مهدویت
نوشتهیعلمیٔ مهم: مهدویت
مهدویت را آموزهای مشترک فی مابین همگی مذهبها اسلامی می دانند؛[۷۶] البته این فکر در مذهب شیعه جایگاهی ویژه داراست و در احادیث، کتابها و مقالهها بخش اعظمی از آن تشریفات مشهد حرف آمدهمیباشد.[۷۷]
فرقههای شیعه بهرغم اشتراکلحاظ اصولا وجود مهدی، در جزئیات و مصداق آن اختلاف داراهستند. شیعهها دوازدهامامی بر این باورند که مهدی پسر امام حسن عسکری(ع)، امام دوازدهم و به عبارتی مهدی موعود(عج) میباشد و در غایب بودن بهراز می برد.[۷۸] اسماعیلیه محمد مکتوم پسر اسماعیل پسر امام راست گو(ع) را مهدی موعود می دانند.[۷۹] زیدیه بهجهت آنکه قیام را از حالت امام می دانند، به انتظار و غایب بودن اعتقادوباور ندارند.[۸۰] آنان هر امامی را مهدی و مُنجی فکر میکنند.[۸۱]
طریقههای اصلی کلامی
شیعهها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمان ها در اصول آئین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم داراهستند که آنها را از تمامی اهلسنت یا این که بعضا از آنان متمایز مینماید. آن باورها پیشین از دو موضوع امامت و مهدویت، عبارتمیباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل و شفاعت.
عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی میدانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی بهاین مضمون میباشد که اَعمال با انقطاعلحاظ از اینکه خداوند به خیر یا این که بدی آنان حکم نماید، بهحیث عقلی به عالی و بد تقسیم میگردند.[۸۳] این کلام برخلاف بینش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی می گویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ به این ترتیب هرچه پروردگار به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]
عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو بینش «تعطیل» و «تشبیه» جایدارد که اولین میگوید هیچ صفتی را نباید به معبود نسبت اعطا کرد و دیگری پروردگار را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه مینماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه میقدرت بعضی از صفات مثبت را که در خصوص مخلوقات بهفعالیت میرود، به معبود نسبت اعطا کرد، ولی نباید اورا در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] مثلا می بایست اعلامکرد به عبارتیطور که بشر دانش و اقتدار و حیات داراست، خدا نیز از این صفات شامل است، ولی دانش و توان و حیات آفریدگار، مانند دانش و اقتدار و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]
طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، بشر خیر آنسیرتکامل که معتزله فکر میکنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنانکه اهلحدیث میگویند، تماماً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در اجرادادن افعالش سپردن داراست، ولی عزم و قدرتش غیر وابسته وجود ندارد و به عزم آفریدگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعهها، زیدیان مانند معتزله میاندیشند.[۹۱]
متکلمان شیعه برخلاف اهلسنت،[۹۲] اعتقادوباور ندارند که تمامی صحابه نبی عادلاند[۹۳] و می گویند صِرف مصاحبت با فرستاده عامل عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]
بهجز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعه ها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمهدیدن از جانب معارضان باعث خواهد شد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]
توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بودهمیباشد، نزد شیعه رده اساسیتری داراست.[۹۷] شیعهها برخلاف بعضی از اهلسنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به آفریدگار، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] بهگفته روضه خوان موثر منظور از شفاعت این میباشد که رسول و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و معبود بهواسطه شفاعت آنها بخش اعظمی از گناهکاران را نجات می دهد.[۱۰۱]
فقه
نوشته ی علمیٔ مهم: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد همگی شیعهها، بهتیتر دو منبع اساسی احکام دینی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] البته آنها در موضوع روش استعمال از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلافلحاظ داراهستند.
بیشتر شیعهها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهلسنت، علاوهبر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] البته اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تاسی از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام فقهی را بایستی بهشکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]
زیدیه در ارتباط سنت، صرفا خوی و گفتار فرستاده را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهلسنت همانند صِحاح سِتّه رجوع و برگشت مینمایند؛[۱۰۵] ولی امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده میباشد، از منابع فقه بهشمار می آورند.[۱۰۶]
همینطور زیدیه مانند اهلسنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت میدانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعههاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضا از احکام اختلافی در بین امامیه و اهلسنت، فتوای شیعه ها را برگزیدهاند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و اعلام کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]
در ارتباط تزویج موقت هم که از مسائل اختلافی بین امامیه و اهلسنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهلسنت موافقاند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی میدهند.[۱۱۱]
مهدویت
نوشتهیعلمیٔ مهم: مهدویت
مهدویت را آموزهای مشترک فی مابین همگی مذهبها اسلامی می دانند؛[۷۶] البته این فکر در مذهب شیعه جایگاهی ویژه داراست و در احادیث، کتابها و مقالهها بخش اعظمی از آن تشریفات مشهد حرف آمدهمیباشد.[۷۷]
فرقههای شیعه بهرغم اشتراکلحاظ اصولا وجود مهدی، در جزئیات و مصداق آن اختلاف داراهستند. شیعهها دوازدهامامی بر این باورند که مهدی پسر امام حسن عسکری(ع)، امام دوازدهم و به عبارتی مهدی موعود(عج) میباشد و در غایب بودن بهراز می برد.[۷۸] اسماعیلیه محمد مکتوم پسر اسماعیل پسر امام راست گو(ع) را مهدی موعود می دانند.[۷۹] زیدیه بهجهت آنکه قیام را از حالت امام می دانند، به انتظار و غایب بودن اعتقادوباور ندارند.[۸۰] آنان هر امامی را مهدی و مُنجی فکر میکنند.[۸۱]
طریقههای اصلی کلامی
شیعهها علاوه بر اشتراک با دیگر مسلمان ها در اصول آئین یعنی توحید و نبوت و معاد، باورهایی هم داراهستند که آنها را از تمامی اهلسنت یا این که بعضا از آنان متمایز مینماید. آن باورها پیشین از دو موضوع امامت و مهدویت، عبارتمیباشد از: حُسن و قُبح عقلی، تَنزیه صفات پروردگار، اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، عدم عدل و داد صحابه، تقیه، توسل و شفاعت.
عالمان شیعه مانند معتزله حُسن و قُبح را عقلی میدانند.[۸۲] حسن و قبح عقلی بهاین مضمون میباشد که اَعمال با انقطاعلحاظ از اینکه خداوند به خیر یا این که بدی آنان حکم نماید، بهحیث عقلی به عالی و بد تقسیم میگردند.[۸۳] این کلام برخلاف بینش اشاعره میباشد که حسن و قبح را دینی میدانند؛[۸۴] یعنی می گویند بهتر و بد وجود حقیقی وواقعی ندارد و اعتباری میباشد؛ به این ترتیب هرچه پروردگار به آن فرمان نماید، عالی و هرچه از آن نهی نماید، بد میباشد.[۸۵]
عقیده «تنزیه صفات»، در مقابل دو بینش «تعطیل» و «تشبیه» جایدارد که اولین میگوید هیچ صفتی را نباید به معبود نسبت اعطا کرد و دیگری پروردگار را در صفاتش به دیگر مخلوقات تشبیه مینماید.[۸۶] طبق مذهب شیعه میقدرت بعضی از صفات مثبت را که در خصوص مخلوقات بهفعالیت میرود، به معبود نسبت اعطا کرد، ولی نباید اورا در شیوه برخورداری از این صفات مانند مخلوقات دانست.[۸۷] مثلا می بایست اعلامکرد به عبارتیطور که بشر دانش و اقتدار و حیات داراست، خدا نیز از این صفات شامل است، ولی دانش و توان و حیات آفریدگار، مانند دانش و اقتدار و حیات آدم وجود ندارد.[۸۸]
طبق عقیده اَمرٌ بَینَ الاَمرَین، بشر خیر آنسیرتکامل که معتزله فکر میکنند، موجودی به طور کاملً مختار میباشد و خیر چنانکه اهلحدیث میگویند، تماماً بدون چاره میباشد؛[۸۹] بلکه آدم در اجرادادن افعالش سپردن داراست، ولی عزم و قدرتش غیر وابسته وجود ندارد و به عزم آفریدگار متعلق میباشد.[۹۰] از شیعهها، زیدیان مانند معتزله میاندیشند.[۹۱]
متکلمان شیعه برخلاف اهلسنت،[۹۲] اعتقادوباور ندارند که تمامی صحابه نبی عادلاند[۹۳] و می گویند صِرف مصاحبت با فرستاده عامل عدل و داد وجود ندارد.[۹۴]
بهجز زیدیان،[۹۵] دیگر شیعه ها تقیه را روا می دانند؛ یعنی معتقدند در مواقعی که ابراز نظریه ممکن میباشد به صدمهدیدن از جانب معارضان باعث خواهد شد، قادر خواهیم بود نظریه خویش را آشکار نکنیم و سخنی برخلاف آن بگوییم.[۹۶]
توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بودهمیباشد، نزد شیعه رده اساسیتری داراست.[۹۷] شیعهها برخلاف بعضی از اهلسنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که آدم برای استجابت دعا و تقرب به آفریدگار، اولیای معبود را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] بهگفته روضه خوان موثر منظور از شفاعت این میباشد که رسول و امامان می توانند در روز قیامت شفیع گناهکاران شوند و معبود بهواسطه شفاعت آنها بخش اعظمی از گناهکاران را نجات می دهد.[۱۰۱]
فقه
نوشته ی علمیٔ مهم: فقه
قرآن و سنت فرستاده(ص) نزد همگی شیعهها، بهتیتر دو منبع اساسی احکام دینی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] البته آنها در موضوع روش استعمال از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلافلحاظ داراهستند.
بیشتر شیعهها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهلسنت، علاوهبر قرآن و سنت نبی، عقل و اجماع را نیز حجت میدانند؛[۱۰۳] البته اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، تاسی از هیچ مجتهدی روا وجود ندارد و احکام فقهی را بایستی بهشکل بدون واسطه از قرآن، سنت فرستاده و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]
زیدیه در ارتباط سنت، صرفا خوی و گفتار فرستاده را حجت میدانند و به منابع حدیثی اهلسنت همانند صِحاح سِتّه رجوع و برگشت مینمایند؛[۱۰۵] ولی امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان بیان شده میباشد، از منابع فقه بهشمار می آورند.[۱۰۶]
همینطور زیدیه مانند اهلسنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت میدانند؛[۱۰۷] ولی اینها نزد شیعههاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در بعضا از احکام اختلافی در بین امامیه و اهلسنت، فتوای شیعه ها را برگزیدهاند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و اعلام کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز خوب از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]
در ارتباط تزویج موقت هم که از مسائل اختلافی بین امامیه و اهلسنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهلسنت موافقاند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که وصلت موقت را روا میداند، به حرمت آن رأی میدهند.[۱۱۱]

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟