loading...

???? ???? ???????

بازدید : 55
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 15:06


وصال پیک عبیدالله
حسین(ع)، در خانه‌گاه «بیضه»[۸۴] بعداز اقامه نماز صبح، با یاران خویش تکان کرد تا اینکه مجاورت ظهر به مرزوبوم «نینوا» رسیدند.[۸۵] پیک عبیدالله بن زیاد طومار‌ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر مندرج بود: «زیرا طومار اینجانب به تو رسید و نبی اینجانب نزد تو آمد، بر حسین(ع) دشوار گیر و او‌را فرود نیاور مگر در کویر بی‌حصار و فارغ از آب. به نبی‌ام امر داده‌ام از تو غیر وابسته نگردد تا خبر جاری ساختن دادن امر من‌را بیاورد، تشریفات مشهد والسلام.»[۸۶]

حرّ، طومار ابن‌زیاد را برای امام(ع) خواند و حسین(ع) به وی فرمود: «بگذار در نینوا و یا این که غاضریه فرود آییم.»[۸۷] حر اعلام کرد: «ممکن وجود ندارد، چون عبیدالله آورنده طومار را بر اینجانب خبر کش گمارده میباشد!». زهیر بن قین توصیه اعطا کرد که با حر و یارانش بجنگند به دلیل آنکه با ملحق شدن دیگر سربازان عبیدالله عمل مشقت بار‌خیس می گردد امام در جواب فرمود «اینجانب آغازکننده مبارزه نخواهم بود.»[۸۸] بعد از آن جنبش کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آن‌ها را از ادامه مسیر، گشوده داشتند.[۸۹]

امام در کربلا
ورود امام حسین (ع) به کربلا
بیشتر منابع، در گزارش‌های خویش از ۲ محرم سال ۶۱ق، تحت عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا حافظه کرده‌اند.[۹۰] البته دینوری، مورخ قرن سوم قمری، روز ورود امام به کربلا را، اولیه محرم بیان نموده است.[۹۱] به نقل از مقرم در مقتل الحسین، هنگامی که حُر به حسین(ع) ذکر کرد: «همین جا فرود‌ آی که فرات مجاورت میباشد»، امام حسین(ع) فرمود: «اسم اینجا چیست؟» گفتند: کربلا. امام فرمود: اینجا، منزلت کَرْب (سختی) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی صفّین، از اینجا سپری شد و اینجانب با وی بودم. ایستاد و از اسم آن را پرسید. نامش را به وی گفتند. پس فرمود: «اینجا، مقام فرود وارد شدن مَرکب‌هایشان، و رده ریخته شدن خون‌هایشان میباشد». مسئله را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خویشان محمد(ص)، اینجا فرود میایند.»[۹۲] بعد از آن امام حسین(ع) فرمود: «اینجا، مقام مَرکب‌ها و چادر‌گاه ما و قتلگاه مردان‌ ما و مکان ریخته شدن خون‌هایمان میباشد.»[۹۳] سپس دستور اعطا کرد که بارهایشان را در آنجا فرود آوردند.

آورده شده بعد از خانه تصاحب کردن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان، برادران و اهل‌بیتش را گردآوری کرد و به آن‌ها نگاهی کرد و گریست؛ آنگاه فرمود: «خداوندا بدرستی که ما عترت و قوم و قبیله پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و حیران از بقاع جدمان [پیامبر معبود(ص)] خارج شدیم و بنی‌امیه به ما تعدی کردند. خدایا پس حق‌مان را از آن‌ها بگیر و ما‌را موازی ظالمان امداد ده». پس رو به اصحاب کرده فرمود:

اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا این که وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ
(ترجمه: عموم بندگان عالم میباشند و آئین لقلقه زبانشان؛ تامین و مدد از آئین تا آنجاست که معاش‌شان در رفاه میباشد پس هر‌گاه بلاء و مشقت حادث گردد دینداران نادر میشوند.‌)

خوارزمی، مقتل‌الحسین (ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۳۳۷

بعداز آن امام، زمین کربلا را که چهار گرایش در چهار گرایش حجم داشت، از ساکنان آنجا به شصت هزار درهم خرید و با آن ها شرط کرد که عموم را به سوی قبرش ارشادوراهنمایی نمایند و از زائرانش سه روز پذیرایی نمایند.[۹۴]

حر بن یزید ریاحی طومار‌ای به عبیدالله بن زیاد نوشت و او‌را از فرود وارد شدن حسین(ع) در‌این مملکت باخبر ایجاد کرد.[۹۵] در ادامه این طومار، عبیداللّه طومار‌ای خطاب به امام حسین(ع) نوشت:

«امّا آن‌گاه،‌ای حسین از فرود آمدنت در کربلا مطلع شدم؛ امیرمؤمنان -یزید بن معاویه- به اینجانب دستور داده که لحظه‌ای دیده بر هم ننهم و شکم از طعام سیر نسازم تا آن که تورا به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا این که تورا به تایید حکم خویش و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام».[۹۶]
گفته شده حسین(ع) بعد از تلاوت این طومار، آن را به کناری پرتاب کرد و فرمود: «قومی که رضایت خویش را بر رضایت آفریدگارشان مقدّم بدارند رستگار نخواهند شد.» پیک ابن‌زیاد به حضرت(ع) پهنا کرد: یا این که اباعبدالله جواب طومار را نمی‌دهی؟ امام حسین(ع) فرمود: «پاسخش عذاب دردناک الهی میباشد که به زودی او‌را فرا میگیرد.» پیک نزد ابن‌زیاد برگشت و کلام حضرت را به وی بازگفت. عبیدالله نیز امر تجهیز سپاه برای نزاع با حسین(ع) را اعطا کرد.[۹۷]


وصال پیک عبیدالله
حسین(ع)، در خانه‌گاه «بیضه»[۸۴] بعداز اقامه نماز صبح، با یاران خویش تکان کرد تا اینکه مجاورت ظهر به مرزوبوم «نینوا» رسیدند.[۸۵] پیک عبیدالله بن زیاد طومار‌ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر مندرج بود: «زیرا طومار اینجانب به تو رسید و نبی اینجانب نزد تو آمد، بر حسین(ع) دشوار گیر و او‌را فرود نیاور مگر در کویر بی‌حصار و فارغ از آب. به نبی‌ام امر داده‌ام از تو غیر وابسته نگردد تا خبر جاری ساختن دادن امر من‌را بیاورد، تشریفات مشهد والسلام.»[۸۶]

حرّ، طومار ابن‌زیاد را برای امام(ع) خواند و حسین(ع) به وی فرمود: «بگذار در نینوا و یا این که غاضریه فرود آییم.»[۸۷] حر اعلام کرد: «ممکن وجود ندارد، چون عبیدالله آورنده طومار را بر اینجانب خبر کش گمارده میباشد!». زهیر بن قین توصیه اعطا کرد که با حر و یارانش بجنگند به دلیل آنکه با ملحق شدن دیگر سربازان عبیدالله عمل مشقت بار‌خیس می گردد امام در جواب فرمود «اینجانب آغازکننده مبارزه نخواهم بود.»[۸۸] بعد از آن جنبش کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آن‌ها را از ادامه مسیر، گشوده داشتند.[۸۹]

امام در کربلا
ورود امام حسین (ع) به کربلا
بیشتر منابع، در گزارش‌های خویش از ۲ محرم سال ۶۱ق، تحت عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا حافظه کرده‌اند.[۹۰] البته دینوری، مورخ قرن سوم قمری، روز ورود امام به کربلا را، اولیه محرم بیان نموده است.[۹۱] به نقل از مقرم در مقتل الحسین، هنگامی که حُر به حسین(ع) ذکر کرد: «همین جا فرود‌ آی که فرات مجاورت میباشد»، امام حسین(ع) فرمود: «اسم اینجا چیست؟» گفتند: کربلا. امام فرمود: اینجا، منزلت کَرْب (سختی) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی صفّین، از اینجا سپری شد و اینجانب با وی بودم. ایستاد و از اسم آن را پرسید. نامش را به وی گفتند. پس فرمود: «اینجا، مقام فرود وارد شدن مَرکب‌هایشان، و رده ریخته شدن خون‌هایشان میباشد». مسئله را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خویشان محمد(ص)، اینجا فرود میایند.»[۹۲] بعد از آن امام حسین(ع) فرمود: «اینجا، مقام مَرکب‌ها و چادر‌گاه ما و قتلگاه مردان‌ ما و مکان ریخته شدن خون‌هایمان میباشد.»[۹۳] سپس دستور اعطا کرد که بارهایشان را در آنجا فرود آوردند.

آورده شده بعد از خانه تصاحب کردن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان، برادران و اهل‌بیتش را گردآوری کرد و به آن‌ها نگاهی کرد و گریست؛ آنگاه فرمود: «خداوندا بدرستی که ما عترت و قوم و قبیله پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و حیران از بقاع جدمان [پیامبر معبود(ص)] خارج شدیم و بنی‌امیه به ما تعدی کردند. خدایا پس حق‌مان را از آن‌ها بگیر و ما‌را موازی ظالمان امداد ده». پس رو به اصحاب کرده فرمود:

اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا این که وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ
(ترجمه: عموم بندگان عالم میباشند و آئین لقلقه زبانشان؛ تامین و مدد از آئین تا آنجاست که معاش‌شان در رفاه میباشد پس هر‌گاه بلاء و مشقت حادث گردد دینداران نادر میشوند.‌)

خوارزمی، مقتل‌الحسین (ع)، مکتبة المفید، ج۱، ص۳۳۷

بعداز آن امام، زمین کربلا را که چهار گرایش در چهار گرایش حجم داشت، از ساکنان آنجا به شصت هزار درهم خرید و با آن ها شرط کرد که عموم را به سوی قبرش ارشادوراهنمایی نمایند و از زائرانش سه روز پذیرایی نمایند.[۹۴]

حر بن یزید ریاحی طومار‌ای به عبیدالله بن زیاد نوشت و او‌را از فرود وارد شدن حسین(ع) در‌این مملکت باخبر ایجاد کرد.[۹۵] در ادامه این طومار، عبیداللّه طومار‌ای خطاب به امام حسین(ع) نوشت:

«امّا آن‌گاه،‌ای حسین از فرود آمدنت در کربلا مطلع شدم؛ امیرمؤمنان -یزید بن معاویه- به اینجانب دستور داده که لحظه‌ای دیده بر هم ننهم و شکم از طعام سیر نسازم تا آن که تورا به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا این که تورا به تایید حکم خویش و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام».[۹۶]
گفته شده حسین(ع) بعد از تلاوت این طومار، آن را به کناری پرتاب کرد و فرمود: «قومی که رضایت خویش را بر رضایت آفریدگارشان مقدّم بدارند رستگار نخواهند شد.» پیک ابن‌زیاد به حضرت(ع) پهنا کرد: یا این که اباعبدالله جواب طومار را نمی‌دهی؟ امام حسین(ع) فرمود: «پاسخش عذاب دردناک الهی میباشد که به زودی او‌را فرا میگیرد.» پیک نزد ابن‌زیاد برگشت و کلام حضرت را به وی بازگفت. عبیدالله نیز امر تجهیز سپاه برای نزاع با حسین(ع) را اعطا کرد.[۹۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 503
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 122
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 125
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 123
  • بازدید ماه : 369
  • بازدید سال : 2424
  • بازدید کلی : 24014
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی