عیب گیری آئین
نوشتهی علمیٔ مهم: انتقاد آیین
خطاها پایین با آئین مرتبط در لحاظ گرفته می شود: تعارض با دانش، محصور کردن آزادیها، توهم، ادعای داشتن واقعیت مخصوص، هراس از مجازات، حس گناه، تغییرناپذیری، ساختوساز هراس، زد خوردهای داخلی، غیر منطقی بودن، توجیه خشونت ، محدودیت حقوق و دستمزد زنان، دیرین بودن، تداوم فرقه فرقه شدن، آزار و شکنجه، تعصب، رد بینش کلانخیس، ساختارهای اجتماعی، آداب و رسوم خیره کننده، رابطه ها تیره با رهروان مذهبها متعدد، ساختار آیین، سرکوب کنجکاوی، استعمال از آن تحت عنوان ابزاری برای در دست گرفتن و تشریفات مشهد عدم وضوح[۱۶]
کنت لوسی معلم فلسفه و آئین در دانشکده نوادا نظریه دارااست که نقص مهم ادیان در طریقای میباشد که اکثر عموم به آیین خویش میرسند، یعنی. فراهم کردن اعتقادات از روش شخصیتهای مقتدر در زمان کودکی خویش. اکثر اعضای مجموعههای مذهبی معتقدند کهاین عقاید به عبارتی چیزی میباشد که در کودکی به آنان یادگرفتن داده شدهاست. در حالتی که کسی مسلمان میباشد، بدین برهان میباشد که مسلمان گردیده است. درصورتی که یک کدام از مورمون میباشد، بهاین استدلال میباشد که پدر و مادر مورمون بودند. چنانچه در خانوادهای کاتولیک، یهودی یا این که هندو تعالی گردید، به احتمال زیاد شما عضوی از آن آئین خواهید بود. ولی این بهطور جهانی راستگو وجود ندارد. گاهی اشخاص در بزرگسالی به باورهای مذهبی جدیدی دست مییابند البته هنگامی این واقعه میفتد، اکثر زمان ها فیض تأثیر بعضا اشخاص کاریزماتیک میباشد. در فیض این واقعیت ذاتی یا این که صحت آموزهها وجود ندارد که سبب ساز اعتقادات میشود، بلکه اطمینان در فیضٔ قدرت فردی اشخاص با نفوذی میباشد که نوپا را تبارک کرده یا این که یادگرفتن دادهاند.[۱۶]
اکثری از بیخدایان بر این اعتقاد و باور میباشند که «برخلاف دانش که رازهای ناگشوده را چالشی برای جوابگویی مییابد، آئین صرفا ناشناختهها را تقدیس مینماید».[۱۷] البته این زمینه را آئین یاران ادیان متفاوت به عنوان مثال اسلام رد مینمایند زیرا نظریه دارا هستند زمینهٔ لا ادریگری بسیار در بین آنها معدود میباشد و دلایل زیادی برای ثابت موضوعاتی که برای آنها تقدس قائلند ذکر مینمایند.[۱۸]
برخی قائلند انگیزه وجود ادیان همت تیمای از آدمها برای توجیه پدیدههایی که هنوز با عقل و کوچک خویش توضیحاتی برای آن نیافتهاند میباشد.[۱۹]
بشرها به مراد پشتیبانی از خویش و همینطور به خیال رتبهای از نیاز، به مراسم، عادتها، دعا ها، التماسها و قربانی کردنهایی رو میاورند که تیم آنها آئین نامیده می شود.[۶]
همینطور در تعبیری دیگر آئین کارایی آدم برای تماس با «ماوراءالطبیعهای» میباشد که اکثری آن را خیالی میدانند.[۶]
آلبرت اینشتین می گوید: «علم صرفا میتواند چیستی را مشخص و معلوم داراست، البته خیر آنچه را می بایست باشد و گونه های قضاوتهای ارزشی فارغ قلمرو آن باقی خواهد ماند.[۲۰] از جهت دیگر آئین فقط ذهن ها و ایفا انسانی را نظارت مینماید، آئین نمیتواند معقولانه از حقایق و ارتباط ها دربین آنان حرف گوید… ولی در حال حاضر قلمرو دانش و آیین تماماً از یکدیگر جداگانه گردیدهاست، علیرغم اینکه میان آنان ارتباط ها دو جانبه و تعلقهای حاذق وجود داراست. هر یکسری ممکن میباشد مذهب غرضها را مشخص و معلوم سازد ولی این دانش میباشد که به ما امداد مینماید بدین مقصودها برسیم.»
جستارهای متعلق
عیب گیری آئین
نوشتهی علمیٔ مهم: انتقاد آیین
خطاها پایین با آئین مرتبط در لحاظ گرفته می شود: تعارض با دانش، محصور کردن آزادیها، توهم، ادعای داشتن واقعیت مخصوص، هراس از مجازات، حس گناه، تغییرناپذیری، ساختوساز هراس، زد خوردهای داخلی، غیر منطقی بودن، توجیه خشونت ، محدودیت حقوق و دستمزد زنان، دیرین بودن، تداوم فرقه فرقه شدن، آزار و شکنجه، تعصب، رد بینش کلانخیس، ساختارهای اجتماعی، آداب و رسوم خیره کننده، رابطه ها تیره با رهروان مذهبها متعدد، ساختار آیین، سرکوب کنجکاوی، استعمال از آن تحت عنوان ابزاری برای در دست گرفتن و تشریفات مشهد عدم وضوح[۱۶]
کنت لوسی معلم فلسفه و آئین در دانشکده نوادا نظریه دارااست که نقص مهم ادیان در طریقای میباشد که اکثر عموم به آیین خویش میرسند، یعنی. فراهم کردن اعتقادات از روش شخصیتهای مقتدر در زمان کودکی خویش. اکثر اعضای مجموعههای مذهبی معتقدند کهاین عقاید به عبارتی چیزی میباشد که در کودکی به آنان یادگرفتن داده شدهاست. در حالتی که کسی مسلمان میباشد، بدین برهان میباشد که مسلمان گردیده است. درصورتی که یک کدام از مورمون میباشد، بهاین استدلال میباشد که پدر و مادر مورمون بودند. چنانچه در خانوادهای کاتولیک، یهودی یا این که هندو تعالی گردید، به احتمال زیاد شما عضوی از آن آئین خواهید بود. ولی این بهطور جهانی راستگو وجود ندارد. گاهی اشخاص در بزرگسالی به باورهای مذهبی جدیدی دست مییابند البته هنگامی این واقعه میفتد، اکثر زمان ها فیض تأثیر بعضا اشخاص کاریزماتیک میباشد. در فیض این واقعیت ذاتی یا این که صحت آموزهها وجود ندارد که سبب ساز اعتقادات میشود، بلکه اطمینان در فیضٔ قدرت فردی اشخاص با نفوذی میباشد که نوپا را تبارک کرده یا این که یادگرفتن دادهاند.[۱۶]
اکثری از بیخدایان بر این اعتقاد و باور میباشند که «برخلاف دانش که رازهای ناگشوده را چالشی برای جوابگویی مییابد، آئین صرفا ناشناختهها را تقدیس مینماید».[۱۷] البته این زمینه را آئین یاران ادیان متفاوت به عنوان مثال اسلام رد مینمایند زیرا نظریه دارا هستند زمینهٔ لا ادریگری بسیار در بین آنها معدود میباشد و دلایل زیادی برای ثابت موضوعاتی که برای آنها تقدس قائلند ذکر مینمایند.[۱۸]
برخی قائلند انگیزه وجود ادیان همت تیمای از آدمها برای توجیه پدیدههایی که هنوز با عقل و کوچک خویش توضیحاتی برای آن نیافتهاند میباشد.[۱۹]
بشرها به مراد پشتیبانی از خویش و همینطور به خیال رتبهای از نیاز، به مراسم، عادتها، دعا ها، التماسها و قربانی کردنهایی رو میاورند که تیم آنها آئین نامیده می شود.[۶]
همینطور در تعبیری دیگر آئین کارایی آدم برای تماس با «ماوراءالطبیعهای» میباشد که اکثری آن را خیالی میدانند.[۶]
آلبرت اینشتین می گوید: «علم صرفا میتواند چیستی را مشخص و معلوم داراست، البته خیر آنچه را می بایست باشد و گونه های قضاوتهای ارزشی فارغ قلمرو آن باقی خواهد ماند.[۲۰] از جهت دیگر آئین فقط ذهن ها و ایفا انسانی را نظارت مینماید، آئین نمیتواند معقولانه از حقایق و ارتباط ها دربین آنان حرف گوید… ولی در حال حاضر قلمرو دانش و آیین تماماً از یکدیگر جداگانه گردیدهاست، علیرغم اینکه میان آنان ارتباط ها دو جانبه و تعلقهای حاذق وجود داراست. هر یکسری ممکن میباشد مذهب غرضها را مشخص و معلوم سازد ولی این دانش میباشد که به ما امداد مینماید بدین مقصودها برسیم.»
جستارهای متعلق

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود