انگیزه اختلاف نظر ها
اورده شده دو دلیل موجب اختلاف حیث درباره معاد جسمانی گردیده است:
اولیه اینکه بعضی اختلاف نگرشها به شیوه مواجهه با سوالهای و تردید ها معاد جسم عنصری گشوده میشود. گروهی این شبهه ها را عامل قطعی بر عدم رجوع جسم عنصری بعداز مرگ پنداشتهاند؛ ولی گردآوریای دیگر با این لحاظ مخالفند.[۱۲] برخی از شک ها عقلی پیش روی معاد جسمانی عبارتاند از: امتناع اعاده معدوم، شبهه آکل و ماکول، امتناع تناسخ.[۱۳]
دومی عاملی که سبب این اختلاف حیث گردیدهاست به اختلاف طریقهها درباره واقعیت بشر گشوده میشود. به همین جهت، برخی اشخاصی که برای آدم معتقد به نفس ناطقه بودند همچون فلاسفه الهی، صرفا معاد روضه خوان را میپذیرند. شماری از منکران نفس ناطقه مجرد مانند برخی متکلمان، صرفا قایل به معاد جسمانیاند و بعضی دیگر از منکران مانند فلاسفه طبیعی (ملحد) که بشر را همین جسم دانستهاند، هر دو معاد جسمانی و شیخ را انکار تشریفات مشهد کردهاند.[۱۴]
آیهها ثابتکننده معاد جسمانی
بیان شده نشانهها بخش اعظمی بر قابلیت و وقوع معاد جسمانی دلالت داراهستند.[۱۵] ناصر مکارم شیرازی، مفسر شیعه، آیه ها نشانه بر معاد جسمانی را به دلیل کثرت، در خیر دسته طبقهبندی نموده است.[۱۶] این خیر تیم از این قرارند:
آیاتی که در جواب منکران، به کیفیت زنده شدن استخوانهای پوسیده می پردازند مانند نشانهها ۷۸ و ۷۹ سوره یس، نشانهها ۳و۴ سوره قیامت، نشانهها ۳۵ و ۳۶ سوره مؤمنون.[۱۷]
آیاتی که میگویند آدمها در قیامت از قبرها برمیخیزند. آیه ۷ سوره حج، نشانهها ۵۱ و ۵۲ سوره یس از این گروه آیههااند.[۱۸]
آیاتی که دلالت داراهستند که بشر از خاک آفریده گردیده، به خاک بازمیشود و آنگاه از خاک محشور می شود مثل آیه ۵۵ سوره طه، آیهها ۱۷ و ۱۸ سوره نوح و آیه ۲۵ سوره اعراف.[۱۹]
آیاتی که رجوع و برگشت بشر به حیات دوباره را به حیات زمین پس از مرگ تشبیه کردهاند مانند آیه ۹ سوره فاطر و آیه ۱۱ سوره ق.[۲۰]
آیاتی که آرم می دهند منکران معاد، ادعای زنده شدن بعداز مرگ را به سخره میگرفتند مانند آیه ها ۷ و ۸ سوره سبأ و آیه ۳۸ سوره مؤمنون.[۲۱]
آیاتی که به نعمتهای دنیوی فردوس اشاره داراهستند. نشانهها این تیم فراوانند؛ برای مثال نشانهها ۴۶ تا ۷۶ سوره الرحمن و آیه ها ۸ تا ۱۶ سوره غاشیه.[۲۲]
آیاتی که از عذابها و مجازاتهای جسمانی سخن مینمایند مانند آیهها ۴۱ تا ۴۴ سوره اتفاق، آیه ۳۵ سوره توبه، آیه ها ۴تا ۷ سوره غاشیه، آیهها ۴۳ تا ۴۶ سوره دخان.[۲۳]
آیاتی که از اعضای تن بشر مانند دست و پا و دیده و گوش در قیامت صحبت میگویند مانند آیه ۶۵ سوره یس، آیه ها ۲۰ و ۲۱ سوره فصلت و آیه ۳۸ تا ۴۱ سوره عبس.[۲۴]
آیاتی که به مثالهایی از معاد درین عالم اشاره دارا هستند همانند قصه ابراهیم(ع) و پرندههای چهارگانه،[۲۵] زنده شدن عُتحت یا این که ارمیای پیامبر،[۲۶] روایت اصحاب کهف[۲۷] و زنده شدن یک نفر از بنیاسرائیل.[۲۸][۲۹]
کیفیت تحقق معاد جسمانی با جسم عنصری
تبیین معاد جسمانی مبنی بر آیهها و احادیث، نیازمند اعتنا به دو نکته میباشد:
براساس ظواهر دلیل، برگشت تن دنیوی و جسم عنصری با اجزای مهم شکل میپذیرد.
تن اخروی و مادی مثل هم میباشند خیر عین یکدیگر.[مستلزم منبع]
براساس روایتی از امام راستگو(ع)، هرچه به خاک تبدیل میشود یا این که هر آنچه حیوانها میخورند، در خاک محفوظ باقی مانده، از دانش الهی نهفته نمیماند. این خاک، هنگام حشر، در کنار هم انباشته شده و به اجازه خدا به جایی که روح در آن قراردارد منتقل می شود و شکل و صورت انسانی کهن به وی گشوده میگردد و روح به آن ملحق میشود.[۳۰] در بعضا احادیث نیز آورده شده که بعد از مرگ، اگرچه استخوان و گوشت اشخاص تبدیل به خاک می گردد، البته طینت و جزء مهم که فرد از آن آفریده گردیده هنوز باقی میباشد و از دربین نمیرود. این جزء باقی می ماند تا همچون اولیهتوشه مجدد اخلاق خواهد شد.[۳۱][یادداشت ۲]
شبهه آکل و مأکول
نوشتهیعلمیٔ اساسی: شبهه آکل و مأکول
این شبهه از کهنترین و تواناترین شبهه ها معاد جسمانی شمرده گردیده است.[۳۲] مبتنی بر این شبهه، در شرایطی که انسانی غذای آدم دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خورده گردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) گشوده میشود و یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض خواهد شد، تن یکی آن دو به طور بی نقص در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۳۳] این شبهه بدین شکل نیز مطرح گردیده که درحالتی که کافری تن بشر مؤمنین را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مورد نیاز میاید شخص مؤمن عذاب گردد و شخص کافر محرک بگیرد.[۳۴] جوابهای گوناگونی بهاین شبهه داده گردیده است. بعضی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک در بین اجزای اساسی و غیر اساسی تن، معتقدند اجزای اساسی تن هر فرد از نخستین تا پایان قدمت باقی می ماند و به جزء اساسیِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمیشود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده می گردند.[۳۵]
ملاصدرا اعتقاد دارد که نام و نشان و واقعیت بشر به نفس اوست خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور میگردد، ما یحتاج وجود ندارد به عینه به عبارتی تن مادی که غذای بشر یا این که حیوان دیگری گردیده، باشد؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن به عنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از لحاظ او، آنچه در حشر ابدان مایحتاج میباشد، این میباشد که هر کسی، شخص محشور را مشاهده کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۳۶]
انگیزه اختلاف نظر ها
اورده شده دو دلیل موجب اختلاف حیث درباره معاد جسمانی گردیده است:
اولیه اینکه بعضی اختلاف نگرشها به شیوه مواجهه با سوالهای و تردید ها معاد جسم عنصری گشوده میشود. گروهی این شبهه ها را عامل قطعی بر عدم رجوع جسم عنصری بعداز مرگ پنداشتهاند؛ ولی گردآوریای دیگر با این لحاظ مخالفند.[۱۲] برخی از شک ها عقلی پیش روی معاد جسمانی عبارتاند از: امتناع اعاده معدوم، شبهه آکل و ماکول، امتناع تناسخ.[۱۳]
دومی عاملی که سبب این اختلاف حیث گردیدهاست به اختلاف طریقهها درباره واقعیت بشر گشوده میشود. به همین جهت، برخی اشخاصی که برای آدم معتقد به نفس ناطقه بودند همچون فلاسفه الهی، صرفا معاد روضه خوان را میپذیرند. شماری از منکران نفس ناطقه مجرد مانند برخی متکلمان، صرفا قایل به معاد جسمانیاند و بعضی دیگر از منکران مانند فلاسفه طبیعی (ملحد) که بشر را همین جسم دانستهاند، هر دو معاد جسمانی و شیخ را انکار تشریفات مشهد کردهاند.[۱۴]
آیهها ثابتکننده معاد جسمانی
بیان شده نشانهها بخش اعظمی بر قابلیت و وقوع معاد جسمانی دلالت داراهستند.[۱۵] ناصر مکارم شیرازی، مفسر شیعه، آیه ها نشانه بر معاد جسمانی را به دلیل کثرت، در خیر دسته طبقهبندی نموده است.[۱۶] این خیر تیم از این قرارند:
آیاتی که در جواب منکران، به کیفیت زنده شدن استخوانهای پوسیده می پردازند مانند نشانهها ۷۸ و ۷۹ سوره یس، نشانهها ۳و۴ سوره قیامت، نشانهها ۳۵ و ۳۶ سوره مؤمنون.[۱۷]
آیاتی که میگویند آدمها در قیامت از قبرها برمیخیزند. آیه ۷ سوره حج، نشانهها ۵۱ و ۵۲ سوره یس از این گروه آیههااند.[۱۸]
آیاتی که دلالت داراهستند که بشر از خاک آفریده گردیده، به خاک بازمیشود و آنگاه از خاک محشور می شود مثل آیه ۵۵ سوره طه، آیهها ۱۷ و ۱۸ سوره نوح و آیه ۲۵ سوره اعراف.[۱۹]
آیاتی که رجوع و برگشت بشر به حیات دوباره را به حیات زمین پس از مرگ تشبیه کردهاند مانند آیه ۹ سوره فاطر و آیه ۱۱ سوره ق.[۲۰]
آیاتی که آرم می دهند منکران معاد، ادعای زنده شدن بعداز مرگ را به سخره میگرفتند مانند آیه ها ۷ و ۸ سوره سبأ و آیه ۳۸ سوره مؤمنون.[۲۱]
آیاتی که به نعمتهای دنیوی فردوس اشاره داراهستند. نشانهها این تیم فراوانند؛ برای مثال نشانهها ۴۶ تا ۷۶ سوره الرحمن و آیه ها ۸ تا ۱۶ سوره غاشیه.[۲۲]
آیاتی که از عذابها و مجازاتهای جسمانی سخن مینمایند مانند آیهها ۴۱ تا ۴۴ سوره اتفاق، آیه ۳۵ سوره توبه، آیه ها ۴تا ۷ سوره غاشیه، آیهها ۴۳ تا ۴۶ سوره دخان.[۲۳]
آیاتی که از اعضای تن بشر مانند دست و پا و دیده و گوش در قیامت صحبت میگویند مانند آیه ۶۵ سوره یس، آیه ها ۲۰ و ۲۱ سوره فصلت و آیه ۳۸ تا ۴۱ سوره عبس.[۲۴]
آیاتی که به مثالهایی از معاد درین عالم اشاره دارا هستند همانند قصه ابراهیم(ع) و پرندههای چهارگانه،[۲۵] زنده شدن عُتحت یا این که ارمیای پیامبر،[۲۶] روایت اصحاب کهف[۲۷] و زنده شدن یک نفر از بنیاسرائیل.[۲۸][۲۹]
کیفیت تحقق معاد جسمانی با جسم عنصری
تبیین معاد جسمانی مبنی بر آیهها و احادیث، نیازمند اعتنا به دو نکته میباشد:
براساس ظواهر دلیل، برگشت تن دنیوی و جسم عنصری با اجزای مهم شکل میپذیرد.
تن اخروی و مادی مثل هم میباشند خیر عین یکدیگر.[مستلزم منبع]
براساس روایتی از امام راستگو(ع)، هرچه به خاک تبدیل میشود یا این که هر آنچه حیوانها میخورند، در خاک محفوظ باقی مانده، از دانش الهی نهفته نمیماند. این خاک، هنگام حشر، در کنار هم انباشته شده و به اجازه خدا به جایی که روح در آن قراردارد منتقل می شود و شکل و صورت انسانی کهن به وی گشوده میگردد و روح به آن ملحق میشود.[۳۰] در بعضا احادیث نیز آورده شده که بعد از مرگ، اگرچه استخوان و گوشت اشخاص تبدیل به خاک می گردد، البته طینت و جزء مهم که فرد از آن آفریده گردیده هنوز باقی میباشد و از دربین نمیرود. این جزء باقی می ماند تا همچون اولیهتوشه مجدد اخلاق خواهد شد.[۳۱][یادداشت ۲]
شبهه آکل و مأکول
نوشتهیعلمیٔ اساسی: شبهه آکل و مأکول
این شبهه از کهنترین و تواناترین شبهه ها معاد جسمانی شمرده گردیده است.[۳۲] مبتنی بر این شبهه، در شرایطی که انسانی غذای آدم دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خورده گردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) گشوده میشود و یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض خواهد شد، تن یکی آن دو به طور بی نقص در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۳۳] این شبهه بدین شکل نیز مطرح گردیده که درحالتی که کافری تن بشر مؤمنین را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مورد نیاز میاید شخص مؤمن عذاب گردد و شخص کافر محرک بگیرد.[۳۴] جوابهای گوناگونی بهاین شبهه داده گردیده است. بعضی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک در بین اجزای اساسی و غیر اساسی تن، معتقدند اجزای اساسی تن هر فرد از نخستین تا پایان قدمت باقی می ماند و به جزء اساسیِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمیشود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده می گردند.[۳۵]
ملاصدرا اعتقاد دارد که نام و نشان و واقعیت بشر به نفس اوست خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور میگردد، ما یحتاج وجود ندارد به عینه به عبارتی تن مادی که غذای بشر یا این که حیوان دیگری گردیده، باشد؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن به عنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از لحاظ او، آنچه در حشر ابدان مایحتاج میباشد، این میباشد که هر کسی، شخص محشور را مشاهده کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۳۶]

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود