشود.[۳۸] وی مطرح ترین نقش امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای را هدایت و رهبری بیداری اسلامی می‌دانست و معتقد بود حرف‌های آنان درباره وحدت شیعه و سنی، مرتبط با مجموع مسلمانها میباشد، خیر تنها جمهوری اسلامی ایران[۳۹] و مقصود مهم انقلاب اسلامی در سیاست خارجه، یاری رساندن به تک تک مسلمان ها دنیا میباشد.[۴۰]

مهم ترین مانع ها وحدت
از نگرش تسخیری عمده‌­ترین و مطرح ترین بازدارنده پیش­ روی وحدت و برادری اسلامی، مکر‌های معاندان دنیا اسلام مثلا کشورهای غربی به سرکردگی ایالات متحده میباشد[۴۱] و هدف ها استکبار جهانی و معاندان اسلام با موضوع تخمین و وحدت منافات دارااست[۴۲] و مانع ها دیگر این وحدت، تعصب بعضی علما یا این که منتسبین به دانش، جهل برخی از مسلمان‌ها به واقعیت مذهبها یکدیگر و منافع فردی حکومت‌های مسلط بر عالم اسلام میباشد.[۴۳]

عیب گیری از طرح شورای رهبری
تسخیری معتقد بود شورای رهبری، مبانی مورد نیاز فقهی را ندارد و طرح این مورد هدفی غیر از تشکیک در موضع رهبری در نظام کشور ایران ندارد.[۴۴] همینطور برخی تصمیم‌ها مستلزم تصمیم فرد میباشد و شورا نمی‌تواند دراین باره مبادرت قابل قبولی نماید.[۴۵] او تحت عنوان مثال به ناکارآمدی سبک شورایی در تشکیلات قوه قضائیه(شورای خوب قضایی) اشاره می‌نماید که سبب به تغییر‌و تحول ضابطه و جایگزینی مدیر قوه قضائیه به مکان آن شد.[۴۶][۴۷]

بزرگداشت
در بیست و دومی زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۹ش در قم برگزار شد محمدعلی تسخیری تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات آیتم تقدیر درین زمان از همایش قرار گرفته میباشد.[۴۸]

کتاب «صلاگر وحدت و بیداری اسلامی»

مراسم تجلیل از آیت‌الله تسخیری و رونمایی از ارج‌طومار سه جلدی وی.
كتاب «صلاگر وحدت و بیداری اسلامی» ذکر‌گر معاش، پندار، کار و اقدامات آیت‌الله تسخیری میباشد. این شرکت سه جلدی در سال ۱۳۹۳ش در مراسم تجلیل از وی با اسم «ارج‌طومار‌ آیت‌الله تسخیری» معرفی شد. این کتاب‌ها با اسم‌های «تفکر‌طومار‌ آیت‌الله محمدعلی تسخیری» به همت سید عبدالمجید میردامادی، «راهنامه و مرامنانه‌؛ مروری بر معاش، مبارزات و سرویس ها علامه آیت‌الله محمدعلی تسخیری» به تلاش عباس آریازند و «درخشش درنگ و جوشش دانایی در اثرها علامه آیت‌الله محمدعلی تسخیری» به سعی محمدرضا بردبار و محمود واعظی منتشر شدند.[۴۹]

انتشارات در بین‌المللی الهدی متعلق به سازمان تمدن و پیوندها اسلامی، این کتاب را با تیتر «صلاگر وحدت و بیداری اسلامی» منتشر نموده است.[۵۰]

پانویس
«خلاصه‌ای از معاش و کار‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
«مهم ترین سختی ها پیش روی وحدت از حیث آیت‌‌الله تسخیری/ مهیا همیاری با الازهر هستیم»، تارنما کانال اجتهاد.
«محمدعلی تسخیری» وبسایت کتاب فردا.
«خلاصه‌ای از معاش و کار‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
آیت الله تسخیری درگذشت. خبرگزاری ابنا. مرور در ۲۸ مرداد ۱۳۹۹
«خاک‌سپاری پیکر آیت‌الله تسخیری در مقبره حضرت معصومه(س)»، باشگاه خبرنگاران جوان.
«محمدعلی تسخیری که می باشد؟»، خبرگزاری ترازو.
«اعضای مجلس خبرگان: محمدعلی تسخیری»، وب سایت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری.
«محمدعلی تسخیری چه کسی است؟»، خبرگزاری واحد سنجش.
«مهمترین مانع ها پیش روی وحدت از لحاظ آیت‌‌الله تسخیری/ مهیا همیاری با الازهر هستیم»، وبسایت کانال اجتهاد.
«محمدعلی تسخیری که می باشد؟»، خبرگزاری واحد سنجش.
«محمدعلی تسخیری چه کسی است؟»، خبرگزاری ترازو.
«محمدعلی تسخیری چه کسی است؟»، خبرگزاری واحد سنجش.
«اعضای مجلس خبرگان: محمدعلی تسخیری»، تارنما دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری.
«محمدعلی تسخیری»، وبسایت کتاب فردا.
«محمدعلی تسخیری»، وبسایت کتاب فردا.
«خلاصه‌ای از معاش و عمل‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
«محمدعلی تسخیری که می باشد؟»، خبرگزاری ترازو.
«محمدعلی تسخیری»، وبسایت کتاب فردا.
حسینی حائری، معاش و اذهان شهید بزرگوار آیت‌اللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ۱۳۷۵ش، ص۸۱.
«مهم ترین مانع ها پیش روی وحدت از حیث آیت‌‌الله تسخیری/ فراهم همیاری با الازهر هستیم»، وب سایت کانال اجتهاد.
«آیت الله تسخیری فوت کرد + زندگینامه و تصاویر»، خبرگزاری ابنا.
«محمدعلی تسخیری»، وبسایت کتاب فردا.
«محمدعلی تسخیری»، وبسایت کتاب فردا.
«خلاصه‌ای از معاش و کار‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
«محمدعلی تسخیری نماینده گیلان در مجلس خبرگان رهبری»، وبسایت کانال اجتهاد.
«انتصاب حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ تسخیری به‌ سمت‌ دبیرکلی مجمع‌ تخمین‌ مذهب ها‌ اسلامی»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
«انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین اراکی به سمت دبیرکلی مجمع تخمین مذهب‌ها اسلامی»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
«جامعه روحانیت مبارز و جنگجو حضرات آیه‌ها تسخیری و حمیدی را برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری استان طهران معرفی کرد»، تارنما جامعه روحانیت اهل مبارزه.
«نتیجه ها انتخابات خبرگان + جدول میل‌ها»، خبرگزاری ایسنا.
«خلاصه‌ای از معاش و عمل‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
«خلاصه‌ای از معاش و کار‌های علمی ــ قرآنی آیت‌الله محمدعلی تسخیری»، خبرگزاری ایکنا.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، وب سایت کانال اجتهاد.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، وبسایت کانال اجتهاد.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، تارنما کانال اجتهاد.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، تارنما کانال اجتهاد.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، تارنما کانال اجتهاد.
«چه‌گونه از اختلافات مذهبی عبور کردیم؟»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
«چه طور از اختلافات مذهبی عبور کردیم؟»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
«چه طور از اختلافات مذهبی عبور کردیم؟»، مقر استحضار‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
«مذاکره با آیت الله تسخیری»، فصل‌طومار تخصصی حبل المتین، ۱۳۹۳ش.
«مهم ترین سختی ها پیش روی وحدت از لحاظ آیت‌‌الله تسخیری»، تارنما ایکنا.
«مهم ترین مانع ها پیش روی وحدت از دید آیت‌‌الله تسخیری»، وب سایت ایکنا.
«شخصی در حدود کمالات آیت‌الله خامنه‌ای هم نداریم»، خبرگزاری تسنیم.
«شخصی در حدود کمالات آیت‌الله خامنه‌ای هم نداریم»، خبرگزاری تسنیم.
«شخصی در حدود کمالات آیت‌الله خامنه‌ای هم نداریم»، خبرگزاری تسنیم.
«شورای خوب قضایی»، فرهنگ و تمدن‌طومار ارگان های انقلاب اسلامی.
دبیرخانه همایش کتاب سال حوزه، ویژه‌طومار بیست و دومی همایش کتاب سال حوزه، ۱۳۹۹ش، ص۱۷و۲۱
«از شخصیت آیت‌الله تسخیری تجلیل شد»، وبسایت ایسنا.
«از شخصیت آیت‌الله تسخیری تجلیل شد»، تارنما ایسنا.
منابع
«از شخصیت آیت‌الله تسخیری تجلیل شد»، وب سایت ایسنا، تاریخ درج مقاله: ۱۹ آبان ۱۳۹۳ش، تاریخ بازدید: ۱۲ مرداد ۱۳۹۹ش.
«اعضای مجلس خبرگان: محمدعلی تسخیری»، تارنما دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، تاریخ بازدید: ۷ مرداد ۱۳۹۹ش.
«انتخابات خبرگان + جدول میل‌ها»، خبرگزاری ایسنا، تاریخ درج مقاله: ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ش، تاریخ بازدید: ۸ مرداد ۱۳۹۹ش.
«انتصاب حجت‌الاسلام و المسلمین اراکی به سمت دبیرکلی مجمع تخمین مذهب‌ها اسلامی»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای، تاریخ درج مقاله: ۲۴ تیر ۱۳۹۱ش، تاریخ بازدید: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ش.
«انتصاب حجت‌الاسلام‌ و المسلمین‌ تسخیری به‌ سمت‌ دبیرکلی مجمع‌ تخمین‌ مذهبها‌ اسلامی»، مقر اگاهی‌رسانی آیت‌الله‌ خامنه‌ای، تاریخ درج مقاله: ۳۱ شهریور ۱۳۸۰ش، تاریخ بازدید: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ش.
«آیت الله تسخیری فوت کرد + زندگینامه و تصاویر»، خبرگزاری ابنا، تاریخ درج مقاله: ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ش.
دبیرخانه همایش کتاب سال حوزه، ویژه‌طومار بیست و دومی همایش کتاب سال حوزه (۲۲)، قم، انتشارات راس مدیر حوزه علمیه قم، ۱۳۹۹.
«آیت‌الله تسخیری در گفتگویی مطرح کرد»، وب سایت کانال اجتهاد، تاریخ درج مقاله: ۸ شهریور ۱۳۹۸ش، تاریخ بازدید: ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ش.
«جامعه روحانیت اهل جنگ حضرات آیه‌ها تسخیری و حمیدی را برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری استان طهران معرفی کرد»، وبسایت جامعه روحانیت اهل پیکار، تاریخ

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 15:34


شهید شدن ثالثه سند‌دادن به ولایت حضرت علی(ع) بعد از شهادتین، با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً البتهُّ الله» یا این که «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» در اذان و اقامه میباشد. بنابه نگرش دارای اسم و رسم فقهای امامیه، شهید شدن ثالثه از اجزای اذان و اقامه وجود ندارد؛ از همین رو، بعضی از عالمان شیعه بیان کردن آن در اذان و اقامه را بدعت می‌شمردند و باورداشتن بدین‌که جزء دینی اذان و اقامه میباشد را حرام می‌دانستند. روضه خوان صدوق روایاتی که در‌این خصوص وارداتی را جعلی و روحانی طوسی آنها‌را معدود دانسته تشریفات مشهد میباشد.

حیث مدرن بیشتر فقیهان امامیه این میباشد که‌این فراز جزء اذان و اقامه وجود ندارد؛ اما اعلام کردن آن در اذان و اقامه، فارغ از قصد و نیت جزء‌بودن آن، مستحب میباشد.

سازه به لحاظ سیدمحسن حکیم، از مراجع تاسی، از‌آنجا‌که شهیدشدن ثالثه، از علامت‌های ایمان و نشانه تشیع میباشد، بیان کردن آن در اذان و اقامه رجحان دینی دارااست و حتی گاهی، در شرایطی که فارغ از قصد جزئیت باشد، بیان کردن آن واجب می‌شود.

مضمون‌‌شناسی و التفات
شهید شدن ثالثه، مدرک‌دادن به ولایت امام علی(ع)، بعداز سند به شهادتین، یعنی توحید و نبوت میباشد[۲] و با عبارت‌هایی همانند «أشهَدُ أَنّ عَلیاً اماَُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً حُجَّةُ الله» و «أشهَدُ أَنّ عَلیاً اَمیرالمؤمنین حقاً»، ذکر می گردد.[۳]

سیدمحسن حکیم و سیدتقی طباطبایی قمی آن را شعار و نشانه تشیع به شمار آورده‌اند.[۴] در بعضی احادیث جان دار در منابع روایی شیعه، محتوای آن تأیید و به اقرار بر ولایت امام علی(ع) تأکید شد‌ه‌است.[۵] برای مثال، طبرسی در کتاب الاحتجاج روایتی از امام درستگو(ع) نقل نموده است که طبق آن، هرگاه کسی از شما میگوید: «لا إله إلَّا الله» و «محمّد پیامبر الله»، فورا بگوید: «علیٌ اَمیرُالمؤمنین».[۶]

آیا شهید شدن ثالثه از اجزاء اذان و اقامه میباشد؟
نگرش دارای شهرت نزد فقهای امامیه این میباشد که شهید شدن ثالثه جزئی از اجزاء اذان و اقامه وجود ندارد.[۷] به‌گزارش فقیهانی همانند صاحب و مالکْ‌مدارک (۹۴۶-۱۰۰۹ق) و سیدمحسن حکیم (۱۳۰۶ـ۱۳۹۰ق)، فی مابین فقیهانی که وارد مشاجره درباره این مورد گردیده‌اند اختلافی نیست که شهید شدن ثالثه از اجزای اذان و اقامه وجود ندارد.[۸] صاحب و مالکْ‌جواهر هم گفته فقیهان شیعه واقعه‌حیث دارا هستند که جزء اذان و اقامه وجود ندارد.[۹]

عالمانی همانند روحانی صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) و شهید ثانی (۹۱۱-۹۵۵ یا این که ۹۶۵ق) اضافه‌کردن آن به اذان و اقامه را بدعت و روایاتی که در این باره گفته شده را «قضیه»، یعنی جعلی دانسته‌اند.[۱۰] شهید ثانی همینطور گفته میباشد اضافه کردن آن به اذان و اقامه، با این نیت که جزء فقاهتی آنان به شمار رود، اگرچه موجب بطلان نماز وجود ندارد، عملی معصیت‌آمیز میباشد.[۱۱]

روحانی طوسی (۳۸۵-۴۶۰ق) نیز احادیث مرتبط با شهیدشدن ثالثه در اذان را معدود معرفی کرده و نوشته میباشد هر کس در اذان، شهید شدن ثالثه را بگوید، غلط نموده است؛[۱۲] خلال آن که فضیلتی نیز برای اذان محسوب نمی شود و با اعلام کردن آن، فصول و اجزای اذان بدون نقص نمیشود.[۱۳] نتیجه کاشانی (۱۰۰۷-۱۰۹۱ق)، دیگر فقید شیعه، به کراهتِ بیان کردن شهیدشدن ثالثه در اذان و اقامه قائل گردیده و گفته یقین به جزء دینی بودن آن برای اذان و اقامه حرام میباشد.[۱۴]

بااین‌درحال حاضر علامه مجلسی (۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) بر این اعتقادوباور میباشد که به‌باعث روایاتی که درین زمینه وارداتی، بعید وجود ندارد که شهیدشدن ثالثه جزء مستحبیِ اذان و اقامه باشد.[۱۵] فقیهانی مثل آقا رضا همدانی (۱۲۵۰ق-۱۳۲۲ق) هم بیان کردن آن در اذان و اقامه را، در‌صورتی‌که به قصد جزئیت نباشد، روا دانسته‌اند.[۱۶] بعضی نیز مانند سید عبدالاعلی سبزواری و سیدتقی طباطبایی قمی معتقدند که درصورتی که سوای قصد جزئیت باشد، اعلام کردن آن در اذان و اقامه، تنها رجحان داراست.[۱۷]

فقیهان آینده، همانند سید عبدالهادی شیرازی (۱۳۰۵-۱۳۸۲ق)،[۱۸] سید ابوالقاسم خویی (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش)،[۱۹] سیدعلی حسینی سیستانی (زادهٔ ۱۳۰۹ش/۱۳۴۹ق) [۲۰] و حسین وحید خراسانی (زادهٔ ۱۳۰۰ش)[۲۱] بر این نظرند که شهیدشدن ثالثه از اجزای اذان و اقامه وجود ندارد؛ البته بیان کردن آن در اذان و اقامه مستحب میباشد.

به‌گفته سیدمحسن حکیم شهید شدن ثالثه، به‌ویژه در زمان حاضر (قرن چهاردهم و پانزدهم هجری) از نشان‌های ایمان و علامت تشیع میباشد و از این جهت رجحان فقاهتی دارااست و حتی گاهی در اذان و اقامه، خیر با این تیتر که جزئی از اجزاء آنها باشد، بیان کردن آن واجب میشود.[۲۲] عالمانی نیز نظیر سید حسین طباطبایی قمی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۶۶ق) بیان کردن آن را از باب تبرک روا دانسته‌اند.[۲۳]

سَلّار دیلمی، از فقیهان امامیه در قرن پنجم قمری، اعلام کردن شهید شدن ثالثه در تشهد نماز را نیز روا دانسته‌ میباشد.[۲۴]

تاریخچه آمدن شهید شدن ثالثه در اذان و اقامه
روضه خوان صدوق اضافه‌کردن شهیدشدن ثالثه به اجزای اذان و اقامه را به غالیان نسبت داده و گفته میباشد آن ها روایاتی در این مورد جعل کرده‌اند.[۲۵] به‌گزارش بعضا مورخان، بیان کردن آن در اذان و اقامه پنج قرن متروک ماند؛ به‌طوری که عبدالجلیل قزوینی رازی، از عالمان شیعه در قرن ششم هجری، در کتاب اَلنَّقض آورده میباشد که چنانچه کسی میان اجزای اذان، بعد از شهادتین، شهید شدن ثالثه بگوید، نمازش فسخ میباشد و مرتکب بدعت و معصیت شد‌ه‌است.[۲۶] گفته میگردد بعد از یک‌سری قرن، در سال ۹۰۷ق، به‌فرمان فرمان روا اسماعیل صفوی، مجدد به اذان اضافه شد و بین عموم اشاعه یافت؛ به‌سیرتکامل‌ای که در صورتی‌که کسی در اذان نمی‌اعلام‌کرد به سنی‌بودن جنایتکار میشد.[۲۷] حتی نقل گردیده است که بعضا فقیهان، در‌این زمان، آن را از اجزای اذان و اقامه نمی‌دانستند؛ البته به‌خیال واهمه از اتهام تسنن، تقیه می‌کردند و نظرشان را نهفته می‌کردند.[۲۸]

میگویند یک قرن بعد از آن، در میانه قرن دوازدهم قمری، مجدداً شیعه‌ها از بیان آن در اذان پرهیز کردند.[۲۹] میرزا محمد اخباری، در رساله‌ای با تیتر «شهید شدن بر ولایت» گزارش کرده که روحانی جعفر کشف کننده‌الغِطاء در رساله‌ای به فتحعلی پادشاه قاجار، از وی درخواست کرده بود فرمان دهد شهیدشدن ثالثه در اذان را در مرز و بوم ممنوع اعلام نماید.[۳۰] اما رضا استادی در نوشته‌علمی‌ای گفته میباشد که میرزا محمد اخباری، گزارش صدق از کلام کشف کننده‌الغطاء ارائه نکرده و کشف کننده‌الغطاء مخالف شهید شدن ثالثه در اذان نبوده میباشد؛ بلکه صرفا جزءبودن آن در اذان و اقامه را نفی نموده است.[۳۱] به‌گفتهٔ استادی، در رسالهٔ کشف کننده‌الغطاء آمده میباشد گوینده به‌مکان «اَشهد آن علیاً البته الله»، پاراگرافٔ «اشهد أن علیاً امیرالمؤمنین» را، آن هم به‌قصد تبرک بگوید.[۳۲]

تک‌نگاری
بعضی از کتاب‌هایی که دربارهٔ شهیدشدن ثالثه مندرج عبارتند از:

کتاب موسوعةُ الْاَذانِ بَین الْاَصالةِ و التّرقیب، نوشتهٔ سیدعلی شهرستانی در سه مجلد و به گویش عربی: تالیف کننده در جلد سوم این تاثیر، بخشی را با تیتر «اشهد أن علیاً البته الله، فی مابینَ الشَّرعیة و الْاِبتداع»، به مشاجره دربارهٔ شهید شدن ثالثه در اذان و اقامه در سه فصل تخصیص داده میباشد.[۳۳] این قسمت به‌شکل کتابی جداازهم هم درآمده و به خودکار سیدهادی حسینی، با تیتر مقام اشهد أن علیاً اما الله در اذان، به فارسی ترجمه گردیده است.
کتاب اَلشَّهادةُ بِالْولایةِ فی الْاذان، نوشتهٔ سیدعلی حسینی میلانی: در‌این کتاب، دلیلٔ مجوز بیان کردن شهید شدن ثالثه در اذان ذکر و پژوهش گردیده است.[۳۴]
کتاب اَلشَّهادةُ الثّالثة، نوشته محمد مدرک: تالیف کننده، درین کتاب، احکام مرتبط با شهید شدن ثالثه در اقامه و اذان و تشهد و درود نماز، در طی تقیه را با پژوهش در احادیث و طریقه فقهای امامیه رسیدگی نموده است.[۳۵]
جستارهای متعلق

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:27


مسجد حَنّانه، مسجدی در شهر نجف که طبق نقل‌های تاریخی، زمین آن، دو توشه در عزای ائمه(ع) زاری نموده است؛ یک توشه در طول تشییع امیرالمؤمنین(ع) و یک توشه نیز پس از اتفاق کربلا. انگیزه اسم‌گذاری مسجد نیز همین میباشد. این مسجد در محله حنانه، به مسافت ۲.۵ کیلومتری از بقعه امیرالمؤمنین(ع)، سمت شمال نجف، و در حوالی مرقد کمیل بن زیاد نخعی واقع میباشد. در سده‌های اخیر با بسط شهر نجف، این مسجد جزو شهر نجف قرار گرفته تشریفات مشهد میباشد.

دو اتفاق در محل این مسجد

موضع رأس الحسین

سردر مسجد حنانه
سازه به نقل‌های تاریخی دو اتفاق در این جا چهره داده میباشد: درین محل ردیف (یا این که دیواری) قرار داشته میباشد که هنگام تشییع شبانه امیرالمؤمنین(ع) از کوفه به نجف زمانی تن مطهر آن حضرت را از کنار این جای عبور می‌دادند، این ردیف از غم و تأسف خم شد.[۱] ظاهراً مسجد حنّانه، در موضع به عبارتی ردیف سازه گردیده‌است. در روایتی آمده میباشد که از امام راستگو(ع) پرسیده شد این ردیف که در راه و روش نجف جای دارد چیست؟
امام(ع) فرمود: «زمانی که لاشه امیرالمؤمنین (ع) را از این‌جا عبور می‌دادند این ردیف از غم بر درگذشت حضرتش خم شد، چنان‌که تخت ابرهه هنگام ورود عبدالمطلب بر وی خم شد.»[۲] دوم اینکه به هنگام حمل سرهای خوش یمن شهیدان کربلا به کوفه، رمز مقدس اباعبدالله (ع) را بر زمین این مسجد گذاشتند. گفته‌اند درین هنگام صدایی مشابه به فغان نوباوه شتری (حنانه) که مادرش را گم کرد‌ه باشد ازجاپرید. نقل شد‌ه‌است که امام درست گو(ع) هنگام مهاجرت به کوفه و نجف، در سه جای ایستادند و نماز گزاردند که یکی آنان در‌این محل بود. زمانی که علّت را پرسیدند، فرمودند: «رمز جدم حسین(ع) را در اینجا نهادند».[۳]

وجه اسم‌گذاری

طبق نقل‌ها هنگام جابجایی کاروان کربلا به کوفه، راز امام حسین (ع) در جای این مسجد به زمین نهاده گردیده است
در وجه اسم‌گذاری این مسجد گفته‌اند حنانه (فغان‌کننده) نامیدن این مسجد به انگیزه شیون آن ردیف در حین تشییع‌جنازه امام علی(ع) میباشد. وجه دیگر را، زاری زمین این حیطه در حین حضور سرهای شهدای کربلا دانسته‌اند. بعضی نیز گفته‌اند اسم این مسجد از «حنا»، اسم دیر سابق مسیحیان که درین محل قرار داشته، گرفته شد‌ه‌است.[۴]

انجام مستحب درین مسجد
اجرا وارده این مسجد زیارت امام حسین(ع) و نماز زیارت سیدالشهداء میباشد،[۵] در احادیث میباشد که هنگامی امام درستگو(ع) وارد شهر نجف و کوفه شدند در سه جا از اسب پیاده گردیده، درود داده و به نماز پرداختند، او‌لین بقاع امام علی(ع)، دومین مسجد حنانه و موضع رأس الحسین(ع)، و سوم جایگاه امام فرصت(عج) در وادی السلام.[۶]

پانویس
طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۶۸۲.
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۷، ص۴۵۵.
طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۶۸۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۷، ص۴۵۴.
وقتی، سیری در مرزو بوم خاطره‌ها، ۱۳۹۲ش، ص۴۳۶.
روضه خوان عباس قمی، مفاتیح الجنان، تحت «زیارت امام حسین در بقاع امیر المومنین».
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۷۱؛ ابن‌قولویه، بی نقص الزیارات، المطبعه المرتضویه، ص۳۴.
منابع
ابن‌قولویه، جعفر بن‌محمد، بدون نقص الزیارات، نجف، المطبعة المرتضویة، بی‌تا.
هنگامی، احمد، سیری در مرزوبوم خاطره‌ها، طهران، مشعر، چاپ چهارم، ۱۳۹۲ش.
طوسی، محمد بن‌ حسن، الامالی، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
قمی، روحانی عباس، مفاتیح الجنان.
کلینی، محمد بن‌یعقوب، الکافی، مصحح محمد آخوندی و علی‌اکبر غفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
نبو
مساجد
ایالات متحده عربی
مسجدالحرام • مسجدالنبی • مسجد قبا • مسجد شجره • مسجد ردالشمس • مسجد خیف • مسجد غدیر خم • مسجد قبلتین • مسجد تنعیم • مسجد الاجابة (مکه) • مسجد الاجابة (مدینه) • مسجد جن • مسجد غمامه • مساجد سبعه • مسجد حمزه (مدینه) • مسجد علی بن ابی‌طالب (مدینه)
عراق
مسجد کوفه • مسجد سهله • مسجد براثا • مسجد حنانه • مسجد روضه خوان طوسی • مسجد روضه خوان انصاری • مسجد هندی • مسجد الخضراء • مسجد صعصعه • مسجد زید بن صوحان • مسجد عمران بن شاهین • مسجد الحمراء • مسجد جامع بصره • مسجد جواهری
کشور‌ایران
مسجد جمکران • مسجد گوهرشاد • مسجد آقابزرگ کاشان • مسجد جامع اصفهان • مسجد امام اصفهان • مسجد حکیم اصفهان • مسجد سلماسی • مسجد روضه خوان لطف‌الله • مسجد جامع یزد • مسجد اعظم قم • مسجد امام حسن عسکری قم • مسجد سید اصفهان • مسجد امام خمینی • مسجد سید عزیز‌الله • مسجد کبود • مسجد نصیرالملک • مسجد جامع قم • مسجد جامع کرمان • مسجد ملک کرمان • مسجد ارک طهران • مسجد نماینده قانونی شیراز • مسجد کرامت • مسجد فیل • مسجد هدایت طهران • مسجد جامع عتیق شیراز • مسجد لرزاده • مسجد صاحب و مالک‌الامر تبریز • مسجد الجواد • مسجد جاوید • مسجد امین‌الدوله • مسجد ابوذر (طهران) • مسجد جلیلی • مسجد قبا (طهران) • مسجد جامع نارمک • مسجد فرط
فلسطین
مسجدالاقصی • مسجد صخره
سوریه، مصر، یمن و...
مسجد جامع اموی، مسجد حکم دهنده مصر • مسجد جیوشی، مسجد امام علی صنعا • جامع الامام الصادق (بحرین)
مرتبط
مسجد • مسجد جامع • محراب • مناره • منبر • عمران مسجد • خبرگزاری شبستان • روز جهانی مسجد
نماز • مسجدالنبی
نبو
نجف
جای ‌های زیارتی
بقاع امام علی(ع) • وادی‌السلام • مرقد کمیل بن زیاد • منزلت رأس الحسین
مساجد
مسجد حنانه • مسجد عمران بن شاهین • مسجد هندی • مسجد روحانی طوسی • مسجد روحانی انصاری • مسجد الخضراء • مسجد جواهری
مدرسه ها علمیه
حوزه علمیه نجف • مکتب آخوند • مکتب آیت‌الله بروجردی • مکتب خلیلی • مکتب سید یزدی • مکتب شربیانی • فهرست مدرسه ها علمیه نجف • مکتب قوام • جامعة النجف الدینیة • مکتب غرویه • مکتب قزوینی • مکتب ایروانی • مکتب بخارایی
کتابخانه‌ها
کتابخانه مقبره امام علی • کتابخانه آیت‌الله حکیم • کتابخانه علامه امینی • فهرست کتابخانه‌های نجف
متعلق
فهرست مدفونان در بقاع امام علی(ع) • جماعة العلماء فی النجف الاشرف • الاضواء الاسلامیه • مشعل‌گردانی • صحن حضرت فاطمه(س) • جمعیة منتدی النشر • انتفاضه شعبانیه • قوم و قبیله حکیم • هجوم ها وهابی‌ها به نجف
کربلا

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 51
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:29


زین الدین بن نورالدین علی بن احمد عاملی جُبَعی(۹۱۱-۹۵۵ یا این که ۹۶۵ق) دارای اسم و رسم به شهید ثانی، دانا شیعی قرن دهم قمری. او نزد علمای شیعه و اهل‌سنت به علم آموزی پرداخت و از هر دو مجموعه تأییدیه‌هایی اخذ کرد. شهید ثانی مذهبها پنجگانه اسلامی را درس دادن می کرد و طبق مبانی هرکدام فتوا می‌اعطا کرد. دارای شهرت‌ترین تاثیر شرعی وی الروضة البهیة فی گستردن اللمعة الدمشقیه میباشد. این کتاب از متن‌ها درسی ناحیههای علمیه شیعه میباشد. شهید ثانی در ۹۵۵ یا این که ۹۶۵ق به شهید تشریفات مشهد شدن رسید.

تولد و خویشاوندان
شهید ثانی در ۱۳ شوال ۹۱۱ق در روستای جُبَع در حیطه شیعه‌نشین جَبَل دلیل در لبنان متولد شد.[۱] او دارای شهرت به ابن‌حاجه نَحاریری (نحاریر اسم روستایی میباشد) و دارای شهرت به شهید ثانی میباشد.[۲]

خانواده شهید ثانی، همه از عالمان و پژوهشگران شیعه بودند تا آنجا که قوم او به «سلسلة الذهب» آوازه یافتند:

بابا شهید ثانی، روحانی نورالدین علی، از فضلا و پژوهشگران.
فرزند شهید ثانی، ابو منصور جمال الدین حسن دارای شهرت به مالک مَعالِم.
سید محمد بن علی عاملی دارای اسم و رسم به مالک مدارک، نوه دختری شهید ثانی.
روضه خوان علی و روحانی زین الدین، فرزندان صاحب و مالک معالم و نوه‌های شهید ثانی.[۳]
همینطور فامیل صدر نظیر سید حسن صدر مالک کتاب تأسیس الشیعة، امام موسی صدر، شهید سید محمدباقر صدر و خواهر شهیدش بنت الهدی صدر از نسل شهید ثانی‌اند.[۴]

شهید ثانی دو توشه وصلت کرد که همسر نخستش، دختر استادش متفحص کرکی بود.[۵]

تحصیلات
چنان‌که در معاش‌طومار خودنوشت شهید ثانی آمده میباشد، سن استارت علم‌آموزی‌اش را نمی‌داند؛ البته می‌نویسد در نُه سالگی (۹۲۰ق) قرآن را ختم نموده است. وی بعد نزد پدرش، به علم آموزی ادبیات عرب و فقه پرداخت. به عنوان مثال کتاب‌هایی که نزد او خواند، مختصر الشرائع، و اللمعة الدمشقیة بود.[۶]

مهاجرت به میس، کَرَک و جُبَع
شهید ثانی با درگذشت پدرش (در رجب ۹۲۵ق) به میس رفت و تا سال ۹۳۳ق نزد پژوهشگر کرکی (بابا همسر و شوهرخاله‌اش) ادامه علم آموزی بخشید. او کتاب‌های شرائع الاسلام، ارشادوراهنمایی الاذهان، و القواعد را نزد این مدرس خواند.[۷] شهید بعد از مِیْس، به «کرَک نوح» رفت و نزد سیدحسن بن سید جعفر کرکی مولف کتاب المحجة البیضاء (درگذشت:)، به عنوان مثال کتاب قواعد ابن میثم بحرانی، و تهذیب در اصول فقه، کتاب العمدة الجلیلة فی الاصول الفقهیة نوشته سیدجعفر کرکی و کتاب الکافیة فی النحو (نوشته ابو عثمان حاجب نحوی، درگذشت:۳۴۶ق) و نیز قسمتی از فقه و برخی علم ها دیگر را آموخت.[۸] شهید ثانی بعد از اقامتی نزدیک به ۱۷ ماه، در جمادی الآخرة سال ۹۳۴ق. به جَبَع رفت و تا سال ۹۳۷ قمری در آنجا تحصیلاتش را افزود.[۹]

دمشق
دمشق مقصد آینده شهید بود که در آنجا کتاب‌هایی با زمینه علم ها پزشکی، هیئت، فلسفه اشراق (سهروردی) را نزد شمس الدین محمد بن مکی (متوفی۹۳۸ق) و کتاب‌هایی با زمینه دانش تلاوت و خواندن‌های نافع، ابن کثیر، ابی عمرو و عاصم را نزد احمد بن جابر الشاطبیة فرا گرفت.[۱۰] شهید آن‌گاه در سال ۹۳۸ق به جُبع برگشت که در به عبارتی سال استادانش شمس الدین و روحانی علی درگذشتند. وی تا سال ۹۴۱ق در جبع ماند و گشوده در اولِ سال ۹۴۲ق به دمشق بازگشت. در‌این مسافرت نزد روضه خوان شمس‌الدین بن طولون دمشقی حنفی نصیب‌هایی از درست مسلم و درست بخاری را تلاوت کرد و اذن داستان از این دو کتاب و نیز اذن داستانِ هر آنچه را خویش روحانی شمس‌الدین اذن قصهِ آن را داشت، در ربیع الاول به عبارتی سال از روحانی شمس‌الدین گرفت.[۱۱]

مصر و حجاز
شهید ثانی در سال ۹۴۲ق به طرف مصر تکان کرد. وی در مصر، نزد شانزده بدن از محققان به یاددادنِ علم ها عربی، اصول فقه، هندسه، معانی، ذکر، عروض، منطق، تعبیر قرآن و دیگر علم ها درگیر شد. شهید در ۱۷ شوال ۹۴۳ق، بعد از اقامتی هجده‌ماهه در مصر، به حجاز مسافرت کرد و عمره و حج تمتع را به‌جا آورد و در ۱۴ صفر ۹۴۴ق به جبع رجوع و برگشت.[۱۲]

اجتهاد
شهید در ۳۳ سالگی، سال ۹۴۴ق به اجتهاد دست یافت که‌این دستور در سال ۹۴۸ق بر همگان پدیدار شد.[۱۳]

زیارت عراق و بیت‌المقدس
شهید ثانی در ۱۷ ربیع‌الثانی ۹۴۶ق به زیارت ائمه اطهار در عراق رفت و در ۱۵ شعبان به عبارتی سال به وطنش رجوع.[۱۴] در سال ۹۴۸ق بود که شهید به زیارت بیت‌المقدس رفت و نزد روضه خوان شمس‌الدین بن ابی اللطف مقدّسی قسمتی از درست بخاری و درست مسلم را فرا گرفت و اذن قصه عام را از او استخراج کرد و به جبع بازگشت و تا اواخر سال ۹۵۱ق در آنجا به شغل های علمی سرگرم بود.[۱۵]

قسطنطنیه
شهید ثانی بعد اراده مهاجرت به روم کرد و به‌این خواسته در ۱۲ ذی‌الحجه ۹۵۱ق جنبش کرد و سایر ماه را در دمشق طی کرد. در ۱۶ محرم ۹۵۲ق وارد حلب شد و تا ۷ صفر به عبارتی سال در آنجا ماند. وی در ۱۲ صفر ۹۵۲ وارد طوقات و آن‌گاه آماسیه شد و از آنجا به قسطنطنیه (۱۷ ربیع‌الاول ۹۵۲) رفت و سه ماه و نیم در آنجا ماند.[۱۶]

شهید درین مهاجرت، رساله‌ای را که درباره ی ده دانش بود نزد حاکم عسکر محمد بن محمد بن حکم کننده زادهٔ رومی ارسال کرد و بعداز ملاقات و اعمال مذاکرات علمی در بین آن دو، حکم دهنده رومی به او سفارش کرد در هر مکتب‌ای که دلخواه اوست به درس دادن بپردازد. شهید ثانی «مکتب نوریه» در بعلبک را تعیین کرد و از سوی حکم دهنده سابق الذکر، اداره کارها این مکتب به او واگذار گشت.[۱۷]

مرجعیت علمی
در شعبان ۹۵۲ عازم عراق شد. و در ۴ شوال وارد سامراء و در۸ شوال وارد کاظمین شد. ۱۵ شوال به کربلا رسید و از آنجا به حله و بعد به کوفه و نجف رفت.[۱۸]

بعداز زیارت مراقد ائمهٔ اطهار در ۱۵ صفر ۹۵۳ق. به لبنان برگشت و در بعلبک سکونت کرد و چندی را به درس دادن مذهب‌ها پنجگانه (جعفری، حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) و فن‌های دیگر طی کرد. او در‌این دوران رده بلند یافت و مرجعیت علمی یافت و در هر مذهبی طبق مبانی آن فتوا می‌اعطا کرد.[۱۹] بعد از آن گشوده به جبع رفت و تا ۹۵۵ قمری در آنجا به درس دادن و کتابت سرگرم بود.[۲۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 16:02


روح
دربارهٔ منجر کاربرد واژه «روح» برای اشاره به جبرئیل مفسران اقوال گوناگونی بیان کرده‌اند، نظیر وابستگی وی به دانا مجردات و روحانیات، شکل گیری سوای تولد، غلبه حیات در وی، افاضهٔ حیات و احیای شریعت به واسطهٔ وی یا این که ذکر برتری وی بر بقیه م تشریفات مشهد لائکه.[۳۰]

دربارهٔ نسبت جبرئیل با روح و خواسته از روح، که به یار فرشتگان از آن در سوره قدر خاطر گردیده[۳۱] یا این که درباره‌اش سؤال گردیده،[۳۲] اختلاف میباشد. برخی آن را فرشته‌ای مُوکَّل بر ارواح یا این که موجودی رفیعتر از فرشتگان و جبرئیل دانسته و گروهی منظور از آن را جبرئیل و تعبیروتفسیر روح را دالِّ بر عظمت و برتری جبرئیل بر دیگر فرشتگان دانسته‌اند.[۳۳]

نقد به تفکر یهود
آیه ها ۹۷ و ۹۸ سورهٔ بقره در عکس العمل به درنگ یهودیان در بارهٔ جبرئیل نازل گردیده است.[۳۴] آنها از نبی(ص) پرسیدند، کدام فرشته نزد وی می آید و زیرا شنیدند که آن فرشته جبرئیل میباشد، به انگیزه کینه‌ای که از جبرئیل داشتند، جبرئیل را معاند خویش خواندند.

ظاهراً وی جبرئیل را فرشته نازل کنندهٔ بلا و رنج و دستور دهنده به نزاع و قتال و میکائیل را فرشتهٔ بخشش و بشارت برای خاندان یهود می‌دانستند،[۳۵] از این رو آیهٔ ۹۸ سوره بقره دشمنی با جبرئیل را متساوی عداوت با میکائیل و دیگر ملائکه و حتی آفریدگار می‌شمرَد. بیان کننده یهودیان در‌پی عذر و بهانه‌ای بودند تا از تایید اسلام رمز گشوده زنند، چه قبلا سؤال، سوال‌های دیگری از رسول(ص) کرده بودند تا نبوت اورا بیازمایند و زمانی که حضرت به سوال‌های قبل پسندیده جواب بخشید، سؤال از فرشتهٔ وحی را مطرح کردند.[۳۶] این در حالی میباشد که عبدالله بن درود، از علمای یهود، بعداز طرح سوال‌هایی که تفکر میکرد صرفا انبیاء پاسخش را می دانند و شنیدن پاسخ‌های نبی(ص)، مسلمان شد.[۳۷]

افسانه خان الامین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: خان الامین
بعضی از اهل سنت، شیعه را جنایتکار نموده‌اند که در اعتقادوباور آن ها، جبرئیل در جریان وحی توطئه کرده و به مکان آن که رسالت را به علی بن ابیطالب(ع) ابلاغ نماید آن را به حضرت محمد(ص) ابلاغ کرده است. از این رو بعداز درود نمازشان سه توشه دست خویش را بالا برده و میگویند: خانَ الاَمینُ: امین وحی کارشکنی کرد. ابن تیمیه از عالمان وهابی در کتاب منهاج السنة النبویهمی‌گوید: یهود درصدد وارد کردن نقص و عیب بر جبرئیل برآمده و اورا از میان فرشتگان معاند خویش میدانند همان گونه که شیعه میگویند: جبرئیل به غلط وحی را بر محمد نازل نموده است.[۳۸]

عالمان شیعه این نسبت را افترا دانسته و علت آن را مشابه‌سازی مذهب شیعه به آئین یهود بوسیله متعصبان از اهل سنت دانسته‌اند.[۳۹] اعتقادوباور به حیله جبرئیل با عقاید شیعه ناسازگار میباشد؛[۴۰] چراکه شیعه‌ها معتقدند جبرئیل معصوم میباشد و امام علی(ع) فرستاده وجود ندارد.[۴۱]

نزول وحی
مبنی بر احادیث مو جود در منابع اسلامی، جبرئیل اولیه آیه‌ها قرآن[۴۲] را در غار حرا به نبی(ص) وحی کرد. بعد رسول(ص) نزد خدیجه(س) رجوع و او‌را از این دستور اساسی با خبر تشکیل داد.[۴۳]

شیوه اهل سنت
طبق احادیث گوناگون در منابع اهل سنّت، فرستاده(ص) بعداز اخذ وحی در گیر شک وتردید شد که آیا فرشتۀ وحی را چشم یا این که با شیطان ملاقات نموده است و به توصیۀ همسرش نزد وَرَقَة بن نَوْفَل که شخصی نصرانی و آشنا به کتاب ها پیشینیان بود، رفت و وی به فرستاده(ص) اعتقاد بخشید که آن فرشته به عبارتی ناموس اکبر میباشد که پیشتر بر موسی(ع) نازل شد‌ه‌است.[۴۴]

این ماجرا را مردم سیره نویسان و محدثان و مفسران آتی اهل سنت پذیرفته‌اند.[۴۵] حتی این روایات به منابع حدیثی و تفسیری شیعی نیز روش یافته میباشد.[۴۶]

حیث شیعه
عالمان شیعه به گستردن به عیب گیری مدرک و محتوای روایاتی که اهل سنت درخصوص استارت وحی توسط جبرئیل ذکر کرده‌اند، پرداخته‌اند، به عنوان مثال اینکه سلسله گواهی هیچ یک از این داستان‌ها به صورت متصل به شاهد قصه نمیرسد؛ اختلاف نقل ماجرا خویش مدرک بر ساختگی بودن آن میباشد و شک نبی(ص) در ماهیت وحی و ملاقات با جبرئیل یا این که شیطان با جایگاه طهارت نبی(ص) سازش ندارد.[۴۷] گفتنی میباشد در احادیث شیعی گزارشی که از شروع وحی ارائه گردیده، از خطاها حافظه گردیده مبراست و با منزلت و مقام نبی(ص) هماهنگ میباشد.[۴۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 106
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


میمونه دختر حارث از همسران رسول(ص). وی واپسین همسری بود که پیامبر آفریدگار(ص) به عقد خود درآورد. وی خویش را به رسول اعطا کرد و آیه ۵۰ سوره احزاب درباره وی نازل شد. میمونه بعداز رحلت نبی(ص)، در صف هواداران امام علی(ع) بود. وی جزو زنانی میباشد که از نبی ماجرا تشریفات مشهد نقل کرده‌اند.

نسب
نسب بی نقص او‌را «میمونة بنت حارث بن غم بن بُجَیر بن الهَزم بن رُوَیبَة بن عبدالله بن هلال بن عامر بن صعصعه» دانسته‌اند و مادرش را نیز هند دختر عوف بن زهیر یا این که خوله بنت عمرو بن کعب معرفی کرده‌اند.[۱] ابن حجر عسقلانی گفته میباشد اسم وی «بَرّة» بود و رسول بعد از تزویج، اسم اورا به میمونه تغییر و تحول بخشید.[۲]

یکی خواهران وی به اسم ام‌الفضل، همسر عباس عموی فرستاده(ص)[۳] و خواهر دیگر وی، مامان خالد بن ولید میباشد. همینطور زینب بنت خزیمه[۴] و نیز اسماء بنت عمیس، همسر جعفر بن ابی طالب و سلامه(سلمی) بنت عمیس، همسر حمزه بن عبدالمطلب خواهران مادری وی می‌باشند.[۵] بر این محور، وی خاله خالد بن ولید و ابن عباس میباشد.

فرستاده پروردگار(ص) در حدیثی، از میمونه، ام الفضل و اسماء بنت عمیس تحت عنوان «اخوات مؤمنات» ذکر شده میباشد.[۶]

همسران نبی (ص)

خدیجه دختر خویلد (وصلت: ۲۵ عام‌الفیل)
سوده دختر زمعه (تزویج: پیش از مسافرت)
عایشه دختر ابوبکر (وصلت: ۲ق)
حفصه دختر قدمت بن خطاب (تزویج: ۳ق)
زینب دختر خزیمه (وصلت: ۳ق)
ام سلمه دختر ابوامیه (وصلت: ۴ق)
زینب دختر جحش (تزویج: ۵هجری)
جویریه دختر حارث (تزویج: ۵ یا این که ۶ق)
ام‌حبیبه دختر ابوسفیان (وصلت: ۶ یا این که ۷ق)
ماریه دختر شمعون (وصلت: ۷ق)
صفیه دختر حیی (وصلت: ۷ق)
میمونه دختر حارث (وصلت: ۷ق)
نبو
قبل از تزویج با رسول
درباره اسم شوهران قدیمی وی اختلاف میباشد؛ البته دارای شهرت این میباشد که وی پیش از اسلام به همسری مسعود بن عمرو بن عمیر ثقفی درآمد؛ ولی بعداز چندی از وی جداگانه شد و با ابورهم بن عبدالعزی وصلت کرد و تا مجال مرگ ابورُهم با وی یار و همدم بود.[۷]

وصلت با فرستاده
در سال ۷ هجری زمانی که رسول(ص) به یار بقیه مسلمان ها برای ایفا عمرة القضا راهی مکه شدند،[۸] میمونه از بزرگی و فرم مسلمان‌ها در شگفت شد و به پیامبر معبود عشق پیدا کرد.[۹] وی این مسئله را با خواهرش، ام الفضل، همسر عباس بن عبدالمطلب فی مابین گذاشت و عباس نیز این مورد را به اگاهی رسول رساند. نبی، جعفر بن ابی طالب را جهت خواستگاری به سوی وی ارسال کرد.[۱۰] آورده شده زمانی که خبر خواستگاری فرستاده پروردگار(ص) به وی رسید، سوار بر شترش بود. درین هنگام از رمز شادمانی فریاد برآورد: «شتر و هر کس سوار آن میباشد، از آنِ پروردگار و رسولش باد.»[۱۱] از این‌رو آیه ۵۰ سوره احزاب در باب وی نازل شد:

«وَ فرمانَأةٌ مُؤمِنَةٌ إن وَهَبَت نَفسَها لِلنَّبِی» (و زن مؤمنی که خویش را به نبی اعطا کرد.)
فرستاده(ص) برای سکونت میمونه حجره‌ای در حیث گرفت و مانند دیگر زنانش برای وی شأن و جایگاهی قرار اعطا کرد.

میمونه تفویض تزویج خویش را به عباس عموی رسول(ص) سپرد. عباس نیز بعد از اجرا عمرة القضا در حیطه سرف در ده میلی مکه میمونه را به همسری فرستاده(ص) درآورد[۱۲] و چهارصد درهم[۱۳] و به نقلی پانصد درهم[۱۴] را مهریه وی قرار اعطا کرد. نقل شده وی خویش را به فرستاده هِبه کرد و داد ومهریه‌ای از وی طلب نکرد.[۱۵] رسول بعد از وصلت با میمونه، تصمیم گرفت به مناسبت این عروسی، ضیافت ترتیب دهد و بزرگان و فامیل میمونه را بدین ضیافت دعوت نماید؛ البته قریش این دعوت را نپذیرفتند و متذکر شدند که مهلت سه روزه نبی برای اقامت در مکه نقطه نهایی یافته میباشد، از این‌ رو خواهان خروج او و بقیه مسلمانها از مکه شدند.[۱۶] نبی(ص) از مکه بیرون شد و به غلام آزاد گردیده خویش ابورافع دستورداد تا میمونه را نزد وی آورد.[۱۷] براین اساس مراسم عروسی در فارغ مکه در ناحیه‌ای به اسم «سَرَف» فی مابین خط مش مکه و مدینه جاری ساختن شد[۱۸] و بعد از آن میمونه به همپا نبی پروردگار به سوی مدینه رهسپار شد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 95
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 16
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 231
  • بازدید ماه : 216
  • بازدید سال : 2271
  • بازدید کلی : 23861
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی