گردهمایی دادگاه روضه خوان
سرنوشت، در ۱۲ رجب عده ای از مبارزان مشروطه به منزل روضه خوان رفتند و اورا بازداشت نمودند و توسط درشکه به میدان توپخانه آوردند و در یک کدام از اطاقهای طبقه فوقانی محبوسش تشریفات مشهد نمودند.[۳۶]
روضه خوان از وقتی که حبس شد تا موقعی که اعدام گشت، مجموع ساعتها را با بردباری و خونسردی و ادب طی کرد و ضعف نفس از خویش علامت نداد و منش عجز و شیون و توسل بدین و آن را در پیش نگرفت و شخصیت خویش را نگهداری کرد.[۳۷]
ملک زاده مینویسد: در انقلابات ملی همین که کسی جلب به محکمه انقلابی شد، مخصوصاً افراد اصلی که پیشین آنها برای همگی پرنور میباشد و به خیر و خوبی و بدی آن ها تمامی دانایی داراهستند و ذمه دار و رهبری تیم مخالف را داشتهاند، پیش از اینً محکوم به اعدام بوده و تشکیل محکمه جز شکل سازی چیز دیگری وجود ندارد. حاجی روضه خوان ادب الله هم از این قاعده همگانی مستثنی عدم وجود و میاقتدار اظهار کرد که قبل از محاکمه، محکوم به اعدام گردیده بود و همین که بازداشت و جلب به محکمه انقلابی شد، محکومیت وی غیر قابل اجتناب بود.[۳۷] او اینگونه ادامه می دهد: اعضای محکمه انقلاب بیشترشان سران مجاهدین تندرو و به پیمان دارای اسم و رسم دوآتشه بودند و رؤسای معتدل و سرداران از عضویت محکمه سرباز زدند و خویش را به آنچه میسپری شد، نمیخواستند آشنا نمایند و حتی از روبرو شدن با جلب شدگان جلوگیری کردند.[۳۷]
ظاهراً شکل گردهماییای از دادگاه روضه خوان فضل و ادب الله و اینکه دقیقاً او در قبال اتهاماتش چه جوابهایی داده میباشد در اختیار وجود ندارد. کسروی مینویسد:
ما از این محکمه و از داوران آن و کیفیت محاکمه هیچگونه تدبیر نداریم و این شگفت که با آن همگی خبرنامهها که همین هنگام استارت گردیده بود و بعد از آن شماره آن ها بسیار فزونخیس شوید در این موردها چیزی نوشته نشده میباشد و یک سری ورقی که بیان کننده غیروابسته دراین باره چاپ گردیده نیز ما آنهارا ندیده ایم.[۳۸]
ملک زاده نیز میگوید:
هرچند کارایی بسیار کردم ولی شکل گرد هم آیی قطعی دادگاه روحانی ادب الله را به دست نیاوردم. ظن قادر این میباشد که شکل نشستای تنظیم نشده میباشد و یا این که درصورتیکه گردیده در به عبارتی ایام از دربین رفته میباشد. براین اساس آنچه درین مورد مینویسم مطالبی میباشد که از بعضا از اعضای محکمه و یا این که رؤسای مجاهدین که در آن گرد هم آیی حضور داشتهاند شنیدهام و از طرف آن ها نقل عهد می کنم.[۳۹]
طبق نوشته ملک زاده، نخست گرد هم آیی، روحانی ابراهیم زنجانی که یک کدام از روحانیان مشروطه خواه بود، ادعانامه مفصلی که حاکی از مجرمیت روضه خوان بود خواندن نمود و اعدام جنایتکار را از دادگاه تقاضا کرد.[۳۷]
اتهام طومار در یک فضا بهت و بی صدا خواندن شد. روضه خوان به توجه بهمندرجات آن گوش میبخشید. بعد از خاتمه خواندن لایحه نام برده، یکسری دقیقه صحبتی به دربین نیامد و تمامی چشم به راه بودند که روحانی در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عکس العملی از خویش آرم خواهد اعطا کرد و به چه شکل از خویش حفاظت خواهد کرد البته روضه خوان صحبتی نکرد و لهجه به گفتوگو نگشود. مستعان (مدیریت کمیته جهانگیر) که از استارت مشروطیت در جریان کارها بوده به روضه خوان ذکر کرد: در مقابل اتهامات وارده که تلاوت گردیده چه جوابی میدهید؟[۴۰]
از ظواهر نقلهای شفاهی از گردهمایی دادگاه روضه خوان اینگونه برمیآید که او پارهای از اتهامات به عنوان مثال امر قتل برخی اشخاص را تکذیب نموده است؛ و پارهای از اتهامات را پذیرفته و گفته میباشد: طبق اجتهاد خود کار نموده ام.[۴۱]
آخر و عاقبت در نقطه پایان گردهمایی، روحانی ابراهیم زنجانی به پا میایستد و می گوید: «جناب حاجی روضه خوان ادب الله مبتنی بر فتوا و حکم حجج اسلام نجف اشرف که سواد آن در کلیه کشورایران منتشر گردیده، مفسد فی الارض میباشد و می بایست مطابق مقررات اسلام با وی به عبارتی معاملهای را که خدا راجعبه مفسدین فی الارض فرمان داده، اخلاق و رفتار نمود.» بعد روحانی را به اطاقی که در آن زندانی بود، می برند و اعضای دادگاه انقلابی بعداز یک ساعت مشورت کردن به واقعه رأی می دهند که زیرا حاجی روضه خوان ادب الله نوری، قیام بر ضد حکومت ملی نموده و منجر قتل هزارها هزار نفوس و فساد بلاد و غارت و خرابی شده و حجج اسلام نجف اشرف هم اورا مفسد فی الارض تشخیص دادهاند، محکوم به اعدام میباشد.[۴۲]
چنانکه سپری شد یکی دستاویزهای دادگاه برای اعدام روضه خوان ادب الله، فتوای علمای نجف به مُفسد فی الارض بودن اوست و گفتهاند کهاین فتوا در همگی کشور ایران منتشر گردیده است (یعنی چیز سریای نبوده میباشد). البته اینگونه فتوایی از علمای نجف صادر نشده میباشد و در حکمی که در مجلههای سال ۱۳۲۵ق. (یعنی حدود دو سال پیش از گردهمایی دادگاه) به علمای سه گانه نجف منسوب شده فقطً حکم به افساد اوست و خیر مفسد فی الارض. متن حکم منسوب اینگونه میباشد: «زیرا نوری مخل آسایش و مفسد میباشد، تصرفش در کارها حرام میباشد.»[۴۳] این فتوا بر فرض صدق اصلا نشانه بر مجوز قتل وجود ندارد. به علاوه در حکمی دیگر، آخوند خراسانی تصریح مینماید که مخالفینی که مباشر در اتلاف نفوس و اموال نبودهاند، رحمت همگانی داده گردد و در صورتی گشوده هم از افساد آنها اطمینانی نباشد، به محلی که اثری نداشته باشند تبعید شوند.[۴۴] نشر این حکم بعد از اعدام روضه خوان فضل و ادب الله بوده میباشد البته تاریخ وصول آن به طهران معین وجود ندارد؛ هرچند از به عبارتی نیز دانسته میگردد که مفسدان نام برده قابل بخشش میباشند و در حالتی که هم بخواهند به کارشان ادامه دهند، بایستی آنهارا تبعید نمود. از این رو، این دستاویز دادگاه، فسخ بوده میباشد.
گردهمایی دادگاه روضه خوان
سرنوشت، در ۱۲ رجب عده ای از مبارزان مشروطه به منزل روضه خوان رفتند و اورا بازداشت نمودند و توسط درشکه به میدان توپخانه آوردند و در یک کدام از اطاقهای طبقه فوقانی محبوسش تشریفات مشهد نمودند.[۳۶]
روضه خوان از وقتی که حبس شد تا موقعی که اعدام گشت، مجموع ساعتها را با بردباری و خونسردی و ادب طی کرد و ضعف نفس از خویش علامت نداد و منش عجز و شیون و توسل بدین و آن را در پیش نگرفت و شخصیت خویش را نگهداری کرد.[۳۷]
ملک زاده مینویسد: در انقلابات ملی همین که کسی جلب به محکمه انقلابی شد، مخصوصاً افراد اصلی که پیشین آنها برای همگی پرنور میباشد و به خیر و خوبی و بدی آن ها تمامی دانایی داراهستند و ذمه دار و رهبری تیم مخالف را داشتهاند، پیش از اینً محکوم به اعدام بوده و تشکیل محکمه جز شکل سازی چیز دیگری وجود ندارد. حاجی روضه خوان ادب الله هم از این قاعده همگانی مستثنی عدم وجود و میاقتدار اظهار کرد که قبل از محاکمه، محکوم به اعدام گردیده بود و همین که بازداشت و جلب به محکمه انقلابی شد، محکومیت وی غیر قابل اجتناب بود.[۳۷] او اینگونه ادامه می دهد: اعضای محکمه انقلاب بیشترشان سران مجاهدین تندرو و به پیمان دارای اسم و رسم دوآتشه بودند و رؤسای معتدل و سرداران از عضویت محکمه سرباز زدند و خویش را به آنچه میسپری شد، نمیخواستند آشنا نمایند و حتی از روبرو شدن با جلب شدگان جلوگیری کردند.[۳۷]
ظاهراً شکل گردهماییای از دادگاه روضه خوان فضل و ادب الله و اینکه دقیقاً او در قبال اتهاماتش چه جوابهایی داده میباشد در اختیار وجود ندارد. کسروی مینویسد:
ما از این محکمه و از داوران آن و کیفیت محاکمه هیچگونه تدبیر نداریم و این شگفت که با آن همگی خبرنامهها که همین هنگام استارت گردیده بود و بعد از آن شماره آن ها بسیار فزونخیس شوید در این موردها چیزی نوشته نشده میباشد و یک سری ورقی که بیان کننده غیروابسته دراین باره چاپ گردیده نیز ما آنهارا ندیده ایم.[۳۸]
ملک زاده نیز میگوید:
هرچند کارایی بسیار کردم ولی شکل گرد هم آیی قطعی دادگاه روحانی ادب الله را به دست نیاوردم. ظن قادر این میباشد که شکل نشستای تنظیم نشده میباشد و یا این که درصورتیکه گردیده در به عبارتی ایام از دربین رفته میباشد. براین اساس آنچه درین مورد مینویسم مطالبی میباشد که از بعضا از اعضای محکمه و یا این که رؤسای مجاهدین که در آن گرد هم آیی حضور داشتهاند شنیدهام و از طرف آن ها نقل عهد می کنم.[۳۹]
طبق نوشته ملک زاده، نخست گرد هم آیی، روحانی ابراهیم زنجانی که یک کدام از روحانیان مشروطه خواه بود، ادعانامه مفصلی که حاکی از مجرمیت روضه خوان بود خواندن نمود و اعدام جنایتکار را از دادگاه تقاضا کرد.[۳۷]
اتهام طومار در یک فضا بهت و بی صدا خواندن شد. روضه خوان به توجه بهمندرجات آن گوش میبخشید. بعد از خاتمه خواندن لایحه نام برده، یکسری دقیقه صحبتی به دربین نیامد و تمامی چشم به راه بودند که روحانی در مقابل اتهامات مندرجه در لایحه چه عکس العملی از خویش آرم خواهد اعطا کرد و به چه شکل از خویش حفاظت خواهد کرد البته روضه خوان صحبتی نکرد و لهجه به گفتوگو نگشود. مستعان (مدیریت کمیته جهانگیر) که از استارت مشروطیت در جریان کارها بوده به روضه خوان ذکر کرد: در مقابل اتهامات وارده که تلاوت گردیده چه جوابی میدهید؟[۴۰]
از ظواهر نقلهای شفاهی از گردهمایی دادگاه روضه خوان اینگونه برمیآید که او پارهای از اتهامات به عنوان مثال امر قتل برخی اشخاص را تکذیب نموده است؛ و پارهای از اتهامات را پذیرفته و گفته میباشد: طبق اجتهاد خود کار نموده ام.[۴۱]
آخر و عاقبت در نقطه پایان گردهمایی، روحانی ابراهیم زنجانی به پا میایستد و می گوید: «جناب حاجی روضه خوان ادب الله مبتنی بر فتوا و حکم حجج اسلام نجف اشرف که سواد آن در کلیه کشورایران منتشر گردیده، مفسد فی الارض میباشد و می بایست مطابق مقررات اسلام با وی به عبارتی معاملهای را که خدا راجعبه مفسدین فی الارض فرمان داده، اخلاق و رفتار نمود.» بعد روحانی را به اطاقی که در آن زندانی بود، می برند و اعضای دادگاه انقلابی بعداز یک ساعت مشورت کردن به واقعه رأی می دهند که زیرا حاجی روضه خوان ادب الله نوری، قیام بر ضد حکومت ملی نموده و منجر قتل هزارها هزار نفوس و فساد بلاد و غارت و خرابی شده و حجج اسلام نجف اشرف هم اورا مفسد فی الارض تشخیص دادهاند، محکوم به اعدام میباشد.[۴۲]
چنانکه سپری شد یکی دستاویزهای دادگاه برای اعدام روضه خوان ادب الله، فتوای علمای نجف به مُفسد فی الارض بودن اوست و گفتهاند کهاین فتوا در همگی کشور ایران منتشر گردیده است (یعنی چیز سریای نبوده میباشد). البته اینگونه فتوایی از علمای نجف صادر نشده میباشد و در حکمی که در مجلههای سال ۱۳۲۵ق. (یعنی حدود دو سال پیش از گردهمایی دادگاه) به علمای سه گانه نجف منسوب شده فقطً حکم به افساد اوست و خیر مفسد فی الارض. متن حکم منسوب اینگونه میباشد: «زیرا نوری مخل آسایش و مفسد میباشد، تصرفش در کارها حرام میباشد.»[۴۳] این فتوا بر فرض صدق اصلا نشانه بر مجوز قتل وجود ندارد. به علاوه در حکمی دیگر، آخوند خراسانی تصریح مینماید که مخالفینی که مباشر در اتلاف نفوس و اموال نبودهاند، رحمت همگانی داده گردد و در صورتی گشوده هم از افساد آنها اطمینانی نباشد، به محلی که اثری نداشته باشند تبعید شوند.[۴۴] نشر این حکم بعد از اعدام روضه خوان فضل و ادب الله بوده میباشد البته تاریخ وصول آن به طهران معین وجود ندارد؛ هرچند از به عبارتی نیز دانسته میگردد که مفسدان نام برده قابل بخشش میباشند و در حالتی که هم بخواهند به کارشان ادامه دهند، بایستی آنهارا تبعید نمود. از این رو، این دستاویز دادگاه، فسخ بوده میباشد.

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود