نحوه تألیف
ابنعساکر، بهتیتر یک محدث، در تاریخنگاری از طریق محدثان تاسی کرده و تاریخ مدینة دمشق را با بیان سندها و خبرها بهشکل بزرگ ارائه مینماید.[۸۷] به همین برهان اورده شده، جنبه حدیثی کتابش بر جنبه تاریخی آن برتری دارااست.[۸۸] اورده شده او در طرز نوشتاری خویش به صورت خاص از کتاب تاریخ بغداد تقلید کرده[۸۹] و داده ها آن را از مشایخ بغداد و دمشق عدهآوری نموده است.[۹۰] ابنعساکر، ضمن ارائه داده ها بهشکل مستند، به جزئیات، مانند اسم یا این که تاریخ وفات، و همینطور تعدد قصهها اعتنا ویژهای داشت. این شیوه که بر صدق خبر و جستوجوی واقعیت تأکید دارااست، از سنت علمای حدیث نشأت گرفته و در تمدن اسلامی رایج بوده میباشد.[۹۱] [یادداشت ۱] ابنعساکر و همعصرایهایش نماینده نقط ی اوج این مدل در قرن ششم هجری قمری بودند و تاریخ وی به دو قسمت ورقه ها و خبرها تقسیم تشریفات مشهد میشود.[۹۲]
طرز تألیف وی منجر استقبال تاریخنگاران دیگر قرار گرفت؛ بهسیرتکاملای که آورده شده ذهبی در کتاب تاریخ الاسلام از طریق او تاسی نموده است.[۹۳] اورده شده ابنعساکر برخلاف بخش اعظمی از مورخان دیگر، سعی داشت مطالب موردنظر خویش را در ذهن خواننده ثبت نماید. این منش سبب شد بعضا مسائل اساسی تاریخی را که از بینش وی التفات چندانی نداشتند، بهطور زود گذر مطرح کرده و یا این که ابداً بیان نکند.[۹۴]
نحوه معرفی شخصیتها
ابنعساکر در معرفی هر شخصیت اسم، نسب، آوازه، موطن، خصوصیتهای سیاسی، استادان و شاگردان آن شخص را ذکر مینماید. آنگاه تنی چند از احادیث نبوی که شخص ذکر شده نقل کرده را با مدرک متصل تا فرستاده اسلام(ص) ارائه میدهد. همینطور از ایده ها بزرگان درباره آنها سود کرده و این ایده ها را نیز با گواهی بدون نقص تا گوینده بیان نموده است. در نقطه نهایی معرفی هر شخص، تاریخ وفات اورا بهشکل مستند گزارش مینماید.[۹۵]
تلخیصها و پایینها
شخصیتهایی زیرا کرم بن عبدالواحد صفار، ابوشامه مقدسی، ابنمراد، شمسالدین ذهبی، ابنحکم کننده شهبه، ابوالفتح خطیب،[۹۶] عبدالرحمن بن اسماعیل دمشقی، حاکم جمالالدین محمد بن مکرم الأنصاری و روحانی بدرالدین محمود بن احمد العینی کتاب تاریخ مدینة دمشق را تلخیص کردهاند.[۹۷] برخی از این ورژنها همچنان در کتابخانههای گوناگون دنیا جان دار می باشند.[۹۸] همینطور تراجم مرتبط با زنان و همینطور عثمان بن عفان نیز با استیناف سکینة الشهابی منتشر گردیدهاست.[۹۹] افزون بر این، کتابهایی در مورد سیره نبوی بهشکل مستقل بر پایه ی این تاثیر درج شدهاند.[۱۰۰] ابنشداد نیز در کتاب الاَعلاق الخطیرة فی بیان امراء الشام و الجزیرة از این تاثیر سود کرده میباشد.[۱۰۱]
محققانی زیرا ابوعمرو بن حاجب، دانشالدین برزالی و أبویعلی بن القَلانِسی پایینهایی بر کتاب تاریخ دمشق نگاشتهاند.[۱۰۲] کتابهایی نیز بر طبق این کتاب تدوین گردیدهاند که بعضا از آن ها عبارتند از:
تحفة المذکر المُنْتَقی اینجانب تاریخ ابنعساکر تاثیر جلالالدین سیوطی
المنتخب نوشته قاسم بن علی بن عساکر فرزند مؤلف
فاکهة المجالس و فکاهة المجالس از احمد بن عبدالدائم مقدسی
العقد الفاخر نگاشته اسماعیل بن محمد الجراح.[۱۰۳]
ورژنهای خطی و چاپی
یک سری ورژن خطی از کتاب تاریخ مدینة دمشق در کتابخانههای دنیا مو جود میباشد که یکیاز آنان در کتابخانه الأزهر قاهره بههمپا خواندن، تصحیح و اضافات ابنعساکر و پسرش قاسم میباشد.[۱۰۴] اگرچه این ورژن از بعضی جهتها ناقص میباشد، از دیرینترین نسخه ها جان دار بهشمار رفته میباشد.[۱۰۵] ورژنهای دیگری نیز در کتابخانه ظاهریة دمشق و همینطور در کتابخانههای عراق، مغرب، تونس، ترکیه، لندن، دوبلین، کمبریج، لنینگراد، آمریکا ایالات متحده و هند وجود داراهستند که هیچیک بدون نقص نیستند.[۱۰۶] این کتاب بوسیله ناشران مختلف و با بازرسی دانشمندان گوناگون منتشر گردیدهاست.[۱۰۷] یک کدام از آن ها انتشارات دارالفکر بیروت میباشد که کتاب را در ۸۰ جلد با مطالعه علی شیری در سال ۱۴۱۵ق بهچاپ رسانده میباشد.
نحوه تألیف
ابنعساکر، بهتیتر یک محدث، در تاریخنگاری از طریق محدثان تاسی کرده و تاریخ مدینة دمشق را با بیان سندها و خبرها بهشکل بزرگ ارائه مینماید.[۸۷] به همین برهان اورده شده، جنبه حدیثی کتابش بر جنبه تاریخی آن برتری دارااست.[۸۸] اورده شده او در طرز نوشتاری خویش به صورت خاص از کتاب تاریخ بغداد تقلید کرده[۸۹] و داده ها آن را از مشایخ بغداد و دمشق عدهآوری نموده است.[۹۰] ابنعساکر، ضمن ارائه داده ها بهشکل مستند، به جزئیات، مانند اسم یا این که تاریخ وفات، و همینطور تعدد قصهها اعتنا ویژهای داشت. این شیوه که بر صدق خبر و جستوجوی واقعیت تأکید دارااست، از سنت علمای حدیث نشأت گرفته و در تمدن اسلامی رایج بوده میباشد.[۹۱] [یادداشت ۱] ابنعساکر و همعصرایهایش نماینده نقط ی اوج این مدل در قرن ششم هجری قمری بودند و تاریخ وی به دو قسمت ورقه ها و خبرها تقسیم تشریفات مشهد میشود.[۹۲]
طرز تألیف وی منجر استقبال تاریخنگاران دیگر قرار گرفت؛ بهسیرتکاملای که آورده شده ذهبی در کتاب تاریخ الاسلام از طریق او تاسی نموده است.[۹۳] اورده شده ابنعساکر برخلاف بخش اعظمی از مورخان دیگر، سعی داشت مطالب موردنظر خویش را در ذهن خواننده ثبت نماید. این منش سبب شد بعضا مسائل اساسی تاریخی را که از بینش وی التفات چندانی نداشتند، بهطور زود گذر مطرح کرده و یا این که ابداً بیان نکند.[۹۴]
نحوه معرفی شخصیتها
ابنعساکر در معرفی هر شخصیت اسم، نسب، آوازه، موطن، خصوصیتهای سیاسی، استادان و شاگردان آن شخص را ذکر مینماید. آنگاه تنی چند از احادیث نبوی که شخص ذکر شده نقل کرده را با مدرک متصل تا فرستاده اسلام(ص) ارائه میدهد. همینطور از ایده ها بزرگان درباره آنها سود کرده و این ایده ها را نیز با گواهی بدون نقص تا گوینده بیان نموده است. در نقطه نهایی معرفی هر شخص، تاریخ وفات اورا بهشکل مستند گزارش مینماید.[۹۵]
تلخیصها و پایینها
شخصیتهایی زیرا کرم بن عبدالواحد صفار، ابوشامه مقدسی، ابنمراد، شمسالدین ذهبی، ابنحکم کننده شهبه، ابوالفتح خطیب،[۹۶] عبدالرحمن بن اسماعیل دمشقی، حاکم جمالالدین محمد بن مکرم الأنصاری و روحانی بدرالدین محمود بن احمد العینی کتاب تاریخ مدینة دمشق را تلخیص کردهاند.[۹۷] برخی از این ورژنها همچنان در کتابخانههای گوناگون دنیا جان دار می باشند.[۹۸] همینطور تراجم مرتبط با زنان و همینطور عثمان بن عفان نیز با استیناف سکینة الشهابی منتشر گردیدهاست.[۹۹] افزون بر این، کتابهایی در مورد سیره نبوی بهشکل مستقل بر پایه ی این تاثیر درج شدهاند.[۱۰۰] ابنشداد نیز در کتاب الاَعلاق الخطیرة فی بیان امراء الشام و الجزیرة از این تاثیر سود کرده میباشد.[۱۰۱]
محققانی زیرا ابوعمرو بن حاجب، دانشالدین برزالی و أبویعلی بن القَلانِسی پایینهایی بر کتاب تاریخ دمشق نگاشتهاند.[۱۰۲] کتابهایی نیز بر طبق این کتاب تدوین گردیدهاند که بعضا از آن ها عبارتند از:
تحفة المذکر المُنْتَقی اینجانب تاریخ ابنعساکر تاثیر جلالالدین سیوطی
المنتخب نوشته قاسم بن علی بن عساکر فرزند مؤلف
فاکهة المجالس و فکاهة المجالس از احمد بن عبدالدائم مقدسی
العقد الفاخر نگاشته اسماعیل بن محمد الجراح.[۱۰۳]
ورژنهای خطی و چاپی
یک سری ورژن خطی از کتاب تاریخ مدینة دمشق در کتابخانههای دنیا مو جود میباشد که یکیاز آنان در کتابخانه الأزهر قاهره بههمپا خواندن، تصحیح و اضافات ابنعساکر و پسرش قاسم میباشد.[۱۰۴] اگرچه این ورژن از بعضی جهتها ناقص میباشد، از دیرینترین نسخه ها جان دار بهشمار رفته میباشد.[۱۰۵] ورژنهای دیگری نیز در کتابخانه ظاهریة دمشق و همینطور در کتابخانههای عراق، مغرب، تونس، ترکیه، لندن، دوبلین، کمبریج، لنینگراد، آمریکا ایالات متحده و هند وجود داراهستند که هیچیک بدون نقص نیستند.[۱۰۶] این کتاب بوسیله ناشران مختلف و با بازرسی دانشمندان گوناگون منتشر گردیدهاست.[۱۰۷] یک کدام از آن ها انتشارات دارالفکر بیروت میباشد که کتاب را در ۸۰ جلد با مطالعه علی شیری در سال ۱۴۱۵ق بهچاپ رسانده میباشد.

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟