آنچه به ویژه از این حیث قابل توجه میباشد، پایه ریاضی هنرهای اسلامی میباشد، به گونه ای که نظم و وحدت نتایج از آن در شعر، موسیقی، معماری و نقشهای تزئینی در فقید اسلام قابل مقایسه با به عبارتیها تشریفات مشهد در هنر سنتهای دیگر وجود ندارد.
با تاسی از قواعد عروض و شمار هم اندازه و ترتیب منظم هجاهای کوتاه و بلند در هر مصرع، شعر در گویشهای اصلی اسلامی به سیرتکاملای صورت میگیرد که شکل مکتوب آن را نیز منظم مینماید، تا آنجا که ارتفاع مرئی مصرعها و ابیات هر شعر در چیره مفاد برابرند.
همینطور، ملازمت موسیقی دستگاهی و مقامی دنیا اسلام با شعر موزون و عروضی و تقلید از آن از یکسو، و کاربرد قواعد منظم موسیقایی مرتبط با ایقاعات از سوی دیگر، ضمانت کنندۀ وحدت درونی و نظم در موسیقی اهل ایران، ترکی، عربی و هند اسلامی بوده میباشد.
در معماری اسلامی نیز کاربرد وسعتها و گونه های منظم هندسی، رعایت تناسبات ریاضی شبیه بین اجزاء، و همینطور به کارگیری از مقرنس و دیگر اشکال کاربندی، صورتی به طور کاملً منظم به مهمترین بناها داده میباشد و دربارۀ نقشهای تزئینی گره و اسلیمی، می بایست ذکر کرد کهاین نقشها قلههای دست نیافتنی تجلی هندسه و صورتهای ناب و ظهور چگونگی وحدت و تعادل در هنرند.
۲.۱.۹ - هنر معنوی
بدین ترتیب، با توکل بر حقایق باطنی قرآن، برکت نبی (ص) و فهم و شعور جامع توحید ــ که واقعیت آن بیش تر از تمامی آیتم اعتنا و سعی صوفیه و حکمای عارفمشرب بوده میباشد ــ هنرهایی به دست هنرمندان مسلمان صورت گرفت که بدور از لهو و بیهودگی، یا این که ساخت و ساز غفلت و تحریک شهوت، آدم را متوجه بعد از آن مخفی شی ءها و کارها تا مبدأ وجودی آنها در مرتبۀ الاهی مینمایند و از اینراه وسیلهای برای بیان معبود می گردند.
هنر معنوی اسلام واقعیت الاهی بشر را استفاده کننده قرار می دهد، آن را از پشت عفاف و حجابهای نفسانیت خارج می آورد و شرافت ذاتی اورا یاد آوری مینماید؛ و در حالیکه هنرمند مسلمان خویش جلوهگاه اسماء زیبای الاهی در شکل وحدت گردیدهاست، هنر اسلامی آیینۀ فضیلت ها و صفات وی میگردد.
اشاره به واقعیت لایزال توحید، هم پا با وحدتی که خویش ریشه در توحید داراست و ظهور و پرداخت اجزاء را با زیبایی و هماهنگی میآراید، کیفیتی بیفرصت و جاودانه به هنرهای اسلامی بخشیده میباشد.
در فیض، فرمان رواشغل های معماری، موسیقی، شعر، خوشنویسی، نگارگری، و دیگر هنرهای اسلامی، دور از تعیّنات و محدودیتهای تاریخی مرتبط با صورتگیری آنها، میتوانند بشر مستعد امروز را به وجد آورند و بیواسطه اورا در حضوری الاهی قرار دهند.
۲.۲ - صورت دادن عملی
صوفیه، خیر فقط مبنا و بعدها مختلف هنر اسلامی را ــ چنانکه دیدیم ــ کشف و تبیین کردند، بلکه خویش نیز در صورت دادن عملی و تولید قسمت مهمی از اثر ها هنری و صنعت های اسلامی سهمی لایق بر عهـده گرفتند.
۲.۲.۱ - ویژگی تصوف
درین مـورد بایستی به خاطـر داشت که تصوف ــ در تفاوت با دیگر علم ها اسلامی که بعضی زیرا فلسفه و حرف تنهاً جنبۀ نظری دارا هستند و برخی دیگر مانند فقه فقط به ایفا بشر می پردازند ــ جامع تامل و فعالیت میباشد و سلوک معنوی آدم را با دو وجه عرفان نظری و عرفان عملی میسّر میسازد.
بـه همینگـونه نیز فعـالیت هنـری در فرهنگ سنتی اسلام ــ که بوسیله صوفیه با آداب معنوی یاروهمدم، و خویش وسیلۀ یاداوری برای هنرمندان و صنعتگران گردیده بود ــ به طور جزئی از معاش معنوی و حتی پیشۀ بخش اعظمی از صوفیان درآمد.
۲.۲.۲ - گمنامی صوفیان هنرمند
فرهنگ اسلامی بهطور کلی تمایلی به تصویب جزئیات زندگانی چهرههای شاخص خویش، برای مثال هنرمندان برجستۀ آن نداشته میباشد.
افزون بر این، در یادگرفتن سنتی هنر، جابجایی علم و فوت و فن هنری از معلم به دانش آموز، از شیوه سینه به سینه و به طور شفاهی بوده میباشد؛ این دستور نیز به نوبۀ خویش موجب آن شدهاست که ردپای مهمی دربارۀ شغل هنری و معاش استادان و هنرمندان برجای نماند.
همینطور، معاش و سلوک معنوی امری فردی میباشد و غالباً اقتضای بدون صدا و عدم ظهور داراست.
بدین ترتیب، اکثر هنرمندان در تاریخ اسلام، تا حد متعددی همچون هنرمندان در دیگر فرهنگ و تمدنهای سنتی گمنام باقی ماندهاند و منابع مکتوب دانایی چندانی دربارۀ آن ها، به ویژه راجعبه معاش درونی و نامونشان صوفیانهشان، به دست نمیدهند.
۲.۲.۳ - تأثیر متصوفه
با اینکلیه، با توکل بر بعضا شواهد و از روی پیش گویی و قیاس، میاقتدار گردآوریای از هنرمندان را با تصوف مرتبط و پایین تأثیر آن دانست.
برای مثال، در حالیکه دوراندیشی سالک به فقر ذاتی خویش و غنای مطلق حق جزئی از طریق سلوک و نیز مقصود و نتیجۀ آن میباشد، عبارتهایی مشابه به «کار حاجتمند» و جز آن در امضای بخش اعظمی از قطعههای خوشنویسی یا این که نگارگری و معماری چشم میشود.
دیگر اینکه کنیه احترام آمیز مولانا هم برای برخی از مشایخ صوفیه ــ همانند جلالالدین محمد مولوی و عبدالرحمان جامی ــ و هم در زمینهی جمعای از معلم ـ هنرمندان تبارک، مانند فرمان روا علی مشهدیِ خوشنویس و قوامالدین شیرازیِ معمار به شغل میرفته میباشد.
همینطور، گاهی منابع مکتوب خبر از تأثیر دگرگون کنندۀ ملاقات بعضا از هنرمندان با یکی صوفیه دادهاند.
برای مثالً، هنرمند ذوفنون، فرمان روا علی مشهدی، در شعر بلندی که با تیتر «صراط السطور» سروده، از «میر مفلسی»، یکیاز «ابدال» خاطر مینماید که به وی در جوانی، از رمز دلسوزی سر مشق خط داده، و بر شوق و اشتیاق وی به خوشنویسی افزوده میباشد، [۱] و یا این که اینکه، محمد بن عبدالمعین، مشهور به محمـدآقا ــ معمار مسجد بلندمرتبه فرمانروا احمد در استانبول و بسیـاری بناهای دیگر عثمانی ــ بعداز ملاقات و مشورت کردن با یک کدام از مشایخ طریقۀ خلوتیه، از موسیقی به معماری رو می آورد و برای مدام دراین فن میماند.
۲.۲.۴ - ادبیات
در قلمرو هنرهای کلامی اما این مقاله پرنورخیس میباشد، بهطوری که ضمن کتابهای وضع و اثرها صوفیه، از محتوای خویشِ اثر ها نیز در مواقعی میاقتدار نظرگاه صوفیانۀ نویسندگان آنان را تشخیص اعطا کرد.
از اینرو، می بایست اذعان کرد که قسمت مهمی از پیکرۀ شعر و ادبیات و نیز اکثر اثرها پررنگ و سلطانشغل های ادبی در گویشهای متعدد اسلامی را صوفیه سروده و تألیف کردهاند.
۲.۲.۵ - تأثیرگذاری بر صنف ها
نصیب مهمی از تأثیر تصوف بر صورتگیری عملی هنرها و صنعت های اسلامی به طور غیرمستقیم و از رویکرد رابطه صنوف با تصوف بود.
تصوف با تأثیرگذاری بر صنفها، از سویی عمل ماهر هنرمندان و صنعتگران را با معاش و انضباط معنوی درآمیخت، و از سوی دیگر با وارد کردن بینش و اصول سنتی در کار پیشهها، موجب اعتلای معنوی و کیفی هنرها و صنعت های شوید.
آنچه به ویژه از این حیث قابل توجه میباشد، پایه ریاضی هنرهای اسلامی میباشد، به گونه ای که نظم و وحدت نتایج از آن در شعر، موسیقی، معماری و نقشهای تزئینی در فقید اسلام قابل مقایسه با به عبارتیها تشریفات مشهد در هنر سنتهای دیگر وجود ندارد.
با تاسی از قواعد عروض و شمار هم اندازه و ترتیب منظم هجاهای کوتاه و بلند در هر مصرع، شعر در گویشهای اصلی اسلامی به سیرتکاملای صورت میگیرد که شکل مکتوب آن را نیز منظم مینماید، تا آنجا که ارتفاع مرئی مصرعها و ابیات هر شعر در چیره مفاد برابرند.
همینطور، ملازمت موسیقی دستگاهی و مقامی دنیا اسلام با شعر موزون و عروضی و تقلید از آن از یکسو، و کاربرد قواعد منظم موسیقایی مرتبط با ایقاعات از سوی دیگر، ضمانت کنندۀ وحدت درونی و نظم در موسیقی اهل ایران، ترکی، عربی و هند اسلامی بوده میباشد.
در معماری اسلامی نیز کاربرد وسعتها و گونه های منظم هندسی، رعایت تناسبات ریاضی شبیه بین اجزاء، و همینطور به کارگیری از مقرنس و دیگر اشکال کاربندی، صورتی به طور کاملً منظم به مهمترین بناها داده میباشد و دربارۀ نقشهای تزئینی گره و اسلیمی، می بایست ذکر کرد کهاین نقشها قلههای دست نیافتنی تجلی هندسه و صورتهای ناب و ظهور چگونگی وحدت و تعادل در هنرند.
۲.۱.۹ - هنر معنوی
بدین ترتیب، با توکل بر حقایق باطنی قرآن، برکت نبی (ص) و فهم و شعور جامع توحید ــ که واقعیت آن بیش تر از تمامی آیتم اعتنا و سعی صوفیه و حکمای عارفمشرب بوده میباشد ــ هنرهایی به دست هنرمندان مسلمان صورت گرفت که بدور از لهو و بیهودگی، یا این که ساخت و ساز غفلت و تحریک شهوت، آدم را متوجه بعد از آن مخفی شی ءها و کارها تا مبدأ وجودی آنها در مرتبۀ الاهی مینمایند و از اینراه وسیلهای برای بیان معبود می گردند.
هنر معنوی اسلام واقعیت الاهی بشر را استفاده کننده قرار می دهد، آن را از پشت عفاف و حجابهای نفسانیت خارج می آورد و شرافت ذاتی اورا یاد آوری مینماید؛ و در حالیکه هنرمند مسلمان خویش جلوهگاه اسماء زیبای الاهی در شکل وحدت گردیدهاست، هنر اسلامی آیینۀ فضیلت ها و صفات وی میگردد.
اشاره به واقعیت لایزال توحید، هم پا با وحدتی که خویش ریشه در توحید داراست و ظهور و پرداخت اجزاء را با زیبایی و هماهنگی میآراید، کیفیتی بیفرصت و جاودانه به هنرهای اسلامی بخشیده میباشد.
در فیض، فرمان رواشغل های معماری، موسیقی، شعر، خوشنویسی، نگارگری، و دیگر هنرهای اسلامی، دور از تعیّنات و محدودیتهای تاریخی مرتبط با صورتگیری آنها، میتوانند بشر مستعد امروز را به وجد آورند و بیواسطه اورا در حضوری الاهی قرار دهند.
۲.۲ - صورت دادن عملی
صوفیه، خیر فقط مبنا و بعدها مختلف هنر اسلامی را ــ چنانکه دیدیم ــ کشف و تبیین کردند، بلکه خویش نیز در صورت دادن عملی و تولید قسمت مهمی از اثر ها هنری و صنعت های اسلامی سهمی لایق بر عهـده گرفتند.
۲.۲.۱ - ویژگی تصوف
درین مـورد بایستی به خاطـر داشت که تصوف ــ در تفاوت با دیگر علم ها اسلامی که بعضی زیرا فلسفه و حرف تنهاً جنبۀ نظری دارا هستند و برخی دیگر مانند فقه فقط به ایفا بشر می پردازند ــ جامع تامل و فعالیت میباشد و سلوک معنوی آدم را با دو وجه عرفان نظری و عرفان عملی میسّر میسازد.
بـه همینگـونه نیز فعـالیت هنـری در فرهنگ سنتی اسلام ــ که بوسیله صوفیه با آداب معنوی یاروهمدم، و خویش وسیلۀ یاداوری برای هنرمندان و صنعتگران گردیده بود ــ به طور جزئی از معاش معنوی و حتی پیشۀ بخش اعظمی از صوفیان درآمد.
۲.۲.۲ - گمنامی صوفیان هنرمند
فرهنگ اسلامی بهطور کلی تمایلی به تصویب جزئیات زندگانی چهرههای شاخص خویش، برای مثال هنرمندان برجستۀ آن نداشته میباشد.
افزون بر این، در یادگرفتن سنتی هنر، جابجایی علم و فوت و فن هنری از معلم به دانش آموز، از شیوه سینه به سینه و به طور شفاهی بوده میباشد؛ این دستور نیز به نوبۀ خویش موجب آن شدهاست که ردپای مهمی دربارۀ شغل هنری و معاش استادان و هنرمندان برجای نماند.
همینطور، معاش و سلوک معنوی امری فردی میباشد و غالباً اقتضای بدون صدا و عدم ظهور داراست.
بدین ترتیب، اکثر هنرمندان در تاریخ اسلام، تا حد متعددی همچون هنرمندان در دیگر فرهنگ و تمدنهای سنتی گمنام باقی ماندهاند و منابع مکتوب دانایی چندانی دربارۀ آن ها، به ویژه راجعبه معاش درونی و نامونشان صوفیانهشان، به دست نمیدهند.
۲.۲.۳ - تأثیر متصوفه
با اینکلیه، با توکل بر بعضا شواهد و از روی پیش گویی و قیاس، میاقتدار گردآوریای از هنرمندان را با تصوف مرتبط و پایین تأثیر آن دانست.
برای مثال، در حالیکه دوراندیشی سالک به فقر ذاتی خویش و غنای مطلق حق جزئی از طریق سلوک و نیز مقصود و نتیجۀ آن میباشد، عبارتهایی مشابه به «کار حاجتمند» و جز آن در امضای بخش اعظمی از قطعههای خوشنویسی یا این که نگارگری و معماری چشم میشود.
دیگر اینکه کنیه احترام آمیز مولانا هم برای برخی از مشایخ صوفیه ــ همانند جلالالدین محمد مولوی و عبدالرحمان جامی ــ و هم در زمینهی جمعای از معلم ـ هنرمندان تبارک، مانند فرمان روا علی مشهدیِ خوشنویس و قوامالدین شیرازیِ معمار به شغل میرفته میباشد.
همینطور، گاهی منابع مکتوب خبر از تأثیر دگرگون کنندۀ ملاقات بعضا از هنرمندان با یکی صوفیه دادهاند.
برای مثالً، هنرمند ذوفنون، فرمان روا علی مشهدی، در شعر بلندی که با تیتر «صراط السطور» سروده، از «میر مفلسی»، یکیاز «ابدال» خاطر مینماید که به وی در جوانی، از رمز دلسوزی سر مشق خط داده، و بر شوق و اشتیاق وی به خوشنویسی افزوده میباشد، [۱] و یا این که اینکه، محمد بن عبدالمعین، مشهور به محمـدآقا ــ معمار مسجد بلندمرتبه فرمانروا احمد در استانبول و بسیـاری بناهای دیگر عثمانی ــ بعداز ملاقات و مشورت کردن با یک کدام از مشایخ طریقۀ خلوتیه، از موسیقی به معماری رو می آورد و برای مدام دراین فن میماند.
۲.۲.۴ - ادبیات
در قلمرو هنرهای کلامی اما این مقاله پرنورخیس میباشد، بهطوری که ضمن کتابهای وضع و اثرها صوفیه، از محتوای خویشِ اثر ها نیز در مواقعی میاقتدار نظرگاه صوفیانۀ نویسندگان آنان را تشخیص اعطا کرد.
از اینرو، می بایست اذعان کرد که قسمت مهمی از پیکرۀ شعر و ادبیات و نیز اکثر اثرها پررنگ و سلطانشغل های ادبی در گویشهای متعدد اسلامی را صوفیه سروده و تألیف کردهاند.
۲.۲.۵ - تأثیرگذاری بر صنف ها
نصیب مهمی از تأثیر تصوف بر صورتگیری عملی هنرها و صنعت های اسلامی به طور غیرمستقیم و از رویکرد رابطه صنوف با تصوف بود.
تصوف با تأثیرگذاری بر صنفها، از سویی عمل ماهر هنرمندان و صنعتگران را با معاش و انضباط معنوی درآمیخت، و از سوی دیگر با وارد کردن بینش و اصول سنتی در کار پیشهها، موجب اعتلای معنوی و کیفی هنرها و صنعت های شوید.

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود