loading...

???? ???? ???????

بازدید : 41
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:47


سید محمدحسین ادب‌الله (۱۳۱۴-۱۳۸۹ش)، از مراجع تبعیت شیعه بومی لبنان و از مؤسسان حزب‌الله لبنان بود. وی عمل‌های مذهبی و فرهنگی کبیر‌ای در لبنان اعمال اعطا کرد. سالها نماز آدینه را در بیروت برپا می کرد و فتاوایش در مسئله وحدت مسلمین، سوگواری و دستمزدِ زنان گزینه دقت و مناقشه بوده میباشد. محمدحسین ادب‌الله از اول اعضای شورای‌خوب مجمع جهانی اهل‌بیت تشریفات مشهد بوده میباشد.

معاش طومار و تحصیلات
سید محمدحسین ادب‌الله در سال ۱۳۱۴ش در نجف دیده به جهان گشود. پدرش سید عبدالرئوف ادب‌الله بود. در ۹ سالگی تحصیلات حوزوی را استارت کرد. دروس حوزوی از صرف و نحو و معانی و ذکر تا منطق و اصول فقه را نزد پدرش آموخت. جلد دوم کتاب کفایة الاصول را نزد مجتبی لنکرانی(۱۴۰۶ق)خواند. به درس بیرون مراجع آن عصر مانند سید ابوالقاسم خویی، سید محسن طباطبائی حکیم، سید محمود حسینی شاهرودی و حسین حلی رفت. بخشی از کتاب اسفار اربعه را نزد صدرا بادکوبه‌ای فرا گرفت و پنج سال نیز این درس را از سید محمدباقر صدر یادگرفت.

فضل و ادب‌الله در سال ۱۳۳۱ش در ۱۷ سالگی به لبنان رفت. در سال ۱۳۴۵ش به دعوت عده ای از مؤسسان انجمن مذهبی «اُسْرَة التَآخی» در حیطه نَبْعه در کناره شرقی بیروت سکونت کرد.[۱]

اساتید
بعضا از استادان ادب‌الله عبارتند از:

سید عبدالروف ادب‌الله (بابا سید محمدحسین)
سید ابوالقاسم خویی
سید محسن طباطبائی حکیم
سید محمود حسینی شاهرودی
حسین حلی
روحانی صدرا بادکوبه‌ای
سید محمدسعید فضل و ادب‌الله (عموی سید محمدحسین)[۲]

اینجانب وحی القرآن
درگذشت
سید محمدحسین ادب‌الله در ۱۳ تیر سال ۱۳۸۹ش در لبنان درگذشت و در حارة حریک و در مسجد خویش دفن شد. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران در پیام تسلیتی او‌را شخصیتی تأثیرگذار و کمک برای کشور ایران خواند.[۳]

اثرها
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها سید محمدحسین فضل و ادب‌الله
ادب‌الله تألیفات زیادی در اثرها اسلامی داراست و تمام کتاب ها وی که مشتمل بر نوشته‌ها، سخنرانی‌ها و تقریرات درس بیرون می گردد، به بیش تر از هفتاد تیتر میرسد.[۴] تعبیر اینجانب وحی القرآن داری سبکی اختصاصی به خویش در ۲۵ جلد به چاپ رسیده میباشد که جلد پایان آن به فهرست موضوعی تخصیص داده گردیده‌است.[۵] این کتاب که با رویه واقع‌گرایانه و اجتماعی مندرج،[۶] قبل از چاپ شدن، بخشی از آن به طور سخنرانی ارائه شوید.[۷] استیناف‌های قرآنی، مسائل فقاهتی و پندار اسلامی عمده اثر ها وی به شمار می‌رود.[۸] کانال تلویزیونی الإیمان که بعداز درگذشت فضل و ادب‌الله فعال سازی شد‌ه‌است تامل‌های اورا منتشر می‌نماید.[۹]

عمل‌های علمی و فرهنگی
محمدحسین فضل و ادب‌الله از سال‌های نوجوانی به شعر و ادبیات عشق داشت. او آن‌گاه‌ها شعر سرود که نتیجه ها آن در پوسته سه کتاب شعر منتشر شد. در سال ۱۳۳۹ش جماعة العلمای نجف روزنامه‌ الاضواء را فعال‌ساز‌ی کردند که سید محمدحسین ادب‌الله در کنار سید محمدباقر صدر و محمدمهدی شمس‌الدین از مدیران آن بود و سرمقاله‌های سال دوم این روزنامه را با تیتر "کلمتنا" (صحبت ما) به فن تحریر درآورد. ادب الله در کنار سید محمدباقر صدر در تشکیل جنبشی شیعی در عراق نقش جاری ساختن کرد. نتایج رایزنی‌ها و هم‌فکری‌های ادب‌الله و صدر، پیدایی اولیه تکان اسلامی شیعی در عراق با اسم حزب الدعوة الاسلامیة بود.[۱۰]

او بعد از رجوع به لبنان در سال ۱۹۶۶م عمل‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی خویش را توسعه اعطا کرد و با برگزاری جلسات تعبیروتفسیر و وعظ فقاهتی و اخلاقی و نرم‌افزار‌های جواب به سوال‌ها در تحولات فکری- مذهبی لبنان نقش موثری داشت.[۱۱] وی هم اینگونه سالهای زمان بر در ضاحیه بیروت نماز آدینه را اقامه میکرد.[۱۲]

تأسیس حوزه علم ها شرعی به اسم «المعهد الشرعی الاسلامی» به مقصود رویش طلاب علم ها فقاهتی قسمت دیگری از عمل‌های فرهنگی و علمی سید محمدحسین فضل و ادب‌الله میباشد. درین مکتب درس دادن درس بیرون اصول و فقه را بر ذمه دارااست. بخش اعظمی از شخصیت‌های تکان مقاومت اسلامی لبنان تربیت گردیده این مکتب میباشند. شهید راغب حرب از اولیه طلاب این مکتب بود. او ضمن «المعهد الشرعی» که در بیروت واقع میباشد، حوزه علمیه ویژه زنان را نیز در بیروت و ناحیهای نیز در صور و حوزه المرتضی در دمشق (سیده زینب) را تا‌سیس نموده است.[۱۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 55
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:30


جَگرایش بن دَرّاج‌، (زنده تا سال ۱۸۳ قمری) راوی‌، محدّث و فقید شیعه در قرن دوم هجری و از اصحاب اجماع که حدود ۳۰۰ حدیث از امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) داستان نموده است. جمیل بن دراج از حدود ۵۰ راوی مثلا زراره بن اعین و محمد بن مسلم حدیث نقل کرده و بیشتراز ۴۰ بدن به عنوان مثال بعضی از اصحاب اجماع مانند بزنطی از وی ماجرا کرده‌اند. احادیث جمیل بیشتر درباره عقاید، کردار، آداب‌ و فقه میباشد. رجالیان شیعه اورا تشریفات مشهد توثیق کرده‌اند.

اسم جمیل در شمار اصحاب امام رضا(ع) نیز آمده میباشد. وی بعداز شهید شدن امام کاظم(ع)، برای مقطع کوتاهی به واقفیه پیوست، آنگاه از آن‌ها غیروابسته شد و امامت امام رضا(ع) را به عهده گرفت.

نسب و وفات
از تاریخ به دنیاآمدن جمیل بن دراج اطلاعی در مشت وجود ندارد‌. لقب وی، ابوعلی یا این که ابومحمد بود.[۱] فامیل وی مقیم کوفه بودند و با قوم نَخَع لینک ولاء (تعلق حمایتی‌) داشتند، به همین سبب ساز اورا نَخَعی‌[۲] یا این که مَوْلی‌النَّخَع‌[۳] نیز خوانده‌اند.

پدرش‌، ابوالصَبیح درّاج،‌[۴] بقالی میکرد[۵] و اخوی خرد‌ترش‌، نوح بن درّاج‌، از راویان ثقه و حکم دهنده آن دیار و در برهه‌ای حکم کننده نصیب شرقی بغداد بود.[۶] جمیل در اواخر قدمت نابینا شد و در زمانه امام رضا(ع) درگذشت.[۷]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَگرایش بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
وثاقت
جمیل‌بن درّاج آیتم توثیق رجالیان میباشد‌[۸] و اورا با عناوینی زیرا ثقه‌، روضه خوان و وجه‌الطائفه ستوده‌اند.[۹] کَشّی جمیل بن دراج را در زمره ۱۸ بدن فقیهی بیان نموده است که اصحاب امامیه بر درستی احادیث‌ آنان اجماع دارا هستند.[۱۰] او‌را موثق‌ترین و عالم‌ترین شخص از اصحاب اجماع فی مابین راویان مشترک از امام درستگو(ع) و امام کاظم(ع) دانسته‌اند.[۱۱]

احادیث
اسم جمیل در ۵۷۰ ماجرا‌، در کتاب ها اربعه، به طور جمیل‌بن درّاج‌[۱۲] و ده‌ها توشه با اسم جمیل‌[۱۳] در سندها حافظه شد‌ه‌است‌. زیرا اسم جمیل‌، دربین جمیل بن درّاج و جمیل بن پارسا‌، از اصحاب امام راست گو(ع)، مشترک میباشد‌، او مطابق طبقه و اسم قبلی و آنگاه در سلسله مدرک، شناسایی می شود.[۱۴]

خصوصیت‌های احادیث جمیل
احادیث جمیل بن درّاج در کتاب ها حدیثی‌، بیشتر درباره عقاید، خوی، آداب‌، و ابواب گوناگون فقه میباشد. وی مجاورت ۳۰۰ حدیث را مستقیماً از امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) داستان کرده که احادیث وی از امام درست گو(ع) بیشتر میباشد.[۱۵] همینطور از بیشتراز ۵۰ راوی‌، حدیث نقل کرده که غالباً از اصحاب امام درستگو(ع) بوده‌اند.[۱۶] بیشترین احادیث با واسطه وی، به ترتیب فراوانی، ابتدا از زرارة بن اعین (با ۹۲ ماجرا‌) [۱۷] و آن‌گاه از محمد بن مسلم (با ۵۵ قصه‌) [۱۸] میباشد.

جمیل بن دراج از حاملان روایات خاص امامان محسوب می شد. امام راست گو (ع) او‌را از نقل این روایات خاص ـ که همگی شیعه ها از آن آگاه نبودند و یا این که جزو اسرار شیعه به اکانت می‌آمدند ـ برحذر می‌داشت‌.[۱۹]

راویان از جمیل
بیش تر از ۴۰ بدن از جمیل داستان کرده‌اند[۲۰] راویان ذیل به ترتیب بیشترین ماجرا را از وی نقل کرده‌اند؛

محمد بن اَبی عُمَیرِ اَزْدی
علی بن حدید بن حکیم
احمد بن محمد بن اَبی نَصْر بَزَنْطی
فضالة بن ایوب
صفوان بن یحیی[۲۱]
صحابی امام رضا
جمیل از اصحاب امام راست گو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد.[۲۲] وی بعد از شهید شدن امام کاظم (ع)، تا مدتی در امامت امام رضا(ع) تردید داشت، از این‌رو جزء واقفیه به شمار می‌آمد.[۲۳] جمیل بعداز مراعات شواهد دالّ بر امامت امام رضا(ع)[۲۴]، به یاروهمدم عده ای از اصحاب امام کاظم(ع)، همانند احمد بن محمد بَزَنْطی و یونس بن یعقوب، از این حیث بازگشت و به امام رضا(ع) پیوست.[۲۵]

تألیفات
از جمیل سه تألیف گزارش گردیده است‌: یک کدام از به طور جداگانه‌، دیگری مشترک با مُرازم بن حکیم اَزْدی مدائنی و سو‌مین مشترک با محمد بن حُمران.‌[۲۶]

از تألیف غیروابسته وی گاهی با تفسیر اصل -که حاکی از اعتبار آن در تیم روایات شیعه میباشد‌- و گاهی با اسم کتاب خاطر گردیده‌است‌.[۲۷] این اختلاف تفسیر نباید موجب تصور دو تا بودن آنان گردد.

دو کتاب دیگر وی نیز راویان بسیار دارا‌هستند. نجاشی، کتاب مشترک‌التألیف جمیل بن درّاج و مرازم بن حکیم را، با یک‌سری واسطه از علی بن حدید، نقل نموده است‌.[۲۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 37
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:41


قَیس بن مُسْهِر (مُسَهَّر) صَیداوی اَسدی، طومار‌رسان فی مابین امام حسین(ع) ، کوفیان و مسلم بن عقیل که در قادسیه به دست نیروهای عبیدالله بن زیاد گرفتار شد و چندی قبل از حادثه عاشورا به شهیدشدن رسید. اسم او در زیارت الشهدا تشریفات مشهد آمده میباشد.

اصل و نسب
اسم بدون نقص او «قیس بن مسهر بن خلید بن جندب بن منقذ بن جسر بن نکرة بن صیداء» میباشد.[۱] اسم بابا وی مُسهِر میباشد، ولی گاه به طور مُسَهَّر نیز مصرف شده میباشد.

قوم و قبیله قیس به بنی صیدا دارای اسم و رسم بودند، بنی صیداء طایفه‌ای از بنی اسد به شمار می‌آمد،[۲] به این جهت در برخی از منابع، او جزء شهدای بنی اسد به شمار آمده میباشد.[۳] از آن‌جا که اسم یکی اجداد وی نکره میباشد او را قیس بن مسهر نُکری نیز گفته‌اند.[۴]

در بعضا از گزارش‌ها او را مردی شریف، شجاع و مخلص نسبت به بستگان پیامبر معبود (ص) معرفی کرده‌اند. کمیت اسدی در شعری او را روحانی بنی صیداء دانسته میباشد.[۵]

طومار‌رسانی
مهم‌ترین نقش قیس در جریان اتفاق کربلا را می‌اقتدار طومار‌رسانی او تیتر کرد. طومار‌هایی که قیس در‌این جریان رد و بدل کرده عبارتنداز:

رساندن طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) در مکه[۶]
رساندن طومار مسلم از دربین شیوه به امام حسین(ع)
برگرداندن پاسخ امام به مسلم
ملازمت با مسلم در هجرت و رساندن طومار مسلم به امام حسین(ع) در جریان بیعت کوفیان[۷]
ملازمت با امام حسین(ع) و رساندن طومار امام حسین(ع) از حاجر به کوفیان.[۸]
طومار کوفیان به امام حسین(ع)
نوشته‌ی علمیٔ مهم: طومار های کوفیان به امام حسین(ع)
تنی چند از طومار‌های هم محلی کوفه در ۱۰ رمضان بوسیله عبدالله بن سبع همدانی و عبدالله بن وال تیمی به امام حسین(ع) رسید،[۹] دو روز سپس، قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی و عمارة بن عبید سلولی ۱۵۰ نامۀ دیگر از سوی کوفیان به امام رساندند.[۱۰]

از اینجا معلوم می‌گردد که قیس مستقر کوفه بوده و برای رساندن طومار کوفیان به امام عازم مکه شد‌ه‌است.

رساندن طومار‌های مسلم
قیس بعداز سه روز استراحت، در ۱۵ رمضان به امر امام و جهت ملازمت و همراهی با مسلم بن عقیل از مکه به سوی کوفه بیرون شد.[۱۱] آن‌ها آغاز به مدینه رفتند تا مسلم با آشنایان خویش خداحافظی نماید.[۱۲] درین مهاجرت دو خط مش بلد نیز یار آنها بودند، آن‌دو در میان رویکرد به انگیزه تشنگی شدید، از جهان رفتند.[۱۳]

طومار اولیه مسلم(ع):مسلم از میان رویکرد مکانی به اسم تنگه خبیت طومار‌ای به امام حسین(ع) نوشت،‌ این طومار را قیس به امام رساند،‌ او پاسخ طومار امام حسین(ع) را نیز به مسلم برگرداند.[۱۴]
ادامه مسیر: قیس همپا مسلم به مسیر خاطر نشان نمود کسانی زیرا عمارة بن عبید سلولی و عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی نیز همدم آنها بودند.[۱۵]
از گزارش‌ها اینگونه به‌دست میاید که قیس در مجموع مسیر مکه تا کوفه یاروهمدم مسلم بوده و با مسلم به منزل مختار وارد شد.[۱۶]

گردآوری نیرو: قیس از کوفه به خویشان خویش یعنی بنی اسد رفت و آن‌ها را از داخل شدن مسلم به کوفه آگاه کرد. حبیب بن مظاهر که از این خاندان بود برای ملاقات با مسلم به منزل مختار آمد.[۱۷]
طومار دوم مسلم: بعداز بیعت کوفیان با مسلم، او طومار‌ای به امام نوشت و بیعت کوفیان را به اگاهی وی رساند، این طومار را عابس بن ابی شبیب شاکری و قیس بن مسهر صیداوی به امام رساندند.[۱۸] در برخی از منابع اسم شوذب نیز چشم می شود.[۱۹]
عاقبت
واپسین طومار رسانی
امام حسین(ع)، قیس را از وادی حاجر روانه کوفه کرد، او در‌این مسافرت، پاسخ امام به طومار مسلم را به یار داشت.[۲۰] اما بعضا از گزارش‌ها گویای آن میباشد که‌این طومار از کربلا به کوفه نبی شد.[۲۱] البته به هرحال بعد از شهیدشدن مسلم این طومار ارسال گردیده است.[۲۲]

دستگیری
زمانی‌که قیس به قادسیه رسید، حصین بن نمیر اورا بازداشت نمود. حُصَین، قیس را پیش عبیدالله بن زیاد ارسال کرد[۲۳] تا ابن زیاد درباره وی تصمیم‌گیری نماید. او پیش از دستگیری طومار‌ای که به همدم داشت را پاره کرد تا به دست معاند نیفتد.[۲۴]

مناظره با ابن زیاد
بعد از آن‌که قیس را نزد ابن زیاد به دار الاماره بردند مناظره‌ای در بین آن‌دو شکل گرفت.

ابن زیاد اعلام‌کرد: تو کیستی؟
اعلام‌کرد: مردی‌ام از شیعه ها علی(ع) و پسرش
بیان کرد: چرا طومار را پاره کردی؟
اظهار کرد: برای آنکه تو ندانی در آن چه نوشته میباشد.
اظهار‌کرد: از جانب که بود و سوی که نوشته؟
اعلام کرد: از جانب امام حسین(ع) به گروهی از عموم کوفه که اسم وی را نمی‌دانم.
ابن زیاد خشمگین شد و بیان کرد: به پروردگار از اینجانب مستقل نشوی تا اسم آن‌ها‌را به اینجانب بگویی یا این که بالای منبر روی و حسین بن علی و پدرش و برادرش را لعن کنی وگرنه تورا قطعه قطعه میکنم.
قیس ذکر کرد: اسم آن تیم را نمی‌گویم البته لعن را می کنم. قیس بر فراز منبر رفت وپس از ثنا الهی ودرود فراوان بر نبی و خاندانش،عبیدالله بن زیاد و امویان را لعن کرد و خودش را تحت عنوان سفیر امام حسین (ع) معرفی کرد و عموم به کمک امام فراخواند . بعد از آن به امر ابن زیاد ازبالای قصر دارالاماره با دست بسته به زیر پرتابش کردند و رمز از بدنش جداساختند.[۲۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 39
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:51


شغل‌های سیاسی

اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی

برگه دوم اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی
مخالفت با تغییر تحول خط
بعضا نقل کرده‌اند که آیت‌الله بروجردی در پرهیز از تغییر و تحول خط در عصر رضاشاه نقش داشته میباشد. بنابر این نقل، رضاخان به پیروی از آتاتورک قصد به تغییر تحول خط گرفت و آیت‌الله بروجردی با این قصد به شدت تشریفات مشهد مخالفت کرد:

«غرض اینان از تغییر و تحول خط، دورکردن جامعه ما از فرهنگ وتمدن اسلامی میباشد، اینجانب تا زنده‌ام، اذن نمی‌دهم این فعالیت را عملی نمایند، به هر‌جا که میخواهد منجر گردد.»[۶۶]
مجلس مؤسسان و منع از تغییر‌و تحول آئین قانونی
در اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ش فرمان روا می‌خواست توسط مجلس مؤسسان و از روش بعضا تغییرات در قانون اساسی کشور، اختیارات خویش را توسعه دهد؛ ولی این سیرتکامل شایع گردیده بود که فرمانروا میخواهد به‌این عذروبهانه، مذهب شیعه و دیانت اسلام را کنسل و روش را برای رسمیت دادن به فرقة ضاله بهائی هموار نماید.[۶۷]
در‌این وضعیت خبرپراکنی گردیده بود که آیت‌الله بروجردی با تشکیل مجلس مؤسسان موافق میباشد. در پی این زمینه، آیت‌الله خمینی و آیت‌الله سید محمد متفحص (داماد)، آیت‌الله روح الله کمالوند خرم‌آبادی و آیت‌الله مرتضی حائری، طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی نوشتند: «زیرا منتشر میباشد که در ارتباط مجلس مؤسسان فی مابین حضرت مستطاب خوب و بعضا اولیاء کارها مذاکراتی گردیده و بالنتیجه با تشکیل مجلس مؤسسان موافقت فرموده‌اید… مستدعی میباشد واقعیت آن نشر را برای پر‌نور شدن تکلیف فقاهتی اعلام نمایید»؛ همینطور شایع گردیده بود که آیت‌الله بروجردی خلال پاسخ کتبی نوشته بودند: از علماء اعلام انتظار می‌رود در مواردی که‌این عهدوپیمان انتشارات مخالف واقع می شود، خودشان نگهبانی نمایند. اما عشق‌مندی به مصالح میهن بر کلیه دیده می شود، غایت مقتضی وجود ندارد که هر اقدامی گوشزد عامه گردد. برای اینکه مبادا تغییراتی در موردها مرتبط با کارها دینیه داده خواهد شد. تذکراتی مکرر داده‌ام، تا آنکه به تازگیً ابلاغ نمودند که خیر فقط در امر مرتبط با دیانت تصرفی نخواهد شد، بلکه در تحکیم و تشیید آن اهتمام شود. معذالک در کل مجالسی که در حوالی این موضوع گفتمان گردیده که در برخی از آن مجالس، جمع‌ای از علماء اعلام حضور داشتند، واژه‌ای که دلالت یا این که اشعار به موافقت درین زمینه داشته باشد، از حقیر صادر نشده. چه گونه ممکن میباشد در اینگونه کارها مهمی نظرها نماییم با آنکه فضا آن پر‌نور وجود ندارد؟».
قائم منزلت رفیع، مشاور فرمان روا و پزشک اقبال، وزیر میهن از طرف سلطان نزد آیت‌الله بروجردی آمدند، و صریحاً اعتقادوباور دادند که آئین قانونی تغییر‌و تحول نخواهد کرد و نهایتاً نیز به به عبارتی تصاحب کردن اختیارات بیشتر برای پادشاه اکتفا شد.[۶۸]

بازداشتن از اعدام آیت‌الله کاشانی
در شرایطی‌که چه در طول ملی شدن صنعت نفت، در بین آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی ارتباط حسنه‌ای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیت‌الله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیت‌الله کاشانی شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیت‌الله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی صدا کرد؛ ولی از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل شد‌ه‌است که:

اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و شروع و نقطه پايان آن را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمیشوم. این زمینه ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه شود و آجل در مشت چه کسی خواهد بود. ولی روحانیت اصلا نباید با این تکان مخالفت نماید که در‌صورتی‌که با این جنبش مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشور‌ایران تصویب می شود که روحانیت سبب ساز این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در چندین قصه مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیت‌الله بروجردی علیه مصدق موضع‌گیری نمایند،[۷۲] البته آیت‌الله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی بر طبق مدد او از دولت مصدق وجود داراست.[۷۳][۷۴]

رویا رویی و تعامل با فداییان اسلام
طریق غیرمداخله جویانه آیت‌الله بروجردی با نحوه نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی همسان عدم وجود.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع میخواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این منزلت را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیت‌الله بروجردی، روی خوش به فداییان علامت نمی‌اعطا کرد. در آغاز با ارشادوراهنمایی سعی بر جلوگیری کردن آنها داشت. راز درس مکرر می‌بیان کرد:

«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی می‌باشند، غمگین و عصبانی، بایستی ارشاد بشوند. اینجانب از آنان میخواهم که‌این امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشم‌ایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور چه‌طور آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرم‌آبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیت‌الله کاشانی را از کارداران اختلاف فدائیان با آیت‌الله بروجردی می دانند.[۷۸][۷۹] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیت‌الله بروجردی از او نگهبانی و برای آزادی‌اش عملکرد کرد. وی همینطور از اشخاصی که با فرمانروا ارتباط داشتند، پیمان گرفته بود که از سلطان بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعد از شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از غم هم اکنون هیچ کاری را ندارم»[۸۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 43
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:10


حمایت از امام علی(ع) نزد معاویه
به نقل از علی بن حسین مسعودی تاریخ‌نگار شیعه، معاویه از عدی پرسید: پسرانت چه شدند؟ وی اظهار کرد که در سپاه علی(ع) کشته شدند. معاویه اظهار کرد: علی با تو منصفانه اخلاق نکرد که فرزندان خویش را نگه داشت و فرزندان تو‌را به دم تیغ ارسال کرد. عدی اظهار‌کرد: «خیر؛ به معبود اینجانب به انصاف خلق نکردم که علی کشته شد و اینجانب هنوز تشریفات مشهد زنده‌ام!»[۳۳]

وی همینطور معاویه را از بدگویی درباره علی(ع) برحذر داشت و اذعان کرد: «به آفریدگار ای معاویه! دل‌هایی که پر از کینه تو بودند، هنوز در سینه‌هایمان می‌تپند و شمشیرهایی که در صف علی با تو جنگید بر دوش‌مان مکان دارا هستند. در‌صورتی‌که از روی بدخواهی و نیرنگ، به اندازه مسافت بین دو انگشتِ گشوده به ما مجاورت شوی، ما به اندازه یک وجب به تو مجاورت خوا‌هیم شد. و هر آینه براندن گلو و تنگ شدن نفس در سینه، برای ما سهل‌خیس از آن میباشد که بدگویی درباره علی بشنویم.»[۳۴]

ابراهیم بن محمد بیهقی ادیب قرن سوم قمری در کتاب المحاسن و المساوی گفتگوی دیگری فی مابین عدی و معاویه را نقل نموده است. در‌این رای زنی معاویه از عدی خواست که علی(ع) را برای وی تعریف نماید. عدی اظهار‌کرد:‌ «به آفریدگار قسم و سوگند وی دوراندیش و نیرومند بود، قاطعانه صحبت می‌اعلام کرد، به بخشید حکمرانی می کرد...» معاویه با شنیدن سخنان وی گریست و اعلام کرد: شکیبایی تو در فراق وی چه طور میباشد؟ عدی جواب بخشید: «همچون طاقت زنی که فرزندش را در آغوشش رمز بریده باشند؛ خیر اشکش کم آب خواهد شد و خیر شیون‌اش نقطه نهایی یابد.»[۳۵] روحانی عباس قمی (درگذشته ۱۳۵۹ق) نیز آن را در سفینة البحار آورده میباشد.[۳۶]

این رای زنی در برخی دیگر از منابع به ضرار بن ضمره منسوب شده میباشد.[۳۷]

شفاعت کردن نزد مختار
به گفته محمدهادی یوسفی غروی (زاده ۱۳۲۷ش) متفحص تاریخ اسلام، عدی بن حاتم در قیام مختار خیر جزو ملازمان وی بود و خیر جزو مخالفانش.[۳۸] در مبارزه جبانة السبیع که دربین مختار ثقفی و مخالفانش فیس بخشید، گروهی از قوم طیء که جزو معارضان مختار بودند، اسیر شدند،[۳۹] عدی بن حاتم آن‌ها‌را در نزد مختار شفاعت کرد و مختار آنان را آزاد کرد.[۴۰] همینطور خانواده حکیم بن طفیل طائی از لشکریان قدمت بن سعد در اتفاق کربلا، از عدی بن حاتم خواستند که او‌را نزد مختار شفاعت نماید. هنگامی عدی برای وی نزد مختار شفاعت کرد، مختار بیان کرد:‌ چه‌گونه جایز می‌بینی که برای یکی قاتلان حسین طلب شفاعت کنی؟! عدی اذعان کرد بر وی لاف بسته‌اند. مختار اعلام‌کرد در شرایطی‌که اینگونه میباشد اورا به تو وامی‌گذاریم. ولی پیش از آن، یاران مختار از خوف اینکه مختار شفاعت عدی را بپذیرد، حکیم بن طفیل را به قتل رساندند.[۴۱]

منزلت حدیثی
روحانی طوسی او‌را از اصحاب فرستاده(ص)[۴۲] و امام علی(ع)[۴۳] شمرده میباشد. وی احادیثی از امام علی داستان نموده است.[۴۴] همینطور روایاتی از وی در درست بخاری نقل گردیده است.[۴۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:49


عَبدالرّحمن بن عمرو بن مُلْجَم مُرادی دارای اسم و رسم به إبن مُلْجَم مُرادی از خوارج نهروان و قتل کننده علی بن ابی طالب(ع)، امام اولیه شیعه‌ها، میباشد. ابن ملجم بعد از به خلافت وصال علی(ع)، با وی بیعت کرد، در نبرد جمل در کنار وی جنگید و بعد از نبرد صفین و نقطه نهایی حکمیت، به خوارج پیوست. وی در مبارزه نهروان با علی(ع) نزاع کرد و از نادر اشخاص بازمانده از این نبرد بود. تا اینکه در سحر ۱۹ رمضان، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت و امام علی(ع) بعداز دو روز بر تاثیر ضربه وی به شهیدشدن رسید. به نقل پر اسم و رسم، ابن ملجم، در ۲۱ رمضان با یک ضربت خنجر قصاص شد. او سازه بر احادیث اهل بیت(ع) میان شیعه ها به «اَشقَی الاَولّینَ وَ الآخرین» و «اشقی الاشقیاء» آوازه تشریفات مشهد دارااست.

میلاد و نسب
از تاریخ به دنیا آمدن ابن ملجم خبری گزارش نشده، البته گفته‌اند او، نا آگاهی را فهم نموده است.[۱] ابن سعد نسب او‌را از اعراب حِمیری و از قوم و قبیله خواسته معرفی می‌نماید که با بنی‌جبله از خویشاوندان کنده هم قول بودند.[۲]

بعضی نیز او‌را از تَجوب، یک کدام از قبایل حمیری و هم‌قسم خاندان منظور خوانده‌اند[۳] و بلاذری تجوب را جد ابن ملجم دانسته میباشد.[۴][یادداشت ۱]

علت ابن ملجم در قتل امیرمؤمنان
درباره شهیدشدن علی بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم و علت آن، ماجرا‌های متفاوتی آورده شده میباشد.

ابن سعد، انتقام را علت قتل می داند و می‌نویسد:

در پی ناکامی خوارج در نهروان، سه بدن از آن‌ها، عبدالرحمن بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکیر تمیمی در مکه گرد آمدند و بعد از رایزنی بر آن شدند که به طور همزمان، علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمن کشتن علی (ع) را عهده دار شد و به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد. او در مواجهه زن زیبارویی به اسم قَطام دختر شجنة بن عدی به وی دل ناکامی و از وی خواستگاری کرد. قطام که بابا و برادرش در نهروان مقتول بودند، این توصیه را عهده دار شد و یکی‌از حالت تزویج را کشتن علی (ع) قرار بخشید.[۶]
ابن اعثم کوفی، عشق و علاقه ابن ملجم به قطام را برهان بر قتل امیرمؤمنان بیان کرده و می گوید:

بعداز پیکار نهروان و قبل از وصال علی(ع) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته شدن خوارج را به طرفدارانشان بخشید. وی در کوفه به زنی به اسم قطام دختر اضبع تمیمی دل شکست و از وی تقاضای تزویج کرد. سازه بر این نقل، عبدالرحمن در آن شب در منزل قطام به راز موفقیت و شراب نوشید و مست زمین‌خورد و زیرا بانگ اذان صبح برخاست، قطام اورا بیدار کرد و به مسجد کوفه ارسال کرد و عاقبت زیرا علی(ع) خواست در رکعت دوم به سجده رود، چاقو ابن ملجم بر سرش فرود آمد.[۷]
ز گند زیرمیزی خوران عالمی قرینِ بدیست
که است مفهوم رشوت به پارسی بدگند
چنانکه زاده ملجم برای وصل قطام
فروخت خون علی را به نیم شکرخند
[۸] سازه بر منابع، ابن ملجم مرادی در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری با چاقو آلوده و کثیف به زهر، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه شکافت.[۹]

لعن فرشتگان
در روایتی از امام راست گو (ع) آمده زمانی که ابن ملجم ضربت خویش را بر رمز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در افق بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن ها فقاهتی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» خاطر گردیده است. [۱۱]در روایتی فرستاده آفریدگار (ص) به امام علی اعلام کرد ای علی چه کسی در فامیل ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب بخشید آن که شتر با تقوا را پی‌کرد. نبی پرسید شقی ترین فرد درین امت چه کسی است؟ امام علی خاطرنشان کرد آفریدگار و پیامبرش داناترند نبی جواب دادکسی که تو را بکشد شقی‌ترین فرد در‌این امت میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 41
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:40


محمدتقی بَرَغانی (شهید شدن: ۱۲۶۳ یا این که ۱۲۶۴ق) دارای شهرت به شهید ثالث از فقیهان شیعه در بعدازظهر قاجار بود. وی اذن اجتهاد را از عالمانی زیرا سید علی طباطبایی و جعفر کشف کننده‌الغطاء اخذ کرد. ملا محمدتقی به یاور دو برادرش ملا محمدصالح و ملا علی نسبت به عالمان دیگر بستگان برغانی از آوازه بیشتری در مجامع علمی کشور‌ایران و عراق بهره مند تشریفات مشهد بودند.

شهید ثالث کتاب‌هایی در مورد‌های مختلفی زیرا فقه، اصول و سخن نوشته میباشد؛ مشهور‌ترین آن ها عیون الاصول و منهج الاجتهاد بود. بیان شده او او‌لین مجتهدی بود که عقیده ولایت دانا را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.

یکی‌از دلایل آوازه برغانی تکفیر شیخیه و بابیه بود. برغانی به هم پا عالمانی زیرا سید محمد مجاهد در نزاع علیه شوروی کمپانی داشت. مجتهد برغانی رئیس حوزه علمیه قزوین را به ذمه داشت. وی بعداز مدتی این حوزه را به یک مدرسه فکری اساسی در عالم تشیع تبدیل کرد و از پیشگامان نزاع با استبداد و انحرافات مذهبی شد. محمدتقی برغانی به دست فرقه بابیه به شهیدشدن رسید.

مقام و التفات
ملا محمدتقی بن محمد برغانی قزوینی[۱] فقید[۲] و دانشمند شیعه[۳] در عصر فتحعلی‌پادشاه و محمدشاه قاجار[۴] میباشد. نقل شده وی از مشاهیر علمای امامیه[۵] و از مجتهدان بومی قزوین[۶] و حتی از مراجع پیروی بعد از ظهر خویش بوده میباشد.[۷] اورا با اعتنا به مخالفت‌ها و مبارزاتش علیه فرقه‌هایی زیرا شیخیه و بابیه، عالمی انحراف‌ستیز[۸] و به انگیزه پیکار علیه استعمارگران از علمای مجاهد[۹] معرفی کرده‌اند. اورده شده وی با مجموع اقتدار با بدعت‌ها جنگ کرد و ترسی از ذکر ضعف‌های حکومت نداشت.[۱۰]

دانش و فضل و ادب ملا محمدتقی باعث شهرتش در حین حکومت فتحعلی‌فرمانروا قاجار و در طول حیات میرزای قمی شد.[۱۱] وی شخصی خوش خلق[۱۲] و در کثرت زهدوتقوا و تهجد زبانزد بود.[۱۳] او عملکرد فراوانی برای رواج آئین و برطرف کردن خطاها عموم اعمال بخشید[۱۴] و اهتمام ویژه‌ای به دستور به دارای شهرت و نهی از منکر داشت.[۱۵]

خاستگاه و تحصیلات
محمدتقی برغانی در سال ۱۱۷۲ق یا این که ۱۱۸۳ق[۱۶] و یا این که ۱۱۸۴ق[۱۷] در روستای برغان از توابع ری[۱۸] یا این که از توابع طهران چشم به جهان گشود.[۱۹] پدرش ملا محمدملائکه از عالمان قزوین بود.[۲۰] محمدتقی بعد از سپری کردن دروس مقدماتی علم ها شرعی در قزوین به قم رفت و به شاگردی میرزای قمی پرداخت. وی برای حصول دانش حکمت و حرف به اصفهان رفت.[۲۱]

ملا محمدتقی بعداز مدتی به عراق رفت و در درس سید علی طباطبایی پر اسم و رسم به صاحب و مالک ریاض کمپانی کرد و در غایت به طهران رجوع.[۲۲] او توشه دیگر برای اخذ اذن اجتهاد به عراق هجرت کرد. وی در‌این مسافرت به سفارش استادش درس دادن را شروع کرد و بعداز استخراج اذن اجتهاد، به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت.[۲۳] ملا محمدتقی بیشتر قدمت خویش را در قزوین طی کرد.[۲۴]

اساتید و شاگردان
ملا محمدتقی برغانی از علمای مجال خویش استفاده کرد.[۲۵] سید علی طباطبایی، ملا علی نوری، محمدباقر وحید بهبهانی، میرزا ابوالقاسم گیلانی قمی،[۲۶] جعفر کشف کننده‌الغطاء و سید محمد طباطبایی از اساتید وی دانسته گردیده‌اند.[۲۷]

اورده شده سید علی طباطبایی، جعفر کشف کننده‌الغطاء،[۲۸] سید محمد مجاهد،[۲۹] میرزای قمی[۳۰] و محمدحسن نجفی تالیف کننده جواهرالکلام[۳۱] از علمایی بودند که به او اذن اجتهاد دادند.

میرزا محمد تنکابنی و سید محمدحسین قزوینی از شاگردان وی قلمداد گردیده‌اند.[۳۲]


حرم شهید ثالث در قزوین
ملقب به شهید ثالث
ملا محمدتقی برغانی پس از شهیدشدن به کنیه شهید ثالث شناخته شد[۳۳] او در سال ۱۲۶۳ق[۳۴] یا این که ۱۲۶۴ق[۳۵] بعد از تکفیر فرقه بابیه با خیانت برادرزاده‌اش قرة‌العین[۳۶] به دست اعضای این فرقه در محراب مسجد به شهید شدن رسید.[۳۷]

ادله اسم‌گذاری ملامحمدتقی به شهید ثالث، کشته‌شدن وی به دست مخالفانش در منش تامین از عقاید شیعه مذکور میباشد؛[۳۸] هرچند از اسم‌گذاری وی به‌تیتر شهید رابع نیز صحبت به بین آمده[۳۹] و حاکم نورالله شوشتری را شهید ثالث معرفی کرده‌اند.[۴۰] با این حالا برخی گفته‌اند برغانی به کنیه شهید ثالث آوازه دارااست.[۴۱]

ملا محمدتقی، وصیت کرده بود در کربلا دفن گردد، ولی عموم قزوین بازدارنده از جابجایی لاشه‌اش به کربلا گردیده[۴۲] و او را در مجاورت شاهزاده حسین قزوین به خاک سپردند.[۴۳] نقل شده بعد از یک سری سال که برای تعمیرات، قبرش را شکافتند، لاشه اش سلامت ما‌نده بود.[۴۴] مزار وی مکانی مشهور[۴۵] برای زیارت عموم قزوین شد.[۴۶] شهید شدن ملا محمدتقی در محراب باعث شد تا خاندانش به آل‌شهید و شهیدی دارای شهرت شوند.[۴۷] در باب شهادتش اشعاری سروده گردیده‌است.[۴۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 48
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:36


مناظره درباره خلفا
به نقل منابع روایی شیعه، امام محمد تقی(ع) در مجلسی با حضور مأمون و شماری از فقها و درباریان، با یحیی بن اَکْثَم درباره فضیلت ها ابوبکر و قدمت مناظره کرد. یحیی خطاب به وی اذعان کرد جبرئیل از طرف خداوند به رسولش اذعان کرد از ابوبکر سؤال کن آیا وی از اینجانب راضی میباشد؟ اینجانب که از وی راضی هستم، امام جواب اعطا کرد اینجانب منکر فضل و ادب ابوبکر نیستم؛ البته هر که این قصه را نقل کرده بایستی به روایات دیگری که از فرستاده(ص) وارداتی دقت نماید و آن اینکه رسول فرمود زمانی که حدیثی از طرف اینجانب به شما می رسد، آن را بر کتاب پروردگار و سنت اینجانب عرضه نمایید. در شرایطی که موافق با آن بود، بپذیرید و درصورتی که خلا، قبول نکنید؛ چون لاف‌گویان و جعل‌کنندگان حدیث زیاد خواهند شد. بعد امام اظهار‌کرد این حدیث با قرآن موافقت ندارد؛ چون خدا در قرآن می فرماید «وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ؛ ما از رگِ گردن به شما نزدیکتریم.»[۱۴۶] آیا آفریدگار از راضی بودن یا این که نبودن ابوبکر دوراندیشی نداشت تشریفات مشهد که از پرسید؟[۱۴۷]

بعد از آن، یحیی درباره قصه «مَثَل ابوبکر و عُمر در زمین همچون جبرئیل و میکائیل در اسمان میباشد» سؤال کرد. جوادالائمه جواب بخشید محتوای این داستان درست وجود ندارد؛ چون جبرئیل و میکائیل همواره بندگی پروردگار را کرده و لحظه‌ای مرتکب گناه نشده‌اند؛ در حالی که ابوبکر و قدمت قبل از آنکه اسلام بیاورند، سال‌های وقتگیر مُبی دینی بوده‌اند.[۱۴۸]

انقطاع دست سارق
در طول سکونت جوادالائمه(ع) در بغداد، درباره اینکه دست سارق از کجا بایستی انقطاع گردد، بین فقهای اهل‌سنت اختلاف پیش آمد. بعضی می‌گفتند از مچ بایستی انقطاع خواهد شد و بعضا دیگر انقطاع آن را از آرنج می‌دانستند. معتصم از امام جواد(ع) خواست تا لحاظ خویش را ذکر نماید. جوادالائمه از معتصم خواست اورا از جواب معاف دارااست؛ ولی خلیفه سماجت کرد و امام ذکر کرد صرفا انگشتان سارق انقطاع می‌گردد و سایر دست باقی میماند. او ادله خویش را آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِله فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً؛ و مساجد ویژه خداست، پس هیچ‌کس را باایمان مخوانید»[۱۴۹] تیتر کرد. معتصم پاسخ امام را پسندید و امر کرد تا انگشتان سارق را انقطاع نمایند.[۱۵۰] آورده شده این رخداد منجر اشاعه رده امامت میان عموم شد.[۱۵۱]

فضیلت ها و کرامات

بارگاه بقاع امام جواد(ع) و امام کاظم(ع)
در منابع روایی، فضايل و کراماتی برای امام جواد(ع) نقل گردیده‌است.

جود و عفووبخشش زیاد به دیگر افراد
ملقب‌شدن پیشوای نهم شیعه‌ها به جواد را به انگیزه کثرت عفو وبخشش و احسان وی به عموم دانسته‌اند.[۱۵۲] بر اساس طومار‌ای که امام رضا(ع) از خراسان برای فرزندش جواد ارسال کرد، وی از به عبارتی سال‌ها، به سخاوتمندی پر اسم و رسم و زبانزد بوده میباشد. زمانی که پدرش در خراسان بود، اصحابش امام جواد را از درِ فرعی منزل بیرون می‌کردند تا با اشخاص کمتری مواجه گردد که برای اخذ امداد، گرد منزل‌اش تجمع می‌کردند. بر شالوده این داستان، امام رضا(ع) طومار‌ای به فرزندش ارسال کرد و به وی توصیه نمود تا به کلام عده ای که به وی میگویند از درِ مهم رفت‌وآمد نکند، گوش ندهد. علی بن موسی الرضا(ع) درین طومار به پسرش توصیه کرده بود: «هروقت می خواهی از منزل بیرون شوی، کمی سکهٔ طلا جواهرات و نقره همپا داشته باش. هیچ‌کس از تو درخواستی نکند، مگر اینکه چیزی به وی بدهی.»[۱۵۳]

عبادت زیاد

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 17
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:40


اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی مستقر کوفه که فی مابین آن ها شماری از صحابه فرستاده معبود(ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم هجری قمری و قرن سوم قمری چشم می گردد. اسلام آوردن اشعریان قبل از فتح مکه، از افتخارات آن ها میباشد. اشعریون سوابق درخشانی در کمک اهل البیت(ع) داشته‌اند مثلا کمپانی در نزاع صفین و تشریفات مشهد قیام مختار.

این طایفه به‌دنبال سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعه ها، از کوفه به قم سفر کردند و قم را محل سکونت خویش و راءس اشاعه تشیع در کشور‌ایران ساختند. انگیزه تعیین قم از سوی اشعریون، فتح این منطقه به دست جدشان صاحب و مالک بن عامر اشعری بوده میباشد. توان و نفوذ آنان در قم به سیرتکامل‌ای بوده که قم را از ملیت اصفهان بیرون کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های پررنگ‌ای از این فامیل، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) می باشند.

نسب
اشعریان اصالتاً یمنی و عرب قحطانی بودند،[۱] و نسب آن ها به «نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» دارای اسم و رسم به اشعر می سید.[۲] برخی انگیزه این نامگذاری را چنان دانسته‌اند که جد آن ها پشمالو بوده میباشد.[۳]

اشعر هفت پسر داشت که هریک سرسلسله خویشان‌ای شدند و کلیه را اشعری می‌گفتند. منظور از اشعریان در‌این مدخل نسل جماهر، یکی‌از فرزندان اشعر میباشد.[۴]

پیش از اسلام
در منابع اسلامی، فضیلت ها بخش اعظمی به اشعریان قبل از اسلام منسوب شده و از جوانمردی و نیک‌خویی آن خاطر شد‌ه‌است. به گفته این احادیث اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و بودجه خویش با عموم شریک بودند.[۵] هم‌اینگونه داعیه گردیده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه کمپانی داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان
اول اشعری مسلمان
به گفته مولف تاریخ قم صاحب و مالک بن عامر اشعری اولی مسلمان از فامیل اشعریان یمن و جد اعلای اشعریان قم میباشد.[۷] اول مهاجر این قوم و قبیله به سوی رسول(ص)، جهت تایید اسلام بود. او بعداز اسلام آوردن به دربین خویشان خویش گشوده گشت و یک‌سری سال آن‌گاه با هفتاد نفر از اقوام خود مجدد، به نزد فرستاده(ص) آمد.[۸]

اسلام آوردن بقیه اشعریان
بعداز اسلام صاحب بن عامر اشعری، گروهی دیگر از اشعریان در سال هفتم بعد از غزوه خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند.[۹] برخی مورخان به سیرتکامل‌ای دیگر، اسلام آن‌ها را، بیست سال بعد از مبعث نبی(ص) گزارش کرده‌اند.[۱۰] پیروز منابع به مسافرت و اسلام صاحب در مکه، اشاره نکرده‌اند[۱۱] به هر اکنون اسلام اشعریان از راز گرایش بوده و این فعالیت قبل از فتح مکه قادر است مایه افتخار آنها باشد.[۱۲]خلاف برخی از قبایل عرب که بعد ها و وقتی که موفقیت نبی(ص) را حتمی دیدند، تیم مجموعه مسلمان شدند،[۱۳]

از صورت‌های نام دار اشعری بین صحابه فرستاده اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‌اقتدار به ابو عامر اشعری که در نبرد حنین به شهیدشدن رسید و فرزند وی عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری به عنوان مثال راویان حدیث رسول(ص) اشاره نمود.[۱۴]

سفر به عراق
صاحب بن عامر از اول افرادی بود که در سال ۱۶ هجری قمری برای فتح مدائن[۱۵] از رود دجله گذشت و مسلمان ها دیگر نیز شجاع شدند و وارد مدائن شدند و آنجا را فتح کردند.[۱۶] او را فاتح نواحی جبال مثلا ساوه دانسته‌اند،[۱۷]

بعد از فتح عراق، اشعریان همچون اکثری از یمنی‌ها در کوفه مستقر شدند، دو بدن از فرزندان صاحب یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن صاحب به عبارتی کسی میباشد که در روز ها خلافت عثمان بن عفان به شراب‌خواری ولید بن عقبه، امیر کوفه، شهید شدن بخشید.[۱۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 51
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:27


نقش زراره در بسط معارف اهل بیت(ع)
نقش زراره در توسعه و احیای معارف اهل بیت(ع) تا آنجاست که امام راست گو(ع) اعلام کرد: آفریدگار زراره را بیامرزد، که در صورتی‌که وی و مانند وی نبودند، سخنان پدرم از در بین رفته بود.[۱۰] در حدیث دیگر، امام درستگو(ع) آشکارا اورا از بهشتیان دانسته میباشد.[۱۱] گشوده از آن امام ماجرا گردیده‌است که بیان کرد: ۴ بدن نزد اینجانب دوستداشتنی ترند: بُرَید بن‎ معاویة بَجَلی، محمد تشریفات مشهد بن مسلم، ابوبصیر و زراره.[۱۲]

وثاقت زراره
رجال شناسان عموماً احادیث ذمّ زراره را ضعیف و یا این که ناشی از موقعیت خاص سیاسی و تقیه دانسته‎اند[۱۳] مسأله دیگری که نزد دانشمندان شیعی گزینه اعلام کرد و گوست، انکار یا این که شک و تردید وی در خصوص امامت موسی‎ بن‎ جعفر(ع) (۱۲۸-۱۸۳ق/۷۴۵-۷۹۹م) میباشد[۱۴] هرچند این نسبت تماماً محرز وجود ندارد، امّا در حالتی که اینگونه تردیدی نیز در زراره پیدا گردیده باشد، باتوجه به تأییدات امامان و شیعه‌ها آینده از زراره، مکان شک وتردید باقی نمی‎ماند که آخر و عاقبت وی به امامت امام موسی(ع) گردن گذارده میباشد.

اثرها
گفته‎اند که زراره دارنده تألیفاتی میباشد، البته جز یک کتاب با تیتر الاستطاعه والجبر والعهود[۱۵] از وی خاطر نشده میباشد. ابن‎بابویه قمی (۳۲۹ق/۹۴۱م) گوید که آن کتاب را چشم میباشد.[۱۶] بعضا داعیه کرده‎اند که زراره ۹۰ سال زیسته میباشد.[۱۷] این احتمال بدور نمی‎کند، چون برخی او‌را از اصحاب امام علی‎بن‎حسین(ع) نیز دانسته‎اند.[۱۸]

فرزندان
زراره ۷ فرزند داشت با اسم‌های: رومی، یحیی، عبدالله، حسن، حسین، محمد و عُبید که از راویان شیعی و غالباً از شاگردان امام راست گو(ع) و امام کاظم(ع) بوده‎اند و از آن ها داستان کرده‎اند. در‌این بین عبید از اعتبار و آوازه بیشتری برخوردار‌است؛ چنانکه او‌را «موثَّق» شمرده‎اند. وی در کوفه می‎زیست و از چنان اعتباری بهره مند بود که شیعه ها کوفه او‌را به هنگام نیاز برای ملاقات با امام راست گو(ع) و سوال از آن حضرت به مدینه می‎فرستادند.[۱۹]

حُمْران (ابوحمزه) ‎بن اعین
نوشته‌علمیٔ مهم: حمران بن اعین
حمران، دانا، محدّث، نحوی، ادیب و لغت دان، بوده میباشد. وی از شاگردان امام باقر(ع) و امام راست گو(ع) بوده و از آن دو احادیث اکثری نقل نموده است و اشخاص بخش اعظمی از وی ماجرا کرده‎اند. هرچند بعضی از رجال شناسان اهل سنّت، به جهت شیعی بودن حمران، وثاقت اورا تأیید نکرده‎اند، ولی رجال شناسان شیعی عموماً اورا موثّق و گزینه اتکا دانسته‎اند و حتی بعضی او‌را از زراره نیز موثق‎خیس دانسته‎اند[۲۰] حمران دانش نحو را از ابوالاسود دُؤلی آموخته میباشد. هرچند تاریخ مرگ وی دانسته وجود ندارد، ولی قطعی میباشد که وی قبل از امام راستگو(ع) درگذشته میباشد[۲۱] حمران دارنده فرزندانی بوده میباشد با اسم های: عقبه، حمزه و محمد. اینان از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع) و از راویان موثق بوده‎اند و از آن دو احادیث بسیار نقل کرده‎اند.

بُکَیر (ابوجَهْم) ‎بن ‎اعین
نوشته ی علمیٔ اساسی: بکیر بن اعین
وی از راویان موثَّق و از یاران امام پنجم و امام ششم شیعه‌ها به شمار آمده و احادیث بخش اعظمی از آن دو نقل نموده است، ولی به رغم آوازه بسیارش، چیزی بیشتراز این از حال و روز وی دانسته وجود ندارد. بکیر قبل از وفات امام راست گو(ع) درگذشته میباشد. او ۶ پسر داشته که عبارتند از قدمت، جهم، زید، عبدالله، عبدالحمید و عبدالاعلی. اشخاص حافظه گردیده از عالمان و محدثان و از اصحاب امام راست گو(ع) به شمار آمده‎اند. عبدالله، با اینکه از فقیهان مالک حیث دانسته گردیده، فطحی مذهب به شمار آمده میباشد.[۲۲]

ابوغالب زراری
نوشته ی علمیٔ مهم: ابوغالب زراری
احمدبن‎محمد، پر اسم و رسم به ابوغالب زراری (۲۸۵-۳۶۸ق/۸۹۸-۹۷۸م)، فقید، محدّث، متکلم، ادیب و شعر سرا. وی از عالمان و محدّثان بنام آل اعین و واپسین شخص دارای اسم و رسمِ این قوم میباشد. وی در ۱۱ سالگی حدیث را فرا گرفت.

ابوغالب در ۳۵۶ق/۹۶۷م رسالة فی ‎آل اعین را نوشت و در آن وضع و اوضاع خاندانش را، از استارت تا اجرا، به ایجاز و با بیان مشایخ روایی و شیوه های احادیث خویش گرد آورد و آن را به نوه‎ اش محمدبن ‎عبدالله اهدا کرد.

وی از نسل بکیر بن‎ اعین بوده، از این‎رو نیاکان وی به بکیری آوازه داشته‎اند، ولی از دوران امام هادی(ع)(۲۱۲-۲۵۴ق/۸۲۹-۸۶۸م) به «‌زراری‌» آوازه یافته اند. این آوازه، چنانکه خویش وی گفته، از فرصت جدش سلیمان ‎بن ‎حسن پدید آمده میباشد. عامل این تغییر‌و تحول تیتر را دو چیز دانسته اند: یک کدام از اینکه مامان حسن ‎بن‎ جهم ‎بن‎ بکیر، نیای بلندمرتبه ابوغالب، دختر عبید بن‎ زراره بوده میباشد دیگر اینکه امام حسن عسکری(ع)، احتمالاً به جهت وضعیت و ملاحظات سیاسی، سلیمان فرزند حسن را زراری نامیده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 247
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 248
  • بازدید ماه : 494
  • بازدید سال : 2549
  • بازدید کلی : 24139
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی