loading...

???? ???? ???????

بازدید : 52
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:53


تقیّد به قوانین شرع مقدس در سیره معصومان علیهم السلام
هم چنان که در منطق قرآن و حدیث، برای سلوک عرفانی، هیچ راهی جز اطاعت از خداوند ورسول صلی الله علیه و آله وسلم و اولوالامر، نیست و رویه های دیگر هر چندین اسم عرفان بر آنان گذارده گردیده باشد، در دین مقدس اسلام پذیرفته نخواهد بود، در سیره عملی معصومان علیهم السلام نیز تجسم و تبلور همین واقعیت را مشاهده میکنیم.

نبی کلان الشأن اسلام که سر مشق و اسوه همگی سالکان الی اللّه میباشد و به اعتراف کلیه عارفان هیچ کس به رده و رده معنوی آن حضرت نرسیده و نخواهد رسید، خویش بیشترین کوشش وکوشش را داشت و تا پایان عمرش پیوسته در هم اکنون عبادت، جهاد، تزکیه نفس واستغفار و استغاثه به درگاه خداوندی بوده و هیچ زمان خویش را غنی از این کارها نمی دانسته میباشد.

قرآن کریم و مهربان یکی مقامات خوب فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را جایگاه «ثم دَنی فتدلّی فکان فریم قوسَیْنِ وی اَدْنی»(7) دانسته و اورا مشتمل بر اهمیت ویژه «لقد رأی اینجانب تشریفات مشهد آیه‌ها ربّه الکبری»(8) قرار داده میباشد، این چیزی میباشد که خیر برای کسی قابل وصول میباشد و خیر حتی قابل آشنایی، با این همگی، خطاب آخری به آن حضرت این میباشد که: «اذا فرغت فانصب و الی ربّک فارغب»؛(9) یعنی نباید لحظه ای آهسته بگیرد و با ادعای «وصول» به حق و «فناء فی اللّه» از عبادت دست بردارد.

هم اینگونه امام العارفین، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که مجموع سلسله های عرفان اسلامی به وی منتهی می‌شود و دست‌کم او‌را مصداق قطعی «آدم بدون نقصِ» به حق و اصل، بعداز رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شناخته اند، می‌فرماید:

«عموم! به خداوند قسم و سوگند اینجانب شمارا به طاعتی وادار نمیکنم، مگر آن که خودم نسبت به جاری ساختن آن بر شما پیشی گرفته ام، و از معصیتی نهی نمیکنم، مگر آن که پیش از شما، از اجرا آن جلوگیری کرده ام.».(10)

در مکان دیگر با تأکید بسیار می‌فرماید:

«عَمَل! عَمَل! بعد دقت به نقطه پایان شغل. استقامت! استقامت! آن گاه شکیبایی! طاقت! وپارسایی! پارسایی! برای شما نقطه پایان و عاقبتی رقم خورده خویش را به آن جا برسانید و درفش پند معلوم شده، بوسیله آن هدایت گردید و برای اسلام غرض ونتیجه ای در حیث گرفته گردیده، به آن برسید.»(11)

تقیّد به حدود شرع مقدس در سیره عارفان
همه عارفان در جامعه اسلامی به خصوص در مدرسه تشیّع واقعه لحاظ دارا هستند که سوای تقیّد و پای بندی به قوانین شریعت نمی اقتدار ادعا سیر و سلوک الی اللّه داشت.

بایستگی رعایت حدود و قوانین شرع و جد و جهد در عبادت و تزکیه نفس برای تربیت شدگان مدرسه اهل بیت علیهم السلام و در «سلوک عرفانی مدرسه تشیع» چیزی وجود ندارد که نیاز به شاهد و نمونه داشته باشد. با این هم اکنون، بخش هایی از گفته های مشاهیر عرفان را در‌این باب نقل میکنیم:

جنید بغدادی (م 297 ق) میگوید:

«همگی خط مش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که پیرو نبی پروردگار صلی الله علیه و آله وسلم باشد، پس کسی که حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تقلید از او درین عمل جایز وجود ندارد؛ زیرا شغل و مذهب ما، در قید کتاب و سنت میباشد.»(12)

ابونصر سراج طوسی (م 378 ق) میگوید:

«طبقات صوفیه نیز از حیث معتقدات، با فقیهان واصحاب حدیث متفق اند، علم ها آن‌ها را می پذیرند و در معانی و رسوم مخالفتی ندارند، منوط بر این که آنها‌را دور از بدعت و تأثیر هوا و هوس، و بر مبنای اُسوه و اقتدا، یابند. تمامی علم ها فقیهان واصحاب حدیث را، همانند خویش آن‌ها می پذیرند واگر کسی از صوفیه به نظر تدبیر و فهم و شعور به جايگاه آن ها نرسد و تسلط دانش وی را نداشته باشد، هنگامی که در احکام شرعیه و حدود و سنن، در گیر انواع گردد به آن ها مراجعه می نماید. در شرایطی‌که از آن ها اجماع و اتفاقی ببیند به عبارتی را می پذیرد ودرصورت اختلاف، دریافت به احسن و اَوْلی نموده وآن را که بر احتیاط در آئین و تهیه و تنظیم دستور الهی واجتناب از نواهی شرعیه مجاورت خیس باشد ترجیح میدهد و هیچ وقت در فکر یافتن رخصت ها وتأویلات و تَرَفُّه و بسط و رکوب شک ها، وجود ندارد؛ چون که‌این ها را بی اعتنایی به آیین مبین و سرپیچی از احتیاط می‌داند و این میباشد آن چه ما از مذهب ها صوفیه و رسومشان در کاربرد علم ها ظاهره ومبذوله و متداوله در بین فقیهان و اصحاب حدیث می‌شناسیم.»(13)

مولانا در دفتر کار اولیه مثنوی میگوید:

گر ذکر معنوی کافی شدی رفتار فقیه، عاطل و فسخ بُدی
گر محبت فکرت و معنیستی شکل روزه و نمازت نابودی
با این که مولانا مفهوم را اصل میداند، البته صورت و پوسته را نیز مورد نیاز می شمارد. از این رو، در کتاب فیه مافیه در بایستگی محافظت شکل ظاهری نماز می‌گوید:

«دانه قَیسی در شرایطی‌که مغزش را فقط بکاری، چیزی نروید، زیرا با پوست به هم بکاری بروید، پس دانستیم که شکل نیز در شغل میباشد و نماز نیز در داخل میباشد، "لا صلاةَ اِلاّ بحضور القلب" ولی لابد میباشد که به طور بله و رکوع و سجود کنی به ظواهر، آن که برخوردار شوی و به هدف رسی.»(14)

آیین نامه آخوند ملا حسینقلی همدانی
«نهفته نماناد بر برادران فقاهتی که به جز الزام به شرع شریف، در تک تک حرکات و سکنات و تکلمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک الملوک ـ جلَّ جلاله ـ وجود ندارد، و به خرافات ذوقیّه ـ اگرچه ذَوْق در غیر این جایگاه بهتر میباشد، کما هو دأب الجهّال و الصوفیه ـ خذ لهم اللّه ـ، رویه رفتن لا یُوجِبُ اِلاّ بُعْداً ... .»(15)

تأکید سید بحرالعلوم بر التزام عملی
«پس هر کس را بینی که دعوای سلوک نماید و ملازمت و همراهی زهدوتقوا و ورع و متابعت جمیع احکام ایمان در وی نباشد و به قدر راز مویی از صراط بدون واسطه شریعت حقّه انحراف کند او‌را منافق می دان، مگر آنچه به عذروبهانه یا این که اشتباه و نسیان از وی رمز زند. هم چنان که جهاد دوم، جهاد اکبر میباشد نسبت به جهاد نخستین (اشاره به توضیح خاص وی میباشد درباره حدیث دارای اسم و رسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم راجع‌به جهاد اکبر و اصغر)، هم اینگونه منافق این صنف منافق اکبرند و آنچه از برای منافقین در صحیفه الهیه وارداتی، واقعیت آن برای وی به وجد اشد اثبات میباشد.»(16)

بیانی از عارف واصل امام خمینی قدس سره
«و بالجمله کشفی اتم از کشف رسول ختمی صلی الله علیه و آله وسلم و سلوکی اصح و اصوب از آن نخواهد بود، پس ترکیباب بی نتایج دیگر را که از مغزهای بی کوچک مدعیان موعظه و عرفان میباشد، بایستی رها کرد ... پس، از عرایض سوابق مشخص شد که آنچه پیش اهل تصوف دارای اسم و رسم میباشد که نماز وسیله معراج سلوک و سالک میباشد و بعداز وصول، سالک مستغنی از رسوم خواهد شد، فرمان فسخ و بی اصل و خیال و خاطر ناپخته بی مغزی میباشد که با مسلک اهل اللّه و اصحاب قلوب مخالف میباشد و از جهل به مقامات اهل معرفت و کمالات اولیا صادر شد‌ه‌است، نعوذ باللّه منه.»(17)

خلاصه
میزان در قرب و بُعد نسبت به حضرت حق، رعایت تکالیف فقهی میباشد؛ یعنی اجرا واجبات و شکاف محرمات و اعتنا به مستحبات و مکروهات. کوشش در این‌راه برای سالک الی اللّه تعطیل بردار وجود ندارد، و با وصال به هر «جایگاه» و خانه بلندتر، توشه تکالیف و وظایف شرعی بیشتری بر دوش وی سنگینی خواهد کرد.

در متن ها اصیل و دارای اعتبار فقهی هیچ گاه نمی یابیم که انسانی با داشتن بلوغ، عقل و توان، ملزم نباشد. چنان که هیچ شاهد و دلیلی پیدا نمی‌‌کنیم که به آدم اذن دهد با تفویض و گزینش، خویش را به مرحله ای برساند که عقل و هوشیاری اش از میان رفته و دل بدین خوش دارااست که:

«زیرا سالکِ واصل از باده توحید واقعی که از لیوان مشاهده جمال ذوالجلال نوش کرده، مست و لایعقل خواهد شد، خودکار تکالیف شرعیه به اِجماع همگی، در وضعیت مستی بر وی وجود ندارد.»(18)

رده ها و منازلی که سالکان رویه با تیتر «طریقت» طی می نمایند، بایستی بر مقررات ومقررات شرع مقدس مطابقت و به طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم آیتم تأیید کتاب و سنت باشد. این عمده تفاوت عرفان فقهی از غیردینی میباشد که امروزه در دنیا شایع و با کمال تأسف بخش اعظمی از مسلمانها ناآشنای به اسلام بدان گرفتار گردیده اند.


تقیّد به قوانین شرع مقدس در سیره معصومان علیهم السلام
هم چنان که در منطق قرآن و حدیث، برای سلوک عرفانی، هیچ راهی جز اطاعت از خداوند ورسول صلی الله علیه و آله وسلم و اولوالامر، نیست و رویه های دیگر هر چندین اسم عرفان بر آنان گذارده گردیده باشد، در دین مقدس اسلام پذیرفته نخواهد بود، در سیره عملی معصومان علیهم السلام نیز تجسم و تبلور همین واقعیت را مشاهده میکنیم.

نبی کلان الشأن اسلام که سر مشق و اسوه همگی سالکان الی اللّه میباشد و به اعتراف کلیه عارفان هیچ کس به رده و رده معنوی آن حضرت نرسیده و نخواهد رسید، خویش بیشترین کوشش وکوشش را داشت و تا پایان عمرش پیوسته در هم اکنون عبادت، جهاد، تزکیه نفس واستغفار و استغاثه به درگاه خداوندی بوده و هیچ زمان خویش را غنی از این کارها نمی دانسته میباشد.

قرآن کریم و مهربان یکی مقامات خوب فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را جایگاه «ثم دَنی فتدلّی فکان فریم قوسَیْنِ وی اَدْنی»(7) دانسته و اورا مشتمل بر اهمیت ویژه «لقد رأی اینجانب تشریفات مشهد آیه‌ها ربّه الکبری»(8) قرار داده میباشد، این چیزی میباشد که خیر برای کسی قابل وصول میباشد و خیر حتی قابل آشنایی، با این همگی، خطاب آخری به آن حضرت این میباشد که: «اذا فرغت فانصب و الی ربّک فارغب»؛(9) یعنی نباید لحظه ای آهسته بگیرد و با ادعای «وصول» به حق و «فناء فی اللّه» از عبادت دست بردارد.

هم اینگونه امام العارفین، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که مجموع سلسله های عرفان اسلامی به وی منتهی می‌شود و دست‌کم او‌را مصداق قطعی «آدم بدون نقصِ» به حق و اصل، بعداز رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شناخته اند، می‌فرماید:

«عموم! به خداوند قسم و سوگند اینجانب شمارا به طاعتی وادار نمیکنم، مگر آن که خودم نسبت به جاری ساختن آن بر شما پیشی گرفته ام، و از معصیتی نهی نمیکنم، مگر آن که پیش از شما، از اجرا آن جلوگیری کرده ام.».(10)

در مکان دیگر با تأکید بسیار می‌فرماید:

«عَمَل! عَمَل! بعد دقت به نقطه پایان شغل. استقامت! استقامت! آن گاه شکیبایی! طاقت! وپارسایی! پارسایی! برای شما نقطه پایان و عاقبتی رقم خورده خویش را به آن جا برسانید و درفش پند معلوم شده، بوسیله آن هدایت گردید و برای اسلام غرض ونتیجه ای در حیث گرفته گردیده، به آن برسید.»(11)

تقیّد به حدود شرع مقدس در سیره عارفان
همه عارفان در جامعه اسلامی به خصوص در مدرسه تشیّع واقعه لحاظ دارا هستند که سوای تقیّد و پای بندی به قوانین شریعت نمی اقتدار ادعا سیر و سلوک الی اللّه داشت.

بایستگی رعایت حدود و قوانین شرع و جد و جهد در عبادت و تزکیه نفس برای تربیت شدگان مدرسه اهل بیت علیهم السلام و در «سلوک عرفانی مدرسه تشیع» چیزی وجود ندارد که نیاز به شاهد و نمونه داشته باشد. با این هم اکنون، بخش هایی از گفته های مشاهیر عرفان را در‌این باب نقل میکنیم:

جنید بغدادی (م 297 ق) میگوید:

«همگی خط مش ها به بن بست می رسند، مگر راهی که پیرو نبی پروردگار صلی الله علیه و آله وسلم باشد، پس کسی که حافظ قرآن و کاتب حدیث نباشد، تقلید از او درین عمل جایز وجود ندارد؛ زیرا شغل و مذهب ما، در قید کتاب و سنت میباشد.»(12)

ابونصر سراج طوسی (م 378 ق) میگوید:

«طبقات صوفیه نیز از حیث معتقدات، با فقیهان واصحاب حدیث متفق اند، علم ها آن‌ها را می پذیرند و در معانی و رسوم مخالفتی ندارند، منوط بر این که آنها‌را دور از بدعت و تأثیر هوا و هوس، و بر مبنای اُسوه و اقتدا، یابند. تمامی علم ها فقیهان واصحاب حدیث را، همانند خویش آن‌ها می پذیرند واگر کسی از صوفیه به نظر تدبیر و فهم و شعور به جايگاه آن ها نرسد و تسلط دانش وی را نداشته باشد، هنگامی که در احکام شرعیه و حدود و سنن، در گیر انواع گردد به آن ها مراجعه می نماید. در شرایطی‌که از آن ها اجماع و اتفاقی ببیند به عبارتی را می پذیرد ودرصورت اختلاف، دریافت به احسن و اَوْلی نموده وآن را که بر احتیاط در آئین و تهیه و تنظیم دستور الهی واجتناب از نواهی شرعیه مجاورت خیس باشد ترجیح میدهد و هیچ وقت در فکر یافتن رخصت ها وتأویلات و تَرَفُّه و بسط و رکوب شک ها، وجود ندارد؛ چون که‌این ها را بی اعتنایی به آیین مبین و سرپیچی از احتیاط می‌داند و این میباشد آن چه ما از مذهب ها صوفیه و رسومشان در کاربرد علم ها ظاهره ومبذوله و متداوله در بین فقیهان و اصحاب حدیث می‌شناسیم.»(13)

مولانا در دفتر کار اولیه مثنوی میگوید:

گر ذکر معنوی کافی شدی رفتار فقیه، عاطل و فسخ بُدی
گر محبت فکرت و معنیستی شکل روزه و نمازت نابودی
با این که مولانا مفهوم را اصل میداند، البته صورت و پوسته را نیز مورد نیاز می شمارد. از این رو، در کتاب فیه مافیه در بایستگی محافظت شکل ظاهری نماز می‌گوید:

«دانه قَیسی در شرایطی‌که مغزش را فقط بکاری، چیزی نروید، زیرا با پوست به هم بکاری بروید، پس دانستیم که شکل نیز در شغل میباشد و نماز نیز در داخل میباشد، "لا صلاةَ اِلاّ بحضور القلب" ولی لابد میباشد که به طور بله و رکوع و سجود کنی به ظواهر، آن که برخوردار شوی و به هدف رسی.»(14)

آیین نامه آخوند ملا حسینقلی همدانی
«نهفته نماناد بر برادران فقاهتی که به جز الزام به شرع شریف، در تک تک حرکات و سکنات و تکلمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک الملوک ـ جلَّ جلاله ـ وجود ندارد، و به خرافات ذوقیّه ـ اگرچه ذَوْق در غیر این جایگاه بهتر میباشد، کما هو دأب الجهّال و الصوفیه ـ خذ لهم اللّه ـ، رویه رفتن لا یُوجِبُ اِلاّ بُعْداً ... .»(15)

تأکید سید بحرالعلوم بر التزام عملی
«پس هر کس را بینی که دعوای سلوک نماید و ملازمت و همراهی زهدوتقوا و ورع و متابعت جمیع احکام ایمان در وی نباشد و به قدر راز مویی از صراط بدون واسطه شریعت حقّه انحراف کند او‌را منافق می دان، مگر آنچه به عذروبهانه یا این که اشتباه و نسیان از وی رمز زند. هم چنان که جهاد دوم، جهاد اکبر میباشد نسبت به جهاد نخستین (اشاره به توضیح خاص وی میباشد درباره حدیث دارای اسم و رسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم راجع‌به جهاد اکبر و اصغر)، هم اینگونه منافق این صنف منافق اکبرند و آنچه از برای منافقین در صحیفه الهیه وارداتی، واقعیت آن برای وی به وجد اشد اثبات میباشد.»(16)

بیانی از عارف واصل امام خمینی قدس سره
«و بالجمله کشفی اتم از کشف رسول ختمی صلی الله علیه و آله وسلم و سلوکی اصح و اصوب از آن نخواهد بود، پس ترکیباب بی نتایج دیگر را که از مغزهای بی کوچک مدعیان موعظه و عرفان میباشد، بایستی رها کرد ... پس، از عرایض سوابق مشخص شد که آنچه پیش اهل تصوف دارای اسم و رسم میباشد که نماز وسیله معراج سلوک و سالک میباشد و بعداز وصول، سالک مستغنی از رسوم خواهد شد، فرمان فسخ و بی اصل و خیال و خاطر ناپخته بی مغزی میباشد که با مسلک اهل اللّه و اصحاب قلوب مخالف میباشد و از جهل به مقامات اهل معرفت و کمالات اولیا صادر شد‌ه‌است، نعوذ باللّه منه.»(17)

خلاصه
میزان در قرب و بُعد نسبت به حضرت حق، رعایت تکالیف فقهی میباشد؛ یعنی اجرا واجبات و شکاف محرمات و اعتنا به مستحبات و مکروهات. کوشش در این‌راه برای سالک الی اللّه تعطیل بردار وجود ندارد، و با وصال به هر «جایگاه» و خانه بلندتر، توشه تکالیف و وظایف شرعی بیشتری بر دوش وی سنگینی خواهد کرد.

در متن ها اصیل و دارای اعتبار فقهی هیچ گاه نمی یابیم که انسانی با داشتن بلوغ، عقل و توان، ملزم نباشد. چنان که هیچ شاهد و دلیلی پیدا نمی‌‌کنیم که به آدم اذن دهد با تفویض و گزینش، خویش را به مرحله ای برساند که عقل و هوشیاری اش از میان رفته و دل بدین خوش دارااست که:

«زیرا سالکِ واصل از باده توحید واقعی که از لیوان مشاهده جمال ذوالجلال نوش کرده، مست و لایعقل خواهد شد، خودکار تکالیف شرعیه به اِجماع همگی، در وضعیت مستی بر وی وجود ندارد.»(18)

رده ها و منازلی که سالکان رویه با تیتر «طریقت» طی می نمایند، بایستی بر مقررات ومقررات شرع مقدس مطابقت و به طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم آیتم تأیید کتاب و سنت باشد. این عمده تفاوت عرفان فقهی از غیردینی میباشد که امروزه در دنیا شایع و با کمال تأسف بخش اعظمی از مسلمانها ناآشنای به اسلام بدان گرفتار گردیده اند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 16
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 288
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 306
  • بازدید ماه : 552
  • بازدید سال : 2607
  • بازدید کلی : 24197
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی