با جدا حیث از مباحث جدل و جدالی که موجب پدید داخل شدن فرقههای متعدد و احیاناً موادتشکیل دهنده غیر مطلوب در دنیا اسلام شد و از این رهگذر فتنههای اجتماعی ناخوش آیند بوجود آمد، دانش سخن تحت تشریفات مشهد عنوان علم و دانش که ذمه دار تبیین دلیل عقاید اسلامی میباشد، رده ارزشمندی در قرآن و سنت دارااست لذا بعضی از کارشناسان تبارک دراینباره گفتهاند: قرآن کریم و مهربان، ایمان را بر اساس مکث و درنگ نهاده میباشد، قرآن همواره می خواهد که عموم از پندار به ایمان برسند. قرآن در آنچه بایستی به آن مؤمن و معتقد بود و آن را آشنایی، تعبد را کافی نمیداند، به همین جهت در اصول آیین بایستی مطالعه کرد. از جملهً این که خدا وجود داراست، و یکتا و بیسهم دار میباشد، یا این که حضرت محمد (صلّیاللهعلیهوآله) رسول خداست و امثال اینسیرتکامل مسایل بایستی با دلایل سفت و ادلههای یقینی برای آدم اثبات خواهد شد. [۲۹] کلیه این کارها در سایه برهانهای کلامی بدست می آید بعداز این منظر دانش سخن علم ارزشمندی خواهد بود و یکیاز متکلمین تبارک درینباره گفته میباشد: «این قول حرف، اعنی علم آموزی معارف به دلیلی که منجر گردد به گفته معصوم، صحبت مؤدی به صواب باشد و شارک بود با دیدگاه حکمت در افاده اعتقادوباور و فرق همین باشد که بینش حکمت افاده باور تفصیلی نماید و این دیدگاه افاده یقینی اجمالی، و این نگرش قدماء متکلمین امامیه میباشد مثل هشام بن حکم و همفکران وی، و در روایات ائمه معصومین (علیهمالسّلام) اثبات گردیده که کلامی که ماخوذ از ما باشد ممدوح میباشد.» [۳۰]
۸ - وجه اسمگذاری
[بازنویسی]
یکیاز مباحثی که نوعاً درباره دانش حرف مطرح میباشد این میباشد که چرا این علم به اسم دانش حرف نامیده گردیده است؟
بعضا بر آناند که زیرا یادگرفتن این دانش آدم را در گفت و گو و دلیل قادر میسازد و اقتدار کلاموری بشر را ارتقاء می دهد لذا آن را دانش حرف میخوانند.
برخی دیگر معتقدند که نوعاً علماء و پژوهشگران فنی در کتابهای خویش به عنوان «الکلام فی کذا» مباحثی را مطرح میکردهاند لذا کم کم اسم آن دانش سخن شد.
تودهای گفتهاند این اسم از زمانی به وجود آمد که مسلمین درباره حدوث یا این که قدیم بودن سخن الله مباحث تندی را مطرح کردند و بر رمز این مساله جمع زیاد کشته شدن و این رویدادها سبب شوید کهاین رشته دانش حرف نامیده گردد. [۳۱]
در ذکر وجه تسمیه و انگیزه نامگذاری این دانش به دانش سخن، وجوه مختلفی را متذکر گردیدهاند که مهمترین آن ها بهاین گستردن میباشد:
۱- بدان جهت که تیتر مباحث این دانش «الکلام» بوده میباشد برای مثال: الکلام فی ثابت الصانع یا این که الکلام فی النبوه...
۲- بدان جهت که مهمترین مسائل آن مرتبط با حدوث و گام قرآن و اینکه آیا حرف آفریدگار بنده میباشد یا این که نه هست.
۳- به جهت اینکه با یاددادن دانش سخن، توان بر تکلم در شرعیات نتایج می شود.
۴- به این خیال و خاطر که وسیله این دانش، تکلم میباشد.
۵- زیرا این دانش بر اساس دلیل قطعی میباشد و با برهان سمعی تأیید میگردد، بیشتر در قلب نفوذ مینماید لذا آن را سخن (بلحاظ اشتقاق صحبت از کلم که بمعنی جرح میباشد) اسم گذاردهاند.
۶- به این خیال کهاین دانش با مباحثه و مکالمه فی مابین دو طرف تحقق مییابد البته علم ها دیگر با تحقیق کتاب ها.
۷- متکلمان منظوراند که با فلاسفه برابری نمایند و فوت و فن دانش سخن را با منطق توأم کنند چون منطق و سخن مترادف و هم معنی میباشند، بدین ترتیب دانش سخن در نزد متکلمان مانند منطق، یعنی نطق و حرف، در نزد فلاسفه میباشد و بنای این دو دانش بر حرف گذاشته گردیدهاست.
۸- بدین منجر این دانش را حرف خواندهاند که در آن دانش، از مناظره مغایر بدعتها، مذاکره می گردد و این مناظرات صحبت صرف میباشد. [۳۲][۳۳][۳۴][۳۵]
۹ - مقایسه صحبت اسلامی با صحبت غیر اسلامی
[دستکاری]
گرچه دانش سخن تخصیص به مسلمان ها ندارد، بلکه رهروان بقیه ادیان نیز برای پشتیبانی و تبیین عقاید فقهی خویش اصول و مبانی کلامی خاص برای خویش تدوین کردهاند، [۳۶] ولی به لحاظ می رسد امتیاز مهم حرف اسلامی با دانش حرف در بقیه ادیان، آن میباشد که نصیب اساسی سخن اسلامی (الهیات) مبنی بر آیهها قرآن و سخنان معصومین (علیهمالسّلام) و براهین عقلی و دلیل (که مایههای اصل خویش را از عقل و متن ها شرعی میگیرد) مبناریزی گردیده، که منزلت ارزشمندی در صحبت اسلامی داراست.
۱۰ - هدف ها دانش صحبت
[دستکاری]
در یک عدهبندی از سخنان متکلمان میاقتدار هدف ها دانش سخن را اینگونه برشمرد:
الف) وصال به آئینداری مدلل و محققانه در مورد عقاید فقهی
ب) ثابت پیش فرضها و قضیههای بقیه علم ها فقاهتی از روش دانش صحبت (بهاین مفهوم که تا وجود معبود و رستاخیز و صادر کردن انبیاء، در حرف اثبات نشود و تا وقتی که مشاجرههای مرتبط با هدفمندی و تکلیف آدم دراین دانش نظارت نگردد، مشاجره در بقیه علم ها اسلامی؛ نظیر تعبیر و تفسیر، فقه، دستمزد و... بیمورد و بیمفهوم خواهد بود.)
ج) هدایت حقجویان و عیب گیری سفسطه گران
د) پشتیبانی از اصول و عقاید فقاهتی [۳۷]
۱۱ - شیوه دانش حرف
[دستکاری]
دانش صحبت علمی تک روشی وجود ندارد بلکه به مقتضای رسالتهای گوناگونی که دارااست و در صدر به آن اشاره شد از طریقهای گوناگون منفعت می گیرد. متکلم جهت تأمین مقصود نخستین و دوم صرفا از رویه دلیل اعتقادآور و برهانی وارد می گردد اما در ارتباط با دو رسالت اخیر از کلیه طریقهای استدلالی فایده می گیرد. درین دو غرض گزینش شیوه به ذمه متکلم میباشد که با حدس تفاوتهای فکری و روحی طرفهای دعوا و نیز موقعیت متفاوت هنگامی و مکانی و نیز بقیه وضعیت، روش برهان مطلوب را بر میگزیند. از اینرو طریق سخن گاه برهانی میباشد و وقتی جدلی و خطابهای [۳۸]
نحوه کلامی امام خمینی خیر صرفا بر عقل و ادله توکل داراست، بلکه متاثر از مشرب عرفانی و نشانهها و روایات نیز است. حضرت امام عقلی را تحت عنوان منبع آشنایی میپذیرد که زیر تصرف ضابطه الهی و دینی باشد، و عقلی که پناه شرع و آموزههای انبیای الهی را نپذیرد استقلال ندارد.[۳۹] امام خمینی با الهام دریافت کردن از مدرسه شیعه و با پیریزی مبانی نظری معرفتی درست و سلوک عرفانی به مباحث حرف پرداخته و طرز منسجمی برای استنباط معرفت عقلی از نصوص فقاهتی ارائه می دهد. اگرچه وی این طریق را در بیشتر اثرها خویش ذکر نمینماید، لکن مبانی، اصول و قواعد این شیوه از اثر ها او دستیاب میباشد. استعمال کلان از آیهها، قرآن، روایات و دعاها معصومان، در مباحث کلامی، بر التفات طریق امام دراین مینه افزوده میباشد. امام خمینی در تقریر هر رای از آرای کلامی، ابتدا به عامل سمعی کتاب و سنت استشهاد مینماید و میکوشد با توکل بر دلایل عقلی، به استنباط ظریف و عمیق معارف اقدام ورزد.
از مهمترین خصوصیتهای نحوه امام خمینی در مباحث کلامی عبارتند از:
الف) منفعتگیری از لهجه فلسفه: بخش اعظمی از مباحث کلامی امام خمینی با پیشنیاز مباحث فلسفی اعم از مفاهیم و مسائل شروع میگردد، نظیر مبتنی بودن بعضی مباحث کلامی بر موضوع اصالت وجود، حدوث و گام و براهین خداشناسی.[۴۰][۴۱][۴۲]
ب) حق تقدم ادله عقلی بر نقلی: آنجا که به یقین امام در مسائل اعتقادی و کلامی، تعبد وجهی ندارد، ادله عقلی بر نقلی مقدم می باشد.
ج) منفعتگیری از مباحث عرفانی
با جدا حیث از مباحث جدل و جدالی که موجب پدید داخل شدن فرقههای متعدد و احیاناً موادتشکیل دهنده غیر مطلوب در دنیا اسلام شد و از این رهگذر فتنههای اجتماعی ناخوش آیند بوجود آمد، دانش سخن تحت تشریفات مشهد عنوان علم و دانش که ذمه دار تبیین دلیل عقاید اسلامی میباشد، رده ارزشمندی در قرآن و سنت دارااست لذا بعضی از کارشناسان تبارک دراینباره گفتهاند: قرآن کریم و مهربان، ایمان را بر اساس مکث و درنگ نهاده میباشد، قرآن همواره می خواهد که عموم از پندار به ایمان برسند. قرآن در آنچه بایستی به آن مؤمن و معتقد بود و آن را آشنایی، تعبد را کافی نمیداند، به همین جهت در اصول آیین بایستی مطالعه کرد. از جملهً این که خدا وجود داراست، و یکتا و بیسهم دار میباشد، یا این که حضرت محمد (صلّیاللهعلیهوآله) رسول خداست و امثال اینسیرتکامل مسایل بایستی با دلایل سفت و ادلههای یقینی برای آدم اثبات خواهد شد. [۲۹] کلیه این کارها در سایه برهانهای کلامی بدست می آید بعداز این منظر دانش سخن علم ارزشمندی خواهد بود و یکیاز متکلمین تبارک درینباره گفته میباشد: «این قول حرف، اعنی علم آموزی معارف به دلیلی که منجر گردد به گفته معصوم، صحبت مؤدی به صواب باشد و شارک بود با دیدگاه حکمت در افاده اعتقادوباور و فرق همین باشد که بینش حکمت افاده باور تفصیلی نماید و این دیدگاه افاده یقینی اجمالی، و این نگرش قدماء متکلمین امامیه میباشد مثل هشام بن حکم و همفکران وی، و در روایات ائمه معصومین (علیهمالسّلام) اثبات گردیده که کلامی که ماخوذ از ما باشد ممدوح میباشد.» [۳۰]
۸ - وجه اسمگذاری
[بازنویسی]
یکیاز مباحثی که نوعاً درباره دانش حرف مطرح میباشد این میباشد که چرا این علم به اسم دانش حرف نامیده گردیده است؟
بعضا بر آناند که زیرا یادگرفتن این دانش آدم را در گفت و گو و دلیل قادر میسازد و اقتدار کلاموری بشر را ارتقاء می دهد لذا آن را دانش حرف میخوانند.
برخی دیگر معتقدند که نوعاً علماء و پژوهشگران فنی در کتابهای خویش به عنوان «الکلام فی کذا» مباحثی را مطرح میکردهاند لذا کم کم اسم آن دانش سخن شد.
تودهای گفتهاند این اسم از زمانی به وجود آمد که مسلمین درباره حدوث یا این که قدیم بودن سخن الله مباحث تندی را مطرح کردند و بر رمز این مساله جمع زیاد کشته شدن و این رویدادها سبب شوید کهاین رشته دانش حرف نامیده گردد. [۳۱]
در ذکر وجه تسمیه و انگیزه نامگذاری این دانش به دانش سخن، وجوه مختلفی را متذکر گردیدهاند که مهمترین آن ها بهاین گستردن میباشد:
۱- بدان جهت که تیتر مباحث این دانش «الکلام» بوده میباشد برای مثال: الکلام فی ثابت الصانع یا این که الکلام فی النبوه...
۲- بدان جهت که مهمترین مسائل آن مرتبط با حدوث و گام قرآن و اینکه آیا حرف آفریدگار بنده میباشد یا این که نه هست.
۳- به جهت اینکه با یاددادن دانش سخن، توان بر تکلم در شرعیات نتایج می شود.
۴- به این خیال و خاطر که وسیله این دانش، تکلم میباشد.
۵- زیرا این دانش بر اساس دلیل قطعی میباشد و با برهان سمعی تأیید میگردد، بیشتر در قلب نفوذ مینماید لذا آن را سخن (بلحاظ اشتقاق صحبت از کلم که بمعنی جرح میباشد) اسم گذاردهاند.
۶- به این خیال کهاین دانش با مباحثه و مکالمه فی مابین دو طرف تحقق مییابد البته علم ها دیگر با تحقیق کتاب ها.
۷- متکلمان منظوراند که با فلاسفه برابری نمایند و فوت و فن دانش سخن را با منطق توأم کنند چون منطق و سخن مترادف و هم معنی میباشند، بدین ترتیب دانش سخن در نزد متکلمان مانند منطق، یعنی نطق و حرف، در نزد فلاسفه میباشد و بنای این دو دانش بر حرف گذاشته گردیدهاست.
۸- بدین منجر این دانش را حرف خواندهاند که در آن دانش، از مناظره مغایر بدعتها، مذاکره می گردد و این مناظرات صحبت صرف میباشد. [۳۲][۳۳][۳۴][۳۵]
۹ - مقایسه صحبت اسلامی با صحبت غیر اسلامی
[دستکاری]
گرچه دانش سخن تخصیص به مسلمان ها ندارد، بلکه رهروان بقیه ادیان نیز برای پشتیبانی و تبیین عقاید فقهی خویش اصول و مبانی کلامی خاص برای خویش تدوین کردهاند، [۳۶] ولی به لحاظ می رسد امتیاز مهم حرف اسلامی با دانش حرف در بقیه ادیان، آن میباشد که نصیب اساسی سخن اسلامی (الهیات) مبنی بر آیهها قرآن و سخنان معصومین (علیهمالسّلام) و براهین عقلی و دلیل (که مایههای اصل خویش را از عقل و متن ها شرعی میگیرد) مبناریزی گردیده، که منزلت ارزشمندی در صحبت اسلامی داراست.
۱۰ - هدف ها دانش صحبت
[دستکاری]
در یک عدهبندی از سخنان متکلمان میاقتدار هدف ها دانش سخن را اینگونه برشمرد:
الف) وصال به آئینداری مدلل و محققانه در مورد عقاید فقهی
ب) ثابت پیش فرضها و قضیههای بقیه علم ها فقاهتی از روش دانش صحبت (بهاین مفهوم که تا وجود معبود و رستاخیز و صادر کردن انبیاء، در حرف اثبات نشود و تا وقتی که مشاجرههای مرتبط با هدفمندی و تکلیف آدم دراین دانش نظارت نگردد، مشاجره در بقیه علم ها اسلامی؛ نظیر تعبیر و تفسیر، فقه، دستمزد و... بیمورد و بیمفهوم خواهد بود.)
ج) هدایت حقجویان و عیب گیری سفسطه گران
د) پشتیبانی از اصول و عقاید فقاهتی [۳۷]
۱۱ - شیوه دانش حرف
[دستکاری]
دانش صحبت علمی تک روشی وجود ندارد بلکه به مقتضای رسالتهای گوناگونی که دارااست و در صدر به آن اشاره شد از طریقهای گوناگون منفعت می گیرد. متکلم جهت تأمین مقصود نخستین و دوم صرفا از رویه دلیل اعتقادآور و برهانی وارد می گردد اما در ارتباط با دو رسالت اخیر از کلیه طریقهای استدلالی فایده می گیرد. درین دو غرض گزینش شیوه به ذمه متکلم میباشد که با حدس تفاوتهای فکری و روحی طرفهای دعوا و نیز موقعیت متفاوت هنگامی و مکانی و نیز بقیه وضعیت، روش برهان مطلوب را بر میگزیند. از اینرو طریق سخن گاه برهانی میباشد و وقتی جدلی و خطابهای [۳۸]
نحوه کلامی امام خمینی خیر صرفا بر عقل و ادله توکل داراست، بلکه متاثر از مشرب عرفانی و نشانهها و روایات نیز است. حضرت امام عقلی را تحت عنوان منبع آشنایی میپذیرد که زیر تصرف ضابطه الهی و دینی باشد، و عقلی که پناه شرع و آموزههای انبیای الهی را نپذیرد استقلال ندارد.[۳۹] امام خمینی با الهام دریافت کردن از مدرسه شیعه و با پیریزی مبانی نظری معرفتی درست و سلوک عرفانی به مباحث حرف پرداخته و طرز منسجمی برای استنباط معرفت عقلی از نصوص فقاهتی ارائه می دهد. اگرچه وی این طریق را در بیشتر اثرها خویش ذکر نمینماید، لکن مبانی، اصول و قواعد این شیوه از اثر ها او دستیاب میباشد. استعمال کلان از آیهها، قرآن، روایات و دعاها معصومان، در مباحث کلامی، بر التفات طریق امام دراین مینه افزوده میباشد. امام خمینی در تقریر هر رای از آرای کلامی، ابتدا به عامل سمعی کتاب و سنت استشهاد مینماید و میکوشد با توکل بر دلایل عقلی، به استنباط ظریف و عمیق معارف اقدام ورزد.
از مهمترین خصوصیتهای نحوه امام خمینی در مباحث کلامی عبارتند از:
الف) منفعتگیری از لهجه فلسفه: بخش اعظمی از مباحث کلامی امام خمینی با پیشنیاز مباحث فلسفی اعم از مفاهیم و مسائل شروع میگردد، نظیر مبتنی بودن بعضی مباحث کلامی بر موضوع اصالت وجود، حدوث و گام و براهین خداشناسی.[۴۰][۴۱][۴۲]
ب) حق تقدم ادله عقلی بر نقلی: آنجا که به یقین امام در مسائل اعتقادی و کلامی، تعبد وجهی ندارد، ادله عقلی بر نقلی مقدم می باشد.
ج) منفعتگیری از مباحث عرفانی

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود