اتهام آزار صوفیان
بعضا مستشرقان علامه مجلسی را مجرم به بیرحمی ناشی از تعصب شرعی در تعقیب و قتل صوفیان کردهاند.[۵۳] شاید مهمترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارشهایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از نزاع وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آن ها از اصفهان خبر تشریفات مشهد می دهد.[۵۴]
توجه و صحت این گزارشها از سوی بقیه محققان آیتم شک وتردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر تعدادی درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه دراین زمان تردیدی نیست و جنگ علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در ملامت بینش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفتهاند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان داراست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]
همیاری با حکومت و مدح پادشاهان
همیاری بی نقص علامه مجلسی با پادشاهان صفوی و نیز مدح پادشاهان صفوی، که در پیشگفتار بعضی اثرها علامه آمده میباشد، انتقاداتی را درپی داشته میباشد.[۵۸] بایستی در حیث داشت که در بعدازظهر صفویان تیم زیاد از علمای شیعه با حکومت صفوی همیاری کردند. این مجموعه از علما به برقرای حکومتی شیعه با نگاه مثبت می نگریستند. از نگاه آنها هرچند این حکومت، مشروعیت دینی حکومت ائمه و معصومان را نداشت، دستکم میتوانست قضیهای برای آزادی شیعه ها و برقراری احکام دینی باشد. درین راستا علمای شیعه استعمال از زمان تشکیل حکومت صفویان را ضروری میدیدند و به طرح نظریاتی در فقه سیاسی شیعه برای مرمت مبانی نظری همیاری با حکومتها پرداختند.[۵۹]
از سوی دیگر هواخواهی حکومت صفویان به نوعی سعی برای تقویت این حکومت در قبال حکومت عثمانی بود که در همسایگی آن ها به نوسازی خلافت سنی دست زده بود و همواره خطر غلبه آنها بر صفویان و در سود شروع مجدد سختگیریها بر شیعهها وجود داشت.[۶۰] به هر اکنون حسن ظن بخش اعظمی از عموم و حتی علمایی مانند علامه مجلسی نسبت به حکومت صفویان تا حدی بود که گاه این حکومت را موضوعساز ظهور امام فرصت(عج) میپنداشتند.[۶۱]
کتاب الفیض القدسی
امام خمینی در باره حضور امثال علامه مجلسی در دربار سلاطین و در حفاظت از مبادرت آن ها خطاب روحانیون میگوید: اینجانب هم در صورتیکه درصورتیکه می توانستم یک فرمانروا جائری را به خط مش بیاورم می رفتم درباری می شدم. شما هم تکلیفتان این بود که در شرایطی که بتوانید یک پادشاه جائری را آدمش فرمایید بروید درباری بشوید. این درباری شدن وجود ندارد. این بشر سازی میباشد. خیر این میباشد که اینها درباری شدند، اینها میخواهند بشر بسازند. اینجانب گله دارم...نباید یک کسی تا به گوشش خورد که برای مثالً مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ پژوهشگر ثانی ـ رضوان الله علیه ـ روحانی بهائی ـ رضوان الله علیه ـ با اینها ارتباط ها داشتند و می رفتند سراغ اینها ملازمت شان میکردند، خیال و خاطر نمایند که اینها باقی مانده بودند برای جاه و عزت، و احتیاج داشتند به اینکه فرمان روا شاه حسین و فرمانروا عباس به آنها عنایتی بکنند! این حرفها نبوده در شغل. آنان سپری شد کردند؛ یک سپری شد، یک مجاهدۀ نفسانی کرده اند برای اینکه این مذهب را به وسیلۀ آنان، به دست آنان [اشاعه نمایند][۶۲]
با این اکنون گروهی از علما نیز با استناد به عقیده عدم تایید صلاحیت همیاری با حکومت جائر که عقیده پیروز در فقه سیاسی شیعه بود، از سیاست گوشه گرفتند.[۶۳] در به عبارتی زمانه حیات علامه، بعضی از علمای شیعی راه و روش اورا تقبیح کردند و به اقداماتی مانند برگزاری نماز آدینه -که آن را مختص فرصت حضور معصوم میدانستند- به امامت او اعتراض میکردند.[۶۴]
کتابشناسی
میرزا حسین نوری، کتاب «اَلْفیْضُ الْقُدْسی فی تَرْجُمَة الْعَلّامَة الْمَجْلِسی» را به لهجه عربی و در شش فصل (سخنان علما، التفات اثر ها، اساتید و شاگردان، آباء و اجداد، فرزندان و فامیل، میلاد و وفات) در تفصیل درحال حاضر محمدباقر مجلسی نوشته که ترجمه فارسی آن از جعفر نبوی با اسم «سود قدسی» منتشر گردیدهاست.[مستلزم منبع]
پانویس
اتهام آزار صوفیان
بعضا مستشرقان علامه مجلسی را مجرم به بیرحمی ناشی از تعصب شرعی در تعقیب و قتل صوفیان کردهاند.[۵۳] شاید مهمترین برهان در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارشهایی میباشد که در برخی از منابع تاریخی آمده و از نزاع وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آن ها از اصفهان خبر تشریفات مشهد می دهد.[۵۴]
توجه و صحت این گزارشها از سوی بقیه محققان آیتم شک وتردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر تعدادی درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه دراین زمان تردیدی نیست و جنگ علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در ملامت بینش آن ها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفتهاند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثر ها خاورشناسان داراست و ناشی از دلبستگی آن ها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]
همیاری با حکومت و مدح پادشاهان
همیاری بی نقص علامه مجلسی با پادشاهان صفوی و نیز مدح پادشاهان صفوی، که در پیشگفتار بعضی اثرها علامه آمده میباشد، انتقاداتی را درپی داشته میباشد.[۵۸] بایستی در حیث داشت که در بعدازظهر صفویان تیم زیاد از علمای شیعه با حکومت صفوی همیاری کردند. این مجموعه از علما به برقرای حکومتی شیعه با نگاه مثبت می نگریستند. از نگاه آنها هرچند این حکومت، مشروعیت دینی حکومت ائمه و معصومان را نداشت، دستکم میتوانست قضیهای برای آزادی شیعه ها و برقراری احکام دینی باشد. درین راستا علمای شیعه استعمال از زمان تشکیل حکومت صفویان را ضروری میدیدند و به طرح نظریاتی در فقه سیاسی شیعه برای مرمت مبانی نظری همیاری با حکومتها پرداختند.[۵۹]
از سوی دیگر هواخواهی حکومت صفویان به نوعی سعی برای تقویت این حکومت در قبال حکومت عثمانی بود که در همسایگی آن ها به نوسازی خلافت سنی دست زده بود و همواره خطر غلبه آنها بر صفویان و در سود شروع مجدد سختگیریها بر شیعهها وجود داشت.[۶۰] به هر اکنون حسن ظن بخش اعظمی از عموم و حتی علمایی مانند علامه مجلسی نسبت به حکومت صفویان تا حدی بود که گاه این حکومت را موضوعساز ظهور امام فرصت(عج) میپنداشتند.[۶۱]
کتاب الفیض القدسی
امام خمینی در باره حضور امثال علامه مجلسی در دربار سلاطین و در حفاظت از مبادرت آن ها خطاب روحانیون میگوید: اینجانب هم در صورتیکه درصورتیکه می توانستم یک فرمانروا جائری را به خط مش بیاورم می رفتم درباری می شدم. شما هم تکلیفتان این بود که در شرایطی که بتوانید یک پادشاه جائری را آدمش فرمایید بروید درباری بشوید. این درباری شدن وجود ندارد. این بشر سازی میباشد. خیر این میباشد که اینها درباری شدند، اینها میخواهند بشر بسازند. اینجانب گله دارم...نباید یک کسی تا به گوشش خورد که برای مثالً مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ پژوهشگر ثانی ـ رضوان الله علیه ـ روحانی بهائی ـ رضوان الله علیه ـ با اینها ارتباط ها داشتند و می رفتند سراغ اینها ملازمت شان میکردند، خیال و خاطر نمایند که اینها باقی مانده بودند برای جاه و عزت، و احتیاج داشتند به اینکه فرمان روا شاه حسین و فرمانروا عباس به آنها عنایتی بکنند! این حرفها نبوده در شغل. آنان سپری شد کردند؛ یک سپری شد، یک مجاهدۀ نفسانی کرده اند برای اینکه این مذهب را به وسیلۀ آنان، به دست آنان [اشاعه نمایند][۶۲]
با این اکنون گروهی از علما نیز با استناد به عقیده عدم تایید صلاحیت همیاری با حکومت جائر که عقیده پیروز در فقه سیاسی شیعه بود، از سیاست گوشه گرفتند.[۶۳] در به عبارتی زمانه حیات علامه، بعضی از علمای شیعی راه و روش اورا تقبیح کردند و به اقداماتی مانند برگزاری نماز آدینه -که آن را مختص فرصت حضور معصوم میدانستند- به امامت او اعتراض میکردند.[۶۴]
کتابشناسی
میرزا حسین نوری، کتاب «اَلْفیْضُ الْقُدْسی فی تَرْجُمَة الْعَلّامَة الْمَجْلِسی» را به لهجه عربی و در شش فصل (سخنان علما، التفات اثر ها، اساتید و شاگردان، آباء و اجداد، فرزندان و فامیل، میلاد و وفات) در تفصیل درحال حاضر محمدباقر مجلسی نوشته که ترجمه فارسی آن از جعفر نبوی با اسم «سود قدسی» منتشر گردیدهاست.[مستلزم منبع]
پانویس

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود