آب و هوا در ازمیغان دو روی گرم و خشک و گرم تشریفات مشهد و مرطوب دارد و با سایر بخشها کویری کشور ایران متفاوت است. از این روستا به عنوان یکیاز ییلاقات حوزه خاطر میگردد و به باعث قرار خریداری نمودن در کوهپایه، دارای آب و هوایی معتدل نسبت به سایر نقاط استان هست. به هر درحال حاضر روستای ازمیغان طبس در هر فصلی دیدنیهای خاص خود را دارد و میتواند پذیرای شما باشد. بهار: طبیعت ازمیغان در بهار بسیار دیدنی می گردد و مسافران زیادی را سوی خود میکشاند. فصل تابستان: شالیزارهای ازمیغان در تابستان به دیدنیترین شرایط خود درمیآیند و بسیار زیبا میباشند. پاییز و زمستان: آب و هوای کویر معتدل هست و دمای هوا کمتر آزارتان می دهد پس خلال بازدید از روستا، فرصت نه برای کویرنوردی خواهید داشت.برای رسیدن به روستای ازمیغان می بایست وارد جاده طبس به مشهد شوید، این روستا در 40 کیلومتری شمال شرق شهرستان طبس قرار دارد. پس از آنکه حدود ۲8 کیلومتر از مسیر را طی کردید، سمت راست جاده تابلوی روستای ازمیغان را می بینید. بعد از ورود به این جاده فرعی کوهستانی و طی کردن 12 کیلومتر به روستا میرسید. خرما یکی از محصولات هم محلی ازمیغان به شمار میرود و به علت نوع خاص آب و هوا دراین روستا علاوه بر خرما نوعی برنج به نام چمپا نیز تشکیل داد می گردد که به دلیل استفاده از آب نهر برای کشت کیفیت بالایی دارد. برنج چمپا، برنج خوشطعم و خوشعطر ازمیغان میباشد که بیشتر در خود روستا مصرف میشود و تنها مقداری از آن را به شهر طبس میفرستند. محصولاتی از قبیل انار، انگور، سیب، پرتقال، نارنگی، نارنج، خرمالو، آلو، زردآلو، شلیل، هلو، گلابی، به، گردو، بادام، خیار، خربزه، هندوانه، طالبی، جو، گندم، باقالی و انواع سبزیجات نیز دراین روستا تشکیل داد میشود. قالیبافی و پرورش مرغ بومی نیز در روستا اشاعه دارد و ضمن این مشاغل در مسافرت به روستا با افرادی برخورد میکنید که محصول ها محلی خود از جمله نوعی مارمالاد ترشمزه را به فروش میرسانند و از این طریق کسب درآمد میکنند.
استان گیلان مقصد امروز ما میباشد، در شناخت با استان گیلان با شهرهای استان گیلان، استانی تشریفات مشهد با تلفیق عجیبی از تاریخ، طبیعت و تمدن، آشنا خواهیم شد و به معرفی جاذبهها و جذابهای آن نیز می پردازیم. نوار شمالی کشور ایران را استانهای هم مرز با دریای مدیترانه در برگرفته میباشد؛ استانهایی که در سایهسار درختان سرسبز و کوهپایههای جنگلی به حیات خویش ادامه می دهند. طبیعتی بینظیر مکان جایشان را پوشانده و ممکن میباشد شمارا از تماشای تاریخ بازدارند. ناحیهای که همانند رنگین کمان، جالبهای هفت رنگی را به اکران میگذارد؛ دلت که بگیرد میتوانی راهی بیشههایش شوی و یا این که در ارتفاعاتش دست به عرش برسانی؛ شاید هم هوس شنیدن موسیقی امواج دریا تورا به کنار دریا دریای شمال بکشاند. جغرافیا: این استان، از شمال به دریای مدیترانه و مرز و بوم آذربایجان، که از روش آستارا با آن دارنده مرز در بینالمللی میباشد، از غرب به استان اردبیل، از جنوب به استان زنجان و قزوین و از شرق به استان مازندران محصور می گردد. جمعیت: گیلان دهمی استان پرجمعیت و دومین استان پرجمعیت شمال جمهوری اسلامی ایران بعداز استان مازندران میباشد. تعداد 2,531,000 نفر در گیلان معاش مینمایند. آئین و مذهب: اکثر ساکنان گیلان مانند دیگر ایرانیان شیعهاند که فی مابین تالشها، به ویژه در راس و شمال تالش، چندین سنی شافعی وجود داراست. آب و هوا: طبیعت گیلان، پوشیده از بیشه با آبوهوای معتدل و مرطوب میباشد. این استان مشمول بخشها سرسبز شمالغربی فنکوه البرز و قسمت غربی کرانههای جنوبی دریای شمال میباشد. نژاد و گویش: ساکنان این خطه بیشتر تالش و گیلکاند. در گیلان مردمان از حیث زبان به گویشهای گیلکی، تالشی، تاتی و تعداد پاره ای هم به گویش کردی با هم صحبت میگویند. ترکی آذربایجانی و برخی زبانهای کولی (با منشأ هندی) نیز درین استان مشاهده میگردد. اقتصاد: کشاورزی، دامداری، صیدماهی و رویش زنبور عسل و کرم ابریشم محورهای اقتصادی گیلان را تشکیل میدهند. کشت برنج و دمنوش در لاهیجان و رودسر، کشت زیتون در رودبار، صید ماهی در بندر آستارا، بندر کیاشهر و بندرانزلی، رشد زنبور عسل در اشکور بالا و تحت، عمارلو، دیلمان، آستارا و تالش و دامداری بخشها کوهپایهای جاری ساختن میشود. گندم و جو، بادام زمینی، توتون و فندق نیز از سایر تولید ها کشاورزی در گیلاناند. در مسئله صنعت سولههای برنجکوبی در همگی مکان گیلان، کارگاههای دمنوش در لاهیجان، لنگرود و فومنات، سولههای روغن پیرامون رودبار، کارگاههای فرآوری ماهی و خاویار در انزلی، کارگاههای ابریشم، تنباکو و لبنیات در رشت فعال میباشند. افتتاح از چوب جنگلهای انبوه غرب گیلان و یک سوله کاغذسازی نیز در گیلان وجود داراست. در ۱۲ کیلومتری جنوب رشت، شهر صنعتی رشت، یکی پنج شهر صنعتی ایران بزرگ با ۲۸۰ واحد صنعتی قرار گرفته میباشد. وجود نیروگاههای بادی حوزه رودبار و منجیل که از تعالیترین مزارع بادی کشور ایران و خاورمیانه محسوب می شوند، ایجاد برق از منابع تجدیدپذیر را درین استان ممکن مینمایند و حدود دو دهم درصد از آحاد ساختوساز برق کشور ایران را بر ذمه دارااست. همینطور صنعت هایدستی گیلان امروزه نصیب خیر از بازار را به خویش تخصیص داده میباشد. به جهت وجود اثر ها طبیعی و تاریخی بی نیاز و تلفیق این دو در کنار یکدیگر صنعت توریسم نیز نقش مهمی را در اقتصاد این استان اجرا مینماید.
فوندانسیون یا این که پایه بنای قلعه در واقع صخرهای یکدست و طبیعی از متاع آهک میباشد. پلان کلی قلعه مستطیل تشریفات مشهد صورت با ضلعهای حدودا هم اندازه و زاویه های در حدود قائمه و در جهت شمالغربی- جنوبشرقی تاسیس شده است. در جستجوهایی که هنگام ساماندهی محوطه شکل گرفت، یک سری فضای داخلی مشمول راهرو، دهلیز، ساختمان بلند و مردگرد (1) تشخیص داده شد. ارتفاع ضلع شرقی قلعه 70 متر و ارتفاعش 30 متر و ارتفاع ضلع غربی آن 9 متر میباشد. ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن جای دارد به دو نصیب تقسیم می شود : قسمت غربی آن 80 متر و قسمت شرقی آن که از راز سنگ غیر وابسته میگردد 15 متر میباشد. مصالح سنگی به عمل رفته در بنای قلعه مارکوه را از بستر صخرهای قلعه و گوشه و کنار آن برداشته اند. سنگ های به فعالیت رفته در ایجاد کرد سازه در بعد ها 10 تا 40 سانتیمتر و به طور جنازه سنگ بوده میباشد. در چیدمان دیوارهای بیرونی تکه سنگهای والا و صخره ای نیز مصرف شده میباشد. ملات به فعالیت رفته در دیواره اساسی، ساختمان بلند و بارو و فضاهای معماری در بالا گچ نیمکوب بوده که در زمان های آینده برای مالامال کردن لابهلای سنگها غوره گل نیز به فعالیت رفته میباشد. همینطور در ایجاد کرد فضاهای معماری باطن قلعه خلال جنازه سنگ، از آجرهایی در بعد ها 37×37 سانتیمتر فایده گرفتهاند. این قلعه در سالهای 80 تا 83 مورد بازسازی قرار گرفت البته پوشش گیاهی، رطوبت زیاد بیشه، ریشههای درختچهها و سرمای محیطی زیاد رخنههای عمیقی در قلعه ساخت نموده است. نصیبهای تخریب گردیده دیوار بیرونی قلعه را با استعمال از سنگ جنازه و ملات سیمان نوسازی کردهاند.کوهی که امروز مارکوه مینامیم در منابع تاریخی اسمهای دیگری هم داشته میباشد؛ اسمهایی مانند سعادت کوه، خجسته کوه، قلاچکوه و سفالین کوه. قلعه را نیز گاهی اُزبلو نامیدهاند. ملگنوف جهانگرد روسی در سفرنامه اش اشاره نموده است که به آنجا قلعه-کوه میگویند. ولی این جای خوشگل را امروز همگی به اسم قلعه مارکوه میشناسند و انگیزه این اسمگذاری به صورت قطعی معین وجود ندارد. بعضا بر این باورند که به منجر وجود مارهای زیاد آنجا را مارکوه مینامند؛ اما این گمانه چندان صحیح به نظر نمیرسد چون در زبان گیلکی برای مار عبارات دیگری وجود داراست و مار با این مضمون به کار نمیرود. گروهی در نظر گرفتن زدهاند که در حینهای قدیم اموال متعددی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در محیط قلعه در دل خاک پنهان گردیده و بعدها به مالکوه جهانی شد و بر تاثیر مرور مجال کم کم مارکوه خوانده شد. نظر دیگر این می باشد که مارکوه منسوب به مار میباشد و مار مترادف و هم معنی با مارد و آمارد و مَرد است. ماردها به مردمی میگفتند که قبل از ورود آریاییها در تنکابن مدرن و حوالی آن سکونت داشتند. سازه به نوشته حدودالعالم \\\\\"مَرد\\\\\" اسم یک کدام از نواحی دهگانه جلگه ساحلی دیلم بوده میباشد که به ظواهر در محدوده شهرستان رامسر واقع گردیده بود. از در بین این گمانهها به نظر می رسد که مارکوه یعنی کوهی که وابسته به مارها (آماردها،ماردها،مردها) است. اهل یک محل ساکن در تلفظ عامیانه به آن مارکو فارغ از (ها) و مَرکو می گویند.هکر نست یا این که یک سری ساعتی قبل از غروب راهی مارکوه گردید و نیمی از روز را برای این گشت و گذار در طبیعت درنظر بگیرید تا راز زمان و با وقار جادهها را بپیمایید. کفش و خرقهتان را متناسب با آب و هوا و بارندگی تعیین نمایید؛ ولی به صورت کلی بازدید از این جاذبه نیاز به امکانات و کفش بخصوصی ندارد و یک کفش ریلکس پیادهروی شمارا تا بالای قلعه میبرد.
یک کدام از مشهور ترین گروه های تفریحی استانهای شمالی، مجتمع تفریحی شهر سبز رامسر میباشد تشریفات مشهد که کلیه آن را با اسم تله کابین رامسر میشناسند. گروه ای توریستی که در سال 1387 بهره برداری شد و یک کدام از زیباترین خطوط تله کابین کشورایران در آن استارت به شغل کرد. تله کابین رامسر در امسال ها آوازه اکثری پیدا نموده است و با پیشرفت فضاهای تفریحی-هیجانی، مرکزها خرید و اقامتی، توانسته گردشگران اکثری را به سوی خویش جلب نماید. امروزه این شرکت از سه نصیب ساحلی، کوهپایه و بام درست شده و جاذبه های مختلفی مانند کلوپ تفریحات دریایی، زیپ لاین و پل آویزان، کارتینگ، شهربازی، پینت پر و بال و ... را در خویش مکان داده میباشد. معروفترین و پرطرفدارترین قسمت گروه تفریحی شهر سبز رامسر، تله کابین آن میباشد. خط کابلی که یکیاز زیباترین دیده اندازها را میان تله کابین های جمهوری اسلامی ایران در چنگ داراست و دریا را به کوه وصل می نماید. پایانه پایینی این تله کابین در سمت ساحلی دسته قرار گرفته میباشد و بعداز عبور از دره و دامنه کوهِ ایل میلی، شمارا در طول 800 متریِ پیاده می نماید. در انتهای مسیر خط تله کابین، بر فراز بام رامسر، میتوانید از غربِ شهر چابکسر تا شرقِ رامسر را تحت پای تان به تماشا بنشینید و از چشم انداز پیش روی تان لذت ببرید. فروشگاه خرید خوراکی و تنقلات فست فود، رستوران و کافه دستشویی عکاسی در محل تلفن همگانی آلاچیق مغازه صنعت های دستی برگزاری فستیوال های متفاوت نکته 1- هر کابینِ تله کابین 4 نفر ظرفیت داراست و اشخاصِ بیشتر، قابلیت سوار شدن در هر کابین را ندارند. 2- تله کابین صرفا شیوه دسترسی به مرکزها اقامتی در نصیب بالایی مجتمع محسوب میشود. تیم تفریحی تله کابین رامسر، جذاب ها و تفریحات بخش اعظمی را در خویش مکان داده میباشد، به اندازه ای که بازدید و لذت بردن از آحاد آنان به بیش تر از یک روز فرصت نیاز داراست. برای تماشای نقشه آنلاین مجتمع تله کابین رامسر و محل قرارگیری بازی ها و تجهیزات متعدد میتوانید از این لینک و پیوند امداد بگیرید و با قسمت های متفاوت آن بیشتر آشنا گردید. *نکته "از آنجایی که این شرکت پایین لحاظ قسمت محرمانه اداره می گردد قابلیت و امکان تغییرو تحول ارزش ها در هر هنگامی وجود داراست. پس عالی میباشد پیش از حضور در اینجا با تماس با گروه از واپسین ارزش ها استحضار پیدا فرمائید." "جذاب ها و تفریحات تیم را از سمت کنار دریا تحقیق میکنیم، از آنجا به قسمت کوهپایه میرویم و در غایت تفریحات متفاوت بام را با هم مرور میکنیم." 1- تفریحات نصیب ساحلی دسته تله کابین رامسر ناحیه ساحلی تله کابین رامسر یکیاز زیباترین و به هم ریخته ترین قسمت های این شرکت میباشد. پایانه پایینی تله کابین، حاشیه دریا سنگی، کنار دریا صدفی، مرکزها خرید، کلوپ های ورزشی و تفریحات آبی رنگ و آبنمای موزیکال دراین بخش تیم قرار گرفته اند.
بر بالای صخره چشمه هینورد کوهی بنام بانک وجود داراست که در بالای تشریفات مشهد آن غار بانک راهه قرار گرفته میباشد. بر پایه ی گفته هم محلی روستا، این غاری دست ساخته میباشد که در انتهای آن چاهی قراردارد؛ این غار در قبلی جایی مانند یک پناهگاه بوده میباشد. از نکات جذاب درباره این غار صخرهای مشابه صورتک در آنجاست. در حوالی روستا غار دیگری به اسم ییجت یا این که معصوم وجود دارااست که وجود استلاگتیت و استلاگمیت از خصوصیتهای بارز آن شمرده میگردد. بهارگاه بهارگاه درهای دیگر در جنوبغربی روستاست که با چشمههای گوناگون و آبشار جذاب دیده هر بینندهای را خیره مینماید. در اولِ این دره و در سمت چپ آن قطعه زمینی به طور تقریب 40 هکتاری و تپه ماهوری به نامموسو وجود داراست که یک سری سال پیش به انگیزه رانش شدید زمین همه گلشنها، منزلها و درختان کهنسال آن در دل خاک فرو رفت.برای اقامت در روستای اسفیدان بجنورد خوب میباشد در یکی شهرهای گوشه و کنار مانند بجنورد که در مسافت 45.7 کیلومتری و یا این که شیروان که در مسافت 47.6 کیلومتری از روستا قرار دارا هستند مستقر گردید و یا این که اقامت در اقامتگاه بومگردی روستا را تعیین فرمائید. از آن جا که این روستا در حوزهای کوهستانی جای دارد شایسته ترین فصل هجرت به آن بهار و اوایل تیر ماه میباشد. فصل بهار و فصل تابستان: در بهار زیباییهای روستا جلوه بیشتری پیدا مینماید و چشمههای زلال و روان و طبیعت دیدهنواز آن بسیار دلنشین خواهد بود. در اوایل فصل تابستان می توانید مزه دلانگیز میوهها را بچشید و رایحه آنان را در فضای روستا استشمام نمایید. فصلپاییز و فصلزمستان: فصل پاییز هزار رنگ و فصل زمستان برفی اگرچه جلوهای مختلف به روستا میبخشد البته سوز سوزوسرما در کنار این جذابیتها مهمان روستا خواهد بود. عموم دراین روستا به باغداری، دامداری و زراعت سرگرماند، همینطور به زنبورداری و رشد ماهی نیز میپردازند. بافت فرشهای دستبافت خوشگل با نقشورنگهای اهل ایران و محلی، فرشهای گل ابریشم طرح نائین و خیمه شبدوزی بعضا از صنعت هایدستی این حوزه به شمار میرود. همسایه روستا به فارسی مسلط می باشند، ولی با گویش ترکی خراسانی با یکدیگر کلام می گویند؛ این لهجه در فهرست ارثیه یونسکو از لهجههای میباشد که در خطر انقراض جایدارد. مردمان اسفیدان یقین بسیار متعددی به امامزاده این روستا داراهستند و با اینکه منزلهایشان در معرض خطر سقوط صخرهها و تختهسنگها جایدارد با این اکنون معتقدند که وجود امامزاده آنها را از بلا و جراحت مراقبت خواهد کرد. دراین روستا خلال درختهای صندلی که وجود داشت و نابود شد، درخت کهنسال چناری نیز در راس شهر بود که علیرغم مخالفت هم محلی آن هم به عاقبت درختان کفش تابستانی در گیر و جدا شد. معماری پلهپله روستا خصوصیت و جذابیت متفاوتی به آن بخشیده میباشد. دراین نوع معماری منزلها بر دوش یکدیگر ساخته میگردد و پشتبام منزل پایینی تراس اهل یک محل بالایی و محل گذر عابران میباشد. این نوع ساختار به نوعی همبستگی فی مابین همسایه را نماد می دهد.
این پل معلق دارای هیجان بر روی پارک جنگلی مشگینشهر واقع شده و بخشی از این پارک نیز محسوب می شود. این پارک تشریفات مشهد با وسعت ۳۰۰ هکتار در کناره غربی رود خیاوچایی و به موازات آن در ابتدا دست رودخانه قرار گرفته و شکلی تقریبا بیضوی به طول ۵ کیلومتر داراست. وجود تفرجگاه، شهربازی، زمین اسکیت و آبشار مصنوعی در ورودی پارک زیبایی و جذابیت آن را دوچندان کرده و گردشگران در اکثر فصول سال در آن مشاهده میگردند. یکی تفریحات این پارک، سوار شدن بر ماشین های قدیم و گشت و گذار میباشد که اعتنا بعضا گردشگران را به خود جلب می کند. پل معلق مشگین شهر به یاروهمدم امکانات اطراف آن در زمینی به مساحت ۱۳۰ هکتار و با هزینهای بالغ بر ۴۰۰ میلیارد ریال احداث گردیدهاست. دکل پل ۲۱ متر ارتفاع دارد و عمق فونداسیون کابل ۱۲ متر با کابل های ۷۰ میلیمتری فولادی می باشد. برای ساخت عرشه پل از مواد پلیمری و کامپوزیتی طرح چوب استفاده شده که در مقابل رطوبت، حریق، ضربه و فشار مقاومت بالایی دارا هستند. صاعقهگیر، بادسنج، سنسورهای در اختیار گرفتن حرکتی و دمپرهای خنثیکننده رزونانس نیز دراین پل به عمل رفته اند تا ایمنی آن تا حد قابل توجهی افزایش یابد. این پل با جابهجایی افقی ۲ متر درست شده و منظره پارک جنگلی در تحت دست و قله سبلان در صدر دست زیبایی و هیجان قدم زدن بر روی آن را دوچندان می کند. امنیت این پل با استانداردهای جهانی تطبیق یافته و مقاومت بالایی دارد؛ به نحوی که در روزهای تعطیل ۳ هزار نفر نیز میتوانند از آن عبور کنند. اجرای سازه این پل حاصل کارایی کارشناسان داخلی و مهندسان حیطه میباشد و دو مهندس به نامهای محمود گنجعلی بیک و علی گنجعلی بیک با پشت گرمی بر دانش ساخت بومی، در دوران ۹ ماه آن را ساخته اند. زیبایی های این پل و ویژگی های منحصربهفرد سازه آن سبب شده تا نامش دربین 10 سازه برتر معماری در حوزه گردشگری کشور ایران قرار گیرد و به عنوان یک افتخار بومی از آن خیال و خاطر گردد.
گولآخور یکی روستاهای قشنگ و بکر آذربایجان شرقی با آب و هوایی ییلاقی میباشد که یک آبشار زیبا با نام گولاستبل را در خود جای داده میباشد. این آبشار تشریفات مشهد با ارتفاعی حدود 12 متر از 3 چشمه پرآب و خنک از کوههای شمالی این روستا سرچشمه گرفته و با شدت به سمت زیر سرازیر میشود. عالی میباشد بدانید که این آبشار در حدود 70 کیلومتری غرب ورزقان قرار گرفته می باشد و دسترسی راحتی دارد؛ به گونه ای که با ماشین میتوانید تا نزدیکی آن بروید. مسیری هم که باید به صورت پیاده طی نمایید تا به آبشار برسید تا حدی مناسبسازی گردیدهاست. در نیمه اول سال میتوانید از مناظر قشنگ و آب خنک این آبشار نهایت لذت را ببرید و به تفریحاتی مانند عکاسی، روستاگردی، آبتنی، پیکنیک و ... بپردازید. در بازدید از این آبشار نباید انتظار امکانات زیادی را داشته باشید؛ یکسری آلاچیق، بوفه و توالت تنها امکاناتی هست که به آنها دسترسی دارید. برای رفتن بهاین آبشار باید با گذر از ورزقان به طرف خاروانا جنبش نمائید و در سه راهی ارزیل، از طریق منش آسفالت به سمت روستای ارزیل بروید. درین مسیر رودخانه زیبای جای حاجیلار شمارا ملازمت میکند. بعد از حدود 20 کیلومتر به روستای زیبای گول طویله میرسید. هم اکنون بایستی از خودرو پیاده شوید و طرز را پیاده طی نمایید.دسته خانقاه و حرم روضه خوان صفی الدین اردبیلی بنایی نادر از معماری اسلامی در قرنها وسطاست که صرفا اثر ثبت جهانی شده اردبیل به شمار می رود. این بنا همان طور که از نامش بر میاید خانقاه و عبادتگاه بوده و بعدها پیکر بنیانگذار دسته و چندین تن از بزرگان صفوی را نیز در خود داده می باشد. به جز روحانی صفی الدین اردبیلی -جد سلاطین صفویه و بنیانگذار خانقاه-، تعدادی تن از بزرگان، مشایخ و سلاطین بعدازظهر صفوی همچون شاه اسماعیل اول (اول سلطان صفویه)، همسر پاد شاه اسماعیل (مادر سلطان تهماسب) و کشته شدگان جنگ های شیروان و چالدران (1) نیز در این مجموعه به خاک سپرده شده اند. این شرکت در کنار به نمایش گذاشتن معماری ایرانی، جلوهگاه زیباترین و چشم نوازترین نوع کاشی کاری معرق و مقرنس، گچبری، کتیبه های قشنگ و باارزش اثر خطاطان نامدار بعدازظهر صفوی همچون میر عماد، میر قوام الدین و محمد اسماعیل، منبت های بی بدیل، نقره کاری، تذهیب و طلاکاری، نقاشی و... نیز است و از شاخص ترین بناهای تاریخی ایران به شمار می رود.ویژگی های مخصوص این بنا سبب ساز شد تا در تاریخ 15 دی ماه سال 1310 با شماره 64 در فهرست آثار ملی کشور ایران قرار گیرد. همچنین این اثر ارزشمند توانست نظر کارشناسان از سراسر دانا را نیز به خود جلب کند و در سال 2010 در فهرست به جا مانده جهانی یونسکو ثبت خواهد شد.شیخ صفیالدین اردبیلی از عرفای دارای اسم و رسم کشورایران و جد تبارک دودمان صفویان بود که از سادات ساکن اردبیل به شمار میرفت. وی در سال 631 خورشیدی چشم به جهان گشود و در 713 خورشیدی چشم از جهان فرو بست. از او با عنوان مبنا گذار خانقاه صفوی در اردبیل خیال می کنند که با گذر زمان توانست مردم بسیاری را در ادامه خود کند. بیشتر مورخان، اجداد اورا سُنیِ شافعی مذهب و هاشمی تبار و از مهاجران حجاز به کردستان کشور ایران دانستهاند. روضه خوان صفی از پیروان روضه خوان زاهد گیلانی بود و با دایر کردن خانقاه صفوی (محل زندگی، یادگرفتن و فعالیت درویشان و صوفیان) در اردبیل توانست پیروان بخش اعظمی را به دست آورد. وی در این خانقاه به اطعام فقرا و امان دادن به ضعفا و مسکینان می پرداخت و به آنها کمک می کرد. وی در ادبیات نیز دستی داشته و اشعاری را به زبان مادری خود، آذری، در کتاب صفوه الصفا و سلسله النسب سروده می باشد.
این روستا در حیطه سردسیر و در طول 1700 متر از سطح دریا واقع گردیدهاست و حدود 6 ماه از سال را در تشریفات مشهد یخ بندان سپری مینماید. وسط فصل بهار تا اوایل فصلپاییز شایسته ترین فرصت برای مسافرت به زنوزق محسوب میشود. فصلتابستان با آب و هوای معتدل و کاغذهای خوشمزه شایسته ترین فصل برای رفتن به زنوزق به شمار میرود. فصل بهار: این فصل شکوفه بارانی را در روستا به خط مش میاندازد. در اردیبهشت به جهت فزونی آب چشمهها و سرسبزی دشتها زنوزق به بهشتی تماشایی تبدیل میگردد. فصلتابستان: میوههای سیب و زردآلو و گردو بر درختان روستا جلوهگری مینمایند و پهن شدن سینیهای آکنده از زردآلو بر پشت بامها تصویری رنگین را به روستا می بخشد. فصل پاییز: این فصل شکوه هزار رنگی را در ناحیه به اکران می گذارد. فصل زمستان: در نقطه پايان هر سال با جامه سفید و سرد خویش از راه و روش میرسد و ظاهری مختلف را در روستا ساخت و ساز مینماید.در شرایطی که قصد مهاجرت به روستای زنوزق را دارید راهی آذربایجان شرقی گردید و به سوی جاده تبریز- مرند بروید. بعداز گذر از مرند و ورود به جاده مرند - هادیشهر به خروجی جاده زنوز می سید. در وسط رویکرد زنوز دیدهتان به گلشنهای میوه خواهد خورد که نشانه از مجاورت شدن به روستا را داراست. بعداز گذر از زنوز به امداد تابلوهای راهنما به سوی روستا بروید. مسیر منتهی به روستا آسفالت و مطلوب میباشد؛ البته برای تماشای روستا می بایست ماشین خویش را پارک فرمائید و پیاده به گشت و گذار بپردازید. اولی کار عموم روستا کشاورزی میباشد و گلشنهای سیب و زردآلو و گردو در هر مکان روستا به دیده میخورند. در شرایطی که در فصل تابستان راهی این روستا شدید می توانید از کشاورزان تولید ها گلشنهایشان را خریداری نمائید. در چهار فصل سال بازار فروش کاغذهای زردآلو و لواشک و خشکبار در زنوزق گرم میباشد پس آن را از دست ندهید. بعضی از عموم نیز گلههای گوسفندی دارا هستند و محصول ها دامی تنظیم مینمایند که می توانند سوغات شما از مهاجرت باشند. وجود کندوهای زنبور عسل در کنار باغ ها روستا نیز خبر از اشاعه کار زنبورداری در بین عموم روستا میدهد که در معنای قابلیت تنظیم عسل از این روستاست. سبزیهای کوهی همانند غازیاقی و سیر وحشی کوهستان و دیگر خوراکیهای محلی را هم تحت عنوان سوغات در حیث داشته باشید. گلیم، قالی، جاجیم و جورابهای دستبافت که نتیجه ها دستان هنرمند زنان روستاست را هم میتوانید تنظیم فرمایید. در پی دکان و مغازه صنعت های دستی درین روستا نباشید؛ زنان روستا دست بافتههایشان را برای مصرف فردی صحیح مینمایند البته میتوانید از آن ها بخواهید که محصول هاشان را به شما بفروشند.
در تالار زیرزمین موزه آذربایجان مجموعه ای جالب و تماشایی از آثار هنری یکیاز هنرمندان مجسمه ساز تبریزی تشریفات مشهد به نام احد حسینی به نمایش گذاشته شده است. مسئله و مفهوم این مجسمه های گچی، معنی و مفهوم اجتماعی در جامعه بشری امروزی هست. این مجسمه ها روئت کرد عمیق و تاثیرگذاری از سرگذشت و رفتار انسان در زمان قرون به ویژه قرن بیستم می دهند. جدیدترین بخشی که سال 1386 به موزه آذربایجان اضافه شد، قسمت سنگ نگاره های آن هست. سنگ مزارهای تاریخی، پیکره های سنگی، پیکره های انسانی، سنگ گورها، و سنگ های کتیبه دار و قوچ های سنگی این نصیب به شعور بخشی از تاریخ کشور ایران کمک شایانی می کنند. دراین نصیب به مرورِ آثار و اشیای مهمی که در موزه آذربایجان به نمایش درآمده هست می پردازیم. 1- آثار طبقه همکف در طبقه همکف می توانید آثار تاریخی و هنری که مربوط به سال های قبل از ورود اسلام به جمهوری اسلامی ایران و روزگار اسلامی میباشند را ببینید. *از جمله مهمترینِ این آثار می توان به سفال هایی با قدمت هفت هزار سال مربوط به تپه اسماعیل آباد اشاره کرد. این سفال ها تاریخی ترین اشیای موزه هستند؛ سفال هایی نپخته و نپخته و دستساز که بدون کمک چرخ سفال گری یا کوره ساخته و در مقابل آفتاب، خشک شده اند. *سنگ های معدنی سِرپانتین که در شهر جیرفت یافت شده اند و قدمتی به درازای زمان پیش از تاریخ دارا هستند. این سنگ های معدنی با تصاویری از گیاهان و حیوانات متفاوت تزیین شده اند. *مجسمه سه هزار ساله الهه زن که در رستم آباد گیلان یافت شده نیز در این طبقه قرار دارد. این مجسمه ارزش زن در زمان ایران باستان را به نمایش میگذارد. *ریتون های دو تا سه هزار ساله نیز در قفسه های شیشه ای این موزه به چشم می خورند و نشانی از تاریخ دیرین و غنی کشور ایران را در خود دارا هستند. ریتون ها پیاله هایی با ترکیبی از نیم تنه یک حیوان و لیوان شربت خوری می باشند که بیشتر در مراسم آیینی مورد به کارگیری قرار می گرفتند. *یکی از معروفترین اثرها موزه آذربایجان سنگ بسم الله ساخته دست محمدعلی قوچانیست که در انتهای سالن طبقه همکف قرار گرفته است. چهار قسمت از این سنگ پنج قسمتی، قاب آن را تشکیل میدهند و یک قسمت دیگر آن متن سنگ است. این تابلو در طی ناصرالدین پاد شاه ساخته شد و هنر دست آفریننده خود محمد علی قوچانی پر اسم و رسم به میرزا سنگلاخ را به نمایش می گذاشت. او که کارش حجاری روی سنگ بود، نیت می کند این سنگ مرمر را که سه تن وزن داشته به طور امروزی خود در بیاورد تا آن را به مزار فرستاده در مدینه هدیه کند. این سنگ در 8 سال تکمیل و به سه لهجه ترکی استانبولی، عربی و فارسی آیات قرآن بر روی آن حجاری شد. *از دیگر جذابیت های موزه آذربایجان جسد زن و مردیست که در سال 1378 در جریان حفاری از محوطه مسجد کبود و موزه عصر آهن به دست آمد. در واقع این اسکلت ها در گورستانی دیرین مدفون شده بودند. *در کنار اینها آثاری مانند ظروف سفالی و چشم تصنعی و مصنوعی از شهر سوخته سیستان، آثار سنگی از جیرفت، شی ءها مفرغی از شهر خداآفرین، مجسمه هایی از رستم آباد گیلان نیز درین موزه در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته اند. در حیاط موزه نیز اثر ها و مجسمههای سنگی نگهداری میشود.
ارگ علیشاه یا ارگ تبریز از مشهورترین بناهای این شهر تاریخیست که قدمت آن تشریفات مشهد به فرصت ایلخانی بازمیخواهد شد و امروزه به عنوان یکیاز نمادهای تبریز بین مردم شناخته میشود. البته آنچه که در حال حاضر در تبریز دیده میشود، فقط بازماندههای ایوان جنوبی سازه اصلی ارگ علیشاه میباشد که با 33/5 متر ارتفاع، فقط گوشهای از عظمت بنای اولیه را نشان میدهد. روایتهای متفاوتی از هدف تشکیل داد ارگ علیشاه وجود دارد؛ برخی دلیل ایجاد کرد آن را تولید مسجدی والا به امر تاج الدین علیشاه گیلانی (وزیر مقتدر سلطان محمد خدابنده الجایتو) در طول ایلخانی میدانند؛ ولی بعضا مطابق تحقیقات دیگر می گویند سازه کنونی ارگ نه یک مسجد که یک آرامگاه است. ارگ علیشاه بلندترین بنای آجری شهر تبریز هست که عرض دهانه حیاط آن به 30 متر میرسد و دیوارههایی با عرض 10.5 متر دارد. مهمترین ویژگی ارگ علیشاه که با نامهای طاق علیشاه، مسجد علیشاه، ارگ تبریز و یا ارک علیشاه نیز شناخته میگردد، طاق گران قدر آن هست که عرضی بیشتر از طاق کسری (1) دارااست و آن را از دیگر بناهای تاریخی جمهوری اسلامی ایران متمایز کرده است. در پانزدهم دی ماه 1310 خورشیدی، ارگ تبریز و محوطه باستانی آن با شماره 170 و با عنوان مسجد علیشاه وارد فهرست اثر ها تاریخی ملی ایران گردیدهاست. رارگ علیشاه در زمان سلطنت هشتمین پادشاه ایلخانی، پادشاه محمد خدابنده الجایتو، سلطان مقتدر ایلخانیان ساخته شد. در طول سلطنت او دو فرد بسیار مقتدر و رند هم زمان با هم به رده وزارت رسیدند که میان آن ها چشم و همچشمی بسیاری وجود داشت و هر دو طرف برای جلب توجه سلطان و همچنین ثبت کردن نام خود در تاریخ، کارهای فراوانی انجام دادند. یک کدام از این افراد خواجه رشیدالدین بود که از بینظیرترین شخصیتهای علمی تاریخ ایران به حساب میآید و به عنوان بانی ساخت دانش گاه مشهور ربع رشیدی در تبریز نیز شناخته میشود. فرد دیگر خواجه علیشاه گیلانی بود که در ابتدا تاجری مشهور و قادر به حساب میآمد و بعدا به مقام وزارت در دربار ایلخانی رسید. او بعداز ساخت دانش گاه ربع رشیدی به وسیله خواجه رشیدالدین، تصمیم به تشکیل داد ساختمانی بزرگتر از این دانشکده گرفت و امر کرد تا سازهای بسیار گسترده در شهر بسازند. به این صورت در نزدیکی تاریخ 715 تا 739 هجری قمری (حدود 694 هجری شمسی تا 717 هجری شمسی)، علیشاه امر ایجاد کرد بنایی را صادر کرد که دنیا پیش از آن نظیرش را ندیده باشد. بنایی که از تک تک نقاط تبریز دیده خواهد شد و هلالی بزرگتر از ایوان مدائن داشته باشد. برای این شغل معمار گرانقدر، استاد فلکی تبریزی به کار گرفته شد تا مسجدی در خور شآن تبریز بسازد. متاسفانه به دلیل عجله خواجه علیشاه سازه اولیه چندان مستحکم ساخته نشد و در هنگام ساخت اولیه، بخشی از گنبد و سقف آن فرو سرازیرشد. ساخت بنا بعد از این واقعه ادامه یافت؛ ولی با مرگ خواجه رشیدالدین، علیشاه دیگر انگیزهای برای نقطه پايان کار مسجد خود نداشت و توجه زیادی به ایجاد کرد آن نکرد و بنا را به صورت نیمه کاره رها کرد. در برخی منابع آمده هست که پس از مرگ علیشاه، شغل متوقف و بدن او پس از مرگ، در کنار بنای ارگ علیشاه دفن شد.
تعداد صفحات : 0

تشریفات مراسم فضای باز در مشهد؛ از طراحی و پذیرایی تا مدیریت شرایط جوی