loading...

???? ???? ???????

بازدید : 20
يکشنبه 11 آذر 1403 زمان : 11:25


به همین برهان بایستی این مقاله اساسی و مهم را اعتقاد داشت که میل به ابتکار عمل‏ها، اکتشافات علمی و صنعتی، نتیجه ها آیین‏ستیزی نمی‏باشد؛ بلکه محصولات صنعتی نتیجه ها مغزهای متفکر و ایده پرداز میباشد که اما در سرویس هدف ها و اغراض ضدمذهبی و غیرانسانی به شغل رفت.(2)
بسط در اسلام
اسلام همواره با بسط و توسعه و گسترش موافق بوده میباشد؛ لذا درباره دانش تشریفات مشهد و دانش‏آموزی که سرمایه هر پیشرفتی میباشد از پیشوایان تعالی آیین سفارشات متعددی گردیده است. البته این‏سیرتکامل نبوده که توسعه و گسترش و تجدد مقصود قرار گیرد و چهت نیل به آن کلیه سنن و رسوم قبلی نابود خواهد شد.
اسلام، از شروع، در گوشه و کنار و جامعه عرب جاهلی که سنت‏های مذمومی در آن ترویج یافته بود، ظواهر شوید. با ورود اسلام سنت‏های فسخ از جامعه زدوده شد تا منش بسط و تحولات مثبت هموار خواهد شد. ازاین‏رو، با بخش اعظمی از این آداب و سنن خرافی، مثل زنده به گور کردن فرزندان، اشاعه قتل، غارت، خرابی و تعصبات قومی و بستگان‏ای و کینه‏هایی که تا سالیانی زیاد برای عموم دردسرآفرین بود و به خیال و خاطر آن دست به کشتار می‏زدند، رویا رویی کرد و سنت‏های درست و اصیل اسلامی، مانند: تساوی و رفع تبعیض، آئین‏داری، سپری شد و ایثار، جوانمردی، مودت، انفاق و دستگیری از مستمندان، خوش خلقی را نهادینه کرد. ولی بین سنن جاهلی هم سننی بودند که اسلام خیر صرفا آنها‌را از فی مابین نزاع، بلکه به آن ها افزایش اعطا کرد، مانند سنت میهمان‏نوازی و احترام به آن و پای‏بندی به قراردادها و معاهدات.
پس در واقع اسلام، وقتی که ظهور کرد، برای ساخت و ساز دگرگونی و جنبش به سمت جلو، با کلیه سنن و رسوم قبلی تقابل نکرد؛ چون دلیلی نداشت که همگی آن‌ها از دربین رود؛ زیرا بین آن ها سنت‏های نیکو‏ای هم وجود داشت. این‏اینگونه بود که مسلمان‌ها راه و روش توسعه و گسترش و تجدد را طی کردند؛ به سیرتکامل‏ای که در بعد از ظهر خویش از توسعه یافته‏ترین و امروزی‏ترین جامعه ها شدند و بقیه جامعه ها از این ره‏آورد در تعامل با آن ها فایده‏مند شدند. مونتگری وات درین‏باره می‏گوید: زمانی که بشر کل جنبه‏های تضارب اسلام و مسیحیت در قرنها وسطی را در لحاظ می‏گیرد، این پر‌نور میباشد که تأثیر اسلام بر جامعه مسیحیت، بیش تر از آن میباشد که معمولاً شناسایی می‏گردد. اسلام خیر صرفا در تولیدها دنیوی و اختراعات تکنولوژی اروپا سهیم میباشد و خیر فقط اروپا را از لحاظ عقلانی در موضوع‏های دانش و فلسفه برانگیخت،
______________________________
1. به عبارتی، ص 101
2. به عبارتی، ص 118
______________________________
بلکه آن را واداشت که تصویر جدیدی از خویش به وجود آورد.(1) مجموعاَ، مسلمان‌ها در توسعه بیزنس، صنعت، دانش، فلسفه، ریاضی ها، نجوم و ستاره‏شناسی، پزشکی، منطق و متافیزیک نقش به سزایی اعمال کردند؛ دست‏آوردهای مهمی را درباره ی با مهارت‏های دریانوردی، کشاورزی و استحصال معادن برای غرب قرنها وسطی به ارمغان آوردند و در موضوع هنر و آداب و رسوم یک معاش مطبوع و دل‏پذیر، اثراتی به مکان ماندنی از خویش به یادگار گذاشتند. در واقع، رنسانس در اروپا بعداز مواجهه با مسلمانها چهره بخشید، البته به طور نهان؛ چون زمان و فرصتی برای ظهور آن به جهت استبداد اربابان کلیسا و جو حکم دهنده وجود نداشت. البته پس از آنکه اقتدار کلیسا رو به اضمحلال رفت، متجددانی آمدند و نقش مذهب را به طور کامل از ورقه معاش عموم آن سامان حذف کردند و به مکان آن، این بسط و تکنولوژی را به خویش منتسب کردند. درحالی‏که چنانچه کلیسا و مودیان مذهبی شیوه صحیح را طی کرده بود، ممکن بود جامعه خوب پروسه مدرنیزه شدن را طی نماید. از سوی دیگر، اشخاصی هم نمی‏آمدند که کلاً مذهب را کنار بزنند و همه دغدغه‏های خویش را از مذهب بدانند. یعنی راه اشتباه کلیسا، که دستخوش تحریف گردیده بود، عمل را به جایی رساند تا کلیسا را مهجور نمایند؛ چون اینگونه نحوه‏ای با روح و طبیعت انسان ناسازگار بود.
در هر شکل، مدرنیسم نتیجه ها برآیند اتصال و توالی رینگ‏های زنجیره‏ای از تفکر‏های نوین میباشد که یکی از بعد از دیگری به ظهور پیوست. به حیث می‏برسد فیلسوفان و فلسفه‏های مختلف، بستر پرورش و مبنا رشد مدرنیسم را در غرب آماده آورند؛ چون سهم عمده انقلاب‏ها و تحولات فرهنگی و فقهی یک جامعه عموما از آن فلاسفه یا این که فیلسوف‏نمایانی میباشد که در پردازش پندار‏های فرهنگی و فقهی آن جامعه شریک بوده‏اند. خلال گفتگوها عقیده‏پردازان مدرنیسم، خصوصیت فلسفه امروزی مکان‏گزین علم ها طبیعی، تجربی و سیاسی با فکر‏های جزمی و قطعی فلسفی، و مکان دادن آن علم ها در کانون فکر بشر غربی میباشد.(2) از سوی دیگر، دیری نپایید که آدم صنعتی غرب متوجه شد دانش و تکنولوژی، به تنهایی، بهروزی را به ارمغان نمی‏آورد؛ البته این وقتی بود که او از دالان‏های پیچ در پیچ پر‌نور‏فکرمآبی اصلاح‏طلبی شرعی و دگراندیشی ماتریالیستی و سکولاریستی عبور کرده بود و آخر و عاقبت نیز هیچ پنجره‏ای را به روی خویش باز نیافته بود؛ این توشه چه بسا در درنگ برگشت به اصالت خویش به رمز می‏پیروزی، ولی راه و روش را نمی‏دانست. در عین درحال حاضر، انسان در چالش بی‏شرعی فهمید که فضای خالی معنوی او‌را از باطن بی‏مایه و تهی ساخته و به ازخودبیگانگی و درخودماندگی در گیر نموده است.


به همین برهان بایستی این مقاله اساسی و مهم را اعتقاد داشت که میل به ابتکار عمل‏ها، اکتشافات علمی و صنعتی، نتیجه ها آیین‏ستیزی نمی‏باشد؛ بلکه محصولات صنعتی نتیجه ها مغزهای متفکر و ایده پرداز میباشد که اما در سرویس هدف ها و اغراض ضدمذهبی و غیرانسانی به شغل رفت.(2)
بسط در اسلام
اسلام همواره با بسط و توسعه و گسترش موافق بوده میباشد؛ لذا درباره دانش تشریفات مشهد و دانش‏آموزی که سرمایه هر پیشرفتی میباشد از پیشوایان تعالی آیین سفارشات متعددی گردیده است. البته این‏سیرتکامل نبوده که توسعه و گسترش و تجدد مقصود قرار گیرد و چهت نیل به آن کلیه سنن و رسوم قبلی نابود خواهد شد.
اسلام، از شروع، در گوشه و کنار و جامعه عرب جاهلی که سنت‏های مذمومی در آن ترویج یافته بود، ظواهر شوید. با ورود اسلام سنت‏های فسخ از جامعه زدوده شد تا منش بسط و تحولات مثبت هموار خواهد شد. ازاین‏رو، با بخش اعظمی از این آداب و سنن خرافی، مثل زنده به گور کردن فرزندان، اشاعه قتل، غارت، خرابی و تعصبات قومی و بستگان‏ای و کینه‏هایی که تا سالیانی زیاد برای عموم دردسرآفرین بود و به خیال و خاطر آن دست به کشتار می‏زدند، رویا رویی کرد و سنت‏های درست و اصیل اسلامی، مانند: تساوی و رفع تبعیض، آئین‏داری، سپری شد و ایثار، جوانمردی، مودت، انفاق و دستگیری از مستمندان، خوش خلقی را نهادینه کرد. ولی بین سنن جاهلی هم سننی بودند که اسلام خیر صرفا آنها‌را از فی مابین نزاع، بلکه به آن ها افزایش اعطا کرد، مانند سنت میهمان‏نوازی و احترام به آن و پای‏بندی به قراردادها و معاهدات.
پس در واقع اسلام، وقتی که ظهور کرد، برای ساخت و ساز دگرگونی و جنبش به سمت جلو، با کلیه سنن و رسوم قبلی تقابل نکرد؛ چون دلیلی نداشت که همگی آن‌ها از دربین رود؛ زیرا بین آن ها سنت‏های نیکو‏ای هم وجود داشت. این‏اینگونه بود که مسلمان‌ها راه و روش توسعه و گسترش و تجدد را طی کردند؛ به سیرتکامل‏ای که در بعد از ظهر خویش از توسعه یافته‏ترین و امروزی‏ترین جامعه ها شدند و بقیه جامعه ها از این ره‏آورد در تعامل با آن ها فایده‏مند شدند. مونتگری وات درین‏باره می‏گوید: زمانی که بشر کل جنبه‏های تضارب اسلام و مسیحیت در قرنها وسطی را در لحاظ می‏گیرد، این پر‌نور میباشد که تأثیر اسلام بر جامعه مسیحیت، بیش تر از آن میباشد که معمولاً شناسایی می‏گردد. اسلام خیر صرفا در تولیدها دنیوی و اختراعات تکنولوژی اروپا سهیم میباشد و خیر فقط اروپا را از لحاظ عقلانی در موضوع‏های دانش و فلسفه برانگیخت،
______________________________
1. به عبارتی، ص 101
2. به عبارتی، ص 118
______________________________
بلکه آن را واداشت که تصویر جدیدی از خویش به وجود آورد.(1) مجموعاَ، مسلمان‌ها در توسعه بیزنس، صنعت، دانش، فلسفه، ریاضی ها، نجوم و ستاره‏شناسی، پزشکی، منطق و متافیزیک نقش به سزایی اعمال کردند؛ دست‏آوردهای مهمی را درباره ی با مهارت‏های دریانوردی، کشاورزی و استحصال معادن برای غرب قرنها وسطی به ارمغان آوردند و در موضوع هنر و آداب و رسوم یک معاش مطبوع و دل‏پذیر، اثراتی به مکان ماندنی از خویش به یادگار گذاشتند. در واقع، رنسانس در اروپا بعداز مواجهه با مسلمانها چهره بخشید، البته به طور نهان؛ چون زمان و فرصتی برای ظهور آن به جهت استبداد اربابان کلیسا و جو حکم دهنده وجود نداشت. البته پس از آنکه اقتدار کلیسا رو به اضمحلال رفت، متجددانی آمدند و نقش مذهب را به طور کامل از ورقه معاش عموم آن سامان حذف کردند و به مکان آن، این بسط و تکنولوژی را به خویش منتسب کردند. درحالی‏که چنانچه کلیسا و مودیان مذهبی شیوه صحیح را طی کرده بود، ممکن بود جامعه خوب پروسه مدرنیزه شدن را طی نماید. از سوی دیگر، اشخاصی هم نمی‏آمدند که کلاً مذهب را کنار بزنند و همه دغدغه‏های خویش را از مذهب بدانند. یعنی راه اشتباه کلیسا، که دستخوش تحریف گردیده بود، عمل را به جایی رساند تا کلیسا را مهجور نمایند؛ چون اینگونه نحوه‏ای با روح و طبیعت انسان ناسازگار بود.
در هر شکل، مدرنیسم نتیجه ها برآیند اتصال و توالی رینگ‏های زنجیره‏ای از تفکر‏های نوین میباشد که یکی از بعد از دیگری به ظهور پیوست. به حیث می‏برسد فیلسوفان و فلسفه‏های مختلف، بستر پرورش و مبنا رشد مدرنیسم را در غرب آماده آورند؛ چون سهم عمده انقلاب‏ها و تحولات فرهنگی و فقهی یک جامعه عموما از آن فلاسفه یا این که فیلسوف‏نمایانی میباشد که در پردازش پندار‏های فرهنگی و فقهی آن جامعه شریک بوده‏اند. خلال گفتگوها عقیده‏پردازان مدرنیسم، خصوصیت فلسفه امروزی مکان‏گزین علم ها طبیعی، تجربی و سیاسی با فکر‏های جزمی و قطعی فلسفی، و مکان دادن آن علم ها در کانون فکر بشر غربی میباشد.(2) از سوی دیگر، دیری نپایید که آدم صنعتی غرب متوجه شد دانش و تکنولوژی، به تنهایی، بهروزی را به ارمغان نمی‏آورد؛ البته این وقتی بود که او از دالان‏های پیچ در پیچ پر‌نور‏فکرمآبی اصلاح‏طلبی شرعی و دگراندیشی ماتریالیستی و سکولاریستی عبور کرده بود و آخر و عاقبت نیز هیچ پنجره‏ای را به روی خویش باز نیافته بود؛ این توشه چه بسا در درنگ برگشت به اصالت خویش به رمز می‏پیروزی، ولی راه و روش را نمی‏دانست. در عین درحال حاضر، انسان در چالش بی‏شرعی فهمید که فضای خالی معنوی او‌را از باطن بی‏مایه و تهی ساخته و به ازخودبیگانگی و درخودماندگی در گیر نموده است.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 59
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 288
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 349
  • بازدید ماه : 595
  • بازدید سال : 2650
  • بازدید کلی : 24240
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی