زمینه، هدف ها و شیوه
مسئله
نوشتهیعلمیٔ مهم: خداشناسی
متکلمان درباره قضیه دانش سخن، همرأی نیستند. برخی معتقدند این دانش مورد مشخصی ندارد؛[۱۲] البته آن ها که معتقدند دانش صحبت زمینه داراست، هرمورد موضوعی برای این دانش ذکر کردهاند. مهم ترین آنان این مفاد میباشد:[۱۳] مو جود بما هو جان دار،[۱۴] دانسته ها خاص (معرفتهایی که برای ثابت عقاید شرعی از آنها به کار گیری میگردد)،[۱۵] وجود پروردگار و وجود ممکنات، ذات پروردگار و صفات وی،[۱۶] عقاید فقاهتی.[۱۷] همینطور بیان شده میباشد دگرگونی و تکامل دانش صحبت در طی تاریخ موجب شدهاست قضیه آن در طیهای متفاوت، تشریفات مشهد گوناگون باشد.[۱۸]
هدف ها و منفعتها
متفکران مسلمان اهدافی برای دانش سخن برشمردهاند؛ مثلا:
استنباط و استحصال عقاید اسلامی (آیینشناسی تحقیقی)،[۱۹]
توضیحِ مفاهیم و مسائل اعتقادی اسلامی،[۲۰]
ارائه منظم آموزههای اعتقادی،[۲۱]
ثابت اعتقادات و آموزههای فقهی،[۲۲]
هواخواهی از عقاید شرعی در قبال شُبههها و ایرادها.[۲۳]
طرز
دانش حرف متناسب با هدف ها، رویکردها، مسائل و مخاطبان مختلفی که دارااست، از طریقهای مختلفی در ادلههایش به کار گیری مینماید.[۲۴] گفتهاند این دانش برای آشنایی عقاید فقاهتی و ثابت آنان، مستلزم روشی میباشد که باورآور باشد؛ مثل شیوه قیاس (قیاسِ منطقی)؛ ولی برای دیگر اهدافش که ازجمله آن ها پشتیبانی از عقاید فقهی میباشد، افزون بر طرزهای اعتقاد و باورآور، میتواند از سایر طریقها به کارگیری نماید؛ طریقهایی زیرا تمثیل، خطابه، جدل و گونه های طریقهای عقلی و نقلی و حتی تجربی و تاریخی.[۲۵]
مجال و کارداران پیدایش و پیشرفت
درباره ریشههای اساسی دانش حرف ابن ابیالحدید اعتقاد دارد دانش كلام و اعتقادات، كه اشرف علم ها میباشد، از كلام امام على(ع) اقتباس گردیده است.[۲۶] پژوهشگر اربلى نیز تصریح نموده است که پيشوايان مكتبهاى كلامى؛ يعنى اشاعره، معتزله، شيعه و خوارج، تمامی خویش را منسوب به آن حضرت مى دانند.[۲۷]
لحاظ دارای شهرت این میباشد[۲۸] که بعد از فتوحات اسلامی و توسعه و گسترش دامنه حکومت اسلامی، مسلمانها با رهروان دیگر ادیان و مذهب ها درآمیختند و همین موجب نشر عقاید و آرای مذهبها و ادیان متعدد شد. پس مسلمانها برای مدد از عقاید اسلامی و جواب به گونه هایها و شبهههای اعتقادی، طریقها و مباحث کلامی را رونق دادند و از این روش دانش سخن صورت گرفت.[۲۹]
طبق دیدگاهی دیگر، برای اینکه تاریخ پیدایش دانش سخن معین گردد، آغاز بایستی مراد از دانش سخن را پرنور کرد.[۳۰] در صورتی هدف از دانش حرف، گفتمان درباره عقاید فقاهتی باشد، تاریخ پیدایش آن، به طور همزمان با تاریخ ظهور اسلام میباشد؛ چون این مباحث در قرآن و احادیث و در دعواهای رسول(ص) با بتپرستان و اهل کتاب درباره توحید، نبوت و معاد جریان داشته میباشد. [۳۱]
البته درصورتیکه خواسته، مباحثههای کلامی در بین خویش مسلمانها و پیدایش فرقههای شرعی و کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن، بعداز رحلت نبی(ص) میباشد. از مهم ترین اختلافات در آن فرصت، اختلاف بر رمز موضوع امامت و خلافت و قضا و قدر و صفات آفریدگار و ماجرای حَکَمیَت بود که در ادامه این اختلافات، فرقههای قَدَریه، مشبِّهه، خوارج و سایرافراد بهوجود آمدند.[۳۲] در صورتیکه هم خواسته از صحبت، ظهور مذهبها کلامیِ دارنده اصول و قواعد تعریفوتمجیدگردیده و نحوه معلوم کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن به استارت قرن دوم هجری گشوده میشود.[۳۳]
کارداران پیدایش و پیشرفت
کارداران مختلفی برای پیدایش علم صحبت و پیشرفت آن بین مسلمانها نقل شده میباشد؛ ازجمله:
۱. آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم: اولیه ادله پیدایش دانش صحبت، آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم برای درک این آموزهها نقل شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزههای اعتقادی اعتنا ویژه نماد داده و ایمان به آنهارا موردنیاز خوانده میباشد.[۳۵] بدین ترتیب محققان اسلامی برای ادراک این آموزهها دانش حرف را محورریزی کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]
۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پارهای از کشمکشهای سیاسی و اجتماعی موجب شد دعواهای کلامی رونق بگیرند و نادرمعدود دانش حرف صورت بگیرد؛ مثل مشاجره درباره «خلافت و امامت» بعداز رحلت رسول(ص)، زمینه «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و تفویض» که امویان برای توجیه اقتدار خود پیش کشیدند.[۳۷]
۳. درآمیختن مسلمانها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمان ها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملتها پدیدار و آشکار شد و تعارض در میان آنها شروع شوید. مسلمانها برای هواخواهی از آموزههای اصلی اسلام، گفت و گوهای کلامی را پیش کشیدند و به آنها رونق دادند؛ به این ترتیب علم صحبت پیشرفت یافت.[۳۸]
۴. درآمیختن با دیگر مذهب ها: بعداز آنکه مرز و بومهای اسلامی توسعه یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ البته درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آنان در صدر چنان بدیهی عدم وجود ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] بدین ترتیب محققان اسلامی عملکرد کردند بهامداد دعواهای کلامی، هم لحاظ اسلام را پرنور نمایند و هم از درهمآمیختن اینگونه عقایدی دوری نمایند.[۳۹]
۵. نهضت ترجمه: مطرحشدن، تخصصیشدن و تر و تمیزشدن برخی از مسائل صحبت اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه فیس اعطا کرد. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) استارت شد و تا یکسری قرن ادامه داشت.[۴۰]
زمینه، هدف ها و شیوه
مسئله
نوشتهیعلمیٔ مهم: خداشناسی
متکلمان درباره قضیه دانش سخن، همرأی نیستند. برخی معتقدند این دانش مورد مشخصی ندارد؛[۱۲] البته آن ها که معتقدند دانش صحبت زمینه داراست، هرمورد موضوعی برای این دانش ذکر کردهاند. مهم ترین آنان این مفاد میباشد:[۱۳] مو جود بما هو جان دار،[۱۴] دانسته ها خاص (معرفتهایی که برای ثابت عقاید شرعی از آنها به کار گیری میگردد)،[۱۵] وجود پروردگار و وجود ممکنات، ذات پروردگار و صفات وی،[۱۶] عقاید فقاهتی.[۱۷] همینطور بیان شده میباشد دگرگونی و تکامل دانش صحبت در طی تاریخ موجب شدهاست قضیه آن در طیهای متفاوت، تشریفات مشهد گوناگون باشد.[۱۸]
هدف ها و منفعتها
متفکران مسلمان اهدافی برای دانش سخن برشمردهاند؛ مثلا:
استنباط و استحصال عقاید اسلامی (آیینشناسی تحقیقی)،[۱۹]
توضیحِ مفاهیم و مسائل اعتقادی اسلامی،[۲۰]
ارائه منظم آموزههای اعتقادی،[۲۱]
ثابت اعتقادات و آموزههای فقهی،[۲۲]
هواخواهی از عقاید شرعی در قبال شُبههها و ایرادها.[۲۳]
طرز
دانش حرف متناسب با هدف ها، رویکردها، مسائل و مخاطبان مختلفی که دارااست، از طریقهای مختلفی در ادلههایش به کار گیری مینماید.[۲۴] گفتهاند این دانش برای آشنایی عقاید فقاهتی و ثابت آنان، مستلزم روشی میباشد که باورآور باشد؛ مثل شیوه قیاس (قیاسِ منطقی)؛ ولی برای دیگر اهدافش که ازجمله آن ها پشتیبانی از عقاید فقهی میباشد، افزون بر طرزهای اعتقاد و باورآور، میتواند از سایر طریقها به کارگیری نماید؛ طریقهایی زیرا تمثیل، خطابه، جدل و گونه های طریقهای عقلی و نقلی و حتی تجربی و تاریخی.[۲۵]
مجال و کارداران پیدایش و پیشرفت
درباره ریشههای اساسی دانش حرف ابن ابیالحدید اعتقاد دارد دانش كلام و اعتقادات، كه اشرف علم ها میباشد، از كلام امام على(ع) اقتباس گردیده است.[۲۶] پژوهشگر اربلى نیز تصریح نموده است که پيشوايان مكتبهاى كلامى؛ يعنى اشاعره، معتزله، شيعه و خوارج، تمامی خویش را منسوب به آن حضرت مى دانند.[۲۷]
لحاظ دارای شهرت این میباشد[۲۸] که بعد از فتوحات اسلامی و توسعه و گسترش دامنه حکومت اسلامی، مسلمانها با رهروان دیگر ادیان و مذهب ها درآمیختند و همین موجب نشر عقاید و آرای مذهبها و ادیان متعدد شد. پس مسلمانها برای مدد از عقاید اسلامی و جواب به گونه هایها و شبهههای اعتقادی، طریقها و مباحث کلامی را رونق دادند و از این روش دانش سخن صورت گرفت.[۲۹]
طبق دیدگاهی دیگر، برای اینکه تاریخ پیدایش دانش سخن معین گردد، آغاز بایستی مراد از دانش سخن را پرنور کرد.[۳۰] در صورتی هدف از دانش حرف، گفتمان درباره عقاید فقاهتی باشد، تاریخ پیدایش آن، به طور همزمان با تاریخ ظهور اسلام میباشد؛ چون این مباحث در قرآن و احادیث و در دعواهای رسول(ص) با بتپرستان و اهل کتاب درباره توحید، نبوت و معاد جریان داشته میباشد. [۳۱]
البته درصورتیکه خواسته، مباحثههای کلامی در بین خویش مسلمانها و پیدایش فرقههای شرعی و کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن، بعداز رحلت نبی(ص) میباشد. از مهم ترین اختلافات در آن فرصت، اختلاف بر رمز موضوع امامت و خلافت و قضا و قدر و صفات آفریدگار و ماجرای حَکَمیَت بود که در ادامه این اختلافات، فرقههای قَدَریه، مشبِّهه، خوارج و سایرافراد بهوجود آمدند.[۳۲] در صورتیکه هم خواسته از صحبت، ظهور مذهبها کلامیِ دارنده اصول و قواعد تعریفوتمجیدگردیده و نحوه معلوم کلامی میباشد، تاریخ پیدایش آن به استارت قرن دوم هجری گشوده میشود.[۳۳]
کارداران پیدایش و پیشرفت
کارداران مختلفی برای پیدایش علم صحبت و پیشرفت آن بین مسلمانها نقل شده میباشد؛ ازجمله:
۱. آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم: اولیه ادله پیدایش دانش صحبت، آموزههای قرآنی و روایی و نیاز عموم برای درک این آموزهها نقل شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزههای اعتقادی اعتنا ویژه نماد داده و ایمان به آنهارا موردنیاز خوانده میباشد.[۳۵] بدین ترتیب محققان اسلامی برای ادراک این آموزهها دانش حرف را محورریزی کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]
۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پارهای از کشمکشهای سیاسی و اجتماعی موجب شد دعواهای کلامی رونق بگیرند و نادرمعدود دانش حرف صورت بگیرد؛ مثل مشاجره درباره «خلافت و امامت» بعداز رحلت رسول(ص)، زمینه «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و تفویض» که امویان برای توجیه اقتدار خود پیش کشیدند.[۳۷]
۳. درآمیختن مسلمانها با غیرمسلمانان: زمانی که مسلمان ها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملتها پدیدار و آشکار شد و تعارض در میان آنها شروع شوید. مسلمانها برای هواخواهی از آموزههای اصلی اسلام، گفت و گوهای کلامی را پیش کشیدند و به آنها رونق دادند؛ به این ترتیب علم صحبت پیشرفت یافت.[۳۸]
۴. درآمیختن با دیگر مذهب ها: بعداز آنکه مرز و بومهای اسلامی توسعه یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ البته درباره بعضی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آنان در صدر چنان بدیهی عدم وجود ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] بدین ترتیب محققان اسلامی عملکرد کردند بهامداد دعواهای کلامی، هم لحاظ اسلام را پرنور نمایند و هم از درهمآمیختن اینگونه عقایدی دوری نمایند.[۳۹]
۵. نهضت ترجمه: مطرحشدن، تخصصیشدن و تر و تمیزشدن برخی از مسائل صحبت اسلامی، در بعد از ظهر نهضت ترجمه فیس اعطا کرد. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) استارت شد و تا یکسری قرن ادامه داشت.[۴۰]

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود