معرفی اسلام ناب از سوی امام خمینی(ره)
چنین وضعی را برای ما پیش آورده بودند. افرادی که سن بیشتری دارند، یادشان میباشد که پیش از انقلاب وضع خیلی بدتر از این بود. آن مجال درصورتی که کسی حرف از سیاست میکرد، بار ارزشی منفی داشت و از تشریفات مشهد جامعه مؤمنان و متقین طرد میشد. پیگیری مسائل اجتماعی و سیاسی بیفقاهتی تلقی میشد و درصورتیکه کسی بدین قبیل مسائل میپرداخت، گویا کمبود و نقصانی در دینش بهوجود آمده بود. حضرت امام (ره) با این پندار به مبارزه پرداخت.
یک کدام از بلندمرتبهترین خدمات او به عالم اسلام این بود که این تصور را از ذهن جامعه اسلامی بیرون کرد. او به مردم آرم دادند که ظواهر آیین، مثل نماز و روزه تنها بخش کوچکی از دین می باشد و بخش عظیمی از آئین به مسائل اجتماعی و سیاسی مربوط میباشد و نپرداختن به آنها نهفقط فضیلتی برای آیین و دینداران نیست، بلکه موجب نقص آئین هست. حضرت امام (ره) با همت فراوان و زحمتهای بسیار توانست این پندار را برای تودههای مردم تبیین کند و براساس این پندار، انقلاب اسلامی را به وجود آورد.
امیرالمؤمنین (ع) در موضع توضیح شرایط و اوضاع و احوال زمان حضرت پیامبر (ص) و معرفی یاران آن حضرت، ضمن خطبهای میفرماید: «کنا علی قسم فرستادهالله ...» (نهجالبلاغه، خطبه 56).ما در طی پیغمبر (ص) با پدران، برادران و خویشاوندانمان میجنگیدیم و توجه نمیکردیم که مخالف دین، پدر، برادر یا عموی ماست.
برای ما فقط آفریدگار و آیین ملاک بود. هرکس طالب حق و پروردگار بود، تحت لوای پیغمبر (ص) بود. در آن زمان ما برای معبود و بهخیال و خاطر معبود با بستگان خود میجنگیدیم. مگر از مجال پیغمبر (ص) تا مجال حضرت علی (ع) چه بازه زمانی فاصله شده بود که ارزشها به اندازهای تغییرو تحول کند که حضرت علی (ع) با تأسف از یاران و همرمجال خود در طول حضرت فرستاده (ص) خیال کند؟ آن حضرت پیرو میفرماید: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر و انزل علی عدونا الکبت»: زمانی ما واقعیت و صداقتمان را در کار ثابت کردیم، خدا هم مارا یاری کرد و شکست و نابودی را بر دشمنان ما نازل کرد. آفریدگار با حضرت علی (ع) هم اینگونه معامله میکند. بایستی ثابت کند که راست میگوید و اگر در کار صداقتش را ثابت کرد. آفریدگار توفیق را بر او نازل میکند. قرآن میفرماید: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم». (آل عمران/ 126) ولی در شرایطیکه بخواهند با پروردگار راستگو نباشند و به نام دین، دنبال هوای نفس، خویش و فامیل بازی و متاعاندوزی بروند، آفریدگار نیز آن ها را خوار و رسوا میکند و در دنیا و آخرت بر آن ها رسوایی نازل میکند.
پایمال کردن خون بیش از 300 هزار شهید که رفتند تا «کلمه الله هی العلیا» باشد و احکام اسلام جاری ساختن شود، تعطیل کردن احکام اسلام و جایگزینی احکام ضد اسلامی به نام حمایت از آئین چه معنایی دارااست و خداوند با ما چه میکند؟ خارج کردن آیین از اجتماع، به نام تبعیت از امامی که همت کرد برای مردم ثابت کند آیین باید در مسائل اجتماعی و سیاسی و در مسائل دربینالمللی حاکم باشد، چه معنایی دارااست؟ اینها یعنی برگشت به همان ارتجاع قدیم. باید تکلیف را روشن کنیم که آیین جایش کجاست؟ آیا رده دین در مسجد و در قلب آدم هست؟ آیا دین فقط رابطه قلبی آدم با خداست و به دانشگاه، بازار، وازرتخانهها، روابط میانالملل، بازرگانی خارجی، تصمیمات بانک مرکزی و شورای اقتصاد ربطی ندارد؟ آیا اوامر صندوق میانالملل و بانک جهانی، هر چه بود، باید انجام خواهد شد و شما نیز فقط قرآن کریم و مهربان را محافظت فرمایید؟
لزوم اعتنا به محتوای دین
پیش از انقلاب اسلامی، مراسم عزاداری عاشورا هم از کاخ اعلی حضرت پخش میشد، عکس اعلی حضرت را هم با جامه احرام در وزارتخانهها نصب میکردند. قرآن هم چاپ می کرد. آیا اینها نشان آئینداری هست؟ آییندار کسی هست که احکام خدا را اجرا کند، نه اینکه با احکام آفریدگار بازی کند. هر یک از ما باید آئینداری خود را با این معیار بسنجیم.
وقتی بود که در همه کشور فقط یکسری تن حافظ قرآن کریم و مهربان پیدا میشد البته امروزه در هر شهر و روستایی یک سری حافظ نوجوان قرآن یافت می شود که مدال این افتخار در سینه رهبر معظم انقلاب زده شده و انشاءالله آفریدگار سایه او را مستدام بدارد. ولی قرآنی که با این لحن خوانده میگردد و مایه افتخار می باشد و با زحمات بسیار در خیال جای می گیرد، نباید محتوای آن در لحاظ آید؟ نباید معلوم شود که قرآن برای چهچیزهایی اهمیت قائل میباشد؟
قرآن کریم درباره بازی کردنها با آیین، به روایت اصحاب سبت که آنان تبدیل به بوزینه شدند اشاره میکند.
قرآن کریم و مهربان این قصه را برای چه می گوید؟ آیا جز این می باشد که من و شما از آن عبرت بگیریم و داستان بنیاسرائیل را تکرار نکنیم؟ با آئین خدا بازی نکنیم و رخنه امر به دارای اسم و رسم و نهی از منکر نکنیم. معبود قوم و قبیله و خویش هیچکس نیست، آیا آنان چون بنیاسرائیل بودند، عذاب شدند و چون ما مسلمانیم عذاب نمیشویم؟ با دین پروردگار نمی شود بازی کرد. پروردگار، خداست. احکام خدا در همگی جا باید اعمال خواهد شد. در خانواده، مدرسه، کالج، بازار، جبهه، ارتباط ها میانالملل و حکومت، همگی جا مُلک خداست. در کلیه جا ما مخلوقایم و او «الله» میباشد. این دستور فقط به مسجد و حسینیه اختصاص ندارد.
عده ای که با دین معبود بازی کنند، هم در این فقیه و هم در آخرت رسوا میگردند: «یردون الی اشد العذاب» (بقره/ 85).
چنین افرادی شاید از شکل موجهی هم برخوردار باشند چنانکه بیشتر اشخاصی که در دین بدعتها را بنا گذاشتند و مردم را منحرف کردند، دارای رخهای مطلوبی بودند. قرآن کریم ومهربان میفرماید: «ان الدین عندالله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من آن گاه ما جاءهم العلم بغیا بینهم» (آل عمران/ 19). سرسلسله بدعتگذاران، عالمان شرعی بودند.
آفریدگار به طور ما نمینگرد، به دل و کردار ما نگاه میکند: «لیس دربین الله و فی مابین احد قرابه ... من کان لله مطیعا فهو لنا البته و من کان لله عاصیا فهو لنا عدو» (کافی، ج 2: 74) این مجال بوته امتحان هست. عده ای آمدند، امتحان شدند و به شهید شدن رسیدند و موقتا در جوار انبیا و اولیای معبود می باشند. «و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا هراس علیهم و لا هم یحزنون» (آل عمران/ 170). «طوبی؛ لهم و حسن ماب» (رعد/ 29).
من و شما نیز باید مراقب امتحانهای الهی باشیم. تمامی در معرض امتحانیم. بایستی آرم بدهیم در ایمانمان صادقیم و راست میگوییم: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر»(خطبه 56 نهجالبلاغه). بارها به تجربه دیدهایم که هر وقت مردم صداقت علامت دادند، خدا نیز کمک کرده است. هر وقت خواستند با آئین معبود بازی کنند، خوار شدند و دنیاشان از بین رفت و آخرتشان صد بدتر.
معرفی اسلام ناب از سوی امام خمینی(ره)
چنین وضعی را برای ما پیش آورده بودند. افرادی که سن بیشتری دارند، یادشان میباشد که پیش از انقلاب وضع خیلی بدتر از این بود. آن مجال درصورتی که کسی حرف از سیاست میکرد، بار ارزشی منفی داشت و از تشریفات مشهد جامعه مؤمنان و متقین طرد میشد. پیگیری مسائل اجتماعی و سیاسی بیفقاهتی تلقی میشد و درصورتیکه کسی بدین قبیل مسائل میپرداخت، گویا کمبود و نقصانی در دینش بهوجود آمده بود. حضرت امام (ره) با این پندار به مبارزه پرداخت.
یک کدام از بلندمرتبهترین خدمات او به عالم اسلام این بود که این تصور را از ذهن جامعه اسلامی بیرون کرد. او به مردم آرم دادند که ظواهر آیین، مثل نماز و روزه تنها بخش کوچکی از دین می باشد و بخش عظیمی از آئین به مسائل اجتماعی و سیاسی مربوط میباشد و نپرداختن به آنها نهفقط فضیلتی برای آیین و دینداران نیست، بلکه موجب نقص آئین هست. حضرت امام (ره) با همت فراوان و زحمتهای بسیار توانست این پندار را برای تودههای مردم تبیین کند و براساس این پندار، انقلاب اسلامی را به وجود آورد.
امیرالمؤمنین (ع) در موضع توضیح شرایط و اوضاع و احوال زمان حضرت پیامبر (ص) و معرفی یاران آن حضرت، ضمن خطبهای میفرماید: «کنا علی قسم فرستادهالله ...» (نهجالبلاغه، خطبه 56).ما در طی پیغمبر (ص) با پدران، برادران و خویشاوندانمان میجنگیدیم و توجه نمیکردیم که مخالف دین، پدر، برادر یا عموی ماست.
برای ما فقط آفریدگار و آیین ملاک بود. هرکس طالب حق و پروردگار بود، تحت لوای پیغمبر (ص) بود. در آن زمان ما برای معبود و بهخیال و خاطر معبود با بستگان خود میجنگیدیم. مگر از مجال پیغمبر (ص) تا مجال حضرت علی (ع) چه بازه زمانی فاصله شده بود که ارزشها به اندازهای تغییرو تحول کند که حضرت علی (ع) با تأسف از یاران و همرمجال خود در طول حضرت فرستاده (ص) خیال کند؟ آن حضرت پیرو میفرماید: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر و انزل علی عدونا الکبت»: زمانی ما واقعیت و صداقتمان را در کار ثابت کردیم، خدا هم مارا یاری کرد و شکست و نابودی را بر دشمنان ما نازل کرد. آفریدگار با حضرت علی (ع) هم اینگونه معامله میکند. بایستی ثابت کند که راست میگوید و اگر در کار صداقتش را ثابت کرد. آفریدگار توفیق را بر او نازل میکند. قرآن میفرماید: «و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم». (آل عمران/ 126) ولی در شرایطیکه بخواهند با پروردگار راستگو نباشند و به نام دین، دنبال هوای نفس، خویش و فامیل بازی و متاعاندوزی بروند، آفریدگار نیز آن ها را خوار و رسوا میکند و در دنیا و آخرت بر آن ها رسوایی نازل میکند.
پایمال کردن خون بیش از 300 هزار شهید که رفتند تا «کلمه الله هی العلیا» باشد و احکام اسلام جاری ساختن شود، تعطیل کردن احکام اسلام و جایگزینی احکام ضد اسلامی به نام حمایت از آئین چه معنایی دارااست و خداوند با ما چه میکند؟ خارج کردن آیین از اجتماع، به نام تبعیت از امامی که همت کرد برای مردم ثابت کند آیین باید در مسائل اجتماعی و سیاسی و در مسائل دربینالمللی حاکم باشد، چه معنایی دارااست؟ اینها یعنی برگشت به همان ارتجاع قدیم. باید تکلیف را روشن کنیم که آیین جایش کجاست؟ آیا رده دین در مسجد و در قلب آدم هست؟ آیا دین فقط رابطه قلبی آدم با خداست و به دانشگاه، بازار، وازرتخانهها، روابط میانالملل، بازرگانی خارجی، تصمیمات بانک مرکزی و شورای اقتصاد ربطی ندارد؟ آیا اوامر صندوق میانالملل و بانک جهانی، هر چه بود، باید انجام خواهد شد و شما نیز فقط قرآن کریم و مهربان را محافظت فرمایید؟
لزوم اعتنا به محتوای دین
پیش از انقلاب اسلامی، مراسم عزاداری عاشورا هم از کاخ اعلی حضرت پخش میشد، عکس اعلی حضرت را هم با جامه احرام در وزارتخانهها نصب میکردند. قرآن هم چاپ می کرد. آیا اینها نشان آئینداری هست؟ آییندار کسی هست که احکام خدا را اجرا کند، نه اینکه با احکام آفریدگار بازی کند. هر یک از ما باید آئینداری خود را با این معیار بسنجیم.
وقتی بود که در همه کشور فقط یکسری تن حافظ قرآن کریم و مهربان پیدا میشد البته امروزه در هر شهر و روستایی یک سری حافظ نوجوان قرآن یافت می شود که مدال این افتخار در سینه رهبر معظم انقلاب زده شده و انشاءالله آفریدگار سایه او را مستدام بدارد. ولی قرآنی که با این لحن خوانده میگردد و مایه افتخار می باشد و با زحمات بسیار در خیال جای می گیرد، نباید محتوای آن در لحاظ آید؟ نباید معلوم شود که قرآن برای چهچیزهایی اهمیت قائل میباشد؟
قرآن کریم درباره بازی کردنها با آیین، به روایت اصحاب سبت که آنان تبدیل به بوزینه شدند اشاره میکند.
قرآن کریم و مهربان این قصه را برای چه می گوید؟ آیا جز این می باشد که من و شما از آن عبرت بگیریم و داستان بنیاسرائیل را تکرار نکنیم؟ با آئین خدا بازی نکنیم و رخنه امر به دارای اسم و رسم و نهی از منکر نکنیم. معبود قوم و قبیله و خویش هیچکس نیست، آیا آنان چون بنیاسرائیل بودند، عذاب شدند و چون ما مسلمانیم عذاب نمیشویم؟ با دین پروردگار نمی شود بازی کرد. پروردگار، خداست. احکام خدا در همگی جا باید اعمال خواهد شد. در خانواده، مدرسه، کالج، بازار، جبهه، ارتباط ها میانالملل و حکومت، همگی جا مُلک خداست. در کلیه جا ما مخلوقایم و او «الله» میباشد. این دستور فقط به مسجد و حسینیه اختصاص ندارد.
عده ای که با دین معبود بازی کنند، هم در این فقیه و هم در آخرت رسوا میگردند: «یردون الی اشد العذاب» (بقره/ 85).
چنین افرادی شاید از شکل موجهی هم برخوردار باشند چنانکه بیشتر اشخاصی که در دین بدعتها را بنا گذاشتند و مردم را منحرف کردند، دارای رخهای مطلوبی بودند. قرآن کریم ومهربان میفرماید: «ان الدین عندالله الاسلام و ما اختلف الذین اوتوا الکتاب الا من آن گاه ما جاءهم العلم بغیا بینهم» (آل عمران/ 19). سرسلسله بدعتگذاران، عالمان شرعی بودند.
آفریدگار به طور ما نمینگرد، به دل و کردار ما نگاه میکند: «لیس دربین الله و فی مابین احد قرابه ... من کان لله مطیعا فهو لنا البته و من کان لله عاصیا فهو لنا عدو» (کافی، ج 2: 74) این مجال بوته امتحان هست. عده ای آمدند، امتحان شدند و به شهید شدن رسیدند و موقتا در جوار انبیا و اولیای معبود می باشند. «و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا هراس علیهم و لا هم یحزنون» (آل عمران/ 170). «طوبی؛ لهم و حسن ماب» (رعد/ 29).
من و شما نیز باید مراقب امتحانهای الهی باشیم. تمامی در معرض امتحانیم. بایستی آرم بدهیم در ایمانمان صادقیم و راست میگوییم: «فلما رای الله صدقنا انزل علینا النصر»(خطبه 56 نهجالبلاغه). بارها به تجربه دیدهایم که هر وقت مردم صداقت علامت دادند، خدا نیز کمک کرده است. هر وقت خواستند با آئین معبود بازی کنند، خوار شدند و دنیاشان از بین رفت و آخرتشان صد بدتر.

تشریفات عقد و نامزدی در مشهد؛ از انتخاب مکان تا طراحی و پذیرایی