loading...

???? ???? ???????

بازدید : 27
شنبه 17 آذر 1403 زمان : 11:35


«ماجرا‌های مسجد ۱ و ۲»

«ماجرا‌های مسجد» یک تیم مصور دو جلدی به خودکار نورا حق‌پرست با تصویرگری عاطفه ملکی‌جو میباشد که انتشارات به‌تکثیر (آستان قدس رضوی) آنان را در ۲۴ برگه برای کودک ها دسته تشریفات مشهد سنی «ب» و «ج» منتشر نموده است. در ماجرا‌های کوتاهِ کتاب «داستان‌های مسجد ۱» که دارنده تصاویری معمولی و رنگی می باشند، نوپا‌ها متشخص‌های هر ماجرا همپا گردیده و در فضای منزه و شیخ مسجد، نکات متعددی میاموزند. محتوای قصه‌های این کتاب به موضوعاتی نظیرِ آداب و فرهنگ وتمدن مسجد رفتن، کارها مقدماتی نماز مانند وضوگرفتن و خرقه نمازگزار، عنایت کار‌های اجتماعی در مساجد و … اشاره دارا هستند.

در روایت «مسجد، منزل خداست!» که یکی‌از ماجرا‌های کتاب «ماجرا‌های مسجد ۱» میباشد میخوانیم: «در محله گلستان، مسجد نو‌ای بهره‌برداری میگردد و «مریم» و «مهدی» هریک برای مسجد گلدان یاسی کادو میبرند. در مسجد، امام جماعت از همگی عموم به خیال همیاری‌شان در تشکیل داد مسجد سپاس می‌نماید و از آن ها می خواهد تا برای سال جدید و یاری به فقرا پول توده نمایند. مریم و مهدی نیز قلک‌هایشان را می‌شکنند تا به نوباوه‌های مستلزم امداد نمایند.»

چطور خردسالان را با مسجد و آداب حضور در آن آشنا کنیم؟

«ماجرا‌های مسجد ۲» نیز دومی نوشتار از دسته «داستان‌های مسجد» میباشد که از چهار روایت کوتاه اخلاقی با تصاویر معمولی کودکانه درست شده میباشد. در هر روایت، ماجراهایی مربوط به فضای روضه خوان مسجد برای کودک‌ها منعکس گردیده است.

چطور کودک ها را با مسجد و آداب حضور در آن آشنا کنیم؟

«مهمان کوچولوی مسجد»

«مهمان کوچولوی مسجد» دسته‌ای از ۶ ماجرا به خودکار منیره هاشمی با تصویرگری سعید صفارنژاد میباشد که انتشارات بوستان کتاب آن را در ۳۶ برگه برای کودک ها تیم سنی «ج» منتشر نموده است.

روایت‌های این تاثیر پیرامون مسجد میباشد و روایتگر اتفاقاتی می باشند که برای نازنین، شخصیت اساسی تاثیر حادثه می‌ افتد. این تاثیر ارتباطی را میان بچه و مسجد برقرار می‌نماید و در روایت‌های کوتاه آن، فضای متانت‌نصیب مسجد احساس می‌گردد.

در قصه «مهمان کوچولوی مسجد»، قهرمان قصه اخوی کوچکش را به مسجد میبرد و ماجراهای جالبی در‌این ملازمت صورت میگیرد، «کفش‌های تق‌تقی» ماجرای دختری را بازگو می‌نماید که با کفش‌های تق‌تقی ضیافت‌اش به مسجد و می‌رود و کفش‌ها را گم می‌نماید، «مادر ماهی کوچولو» ماجرای دختری میباشد که ماهی کوچکش را در آبگینه مسجد رها می‌نماید، «نازنین طفل‌داری می‌نماید» ماجرای دختر کوچکی میباشد که از فرزند یکی‌از نمازگزاران محافظت می‌نماید، «یک خبر عالی برای پروردگار» ماجرای دختری میباشد که تلاش می‌نماید عالی خوی نماید و «اسمان مسجد» هم روایت دختربچه‌ای میباشد که با آرزوی دیدن افق مسجد به بام می‌رود و در آنجا گیر می‌افتد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 59
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 11:32


«قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُ بَیْنهمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِین»، ندا آمد: آری و آنگاه مؤذنی ندا می دهد که لعنت معبود بر ظالمین باد که‌این مؤذن صحنه قیامت، امیرالمؤمنین(ع) میباشد. آن گاه فرمودند: «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ‏» (توبه/3) فَأَنَا ذَلِکَ الْأَذَان، آن اذانی هم که خداوند در سوره توبه فرموده اینجانب هستم.

گستردن آیه این میباشد که در روز حج اکبر قرار شد کسی برود و پیغام نبی(ص) را برای مشرکان پیروزشود، موردها این پیغام این بود که از این به سپس دیگر حق رفت و آمد به مکه را ندارید و تمامی عهدهایی که با هم تشریفات مشهد بسته بودیم به نقطه پایان رسیده میباشد. بردن این پیغام عمل بسیار شغل دشواری بود که رسول(ص) آن را به حضرت امیر(ع) واگذار کردند و حضرت هم این فعالیت را اجرا دادند.

*و أَنَا الْمُحْسِنُ

این ظواهر شغل میباشد، اما باطنش از این هم فراتر میباشد، خویش این اذان و اعلام در واقعیت وجودی وی مجسم شد و همین سبب شد که‌این اعلام شکل بگیرد و الا این مقاله به‌این راحتی قابل بیان کردن خلا. آن گاه فرمودند: «و أَنَا الْمُحْسِنُ»، اینجانب آن محسنی هستم که معبود فرمود: ‏«وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ»(عنکبوت/69)، عده ای که در رویه پروردگار مجاهده می نمایند، ما آنها را هدایت میکنیم و معبود با محسنین میباشد. پس اینکه در داستان میباشد «الحق مع علیّ»، یعنی همین

محسن حقیقی وواقعی امیرالمؤمنین(ع) میباشد و سایر شعاع وی می‌باشند، حسکانی که از اعلام قرن پنجم و حنفی مذهب میباشد، کتابی تحت عنوان شواهد التنزیل دارااست که در آن آیاتی که تعبیر به امیرالمؤمنین(ع) شد‌ه‌است را گردآوری نموده است. وی در‌این کتاب روایاتی را از ابن عباس نقل می‌نماید، به عنوان مثال آنکه میگوید: «هیچ آیه‌ای وجود ندارد که در آن خطاب به مؤمنین گردیده باشد، مگر اینکه امیرالمؤمنین امیر آنان میباشد و اصل خطاب متوجه وی میباشد». خطاب به تبع وی به سایر مؤمنین می رسد، یعنی اینکه زمانی می فرماید: «یا این که ایها الذین آمنوا» این سیرتکامل وجود ندارد که به مجموع مؤمنین خطاب گردیده باشد، بلکه خطاب به اصل البته میگردد و آن‌گاه به تبع وی آنها هم آیتم خطاب قرار می گیرند.

*وَ أَنَا ذُو الْقَلْبِ

آنگاه فرمودند: «وَ أَنَا ذُو الْقَلْبِ فَیَقُولُ اللَّهُ- إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْب‏»(ق/36) آن هر که قرآن آن را صاحب و مالک قلب میداند اینجانب هستم؛ یعنی قلبی که حقایق الهی در آن منعکس میشود و ذکرها الهی در آن میباشد امیرالمؤمنین میباشد.

*وَ أَنَا الذَّاکِرُ

«وَ أَنَا الذَّاکِرُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ- الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُاینترنتِهِم»(آل عمران/191)‏ ذاکری که در قرآن آمده اینجانب هستم. «إِنَّ فىِ خَلْقِ السَّمَویَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ الَّیْلِ وَ النهَّارِ لایَاتٍ لّأوْلىِ الْأَلْبَاب» اولوالالباب افرادی می باشند که دایم در درحال حاضر بیان میباشند. هیچ غفلتی ندارند و حتی‌د‌ر خواب هم ذاکر می باشند.

*وَ نَحْنُ أَصْحَابُ الْأَعْرَاف

«وَ نَحْنُ أَصْحَابُ الْأَعْرَاف ...، یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ‏- وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُم»(اعراف/48)‏ اصحاب اعراف کسانی می باشند که در قیامت با سیما اشخاص را می شناسند؛ در ظواهر تمامی سرشت پیشین و آجل اشخاص را میبینند. حضرت می فرماید: ما اعراف هستیم «أَنَا وَ عَمِّی وَ أَخِی وَ ابْنُ عَمِّی‏»، اینجانب و نبی آفریدگار و برادرم و پسرعمویم حمزه سیدالشهدا.

*أَنَا الصِّهْرُ/ وَ أَنَا الْأُذُن‏ الْوَاعِیَةُ

«أَنَا الصِّهْرُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْرا»(فرقان/54) که‌این‌ها بایستی در مکان خودش معنی گردد. گشوده فرمودند: «وَ أَنَا الْأُذُن‏ الْوَاعِیَةُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏- وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَة»(حاقة/12) اینجانب آن گوش شنوایی هستم،که ظرفی میباشد که تمامی حقایق در آن واقع میگردد. حضرت همگی وجودشان اجازه میباشد و صحبت الهی را اخذ می‌نماید.

در زمینه ی تذکراتی که قرآن میدهد، گوش‌هایی می‌باشند که گنجایش دارا‌هستند و وعای این ارشاد و اندرزها میباشند و حضرت فرمود: اینجانب اجازه واعیة هستم که صحبت الهی را می‌شنوم.

*وَ أَنَا السَّلَمُ لِرَسُولِهِ

آن‌گاه فرمود: «وَ أَنَا السَّلَمُ لِرَسُولِهِ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ‏ وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُل(زمر/29)»‏، اینجانب تسلیم محض فرستاده الله هستم، و آن مثلی که در قرآن میباشد و میفرماید که یک کسی میباشد که شرکای متشاکس دارااست و کس دیگری هم میباشد که تسلیم یک نفر بیشتر وجود ندارد، (ولی ظواهر آیه در زمینه ی موحدین و مشرکین میباشد. دیندار تنها تسلیم خداست البته مشرک تسلیم آلهه متفاوت میباشد.) آن رجلی که «رَجُلًا سَلَماً لِرَجُل» اینجانب هستم.

*وَ مِنْ وُلْدِی مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّة/ بِمَحَبَّتِی امْتَحَنَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِین

بعداز بیان فضائلشان میفرمایند: «وَ مِنْ وُلْدِی مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّة»، یکی‌از فرزندان اینجانب حضرت مهدی(عج) میباشد که همگی هدایت به دست وی واقع می گردد، بعد از آن هم فرمودند: «أَلَا وَ قَدْ جُعِلْتُ مِحْنَتَکُمْ بِبُغْضِی یُعْرَفُ الْمُنَافِقُونَ وَ بِمَحَبَّتِی امْتَحَنَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِین»،‏ اینجانب زمینه آزمون مؤمنین هستم و با محبت و بغض اینجانب مؤمنین و منافقین شناخته میشوند.

*چرا اسم حضرت امیر(ع) در قرآن نیامده میباشد؟

برخی میگویند: چرا نام حضرت امیر(ع) در قرآن نیامده میباشد؟ در پاسخ می گوییم در شرایطی‌که اسمی میخواهید که اهل دل آن را ببینند و بفهمند و با آن اسامی راهشان را پیدا نمایند و شئون حضرت را بفهمند و به آن شئون متمسک بشوند، این اسامی اختصاصاً برای وی میباشد و در قرآن هم آمده میباشد.

لذا از همین داستان مرحوم بحرانی مالک تعبیروتفسیر البرهان الهام گرفته‌اند و کتابی به اسم «اللوامع النورانیة فی اسماء علی و اهل بیته» نوشته‌اند و قریب هزار آیه را درین کتاب آورده‌اند.

ابن حجر عسقلانی که از متعصبین عامه میباشد در «سوائق المحرقه» از ابن عباس نقل می‌نماید که 300 آیه راجع به امیرالمؤمنین در قرآن میباشد که 70 آیه آن فضیلت ها منحصربه‌فرد امیرالمؤمنین(ع) را نقل می‌نماید و هر فضیلتی که برای سایرافراد مذکور، امیرالمؤمنین(ع) در آن سهم دار میباشند، بعداز ابن عباس نقل می نماید که هیچ کسی وجود ندارد، الا اینکه قرآن نسبت به وی یک توبیخی دارااست الا امیرالمؤمنین که همگی جا مدح گردیده است.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 64
سه شنبه 13 آذر 1403 زمان : 10:58


معرفی اسلام ناب از سوی امام خمینی(ره)

چنین وضعی را برای ما پیش آورده بودند. افرادی که سن بیشتری دارند، یادشان میباشد که پیش از انقلاب وضع خیلی بدتر از این بود. آن مجال درصورتی که کسی حرف از سیاست میکرد، بار ارزشی منفی داشت و از تشریفات مشهد جامعه مؤمنان و متقین طرد میشد. پیگیری مسائل اجتماعی و سیاسی ‌بی‌فقاهتی تلقی می‌شد و در‌صورتی‌که کسی بدین قبیل مسائل می‌پرداخت، گویا کمبود و نقصانی در دینش به‌وجود آمده بود. حضرت امام (ره) با این پندار به مبارزه پرداخت.

یک کدام از بلندمرتبه‌ترین خدمات او به عالم اسلام این بود که این تصور را از ذهن جامعه اسلامی بیرون کرد. او به مردم آرم دادند که ظواهر آیین، مثل نماز و روزه تنها بخش کوچکی از دین می باشد و بخش عظیمی از آئین به مسائل اجتماعی و سیاسی مربوط می‌باشد و نپرداختن به آن‌ها نه‌فقط فضیلتی برای آیین و دین‌داران نیست، بلکه موجب نقص آئین هست. حضرت امام (ره) با همت فراوان و زحمت‌های بسیار توانست این پندار را برای توده‌های مردم تبیین کند و براساس این پندار، انقلاب اسلامی را به وجود آورد.

امیرالمؤمنین (ع) در موضع توضیح شرایط و اوضاع و احوال زمان حضرت پیامبر (ص) و معرفی یاران آن حضرت، ضمن خطبه‌ای می‌فرماید: «کنا علی قسم فرستاده‌الله ...» (نهج‌البلاغه، خطبه 56).ما در طی پیغمبر (ص) با پدران، برادران و خویشاوندانمان می‌جنگیدیم و توجه نمی‌کردیم که مخالف دین، پدر، برادر یا عموی ‌ماست.

برای ما فقط آفریدگار و آیین ملاک بود. هرکس طالب حق و پروردگار بود، تحت لوای پیغمبر (ص) بود. در آن زمان ما برای معبود و به‌خیال و خاطر معبود با بستگان خود می‌جنگیدیم. مگر از مجال پیغمبر (ص) تا مجال حضرت علی (ع) چه بازه زمانی فاصله شده بود که ارزش‌ها به اندازه‌ای تغییر‌و تحول کند که حضرت علی (ع) با تأسف از یاران و همر‌مجال خود در طول حضرت فرستاده (ص) خیال کند؟ آن حضرت پیرو می‌فرماید: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر و انزل علی عدونا الکبت»: زمانی ما واقعیت و صداقتمان را در کار ثابت کردیم، خدا هم ما‌را یاری کرد و شکست و نابودی را بر دشمنان ما نازل کرد. آفریدگار با حضرت علی (ع) هم این‌گونه معامله می‌کند. بایستی ثابت کند که راست می‌گوید و اگر در کار صداقتش را ثابت کرد. آفریدگار توفیق را بر او نازل می‌کند. قرآن میفرماید: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم». (آل عمران/ 126) ولی در شرایطی‌که بخواهند با پروردگار راستگو نباشند و به نام دین، دنبال هوای نفس، خویش و فامیل بازی و متاع‌اندوزی بروند، آفریدگار نیز آن ها را خوار و رسوا می‌کند و در دنیا و آخرت بر آن ها رسوایی نازل می‌کند.

پایمال کردن خون بیش از 300 هزار شهید که رفتند تا «کلمه الله هی العلیا» باشد و احکام اسلام جاری ساختن شود، تعطیل کردن احکام اسلام و جایگزینی احکام ضد اسلامی به نام حمایت از آئین چه معنایی دارااست و خداوند با ما چه می‌کند؟ خارج کردن آیین از اجتماع، به نام تبعیت از امامی که همت کرد برای مردم ثابت کند آیین باید در مسائل اجتماعی و سیاسی و در مسائل دربین‌المللی حاکم باشد، چه معنایی دارااست؟ این‌ها یعنی برگشت به همان ارتجاع قدیم. باید تکلیف را روشن کنیم که آیین جایش کجاست؟ آیا رده دین در مسجد و در قلب آدم هست؟ آیا دین فقط رابطه قلبی آدم با خداست و به دانشگاه، بازار، وازرتخانه‌ها، روابط میان‌الملل، بازرگانی خارجی، تصمیمات بانک مرکزی و شورای اقتصاد ربطی ندارد؟ آیا اوامر صندوق میان‌الملل و بانک جهانی، هر چه بود، باید انجام خواهد شد و شما نیز فقط قرآن کریم و مهربان را محافظت فرمایید؟


لزوم اعتنا به محتوای دین

پیش از انقلاب اسلامی، مراسم عزاداری عاشورا هم از کاخ اعلی حضرت پخش میشد، عکس‌ اعلی حضرت را هم با جامه احرام در وزارتخانه‌ها نصب می‌کردند. قرآن هم چاپ می کرد. آیا این‌ها نشان آئین‌داری هست؟ آیین‌دار کسی هست که احکام خدا را اجرا کند، نه اینکه با احکام آفریدگار بازی کند. هر یک از ما باید آئین‌داری خود را با این معیار بسنجیم.

وقتی بود که در همه کشور فقط یک‌سری تن حافظ قرآن کریم و مهربان پیدا میشد البته امروزه در هر شهر و روستایی یک سری حافظ نوجوان قرآن یافت می شود که مدال این افتخار در سینه رهبر معظم انقلاب زده شده و ان‌شاءالله آفریدگار سایه او را مستدام بدارد. ولی قرآنی که با این لحن خوانده می‌گردد و مایه افتخار می باشد و با زحمات بسیار در خیال جای می گیرد، نباید محتوای آن در لحاظ آید؟ نباید معلوم شود که قرآن برای چه‌چیزهایی اهمیت قائل می‌باشد؟

قرآن کریم درباره بازی کردن‌ها با آیین، به روایت اصحاب سبت که آنان تبدیل به بوزینه شدند اشاره می‌کند.

قرآن کریم و مهربان این قصه را برای چه می گوید؟ آیا جز این می باشد که من و شما از آن عبرت بگیریم و داستان بنی‌اسرائیل را تکرار نکنیم؟ با آئین خدا بازی نکنیم و رخنه‌ امر به دارای اسم و رسم و نهی‌ از منکر نکنیم. معبود قوم و قبیله و خویش هیچ‌کس نیست، آیا آنان چون بنی‌اسرائیل بودند، عذاب شدند و چون ما مسلمانیم عذاب نمی‌شویم؟ با دین پروردگار نمی شود بازی کرد. پروردگار، خداست. احکام خدا در همگی جا باید اعمال خواهد شد. در خانواده، مدرسه، کالج، بازار، جبهه، ارتباط ها میان‌الملل و حکومت، همگی جا مُلک خداست. در کلیه جا ما مخلوق‌ایم و او «الله» می‌باشد. این دستور فقط به مسجد و حسینیه اختصاص ندارد.

عده ای که با دین معبود بازی کنند، هم در این فقیه و هم در آخرت رسوا میگردند: «یردون الی اشد العذاب» (بقره/ 85).

چنین افرادی شاید از شکل موجهی هم برخوردار باشند چنانکه بیشتر اشخاصی که در دین بدعت‌ها را بنا گذاشتند و مردم را منحرف کردند، دارای رخ‌های مطلوبی بودند. قرآن کریم ومهربان میفرماید: «ان الدین عندالله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من آن گاه ما جاءهم ‌العلم بغیا بینهم» (آل عمران/ 19). سرسلسله بدعت‌گذاران، عالمان شرعی بودند.

آفریدگار به طور ما نمی‌نگرد، به دل و کردار ما نگاه می‌کند: «لیس دربین الله و فی مابین احد قرابه ... من کان لله مطیعا فهو لنا البته و من کان لله عاصیا فهو لنا عدو» (کافی، ج 2: 74) این مجال بوته امتحان هست. عده ای آمدند، امتحان شدند و به شهید شدن رسیدند و موقتا در جوار انبیا و اولیای معبود می باشند. «و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا هراس علیهم و لا هم یحزنون» (آل عمران/ 170). «طوبی؛ لهم و حسن ماب» (رعد/ 29).

من و شما نیز باید مراقب امتحان‌های الهی باشیم. تمامی در معرض امتحانیم. بایستی آرم بدهیم در ایمانمان صادقیم و راست می‌گوییم: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر»(خطبه 56 نهج‌البلاغه). بارها به تجربه دیده‌ایم که هر وقت مردم صداقت علامت دادند، خدا نیز کمک کرده است. هر وقت خواستند با آئین معبود بازی کنند، خوار شدند و دنیاشان از بین رفت و آخرتشان صد بدتر.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
يکشنبه 11 آذر 1403 زمان : 11:25


به همین برهان بایستی این مقاله اساسی و مهم را اعتقاد داشت که میل به ابتکار عمل‏ها، اکتشافات علمی و صنعتی، نتیجه ها آیین‏ستیزی نمی‏باشد؛ بلکه محصولات صنعتی نتیجه ها مغزهای متفکر و ایده پرداز میباشد که اما در سرویس هدف ها و اغراض ضدمذهبی و غیرانسانی به شغل رفت.(2)
بسط در اسلام
اسلام همواره با بسط و توسعه و گسترش موافق بوده میباشد؛ لذا درباره دانش تشریفات مشهد و دانش‏آموزی که سرمایه هر پیشرفتی میباشد از پیشوایان تعالی آیین سفارشات متعددی گردیده است. البته این‏سیرتکامل نبوده که توسعه و گسترش و تجدد مقصود قرار گیرد و چهت نیل به آن کلیه سنن و رسوم قبلی نابود خواهد شد.
اسلام، از شروع، در گوشه و کنار و جامعه عرب جاهلی که سنت‏های مذمومی در آن ترویج یافته بود، ظواهر شوید. با ورود اسلام سنت‏های فسخ از جامعه زدوده شد تا منش بسط و تحولات مثبت هموار خواهد شد. ازاین‏رو، با بخش اعظمی از این آداب و سنن خرافی، مثل زنده به گور کردن فرزندان، اشاعه قتل، غارت، خرابی و تعصبات قومی و بستگان‏ای و کینه‏هایی که تا سالیانی زیاد برای عموم دردسرآفرین بود و به خیال و خاطر آن دست به کشتار می‏زدند، رویا رویی کرد و سنت‏های درست و اصیل اسلامی، مانند: تساوی و رفع تبعیض، آئین‏داری، سپری شد و ایثار، جوانمردی، مودت، انفاق و دستگیری از مستمندان، خوش خلقی را نهادینه کرد. ولی بین سنن جاهلی هم سننی بودند که اسلام خیر صرفا آنها‌را از فی مابین نزاع، بلکه به آن ها افزایش اعطا کرد، مانند سنت میهمان‏نوازی و احترام به آن و پای‏بندی به قراردادها و معاهدات.
پس در واقع اسلام، وقتی که ظهور کرد، برای ساخت و ساز دگرگونی و جنبش به سمت جلو، با کلیه سنن و رسوم قبلی تقابل نکرد؛ چون دلیلی نداشت که همگی آن‌ها از دربین رود؛ زیرا بین آن ها سنت‏های نیکو‏ای هم وجود داشت. این‏اینگونه بود که مسلمان‌ها راه و روش توسعه و گسترش و تجدد را طی کردند؛ به سیرتکامل‏ای که در بعد از ظهر خویش از توسعه یافته‏ترین و امروزی‏ترین جامعه ها شدند و بقیه جامعه ها از این ره‏آورد در تعامل با آن ها فایده‏مند شدند. مونتگری وات درین‏باره می‏گوید: زمانی که بشر کل جنبه‏های تضارب اسلام و مسیحیت در قرنها وسطی را در لحاظ می‏گیرد، این پر‌نور میباشد که تأثیر اسلام بر جامعه مسیحیت، بیش تر از آن میباشد که معمولاً شناسایی می‏گردد. اسلام خیر صرفا در تولیدها دنیوی و اختراعات تکنولوژی اروپا سهیم میباشد و خیر فقط اروپا را از لحاظ عقلانی در موضوع‏های دانش و فلسفه برانگیخت،
______________________________
1. به عبارتی، ص 101
2. به عبارتی، ص 118
______________________________
بلکه آن را واداشت که تصویر جدیدی از خویش به وجود آورد.(1) مجموعاَ، مسلمان‌ها در توسعه بیزنس، صنعت، دانش، فلسفه، ریاضی ها، نجوم و ستاره‏شناسی، پزشکی، منطق و متافیزیک نقش به سزایی اعمال کردند؛ دست‏آوردهای مهمی را درباره ی با مهارت‏های دریانوردی، کشاورزی و استحصال معادن برای غرب قرنها وسطی به ارمغان آوردند و در موضوع هنر و آداب و رسوم یک معاش مطبوع و دل‏پذیر، اثراتی به مکان ماندنی از خویش به یادگار گذاشتند. در واقع، رنسانس در اروپا بعداز مواجهه با مسلمانها چهره بخشید، البته به طور نهان؛ چون زمان و فرصتی برای ظهور آن به جهت استبداد اربابان کلیسا و جو حکم دهنده وجود نداشت. البته پس از آنکه اقتدار کلیسا رو به اضمحلال رفت، متجددانی آمدند و نقش مذهب را به طور کامل از ورقه معاش عموم آن سامان حذف کردند و به مکان آن، این بسط و تکنولوژی را به خویش منتسب کردند. درحالی‏که چنانچه کلیسا و مودیان مذهبی شیوه صحیح را طی کرده بود، ممکن بود جامعه خوب پروسه مدرنیزه شدن را طی نماید. از سوی دیگر، اشخاصی هم نمی‏آمدند که کلاً مذهب را کنار بزنند و همه دغدغه‏های خویش را از مذهب بدانند. یعنی راه اشتباه کلیسا، که دستخوش تحریف گردیده بود، عمل را به جایی رساند تا کلیسا را مهجور نمایند؛ چون اینگونه نحوه‏ای با روح و طبیعت انسان ناسازگار بود.
در هر شکل، مدرنیسم نتیجه ها برآیند اتصال و توالی رینگ‏های زنجیره‏ای از تفکر‏های نوین میباشد که یکی از بعد از دیگری به ظهور پیوست. به حیث می‏برسد فیلسوفان و فلسفه‏های مختلف، بستر پرورش و مبنا رشد مدرنیسم را در غرب آماده آورند؛ چون سهم عمده انقلاب‏ها و تحولات فرهنگی و فقهی یک جامعه عموما از آن فلاسفه یا این که فیلسوف‏نمایانی میباشد که در پردازش پندار‏های فرهنگی و فقهی آن جامعه شریک بوده‏اند. خلال گفتگوها عقیده‏پردازان مدرنیسم، خصوصیت فلسفه امروزی مکان‏گزین علم ها طبیعی، تجربی و سیاسی با فکر‏های جزمی و قطعی فلسفی، و مکان دادن آن علم ها در کانون فکر بشر غربی میباشد.(2) از سوی دیگر، دیری نپایید که آدم صنعتی غرب متوجه شد دانش و تکنولوژی، به تنهایی، بهروزی را به ارمغان نمی‏آورد؛ البته این وقتی بود که او از دالان‏های پیچ در پیچ پر‌نور‏فکرمآبی اصلاح‏طلبی شرعی و دگراندیشی ماتریالیستی و سکولاریستی عبور کرده بود و آخر و عاقبت نیز هیچ پنجره‏ای را به روی خویش باز نیافته بود؛ این توشه چه بسا در درنگ برگشت به اصالت خویش به رمز می‏پیروزی، ولی راه و روش را نمی‏دانست. در عین درحال حاضر، انسان در چالش بی‏شرعی فهمید که فضای خالی معنوی او‌را از باطن بی‏مایه و تهی ساخته و به ازخودبیگانگی و درخودماندگی در گیر نموده است.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 11:09


«ماه رمضان میباشد و هنگام معالجه دردهای هجران و مهجوری از طبیب دل‌ها، تشریفات مشهد با سیر و مهاجرت به دیار دوست و دل‌بستن به قبله و قُرب وی با قطب‌نمای کتاب، تا ره گم نکنیم و روی دل از آن سمت و سوی نگردانیم، باشد تا بار‌ای برای سایر سال و ادامه راه و روش برگیریم و برای مقصد و هدف نهائی خویش را فراهم سازیم.»[۹]
«ماه رمضان میباشد و هنگام جلب رضای معبود با رهائی از خویش.»[۱۰]
عبدالعلی تاجر
ت، ث
«طی این ماهِ روزه‌داری از سپیده تا غروب، اکثری از مسلمان ها در ایالات متحده و سراسر عالم مضمون‌ و الهام را در اجرا خیرخواهانه و عبادت، که جامعه ها ما‌را مستحکم می‌نمایند، مییابند.»
«روح رمضان، در ذاتش، تقویت‌کننده دانایی ما از تعهد مشترک ماست به رد خشونت، در ادامه صلح رفتن و بخشیدن به آن نیازمندانی میباشد که از فقر و یا این که چالش در مشقت‌اند.» [۱۱]
دونالد ترامپ
ج، چ
ح، خ
«مقصود آفرینش [ ِ آدم] اخلاق و رفتار‌سیرتکامل میباشد. بشر همت می‌نماید خداگونه خواهد شد و زهد روش خداگونگی میباشد و رمضان کانون تقویت زهدوتقوا در جامعه. درصورتی که زهدوتقوا به‌این معنی در عرصه اجتماعی جا بیفتد، آن‌گاه مردمی خوا هیم داشت، ساخته‌گردیده بر درگاه حق وجامعه‌ای بر پایه ی حاکمیت آگاهی وعدالت که در آن شکل، هم شخص وهم جامعه به جايگاهٔ بالایی از برخورداری‌های دنیوی و معنوی می‌رسند و جان خویش را با پروردگار لینک خواهند بخشید.»[۱۲]
” ماه رمضان، ماه خودسازی میباشد و به تعبیروتفسیر قرآن و عقل خودپرستی و هواپرستی مهم‌ترین سختی‌ها و فلاکت‌هایی میباشد که آدم در حین تاریخ با آن مواجه بوده میباشد. “
—محمد خاتمی

«ماه رمضان، ماه خودسازی میباشد و به تفسیر قرآن و عقل خودپرستی و هواپرستی مهم‌ترین مشقت‌ها و فلاکت‌هایی میباشد که آدم در حین تاریخ با آن مواجه بوده میباشد.».[۱۳]
«از ماه رمضان برای غلبه بر هوا و هوس سود گیرید.»[۱۳]
«رمضان ماه روزه، ماه خودسازی، ماه آدم میباشد. ماه خداست از آن جهت که انسانیت بشر درین ماه تقویت میشود.»[۱۴]
«خودسازی که می بایست در ماه رمضان شکل بگیرد یعنی چه!؟ در تعبیری عارفانه و شاعرانه، زمین جنبهٔ دنیوی حیات میباشد و زمینی کسی میباشد که «خویش» دنیوی و خودی که وابسته بدین طبیعت میباشد برایش اصل میباشد و اسمان نشان آن معنویت و بلندی و والایی میباشد. آن کس که «خویش» معنوی‌اش را تقویت می‌نماید آدم آسمانی میباشد.»[۱۴]
«ماه میمون رمضان، ماه خودسازی میباشد می بایست به آن خویش بلندتر اعتنا داشت و نیز متوجه بود که غرب در عین حالا که دستاوردهای بزرگی داراست قبلهٔ آرزوها ما وجود ندارد و حتی خلاءهای بزرگی هم دارااست.»[۱۴]
«لفظ روزه در ذهن بخش اعظمی از بشر‌ها در جايگاه اولیه تداعی کننده گرسنگی و تشنگی میباشد و آن‌گاه هم اکثری مبطلات دیگر که همگی میدانند. از سوی دیگر از ماه میمون رمضان به ماه میهمانی معبود تفسیر شد‌ه‌است و سؤال اینجا میباشد که پروردگار باری بزرگ با چه چیز از میهمانان خویش میزبانی می فرماید؟ با گرسنگی؟! معمولاً زمانی سخن از میهمانی می‌گردد صاحبخانه گونه های خوردنی‌ها و آبمیوه‌های مناسب میهمان را مهیا می‌نماید. آیا به حقیقت آفریدگار با گرسنگی و تشنگی از میهمان خویش پذیرایی می‌نماید؟ واقعیت چیست؟»[۱۵]
«آیا منظور اسلام از روزه پذیرایی از میهمانان این مهمانی با گرسنگی و تشنگی میباشد یا این که غرض و مراد دیگری وجود داشته میباشد؟»[۱۵]
«ماه رمضان ماه میهانی خداست و سفرهٔ عظیمٔ الهی روزه میباشد و غذا و فایده بشر از این سفره «تقوی» میباشد و مگر تقوی جوهر انسانیت آدم وجود ندارد؟»[۱۵]
«ما برای ادراک خوب مسائل اعتقادی و احکام الهی بایستی ببینیم نگرش ادیان الهی و به‌خصوص اسلام در زمینه ی آدم چیست؟ ما در صورتی جواب این سوال را در یابیم و دیدگاه صحت دراین باره پیدا کنیم، قضیه‌ای برای کشف حقایق بسیار بزرگٔ دانا و ادیان الهی و درک کردن به معنای معاش خوا هیم یافت.»[۱۵]
محمد خاتمی
«ماه رمضان... کلیه بایستی خویشتن را برای به کارگیری از آن مهیا کنیم. ماهی که ابواب بخشش الهی در آن باز می گردد و طالبان معرفت بیشتراز هر فرصت دیگر آرزو دارا هستند تا با اجابت دعوت پروردگار، به مناسب خود رهنمون شوند.»[۱۶]
حسن خمینی
” شما در ماه رمضان مهمان پروردگار می‌باشید. مهماندارِ شما، شما‌را وادار نموده است به اینکه روزه بگیرید. این‌شیوه‌هایی که به جهان گشوده میباشد و شهوات میباشد، این‌ها را سدش نمائید تا آماده بشوید برای لیلة القدر. “
—روح‌الله خمینی

«...رمضان، ماه عبادت و سازندگی، ماه تجدید قوای معنوی...»[۱۷]
«درین ماه خجسته خودتان را تقویت نمائید به قوّت‌های شیخ.»[۱۸]
«مهمانی خداوند در ماه رمضان یک شعبه‌اش روزه میباشد، آن‌ مهمانی خداست؛ یک شعبه‌اش روزه میباشد و یک فرمان مهمش که مائده غیبی و آسمانی میباشد قرآن میباشد. [۱۸]
«شما در ماه رمضان مهمان خداوند می باشید. مهماندارِ شما، شمارا وادار نموده است به اینکه روزه بگیرید. این شیوه‌هایی که به عالم گشوده میباشد و شهوات میباشد، این‌ها را سدش نمایید تا آماده بشوید برای لیلة القدر. ماه شعبان پیشگفتار میباشد برای ماه خوش‌یمن رمضان که عموم آماده بشوند برای ورود در ماه خجسته رمضان و ورود در ضیافة الله.» [۱۸]
روح‌الله خمینی
د، ذ
ر، ز، ژ
«ماه رمضان این مجال را برای بندگان مخلص و با خدا آفریدگار مهیا میاورد تا بیش تر از پیش برای اخلاقی‌زیستن اهتمام ورزند.»
«درین ماه خجسته، شغل به سفارش‌های اخلاقی، بسیار اصلی‌خیس از نخوردن و نیاشامیدن میباشد زیرا در صورتی به قیمت‌های اخلاقی پایبند نباشیم، نخوردن و ننوشیدن هم عملاً بی‌منفعت میباشد و شرط عدم ابطال روزه، رعایت اخلاقیات میباشد.»
«رمضان ماهی برای اخلاقی‌زیستن و تمرینی میباشد برای اینکه پیش وجدان و در خلوت خویش، خودمان حکم دهنده خودمان باشیم و کوشش کنیم تا بخش اعظمی از دلخوری‌هایی که در مواقع دیگر ممکن میباشد صورت دهد، پیش نیاید.»

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 15
پنجشنبه 8 آذر 1403 زمان : 11:13


حذف آسیبهای اجتماعی ممکن وجود ندارد البته با طرح ریزی مطلوب می قدرت آن تشریفات مشهد را در دست گرفتن کرد

اورژانس اجتماعی چیست ؟

در هر جامعه ای برای پاسخگویی به نیازهای عموم و حل یا این که کاهش خطاها آن‌ها تمهیداتی اتخاذ و اپ هایی تدوین و ایفا می‌شود . مرزوبوم ما نیز از این قاعده جدا نیست . گرچه این اپلیکیشن ها میتواند حسب وضعیت متفاوت جان دار در مرزو بوم ها متعدد باشد البته آنچه که اصلی میباشد این میباشد که بتوان مسایل و راهکارهای مطلوب ، شناخته و ایفا شوند . یک کدام از این اپ ها در کشور‌ایران "اپ اورژانس اجتماعی" است ، که نتایج عمل یک‌سری ساله سازمان بهزیستی مملکت میباشد.

این اپ ، تلفیقی از مداخله در چالش ، شخصی ، خانوادگی و اجتماعی ( راس اورژانس اجتماعی ) ، خط تلفن اورژانس اجتماعی ( 123 ) ، گروه سیار اورژانس اجتماعی ( سرویس ها اجتماعی سیار ) و مقر اورژانس اجتماعی ( مقر سرویس ها اجتماعی ) میباشد که در مرحله اولیه با مقصود توانمندسازی اجتماع شالوده در سکونت گاههای غیر قانونی تدوین گردیده بود ، که هر مورد آیین نامه غیروابسته دارا‌هستند و اپلیکیشن پیوست چکیده آن‌ها است .

در‌این اپ خصوصیت اساسی ارائه سرویس ها اجتماعی یعنی:

"تخصصی بودن" ، "به موقع بودن" و "در دسترس بودن" مدنظر قرار گرفته میباشد تا از این نحوه ارائه سرویس ها اجتماعی به عموم در سازمان بهزیستی مرزو بوم "محصور به مجال و جای " نگردد و "روش فعال" جایگزین راه و روش غیر فعال گردد و "اجتماع ( جامعه ) محوری" در اپلیکیشن ها عملیاتی خواهد شد.


این اپ به کارگیری باصرفه از منابع دنیوی و معنوی ( نیروی انسانی ) ، کاهش دیوان سالاری اداری ، تجمیع سرویس ها ، هماهنگی دربین واحدها ، جامعیت ، یادگرفتن و .... را به‌دنبال داراست.

این اپلیکیشن قصد داراست تا "مداخلات کم عقل - اجتماعی" را پیشین "از مداخلات قضایی و انتظامی" و حتی‌در کنار این نوع مداخلات جایگزین نماید که‌این زمینه در "پیشگیری از وقوع جرم" و" قضازدائی" نیز نقش مهمی اجرا می نماید .
شناسایی آسیبهای اجتماعی شایع و در هم اکنون سرایت" بصورت کشوری و ناحیه ای و محلی نیز از روش این اپ شکل خواهد عهده دار شد . در واقع این نوع مداخلات اثر گذاری "تئوری بر چسب" را به دستکم خواهد رساند تا مسئله ای برای توانمندسازی اشخاص در معرض زخم و مجروح اجتماعی و رجوع آنان به معاش سلامت باشد .

قسمت های اورژانس اجتماعی :

نرم افزار اورژانس اجتماعی دربرگیرنده فعالیتهای زیر میباشد

راءس مداخله در بحرانهای شخصی، خانو ادگی و اجتماعی

مقر سرویس ها اجتماعی

خط تلفن اورژانس اجتماعی(123)

سرویس ها سیار اورژانس اجتماعی

اصول اورژانس اجتماعی معرفی اپلیکیشن اورژانس اجتماعی

به شخص ، خانواده و جامعه دقت می گردد .

اپلیکیشن و مداخله می بایست با شیوه علمی باشد .

قضیه یابی بموقع ، فعال بودن و پاسخگو بودن درین نرم‌افزار اصلی میباشد .

به کارکشته سازی اجتماع شالوده با راه حوزه‌ ای و محلی دقت می گردد .

شاگرد بوده و جامعیت داراست .

مورد شرکت کردن ارگان های عموم بنیان ( ارگانهای مدنی ) مهیا می‌شود .

هدف ها در دو نصیب کلی و منحصربه‌فرد به گستردن تحت ارایه می‌گردد

مقصود کلی :

در دست گرفتن و کاهش معضل های شخصی- خانوادگی و اجتماعی

هدف ها منحصربه‌فرد:

در دسترس قرار دادن سرویس ها تخصصی و اورژانسی سازمان بهزیستی به کل جامعه

ارتقا توانمندیهای اشخاص در معرض زخم و مصدوم اجتماعی جهت رویا رویی با مسائل اجتماعی در موقعیت بحرانی از روش ارائه سرویس ها تخصصی و به موقع

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 13
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 9:49


با جدا حیث از مباحث جدل و جدالی که موجب پدید داخل شدن فرقه‌های متعدد و احیاناً موادتشکیل دهنده غیر مطلوب در دنیا اسلام شد و از این رهگذر فتنه‌های اجتماعی ناخوش آیند بوجود آمد، دانش سخن تحت تشریفات مشهد عنوان علم و دانش که ذمه ‌دار تبیین دلیل عقاید اسلامی میباشد، رده ارزشمندی در قرآن و سنت دارااست لذا بعضی از کارشناسان تبارک در‌این‌باره گفته‌اند: قرآن کریم و مهربان، ایمان را بر اساس مکث و درنگ نهاده میباشد، قرآن همواره می خواهد که عموم از‌ پندار به ایمان برسند. قرآن در آنچه بایستی به آن مؤمن و معتقد بود و آن را آشنایی، تعبد را کافی نمی‌داند، به همین جهت در اصول آیین بایستی مطالعه کرد. از جملهً این که خدا وجود داراست، و یکتا و بی‌سهم دار میباشد، یا این که حضرت محمد (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) رسول خداست و امثال این‌سیرتکامل مسایل بایستی با دلایل سفت و ادله‌های یقینی برای آدم اثبات خواهد شد. [۲۹] کلیه این کارها در سایه برهان‌های کلامی بدست می آید بعداز این منظر دانش سخن علم ارزشمندی خواهد بود و یکی‌از متکلمین تبارک درین‌باره گفته میباشد: «این قول حرف، اعنی علم آموزی معارف به دلیلی که منجر گردد به گفته معصوم، صحبت مؤدی به صواب باشد و شارک بود با دیدگاه حکمت در افاده اعتقادوباور و فرق همین باشد که بینش حکمت افاده باور تفصیلی نماید و این دیدگاه افاده یقینی اجمالی، و این نگرش قدماء متکلمین امامیه میباشد مثل هشام بن حکم و همفکران وی، و در روایات ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) اثبات گردیده که کلامی که ماخوذ از ما باشد ممدوح میباشد.» [۳۰]

۸ - وجه اسم‌گذاری
[بازنویسی]
یکی‌از مباحثی که نوعاً درباره دانش حرف مطرح میباشد این میباشد که چرا این علم به اسم دانش حرف نامیده گردیده است؟
بعضا بر آن‌اند که زیرا یادگرفتن این دانش آدم را در گفت و گو و دلیل قادر می‌سازد و اقتدار کلام‌وری بشر را ارتقاء می دهد لذا آن را دانش حرف میخوانند.
برخی دیگر معتقدند که نوعاً علماء و پژوهشگران فنی در کتاب‌های خویش به عنوان «الکلام فی کذا» مباحثی را مطرح می‌کرده‌اند لذا کم کم اسم آن دانش سخن شد.
توده‌ای گفته‌اند این اسم از زمانی به وجود آمد که مسلمین درباره حدوث یا این که قدیم بودن سخن الله مباحث تندی را مطرح کردند و بر رمز این مساله جمع زیاد کشته شدن و این رویدادها سبب شوید که‌این رشته دانش حرف نامیده گردد. [۳۱]
در ذکر وجه تسمیه و انگیزه نامگذاری این دانش به دانش سخن، وجوه مختلفی را متذکر گردیده‌اند که مهم‌ترین آن ها به‌این گستردن میباشد:
۱- بدان جهت که تیتر مباحث این دانش «الکلام» بوده میباشد برای مثال: الکلام فی ثابت الصانع یا این که الکلام فی النبوه...
۲- بدان جهت که مهم‌ترین مسائل آن مرتبط با حدوث و گام قرآن و اینکه آیا حرف آفریدگار بنده میباشد یا این که نه هست.
۳- به جهت اینکه با یاددادن دانش سخن، توان بر تکلم در شرعیات نتایج می شود.
۴- به این خیال و خاطر که وسیله این دانش، تکلم میباشد.
۵- زیرا این دانش بر اساس دلیل قطعی میباشد و با برهان سمعی تأیید می‌گردد، بیشتر در قلب نفوذ می‌نماید لذا آن را سخن (بلحاظ اشتقاق صحبت از کلم که بمعنی جرح میباشد) اسم گذارده‌اند.
۶- به این خیال که‌این دانش با مباحثه و مکالمه فی مابین دو طرف تحقق مییابد البته علم ها دیگر با تحقیق کتاب ها.
۷- متکلمان منظور‌اند که با فلاسفه برابری نمایند و فوت و فن دانش سخن را با منطق توأم کنند چون منطق و سخن مترادف و هم معنی میباشند، بدین ترتیب دانش سخن در نزد متکلمان مانند منطق، یعنی نطق و حرف، در نزد فلاسفه میباشد و بنای این دو دانش بر حرف گذاشته گردیده‌است.
۸- بدین منجر این دانش را حرف خوانده‌اند که در آن دانش، از مناظره مغایر‌ بدعت‌ها، مذاکره می گردد و این مناظرات صحبت صرف میباشد. [۳۲][۳۳][۳۴][۳۵]

۹ - مقایسه صحبت اسلامی با صحبت غیر اسلامی
[دستکاری]
گرچه دانش سخن تخصیص به مسلمان ها ندارد، بلکه رهروان بقیه ادیان نیز برای پشتیبانی و تبیین عقاید فقهی خویش اصول و مبانی کلامی خاص برای خویش تدوین کرده‌اند، [۳۶] ولی به لحاظ می رسد امتیاز مهم حرف اسلامی با دانش حرف در بقیه ادیان، آن میباشد که نصیب اساسی سخن اسلامی (الهیات) مبنی بر آیه‌ها قرآن و سخنان معصومین (علیهم‌السّلام) و براهین عقلی و دلیل (که مایه‌های اصل خویش را از عقل و متن ها شرعی میگیرد) مبنا‌ریزی گردیده، که منزلت ارزشمندی در صحبت اسلامی داراست.

۱۰ - هدف ها دانش صحبت
[دستکاری]
در یک عده‌بندی از سخنان متکلمان می‌اقتدار هدف ها دانش سخن را اینگونه برشمرد:
الف) وصال به آئین‌داری مدلل و محققانه در مورد عقاید فقهی
ب) ثابت پیش فرض‌ها و قضیه‌های بقیه علم ها فقاهتی از روش دانش صحبت (به‌این مفهوم که تا وجود معبود و رستاخیز و صادر کردن انبیاء، در حرف اثبات نشود و تا وقتی که مشاجره‌های مرتبط با هدفمندی و تکلیف آدم در‌این دانش نظارت نگردد، مشاجره در بقیه علم ها اسلامی؛ نظیر تعبیر و تفسیر، فقه، دستمزد و... بی‌مورد و بی‌مفهوم خواهد بود.)
ج) هدایت حق‌جویان و عیب گیری سفسطه گران
د) پشتیبانی از اصول و عقاید فقاهتی [۳۷]

۱۱ - شیوه دانش حرف
[دستکاری]
دانش صحبت علمی تک روشی وجود ندارد بلکه به مقتضای رسالت‌های گوناگونی که دارااست و در صدر به آن اشاره شد از طریق‌های گوناگون منفعت‌ می گیرد. متکلم جهت تأمین مقصود نخستین و دوم صرفا از رویه دلیل اعتقاد‌آور و برهانی وارد می گردد اما در ارتباط با دو رسالت اخیر از کلیه طریق‌های استدلالی فایده می گیرد. درین دو غرض گزینش شیوه به ذمه متکلم میباشد که با حدس تفاوت‌های فکری و روحی طرف‌های دعوا و نیز موقعیت متفاوت هنگامی و مکانی و نیز بقیه وضعیت، روش برهان مطلوب را بر می‌گزیند. از این‌رو طریق سخن گاه برهانی میباشد و وقتی جدلی و خطابه‌ای [۳۸]
نحوه کلامی امام خمینی خیر صرفا بر عقل و ادله توکل داراست، بلکه متاثر از مشرب عرفانی و نشانه‌ها و روایات نیز است. حضرت امام عقلی را تحت عنوان منبع آشنایی می‌پذیرد که زیر تصرف ضابطه الهی و دینی باشد، و عقلی که پناه شرع و آموزه‌های انبیای الهی را نپذیرد استقلال ندارد.[۳۹] امام خمینی با الهام دریافت کردن از مدرسه شیعه و با پی‌ریزی مبانی نظری معرفتی درست و سلوک عرفانی به مباحث حرف پرداخته و طرز منسجمی برای استنباط معرفت عقلی از نصوص فقاهتی ارائه می دهد. اگرچه وی این طریق را در بیشتر اثرها خویش ذکر نمی‌نماید، لکن مبانی، اصول و قواعد این شیوه از اثر ها او دست‌یاب میباشد. استعمال کلان از آیه‌ها، قرآن، روایات و دعاها معصومان، در مباحث کلامی، بر التفات طریق امام در‌این مینه افزوده میباشد. امام خمینی در تقریر هر رای از آرای کلامی، ابتدا به عامل سمعی کتاب و سنت استشهاد می‌نماید و میکوشد با توکل بر دلایل عقلی، به استنباط ظریف و عمیق معارف اقدام ورزد.
از مهمترین خصوصیت‌های نحوه امام خمینی در مباحث کلامی عبارتند از:
الف) منفعت‌گیری از لهجه فلسفه: بخش اعظمی از مباحث کلامی امام خمینی با پیش‌نیاز مباحث فلسفی اعم از مفاهیم و مسائل شروع می‌گردد، نظیر مبتنی بودن بعضی مباحث کلامی بر موضوع اصالت وجود، حدوث و گام و براهین خداشناسی.[۴۰][۴۱][۴۲]
ب) حق تقدم ادله عقلی بر نقلی: آنجا که به یقین امام در مسائل اعتقادی و کلامی، تعبد وجهی ندارد، ادله عقلی بر نقلی مقدم می باشد.
ج) منفعت‌گیری از مباحث عرفانی

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 204
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 14:18


بابیان نام رب تعالی، در اولین قسمت از نرم افزار \"منرا با اسلام آشنا نمائید\" هم پا شما بزرگواران هستیم. حضرت حق را سپاس می گوییم که ما را به پذیرش آیین اسلام مفتخر نموده و عشق به پروردگار را از طریق این آیین مبین در قلوب ما سرازیر ساخته می باشد.
در نرم افزار امروز در باب با مضمون‌ واژه و کلمه اسلام با شما مصاحبه تشریفات مشهد خواهیم نمود. درین اپلیکیشن خواهیم کوشید تا مهم ترین ویژگیهای اسلام را گزینه پژوهش قرار دهیم.
در حالتی که از یک مسلمان پرسیده شود که اسلام چیست؟ در جواب احتمالا خواهد اعلام کرد:\" اسلام نام آیین ما هست. اسلام نام آخرین دین خدا هست. اسلام کاملترین فقاهتی است که بوسیله آخرین نبی آفریدگار برای بشر نازل گردیده است.\" اما طبعا یک فرد مسلمان می بایست بسیار بیشتر از این تعاریف بی آلایش را بداند.
در لغت نامه واژه و کلمه اسلام بدین صورت تعریف گردیده است: تسلیم شدن، اطاعت کردن و همچنین صلح.
دیدگاه مسلمانان، اسلام خاتم ادیان الهی می‌باشد. خاتمیت به این معناست که اسلام در بر دارنده تمام آن مطالبی می باشد که بایستی از طریق وحی برای انسان بیان خواهد شد. قرآن نیز آیین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی میکند. یعنی در حالتی‌که شریعت اسلام را در یکسو و سایر شرایع آسمانی را که برای سراسر حیات آدم در دورانهای قبلی مقدر گردیده‌است در طرف دیگری بگذاریم، شریعت اسلام از تمامی آنها استوارتر هست که این خود مضمون‌ خاتمیت و شریعت آخرین است.
ادیان عموما براساس نام بنیانگذار و یا نام قومی که منسوب به ان می‌باشد نامگذاری می شوند. به عنوان مثال یهودیت و هندوئیزم هر دو منسوب به قوم و قبیله ویژه ای می‌باشند. اما برخی ادیان دیگر نیز هستند که همچون مسیحیت و بودیزم براساس نام موسس خود نامیده می شوند. البته نام دین اسلام از طرف خداوند داده شده و مبنی بر نام حضرت محمد (ص) و یا قومیت عرب نامگذاری و یا شناخته نمی شود. چراکه اسلام نامی می‌باشد که از جانب معبود به این آیین داده شده و محمد بن عبدالله (ص) نه موسس ان بلکه تنها پیغمبر این دین از جانب معبود محسوب می شود.
همانگونه که گفتیم اسلام به معنی تسلیم شدن در ازای اراده خدا هست. برای مسلمان شدن مهم نیست که شما منسوب به کدام دین و نژاد و ملت و زبان میباشید. هر انسانی می تواند به دین اسلام مشرف شود و از چشمه لایزال ان بنوشد.
بعبارتی دیگر دین اسلام، نام هدایتی است که آفریدگار برای انسانها در لحاظ گرفته می باشد و این هدایت در قرآن کریم و مهربان، کتابی که صحبت محض خداوند است تجلی یافته است.
خدا در حین ازمنه مختلف برای هدایت انسانها در چهار گوشه دانا پیامبران متعددی را ارسال کرده است. علمای اسلامی بر این باورند که تمامی هدایتهای انجام یافته از سوی پیامبران، ذیل نام اسلام انجام شده هست.
خداوند در ایه سیزدهم سوره مبارکه شوری می فرماید: آئینى را براى شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود; و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردیم این بود که: آیین را بر پا دارید و در آن تفرقه ساخت و ساز نکنید. بر مشرکان گران می‌باشد آنچه شما آن را به سویش دعوت مى نمائید. خدا هرکس را بخواهد برمى گزیند و کسى را که به سوى او باز شود هدایت مى کند. \"
به این ترتیب از حضرت آدم تا حضرت خاتم همگی و همه، پیامبرانی بوده اند که در قالب دین اسلام به هدایت جهانیان پرداخته اند.
احکام و اخلاقی که خاتم الانبیاء از طرف معبود به بشریت عرضه کرده، ابدی می‌باشند. به همین دلیل هست که خداوند در بخشی از ایه سوم سوره مبارکه مائده فرموده می‌باشد: \"امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما کل گردانيدم و اسلام را براى شما به عنوان دین برگزيدم.\"
اسلام دینی بی نقص بوده و بطور یقین از هرگونه خرافه و بدعت مبرا می باشد. این آئین در سراسر حیات آدم، از لحظه به دنیاآمدن تا لحظه مرگ اورا در خود احاطه کرده است.
آفریدگار والا در آیه ۸۹ سوره مبارکه نحل در این خصوص فرموده است: و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو‌را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى می‌باشد و براى مسلمانها رهنمود و رحمت و بشارتگرى می باشد بر تو نازل كرديم.
هدف اسلام تحصیل روشن بختی فقید و عقبی برای انسان است. این آئین توحیدی مبتنی بر وحی می‌باشد و غایت آن، رضایت حق بزرگ می‌باشد.
فراموش نکنیم که اسلام بر عقل و فهم آدم تاکید بسیار داراست. تین دین از بشر می خواهد که تفکر کند، گوشه و کنار خود را اصلاح نماید، تلاش کند و خود را گسترش دهد.
دین اسلام فقاهتی میانه رو هست. در آن افراطی گری وجود ندارد و به جای آوردن احکام آن معمولی و راحت هست.
مبانی اعتقادی اسلام روشن و منطقی هست و ادراک و قبول ان به سهولت امکان پذیر هست.
در دین اسلام در میان پروردگار و عبد و بنده آفریدگار نیازی به واسطه وجود ندارد. این آئین به حیات دنیوی و اخروی، به سلامت جسمانی و شیخ و به توان ذهنی و عقلی بشر اهمیت بسیار قائل می‌باشد.
به همین استدلال می باشد خدا قادر در آیه ۸۵ از سوریه مبارکه آل عمران می‌فرماید: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هیچوقت از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 51
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:53


تقیّد به قوانین شرع مقدس در سیره معصومان علیهم السلام
هم چنان که در منطق قرآن و حدیث، برای سلوک عرفانی، هیچ راهی جز اطاعت از خداوند ورسول صلی الله علیه و آله وسلم و اولوالامر، نیست و رویه های دیگر هر چندین اسم عرفان بر آنان گذارده گردیده باشد، در دین مقدس اسلام پذیرفته نخواهد بود، در سیره عملی معصومان علیهم السلام نیز تجسم و تبلور همین واقعیت را مشاهده میکنیم.

نبی کلان الشأن اسلام که سر مشق و اسوه همگی سالکان الی اللّه میباشد و به اعتراف کلیه عارفان هیچ کس به رده و رده معنوی آن حضرت نرسیده و نخواهد رسید، خویش بیشترین کوشش وکوشش را داشت و تا پایان عمرش پیوسته در هم اکنون عبادت، جهاد، تزکیه نفس واستغفار و استغاثه به درگاه خداوندی بوده و هیچ زمان خویش را غنی از این کارها نمی دانسته میباشد.

قرآن کریم و مهربان یکی مقامات خوب فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را جایگاه «ثم دَنی فتدلّی فکان فریم قوسَیْنِ وی اَدْنی»(7) دانسته و اورا مشتمل بر اهمیت ویژه «لقد رأی اینجانب تشریفات مشهد آیه‌ها ربّه الکبری»(8) قرار داده میباشد، این چیزی میباشد که خیر برای کسی قابل وصول میباشد و خیر حتی قابل آشنایی، با این همگی، خطاب آخری به آن حضرت این میباشد که: «اذا فرغت فانصب و الی ربّک فارغب»؛(9) یعنی نباید لحظه ای آهسته بگیرد و با ادعای «وصول» به حق و «فناء فی اللّه» از عبادت دست بردارد.

هم اینگونه امام العارفین، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که مجموع سلسله های عرفان اسلامی به وی منتهی می‌شود و دست‌کم او‌را مصداق قطعی «آدم بدون نقصِ» به حق و اصل، بعداز رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شناخته اند، می‌فرماید:

«عموم! به خداوند قسم و سوگند اینجانب شمارا به طاعتی وادار نمیکنم، مگر آن که خودم نسبت به جاری ساختن آن بر شما پیشی گرفته ام، و از معصیتی نهی نمیکنم، مگر آن که پیش از شما، از اجرا آن جلوگیری کرده ام.».(10)

در مکان دیگر با تأکید بسیار می‌فرماید:

«عَمَل! عَمَل! بعد دقت به نقطه پایان شغل. استقامت! استقامت! آن گاه شکیبایی! طاقت! وپارسایی! پارسایی! برای شما نقطه پایان و عاقبتی رقم خورده خویش را به آن جا برسانید و درفش پند معلوم شده، بوسیله آن هدایت گردید و برای اسلام غرض ونتیجه ای در حیث گرفته گردیده، به آن برسید.»(11)

تقیّد به حدود شرع مقدس در سیره عارفان
همه عارفان در جامعه اسلامی به خصوص در مدرسه تشیّع واقعه لحاظ دارا هستند که سوای تقیّد و پای بندی به قوانین شریعت نمی اقتدار ادعا سیر و سلوک الی اللّه داشت.

بایستگی رعایت حدود و قوانین شرع و جد و جهد در عبادت و تزکیه نفس برای تربیت شدگان مدرسه اهل بیت علیهم السلام و در «سلوک عرفانی مدرسه تشیع» چیزی وجود ندارد که نیاز به شاهد و نمونه داشته باشد. با این هم اکنون، بخش هایی از گفته های مشاهیر عرفان را در‌این باب نقل میکنیم:

جنید بغدادی (م 297 ق) میگوید:

«همگی خط مش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که پیرو نبی پروردگار صلی الله علیه و آله وسلم باشد، پس کسی که حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تقلید از او درین عمل جایز وجود ندارد؛ زیرا شغل و مذهب ما، در قید کتاب و سنت میباشد.»(12)

ابونصر سراج طوسی (م 378 ق) میگوید:

«طبقات صوفیه نیز از حیث معتقدات، با فقیهان واصحاب حدیث متفق اند، علم ها آن‌ها را می پذیرند و در معانی و رسوم مخالفتی ندارند، منوط بر این که آنها‌را دور از بدعت و تأثیر هوا و هوس، و بر مبنای اُسوه و اقتدا، یابند. تمامی علم ها فقیهان واصحاب حدیث را، همانند خویش آن‌ها می پذیرند واگر کسی از صوفیه به نظر تدبیر و فهم و شعور به جايگاه آن ها نرسد و تسلط دانش وی را نداشته باشد، هنگامی که در احکام شرعیه و حدود و سنن، در گیر انواع گردد به آن ها مراجعه می نماید. در شرایطی‌که از آن ها اجماع و اتفاقی ببیند به عبارتی را می پذیرد ودرصورت اختلاف، دریافت به احسن و اَوْلی نموده وآن را که بر احتیاط در آئین و تهیه و تنظیم دستور الهی واجتناب از نواهی شرعیه مجاورت خیس باشد ترجیح میدهد و هیچ وقت در فکر یافتن رخصت ها وتأویلات و تَرَفُّه و بسط و رکوب شک ها، وجود ندارد؛ چون که‌این ها را بی اعتنایی به آیین مبین و سرپیچی از احتیاط می‌داند و این میباشد آن چه ما از مذهب ها صوفیه و رسومشان در کاربرد علم ها ظاهره ومبذوله و متداوله در بین فقیهان و اصحاب حدیث می‌شناسیم.»(13)

مولانا در دفتر کار اولیه مثنوی میگوید:

گر ذکر معنوی کافی شدی رفتار فقیه، عاطل و فسخ بُدی
گر محبت فکرت و معنیستی شکل روزه و نمازت نابودی
با این که مولانا مفهوم را اصل میداند، البته صورت و پوسته را نیز مورد نیاز می شمارد. از این رو، در کتاب فیه مافیه در بایستگی محافظت شکل ظاهری نماز می‌گوید:

«دانه قَیسی در شرایطی‌که مغزش را فقط بکاری، چیزی نروید، زیرا با پوست به هم بکاری بروید، پس دانستیم که شکل نیز در شغل میباشد و نماز نیز در داخل میباشد، "لا صلاةَ اِلاّ بحضور القلب" ولی لابد میباشد که به طور بله و رکوع و سجود کنی به ظواهر، آن که برخوردار شوی و به هدف رسی.»(14)

آیین نامه آخوند ملا حسینقلی همدانی
«نهفته نماناد بر برادران فقاهتی که به جز الزام به شرع شریف، در تک تک حرکات و سکنات و تکلمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک الملوک ـ جلَّ جلاله ـ وجود ندارد، و به خرافات ذوقیّه ـ اگرچه ذَوْق در غیر این جایگاه بهتر میباشد، کما هو دأب الجهّال و الصوفیه ـ خذ لهم اللّه ـ، رویه رفتن لا یُوجِبُ اِلاّ بُعْداً ... .»(15)

تأکید سید بحرالعلوم بر التزام عملی
«پس هر کس را بینی که دعوای سلوک نماید و ملازمت و همراهی زهدوتقوا و ورع و متابعت جمیع احکام ایمان در وی نباشد و به قدر راز مویی از صراط بدون واسطه شریعت حقّه انحراف کند او‌را منافق می دان، مگر آنچه به عذروبهانه یا این که اشتباه و نسیان از وی رمز زند. هم چنان که جهاد دوم، جهاد اکبر میباشد نسبت به جهاد نخستین (اشاره به توضیح خاص وی میباشد درباره حدیث دارای اسم و رسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم راجع‌به جهاد اکبر و اصغر)، هم اینگونه منافق این صنف منافق اکبرند و آنچه از برای منافقین در صحیفه الهیه وارداتی، واقعیت آن برای وی به وجد اشد اثبات میباشد.»(16)

بیانی از عارف واصل امام خمینی قدس سره
«و بالجمله کشفی اتم از کشف رسول ختمی صلی الله علیه و آله وسلم و سلوکی اصح و اصوب از آن نخواهد بود، پس ترکیباب بی نتایج دیگر را که از مغزهای بی کوچک مدعیان موعظه و عرفان میباشد، بایستی رها کرد ... پس، از عرایض سوابق مشخص شد که آنچه پیش اهل تصوف دارای اسم و رسم میباشد که نماز وسیله معراج سلوک و سالک میباشد و بعداز وصول، سالک مستغنی از رسوم خواهد شد، فرمان فسخ و بی اصل و خیال و خاطر ناپخته بی مغزی میباشد که با مسلک اهل اللّه و اصحاب قلوب مخالف میباشد و از جهل به مقامات اهل معرفت و کمالات اولیا صادر شد‌ه‌است، نعوذ باللّه منه.»(17)

خلاصه
میزان در قرب و بُعد نسبت به حضرت حق، رعایت تکالیف فقهی میباشد؛ یعنی اجرا واجبات و شکاف محرمات و اعتنا به مستحبات و مکروهات. کوشش در این‌راه برای سالک الی اللّه تعطیل بردار وجود ندارد، و با وصال به هر «جایگاه» و خانه بلندتر، توشه تکالیف و وظایف شرعی بیشتری بر دوش وی سنگینی خواهد کرد.

در متن ها اصیل و دارای اعتبار فقهی هیچ گاه نمی یابیم که انسانی با داشتن بلوغ، عقل و توان، ملزم نباشد. چنان که هیچ شاهد و دلیلی پیدا نمی‌‌کنیم که به آدم اذن دهد با تفویض و گزینش، خویش را به مرحله ای برساند که عقل و هوشیاری اش از میان رفته و دل بدین خوش دارااست که:

«زیرا سالکِ واصل از باده توحید واقعی که از لیوان مشاهده جمال ذوالجلال نوش کرده، مست و لایعقل خواهد شد، خودکار تکالیف شرعیه به اِجماع همگی، در وضعیت مستی بر وی وجود ندارد.»(18)

رده ها و منازلی که سالکان رویه با تیتر «طریقت» طی می نمایند، بایستی بر مقررات ومقررات شرع مقدس مطابقت و به طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم آیتم تأیید کتاب و سنت باشد. این عمده تفاوت عرفان فقهی از غیردینی میباشد که امروزه در دنیا شایع و با کمال تأسف بخش اعظمی از مسلمانها ناآشنای به اسلام بدان گرفتار گردیده اند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 11:22


نشسته ای راز سجاده روبروی خودت
که خود را بنشانی به گفتگوی خودت
شنیده ایم که از کعبه آمدی خارج
به جستجوی که بودی؟ به جستجوی خودت تشریفات مشهد
مفتوح کردن در خیبر خیره کننده وجود ندارد که تو
باز ای در معراج را به روی خودت
هر آن مجال که فرستاده از حرای وحی آمد
نفس نفس به مشامت رسید بوی خودت
نظام رزم به هم می خورد که معاند تو
فرارو گریز میکند از دست تو به سوی خودت
مجموع غصه تاریخ را نهان کردی
مشابه بغض گره خورده در گلوی خودت
برای آنکه بدانی چه کرده ای با ما
بنوش جرعه ای ای دوست از سبوی خودت
سیاه زلف تو شد ليله الرغائب ما
ای آرزوی انسان چیست آرزوی خودت؟

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 278
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 279
  • بازدید ماه : 525
  • بازدید سال : 2580
  • بازدید کلی : 24170
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی