گویش و معانی آن
کلمه «گویش» کاربردها و معانی متفاوتی داراست و با دقت به نوع کاربرد و ذهنیت گوینده ،معانی ویژهای پیدا مینماید که گاه ظاهری و ملموسند و گاه معنایی عمیق داراست.آنچه از کلمه و واژه «لسان» در عربی در اولِ فرمان استنباط میگردد به عبارتی معنایی میباشد که لغت دانان هم آوردهاند.در لغت طومار لاروس آمده میباشد: تشریفات مشهد
اللسان:جارجة فی فم الحیوان اینجانب لحم رخو تنفذ فیه عروق عضل و هو فی الانسان آلة الذوق و النطق.1
این به عبارتی معنای ظاهری،ولی در بارهٔ معانی باطنی و ضمنی لسان،به دنبال آمده میباشد:
لسانه فصیح:أی لغته… لسان القوم:المتکلم عنهم…،لسان صحت:الذکر الحسن.
در واقع آنچه اشخاص از کاربرد کلمه «گویش» در ذهن داراهستند مختلف میباشد. بدین مفهوم که گاه معنای لفظی آن را قصد مینمایند و گاه معانی مجازی آن را .راجعبه معنای مجازی در کتاب «مبانی کلامی اجتهاد در برداشت از قرآن مهربان» اینگونه آمده میباشد:
تصور همگانی در مورد گویش این میباشد که لهجه ابزار جابجایی مفاهیم خیالی در میان آدمیان میباشد و این فعالیت با فایدهگیری از احوال لفظ ها برای معانی شکل میگیرد.چه این احوال، تعیینی و دارنده واضع معین باشد و چه در فیضٔ کثرت به کار گیری به طور تعیینی صورت گرفته باشد.2
زمانی منظور از گویش را معنای مجازی آن می گیریم برای هر چیز حتی اشیاء نیز میقدرت گویش در لحاظ گرفت.
«آیین» نیز تحت عنوان آنچه راهنمای آدم در مسیر تکامل میباشد به روش اولین بایستی دارنده ذکر و زبانی باشد که بتواند دراین مسیر نقش خود را انجام کند.
در این مورد برخی لهجه آئین را، رسولان و فرستادگان الهی دانستهاندچرا که بر اصل «نطق» در لهجه توکل کردهاند.
بعضا نیز لهجه آئین را لهجه ایمان دانسته اند خیر لهجه دلیل و ادله منطقی و آزمودن و پژوهش علمی و تجربی.3
گروهی دیگر نیز زیرا پوزیتیویستها عقیدهای به طور کاملً بر خلاف این را دارا هستند و معتقدند که تک تک جملههای فقهی بهاین حیث که قابل تجارب وحسّ نیستند مهملاند و غیر قابل تایید.4
ولی مباحث گویش آئین و به صورت عام گویش شناسی متنها در یکسری قرن اخیر در غرب بسیار مطرح گردیدهاست.مباحثی که به عنوان «هرمنوتیک» امروزه مطرح میباشد در واقع همین فرمان را دنبال می کند.در واقعیت این طور از شواهد بر میاید که علتٔ برخی اشخاصی که بهاین مباحث پرداختهاند، تضادی میباشد که در بین عقل و دانش با مباحث متافیزیکی و تعابیر رایج فقهی در غرب یافتهاند.5
به هر درحال حاضر آنچه در میان گویش به معنی مجازی آن با معنای لفظی آن مشترک میباشد به عبارتی رابطه فی مابین متکلم و کاربر میباشد یعنی گویش وسیلهای میباشد که با آن با استفاده کننده رابطه برقرارمیخواهد شد، اکنون این وسیله گوشتی در دهن باشد یا این که نوشتهای که در داخل و در مضمون مخزن سخنهای اکثری میباشد.
پس به طور کلی آن معنایی که از «لسان القوم:المتکلم عنهم» بود معنایی جامع و قابل تایید میباشد. و در سود لسان الدّین :المتکلم عنه میباشد و به عبارتی چیزی که بین شریعت الهی و آدم ارتباط برقرار مینماید و این به عبارتی «قرآن کریم ومهربان» میباشد.
معلم هادوی نیز دراین باره آوردهاند:
زبانی که آیین برای رساندن پیام خویش به عموم گزینه به کار گیری قرار داده میباشد… آنچه در گفت و گو لهجه قرآن [میباشد همین مقاله میباشد].6
راجع به گویش قرآن و این که قرآن کریم و مهربان با چه زبانی با استفاده کننده ارتباط برقرار نموده است نظرها متفاوتی نام برده میباشد،که در قسمت سپس به شرح در این مورد کلام خواهیم اذعان کرد.
گویش قرآن و نظر ها متعدد
درباره ی گویش قرآن و اینکه قرآن کریم و مهربان تحت عنوان هادی آدم با چه ذکر و زبانی با آدم ارتباط برقرار میباشد ایده ها مختلفی درکتابهای متعدد مطرح شدهاست.
ولی با دقیق شدن و مقایسهٔ مطالب، با سودای که در امر تعریف و تمجید گویش قرآن حصول شد، بعضی از این ایده ها بکلی مردود خواهند بود،چون بعضی از عقیده پردازان هدف از «لهجه قرآن» را گویی«روح قرآن» دانستهاند.
در پایین تک تک نظرها را ارائه می کنیم:
1. گویش قرآن گویش فطرت میباشد:
آیت اللّه جوادی آملی در تأیید این حیث بطور مبسوط، با استناد به آیاتی نظیر «ما هی الا ذکری للبشر»(مدثّر،31/74) و «و ما ارسلناک الا کافة للناس»(خودکار،52/68) قرآن را کتابی تعریف کردهاند که برای هدایت همگان تنزل یافته و از دید حوزهٔ رهنمود نیز به عبارتی دربرگیرنده میباشد.در سود گویش قرآن می بایست زبانی جهانی باشد.
وی به دنبال غرض از «لهجه قرآن»را،حرف بیان کردن آن به فرهنگ وتمدن مشترک عموم معرفی کردهاند. و آن گاه میفرمایند:
گویش «فطرت» میباشد که فرهنگ وتمدن همگانی و مشترک تمامی آدمها در کلیه اعصار و امصار میباشد و هر انسانی به آن آشنا و از آن سودمند میباشد وهیچ شخصی نمیتواند عذرٔ بیگانگی با آن را در راز بپروراند… .7
وی در مکان دیگر میفرمایند:
و آرم اشتراک فرهنگ وتمدن قرآن کریم ومهربان را میقدرت در نشست دلپذیر سلمان فارسی و صهبب روحی و لال حبشی و اویس قرنی و عمّار عربی در ساحت قدس نبی جهانی حضرت محمد بن عبدالله (ص) که باشعار «بعثت الی الابیض و الاسود و الاحمر» شهرهٔ عام شد مشاهده نمود….8
2. عقیده دوم، لهجه قرآن گویش ولایت میباشد:
آیت اللّه حسن زادهٔ آملی دربارهٔ این عقیده آورده اند:
قرآن حکیم میباشد و آیه ها وی حکمت میباشد و حکمت فردوس میباشد و درجات فردوس به عدد آیهها قرآنند و جانی که حکمت اندوخته میباشد شهد فردوس میباشد و ولایت درین شهد میباشد.
بله ولایت در پردیس میباشد، ولایت لهجه قرآن میباشد، ولایت ترازو و مکیال بشر سنج میباشد….9
گویی وی روح قرآن را ولایت معرفی کردهاند یعنی غرض از گویش قرآن در تعریف و تمجید وی روح قرآن و آن مطلبی میباشد که آدم را به پردیس رهنمون میسازد.
3. لهجه قرآن، لهجه نمادین(تمثیلی) میباشد:
این عقیده که از عقیده تمثیلی بودن آئین برآمده میباشد ،بر این نظریه میباشد که گویش قرآن به طور کاملً راز و اشاره میباشد و واقعیات به ادراک مجاورت می گردد امّا کنه مقاله و حقیقتی پرنور نمیگردد.
عرفای اسلامی از این عقیدهٔ منفعت فراوان بردند و تعبیروتفسیر «رمزی» قرآن را برهمین اصل سازه نهادند.10
این عقیده با وجود اینکه معنایی صحیح از لهجه قرآن که به عبارتی کلام بیان کردن و رابطه فی مابین قرآن و آدم میباشد ارائه میدهد،ولی یک خلل اساسی و بنیادی دارااست.چون در شکل پذیرفتن آن با دقت به اینکه قرآن کریم ومهربان«تبیان تک تک شیء» میباشد این سؤال پیش می آید که در شرایطیکه آدم استفاده کننده قرآن میباشد ،اما در درک آن دارنده محدودیت میباشد پس چه گونه میاقتدار این مفهوم را گردآوری نمود.11
گویش و معانی آن
کلمه «گویش» کاربردها و معانی متفاوتی داراست و با دقت به نوع کاربرد و ذهنیت گوینده ،معانی ویژهای پیدا مینماید که گاه ظاهری و ملموسند و گاه معنایی عمیق داراست.آنچه از کلمه و واژه «لسان» در عربی در اولِ فرمان استنباط میگردد به عبارتی معنایی میباشد که لغت دانان هم آوردهاند.در لغت طومار لاروس آمده میباشد: تشریفات مشهد
اللسان:جارجة فی فم الحیوان اینجانب لحم رخو تنفذ فیه عروق عضل و هو فی الانسان آلة الذوق و النطق.1
این به عبارتی معنای ظاهری،ولی در بارهٔ معانی باطنی و ضمنی لسان،به دنبال آمده میباشد:
لسانه فصیح:أی لغته… لسان القوم:المتکلم عنهم…،لسان صحت:الذکر الحسن.
در واقع آنچه اشخاص از کاربرد کلمه «گویش» در ذهن داراهستند مختلف میباشد. بدین مفهوم که گاه معنای لفظی آن را قصد مینمایند و گاه معانی مجازی آن را .راجعبه معنای مجازی در کتاب «مبانی کلامی اجتهاد در برداشت از قرآن مهربان» اینگونه آمده میباشد:
تصور همگانی در مورد گویش این میباشد که لهجه ابزار جابجایی مفاهیم خیالی در میان آدمیان میباشد و این فعالیت با فایدهگیری از احوال لفظ ها برای معانی شکل میگیرد.چه این احوال، تعیینی و دارنده واضع معین باشد و چه در فیضٔ کثرت به کار گیری به طور تعیینی صورت گرفته باشد.2
زمانی منظور از گویش را معنای مجازی آن می گیریم برای هر چیز حتی اشیاء نیز میقدرت گویش در لحاظ گرفت.
«آیین» نیز تحت عنوان آنچه راهنمای آدم در مسیر تکامل میباشد به روش اولین بایستی دارنده ذکر و زبانی باشد که بتواند دراین مسیر نقش خود را انجام کند.
در این مورد برخی لهجه آئین را، رسولان و فرستادگان الهی دانستهاندچرا که بر اصل «نطق» در لهجه توکل کردهاند.
بعضا نیز لهجه آئین را لهجه ایمان دانسته اند خیر لهجه دلیل و ادله منطقی و آزمودن و پژوهش علمی و تجربی.3
گروهی دیگر نیز زیرا پوزیتیویستها عقیدهای به طور کاملً بر خلاف این را دارا هستند و معتقدند که تک تک جملههای فقهی بهاین حیث که قابل تجارب وحسّ نیستند مهملاند و غیر قابل تایید.4
ولی مباحث گویش آئین و به صورت عام گویش شناسی متنها در یکسری قرن اخیر در غرب بسیار مطرح گردیدهاست.مباحثی که به عنوان «هرمنوتیک» امروزه مطرح میباشد در واقع همین فرمان را دنبال می کند.در واقعیت این طور از شواهد بر میاید که علتٔ برخی اشخاصی که بهاین مباحث پرداختهاند، تضادی میباشد که در بین عقل و دانش با مباحث متافیزیکی و تعابیر رایج فقهی در غرب یافتهاند.5
به هر درحال حاضر آنچه در میان گویش به معنی مجازی آن با معنای لفظی آن مشترک میباشد به عبارتی رابطه فی مابین متکلم و کاربر میباشد یعنی گویش وسیلهای میباشد که با آن با استفاده کننده رابطه برقرارمیخواهد شد، اکنون این وسیله گوشتی در دهن باشد یا این که نوشتهای که در داخل و در مضمون مخزن سخنهای اکثری میباشد.
پس به طور کلی آن معنایی که از «لسان القوم:المتکلم عنهم» بود معنایی جامع و قابل تایید میباشد. و در سود لسان الدّین :المتکلم عنه میباشد و به عبارتی چیزی که بین شریعت الهی و آدم ارتباط برقرار مینماید و این به عبارتی «قرآن کریم ومهربان» میباشد.
معلم هادوی نیز دراین باره آوردهاند:
زبانی که آیین برای رساندن پیام خویش به عموم گزینه به کار گیری قرار داده میباشد… آنچه در گفت و گو لهجه قرآن [میباشد همین مقاله میباشد].6
راجع به گویش قرآن و این که قرآن کریم و مهربان با چه زبانی با استفاده کننده ارتباط برقرار نموده است نظرها متفاوتی نام برده میباشد،که در قسمت سپس به شرح در این مورد کلام خواهیم اذعان کرد.
گویش قرآن و نظر ها متعدد
درباره ی گویش قرآن و اینکه قرآن کریم و مهربان تحت عنوان هادی آدم با چه ذکر و زبانی با آدم ارتباط برقرار میباشد ایده ها مختلفی درکتابهای متعدد مطرح شدهاست.
ولی با دقیق شدن و مقایسهٔ مطالب، با سودای که در امر تعریف و تمجید گویش قرآن حصول شد، بعضی از این ایده ها بکلی مردود خواهند بود،چون بعضی از عقیده پردازان هدف از «لهجه قرآن» را گویی«روح قرآن» دانستهاند.
در پایین تک تک نظرها را ارائه می کنیم:
1. گویش قرآن گویش فطرت میباشد:
آیت اللّه جوادی آملی در تأیید این حیث بطور مبسوط، با استناد به آیاتی نظیر «ما هی الا ذکری للبشر»(مدثّر،31/74) و «و ما ارسلناک الا کافة للناس»(خودکار،52/68) قرآن را کتابی تعریف کردهاند که برای هدایت همگان تنزل یافته و از دید حوزهٔ رهنمود نیز به عبارتی دربرگیرنده میباشد.در سود گویش قرآن می بایست زبانی جهانی باشد.
وی به دنبال غرض از «لهجه قرآن»را،حرف بیان کردن آن به فرهنگ وتمدن مشترک عموم معرفی کردهاند. و آن گاه میفرمایند:
گویش «فطرت» میباشد که فرهنگ وتمدن همگانی و مشترک تمامی آدمها در کلیه اعصار و امصار میباشد و هر انسانی به آن آشنا و از آن سودمند میباشد وهیچ شخصی نمیتواند عذرٔ بیگانگی با آن را در راز بپروراند… .7
وی در مکان دیگر میفرمایند:
و آرم اشتراک فرهنگ وتمدن قرآن کریم ومهربان را میقدرت در نشست دلپذیر سلمان فارسی و صهبب روحی و لال حبشی و اویس قرنی و عمّار عربی در ساحت قدس نبی جهانی حضرت محمد بن عبدالله (ص) که باشعار «بعثت الی الابیض و الاسود و الاحمر» شهرهٔ عام شد مشاهده نمود….8
2. عقیده دوم، لهجه قرآن گویش ولایت میباشد:
آیت اللّه حسن زادهٔ آملی دربارهٔ این عقیده آورده اند:
قرآن حکیم میباشد و آیه ها وی حکمت میباشد و حکمت فردوس میباشد و درجات فردوس به عدد آیهها قرآنند و جانی که حکمت اندوخته میباشد شهد فردوس میباشد و ولایت درین شهد میباشد.
بله ولایت در پردیس میباشد، ولایت لهجه قرآن میباشد، ولایت ترازو و مکیال بشر سنج میباشد….9
گویی وی روح قرآن را ولایت معرفی کردهاند یعنی غرض از گویش قرآن در تعریف و تمجید وی روح قرآن و آن مطلبی میباشد که آدم را به پردیس رهنمون میسازد.
3. لهجه قرآن، لهجه نمادین(تمثیلی) میباشد:
این عقیده که از عقیده تمثیلی بودن آئین برآمده میباشد ،بر این نظریه میباشد که گویش قرآن به طور کاملً راز و اشاره میباشد و واقعیات به ادراک مجاورت می گردد امّا کنه مقاله و حقیقتی پرنور نمیگردد.
عرفای اسلامی از این عقیدهٔ منفعت فراوان بردند و تعبیروتفسیر «رمزی» قرآن را برهمین اصل سازه نهادند.10
این عقیده با وجود اینکه معنایی صحیح از لهجه قرآن که به عبارتی کلام بیان کردن و رابطه فی مابین قرآن و آدم میباشد ارائه میدهد،ولی یک خلل اساسی و بنیادی دارااست.چون در شکل پذیرفتن آن با دقت به اینکه قرآن کریم ومهربان«تبیان تک تک شیء» میباشد این سؤال پیش می آید که در شرایطیکه آدم استفاده کننده قرآن میباشد ،اما در درک آن دارنده محدودیت میباشد پس چه گونه میاقتدار این مفهوم را گردآوری نمود.11

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟