روزگار زندیه
منابع از اجرای تعزیه حضرت قاسم(ع) در طی زندیه خبر می دهند، این مقاله گویای آن میباشد که بیشک وتردید تعزیهخوانی راهی نسبتاً دراز پیموده تا به صورت یک اکران به طور کاملً نظام یافته درین زمان درآمده میباشد. تعزیهخوانی «عروسی حضرت قاسم»، که با مکالمات و شعرخوانی بسیار دقیق یار میباشد و بین مجالس تعزیه از مجالس فرعی و کناره به شمار می آید، می بایست بنابر شواهد و قراین از گروه اکران های متأخرتر از اکران های اساسی، مانند تعزیه «شهید شدن حضرت امام حسین(ع)» تشکیل شده باشد. از این رو تعزیهخوانی بایستی دورۀ شکل گیری و تحولی را در دورۀ صفوی و بعد از آن پیموده باشد تا در دورۀ زندیان تعزیه «عروسی حضرت قاسم» را به اکران تشریفات مشهد گذارد.[۹]
فرانکلین -شرقشناس، که در عصر زندیه در کشور ایران بود ــ در سفرنامه خویش از برخی مجالس سوگواری در شیراز گزارش داده میباشد. سازه بر این گزارش، در دهه نخستینِ محرّم مجموعههایی از جوان ها به مثابه سپاهیان امام و عمرسعد ــ که هر تیم با علائم مخصوصی شناخته میشدند ــ در کوچهها و خیابانها با هم میجنگیدند.[مستلزم منبع] همینطور از اکران کبوترهای خونین منقار که خبر شهید شدن امام حسین علیهالسلام را به مدینه میبردند، صحبت گفته میباشد. [۱۰]
در حین قاجار
درین عصر تعزیهخوانی فرآیند تحولی ویژه و شتابندهای را پیمود. فتحعلی فرمانروا به تعزیهخوانی عشق و علاقهای اختصاصی نشانه میبخشید. او سرپرستی کارها سوگواری و تعزیهخوانی دربار و حکومت را در ماه محرم به یکسری بدن از رجال درباری ودیعت بود و در برخی مجالس تعزیه، به ویژه تعزیه روز تاسوعا و عاشورا حاضر می شد. بعضا از رجال درباری و اعیان و تسلط مرزوبوم هم در دهه محرم در توکلها یا این که ایوان های منزل هایشان مجالس سوگ و تعزیهخوانی برپا میکردند. [۱۱]
ترویج تعزیه دراین زمانه تا به حدی بود که به طور یک فرهنگ و تمدن درآمده بود و در بیشتر مراسم شور و عزا، تعزیههای خاص مرتبط با آن برگزار میشد. دراین عصر حتی تیمهای خاص زن تعزیهگردان نیز وجود داشته میباشد و از اولین تعزیههای زنانه در خانه قمرالملوک دختر فتحعلی فرمان روا برگزار شد و از آن پس هرسال دهه نخستین محرم برقرار بوده. تعزیههای زنانه در وسط زمان احمدشاه رو به زوال گذاشت. بههرحال، ترویج تعزیه رکود مدیحهخوانی را در ادامه داشت و با اعتنا بدینکه گردانندگان تعزیه، عموم معمولی بودند و ممکن بود خرافاتی را در آن باطن نمایند، همینطور به دلایل دینی تَشَبُّه(مشابهت جستن) مردان به زنان و تشبه زنان به مردان و بی آبرویی امامان در تَمَثُّل(اجرای نقشی در تعزیه از طرف امام) به آن ها و... برخی فقها با آن مخالفت کردند.[۱۲]
تعزیه دراین زمان، مقبولیت بسیار یافت و توکلها چندین موازی گشت. اما موردها ساختگی تعزیه زیادتر شد و نسبتاً به صورت نمایشنامهای تآتری درآمد [۱۳] و باعث مخالفت علماء شد. به عنوان مثال عالمان مخالف و منتقد مشابهخوانی این عصر، روضه خوان جعفر شوشتری، روحانی هادی نجم آبادی، ملا محمدتقی برغانی (شهید ثالث)، محمدباقر بیرجندی و روحانی جعفر نجفی (کشف کنندهالغطاء) بودند. اما شهید ثالث بعداز چندی به واسطه رؤیایی، دست از مخالفت کشید. امیرکبیر هم از اشخاصی میباشد که با تعزیهخوانی مخالفت کرد ولی زیرا با مخالفت عموم مواجه شد به اصلاح آن سعی ورزید.[۱۴]
جیمز موریه افسر نظامی سیاسی انگلیس در کشورایران در اولیه سفرنامهاش به اسم «سفری در کشورایران...»، به اجرای ۳ مجلس تعزیه در حضور فتحعلی فرمان روا: تعزیههای «شهید شدن طفلان زینب»، «بازار شام» و «شهید شدن امام» در روزهای ۸ و ۹ و ۱۰ محرم ۱۲۲۴ اشاره مینماید و وصفی کوتاه از آن ها میاورد.[۱۵]
البته در زمان حدود ۱۵۰ سال سلطنت قبیله قاجار در کشورایران، دورۀ ناصرالدین سلطان (۱۲۶۴-۱۳۱۳ق)، دورۀ پیشرفت و شکوه و جلال تعزیهخوانی در جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در طهران، بوده میباشد. ناصرالدین سلطان به مراسم تعزیهخوانی بسیار عشق علامت میبخشید و در محرم هر سال در صورتی در طهران به رمز می برد، برای دیدن مشابهخوانی به توکلهای حکومتی، و درحالتی که در ییلاق و خارج از شهر طهران بود، به توکلها و حسینیههای محلی میرفت. وی کارگزاران و مسئولان برپایی مجالس تعزیههای درباری را در مجلل ساختن گوشه و کنار تعزیهخوانی و دیدنی کردن صحنههای اتفاق ها ترغیب و تشویق میکرد.[۱۶]
روزگار زندیه
منابع از اجرای تعزیه حضرت قاسم(ع) در طی زندیه خبر می دهند، این مقاله گویای آن میباشد که بیشک وتردید تعزیهخوانی راهی نسبتاً دراز پیموده تا به صورت یک اکران به طور کاملً نظام یافته درین زمان درآمده میباشد. تعزیهخوانی «عروسی حضرت قاسم»، که با مکالمات و شعرخوانی بسیار دقیق یار میباشد و بین مجالس تعزیه از مجالس فرعی و کناره به شمار می آید، می بایست بنابر شواهد و قراین از گروه اکران های متأخرتر از اکران های اساسی، مانند تعزیه «شهید شدن حضرت امام حسین(ع)» تشکیل شده باشد. از این رو تعزیهخوانی بایستی دورۀ شکل گیری و تحولی را در دورۀ صفوی و بعد از آن پیموده باشد تا در دورۀ زندیان تعزیه «عروسی حضرت قاسم» را به اکران تشریفات مشهد گذارد.[۹]
فرانکلین -شرقشناس، که در عصر زندیه در کشور ایران بود ــ در سفرنامه خویش از برخی مجالس سوگواری در شیراز گزارش داده میباشد. سازه بر این گزارش، در دهه نخستینِ محرّم مجموعههایی از جوان ها به مثابه سپاهیان امام و عمرسعد ــ که هر تیم با علائم مخصوصی شناخته میشدند ــ در کوچهها و خیابانها با هم میجنگیدند.[مستلزم منبع] همینطور از اکران کبوترهای خونین منقار که خبر شهید شدن امام حسین علیهالسلام را به مدینه میبردند، صحبت گفته میباشد. [۱۰]
در حین قاجار
درین عصر تعزیهخوانی فرآیند تحولی ویژه و شتابندهای را پیمود. فتحعلی فرمانروا به تعزیهخوانی عشق و علاقهای اختصاصی نشانه میبخشید. او سرپرستی کارها سوگواری و تعزیهخوانی دربار و حکومت را در ماه محرم به یکسری بدن از رجال درباری ودیعت بود و در برخی مجالس تعزیه، به ویژه تعزیه روز تاسوعا و عاشورا حاضر می شد. بعضا از رجال درباری و اعیان و تسلط مرزوبوم هم در دهه محرم در توکلها یا این که ایوان های منزل هایشان مجالس سوگ و تعزیهخوانی برپا میکردند. [۱۱]
ترویج تعزیه دراین زمانه تا به حدی بود که به طور یک فرهنگ و تمدن درآمده بود و در بیشتر مراسم شور و عزا، تعزیههای خاص مرتبط با آن برگزار میشد. دراین عصر حتی تیمهای خاص زن تعزیهگردان نیز وجود داشته میباشد و از اولین تعزیههای زنانه در خانه قمرالملوک دختر فتحعلی فرمان روا برگزار شد و از آن پس هرسال دهه نخستین محرم برقرار بوده. تعزیههای زنانه در وسط زمان احمدشاه رو به زوال گذاشت. بههرحال، ترویج تعزیه رکود مدیحهخوانی را در ادامه داشت و با اعتنا بدینکه گردانندگان تعزیه، عموم معمولی بودند و ممکن بود خرافاتی را در آن باطن نمایند، همینطور به دلایل دینی تَشَبُّه(مشابهت جستن) مردان به زنان و تشبه زنان به مردان و بی آبرویی امامان در تَمَثُّل(اجرای نقشی در تعزیه از طرف امام) به آن ها و... برخی فقها با آن مخالفت کردند.[۱۲]
تعزیه دراین زمان، مقبولیت بسیار یافت و توکلها چندین موازی گشت. اما موردها ساختگی تعزیه زیادتر شد و نسبتاً به صورت نمایشنامهای تآتری درآمد [۱۳] و باعث مخالفت علماء شد. به عنوان مثال عالمان مخالف و منتقد مشابهخوانی این عصر، روضه خوان جعفر شوشتری، روحانی هادی نجم آبادی، ملا محمدتقی برغانی (شهید ثالث)، محمدباقر بیرجندی و روحانی جعفر نجفی (کشف کنندهالغطاء) بودند. اما شهید ثالث بعداز چندی به واسطه رؤیایی، دست از مخالفت کشید. امیرکبیر هم از اشخاصی میباشد که با تعزیهخوانی مخالفت کرد ولی زیرا با مخالفت عموم مواجه شد به اصلاح آن سعی ورزید.[۱۴]
جیمز موریه افسر نظامی سیاسی انگلیس در کشورایران در اولیه سفرنامهاش به اسم «سفری در کشورایران...»، به اجرای ۳ مجلس تعزیه در حضور فتحعلی فرمان روا: تعزیههای «شهید شدن طفلان زینب»، «بازار شام» و «شهید شدن امام» در روزهای ۸ و ۹ و ۱۰ محرم ۱۲۲۴ اشاره مینماید و وصفی کوتاه از آن ها میاورد.[۱۵]
البته در زمان حدود ۱۵۰ سال سلطنت قبیله قاجار در کشورایران، دورۀ ناصرالدین سلطان (۱۲۶۴-۱۳۱۳ق)، دورۀ پیشرفت و شکوه و جلال تعزیهخوانی در جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در طهران، بوده میباشد. ناصرالدین سلطان به مراسم تعزیهخوانی بسیار عشق علامت میبخشید و در محرم هر سال در صورتی در طهران به رمز می برد، برای دیدن مشابهخوانی به توکلهای حکومتی، و درحالتی که در ییلاق و خارج از شهر طهران بود، به توکلها و حسینیههای محلی میرفت. وی کارگزاران و مسئولان برپایی مجالس تعزیههای درباری را در مجلل ساختن گوشه و کنار تعزیهخوانی و دیدنی کردن صحنههای اتفاق ها ترغیب و تشویق میکرد.[۱۶]

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟