برخورد فاطمه(س) در هنگام اتش گیری در منزل خویش
بعداز آنکه فرستادگان ابوبکر در وهله اولیه برای بردن علی(ع) و همراهانش به منزل فاطمه رفتند، فاطمه(س) کنار در رفت و خاطرنشان کرد: «هیچ قومی سراغ ندارم که حضورشان بدتر از شما باشد؛ شما لاشه پیامبر پروردگار(ص) را در مقابل ما رها کردید و تصمیم خویش [درباره خلافت] را گرفتید و حیث مارا نپرسیدید و حق مارا به ما واگذار تشریفات مشهد نکردید.»[۳۰]
در وهله چهارم که قدمت برای بردن امام علی رفت، فاطمه(س) فریاد زد: «ای بابا! ای پیامبر پروردگار! ما بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه چهها کشیدیم!» جمعای از ملازمان قدمت با شنیدن این صحبت متأثر شدند و برگشتند.[۳۱]
بهگفته یعقوبی فاطمه خطاب به اشخاصی که به اجبار وارد منزلاش گردیده بودند اعلام کرد: «به خداوند قسم و سوگند درصورتی که خارج نروید، به سوی معبود فریادِ دادخواهی راز خواهم بخشید.» با این حرف فاطمه، همگی اشخاصی که در منزل بودند خارج رفتند.[۳۲] ابوبکر جوهری (درگذشت ۳۲۳ق) در کتاب «السقیفة و فدک» آورده میباشد که زمانی قدمت علی(ع) را به تحمیل از منزل خارج پیروزی، فاطمه کنار درِ منزل رفت و خطاب به ابوبکر اظهارکرد: «چه زود بر اهلبیت نبی معبود حملهور شدید! به خداوند قسم و سوگند با قدمت صحبت نخواهم اعلامکرد تا خداوند را ملاقات کنم.»[۳۳][یادداشت ۲]بنابر همین قصه، ابوبکر ابعاد نزد فاطمه(س) رفت و برای قدمت شفاعت کرد و فاطمه از وی راضی شد.[۳۴] با این حالا بر محور روایتی که در درست بخاری آمده، فاطمه از ابوبکر بهعامل مصادره فدک نیز خشمگین بود و تا زنده بود از وی راضی نشد و با وی صحبت نکرد.[۳۵]
در تعبیر عیاشی نیز آمده میباشد هنگامی علی(ع) را از منزل خارج بردند، فاطمه(س) نزد ابوبکر رفت و اظهار کرد درصورتی که علی را رها نکنید نزد قبر رسول خواهم رفت و با مو سر پریشان به خداوند گلایه خواهم پیروزی. امام علی(ع) سلمان را نزد فاطمه(س) ارسال کرد تا اورا از این عمل بازدارد. فاطمه زیرا پیام علی(ع) را شنید به منزل برگشت.[۳۶]
ارعاب به حریق زدن منزل
بنابر آنچه در برخی منابع اهلسنت، برای مثال العقد الفرید،[۳۷] تاریخ طبری،[۳۸] انساب الاشراف،[۳۹] المصنَّف،[۴۰] و الامامة و السیاسة[۴۱] مذکور، قدمت بن خطاب به دستور ابوبکر به منزل فاطمه رفت تا علی(ع) و همراهانش را برای بیعت غالب شود، و هنگامی با جلوگیری همسایه منزل روبهرو شد، فرمان گردآوریآوری هیزم بخشید و ارعاب کرد که منزل را با اهلش به حریق خواهد کشید. بهگفته ابنعبدربه، ادیب و مورخ قرن سوم و چهارم هجری قمری، ابوبکر به قدمت اظهار کرد در صورتی اهل منزل از خارج داخل شدن پرهیز کردند با آن ها بجنگ. قدمت در حالی که مشعل آتشی در مشت داشت، انذار کرد درصورتیکه اهل منزل بیعت نکنند منزل را حریق خواهد زد.[۴۲] بنابر نقل الامامة و السیاسة هنگامی قدمت اینگونه تهدیدی کرد به وی گفتند فاطمه دراین منزل میباشد و قدمت در جواب اعلامکرد: «اگرچه وی در منزل باشد.»[۴۳]
در منابع تاریخی، اسم بعضا افرادی که قدمت را درین هجوم ملازمت میکردهاند آمده میباشد؛ به عنوان مثال اُسَید بن حُضَیر، سَلَمَة بن سَلامة بن وقش،[یادداشت ۳] اثبات بن قَیس بن شَمّاس خزرجی،[۴۴] عبدالرحمان بن عوف، محمد بن مَسلَمه[۴۵] و زید بن اَسلم.[۴۶]
سید جعفر شهیدی اعتقاد دارد ترساندن قدمت به حریق زدن منزل فاطمه که در انساب الاشراف[۴۷] و العقد الفرید[۴۸] از منابع اهلسنت بیان شده، نمیتواند جعلی و ساخته هواخواهان شیعه یا این که تیمهای سیاسی موافق آنها باشد؛ به دلیل آنکه آنها در سدههای در آغاز قدرتی نداشتند و در اقلیت بودند. بهعلاوه این گزارش در منابع مغرب اسلامی که شیعه ها در آن حضور نداشتند نیز تصویب شدهاست.[۴۹] شهیدی بر این اعتقادوباور میباشد که حاضران در سقیفه بیشتر گرفتاری حکومت داشتهاند تا گرفتاری آیین
برخورد فاطمه(س) در هنگام اتش گیری در منزل خویش
بعداز آنکه فرستادگان ابوبکر در وهله اولیه برای بردن علی(ع) و همراهانش به منزل فاطمه رفتند، فاطمه(س) کنار در رفت و خاطرنشان کرد: «هیچ قومی سراغ ندارم که حضورشان بدتر از شما باشد؛ شما لاشه پیامبر پروردگار(ص) را در مقابل ما رها کردید و تصمیم خویش [درباره خلافت] را گرفتید و حیث مارا نپرسیدید و حق مارا به ما واگذار تشریفات مشهد نکردید.»[۳۰]
در وهله چهارم که قدمت برای بردن امام علی رفت، فاطمه(س) فریاد زد: «ای بابا! ای پیامبر پروردگار! ما بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابوقحافه چهها کشیدیم!» جمعای از ملازمان قدمت با شنیدن این صحبت متأثر شدند و برگشتند.[۳۱]
بهگفته یعقوبی فاطمه خطاب به اشخاصی که به اجبار وارد منزلاش گردیده بودند اعلام کرد: «به خداوند قسم و سوگند درصورتی که خارج نروید، به سوی معبود فریادِ دادخواهی راز خواهم بخشید.» با این حرف فاطمه، همگی اشخاصی که در منزل بودند خارج رفتند.[۳۲] ابوبکر جوهری (درگذشت ۳۲۳ق) در کتاب «السقیفة و فدک» آورده میباشد که زمانی قدمت علی(ع) را به تحمیل از منزل خارج پیروزی، فاطمه کنار درِ منزل رفت و خطاب به ابوبکر اظهارکرد: «چه زود بر اهلبیت نبی معبود حملهور شدید! به خداوند قسم و سوگند با قدمت صحبت نخواهم اعلامکرد تا خداوند را ملاقات کنم.»[۳۳][یادداشت ۲]بنابر همین قصه، ابوبکر ابعاد نزد فاطمه(س) رفت و برای قدمت شفاعت کرد و فاطمه از وی راضی شد.[۳۴] با این حالا بر محور روایتی که در درست بخاری آمده، فاطمه از ابوبکر بهعامل مصادره فدک نیز خشمگین بود و تا زنده بود از وی راضی نشد و با وی صحبت نکرد.[۳۵]
در تعبیر عیاشی نیز آمده میباشد هنگامی علی(ع) را از منزل خارج بردند، فاطمه(س) نزد ابوبکر رفت و اظهار کرد درصورتی که علی را رها نکنید نزد قبر رسول خواهم رفت و با مو سر پریشان به خداوند گلایه خواهم پیروزی. امام علی(ع) سلمان را نزد فاطمه(س) ارسال کرد تا اورا از این عمل بازدارد. فاطمه زیرا پیام علی(ع) را شنید به منزل برگشت.[۳۶]
ارعاب به حریق زدن منزل
بنابر آنچه در برخی منابع اهلسنت، برای مثال العقد الفرید،[۳۷] تاریخ طبری،[۳۸] انساب الاشراف،[۳۹] المصنَّف،[۴۰] و الامامة و السیاسة[۴۱] مذکور، قدمت بن خطاب به دستور ابوبکر به منزل فاطمه رفت تا علی(ع) و همراهانش را برای بیعت غالب شود، و هنگامی با جلوگیری همسایه منزل روبهرو شد، فرمان گردآوریآوری هیزم بخشید و ارعاب کرد که منزل را با اهلش به حریق خواهد کشید. بهگفته ابنعبدربه، ادیب و مورخ قرن سوم و چهارم هجری قمری، ابوبکر به قدمت اظهار کرد در صورتی اهل منزل از خارج داخل شدن پرهیز کردند با آن ها بجنگ. قدمت در حالی که مشعل آتشی در مشت داشت، انذار کرد درصورتیکه اهل منزل بیعت نکنند منزل را حریق خواهد زد.[۴۲] بنابر نقل الامامة و السیاسة هنگامی قدمت اینگونه تهدیدی کرد به وی گفتند فاطمه دراین منزل میباشد و قدمت در جواب اعلامکرد: «اگرچه وی در منزل باشد.»[۴۳]
در منابع تاریخی، اسم بعضا افرادی که قدمت را درین هجوم ملازمت میکردهاند آمده میباشد؛ به عنوان مثال اُسَید بن حُضَیر، سَلَمَة بن سَلامة بن وقش،[یادداشت ۳] اثبات بن قَیس بن شَمّاس خزرجی،[۴۴] عبدالرحمان بن عوف، محمد بن مَسلَمه[۴۵] و زید بن اَسلم.[۴۶]
سید جعفر شهیدی اعتقاد دارد ترساندن قدمت به حریق زدن منزل فاطمه که در انساب الاشراف[۴۷] و العقد الفرید[۴۸] از منابع اهلسنت بیان شده، نمیتواند جعلی و ساخته هواخواهان شیعه یا این که تیمهای سیاسی موافق آنها باشد؛ به دلیل آنکه آنها در سدههای در آغاز قدرتی نداشتند و در اقلیت بودند. بهعلاوه این گزارش در منابع مغرب اسلامی که شیعه ها در آن حضور نداشتند نیز تصویب شدهاست.[۴۹] شهیدی بر این اعتقادوباور میباشد که حاضران در سقیفه بیشتر گرفتاری حکومت داشتهاند تا گرفتاری آیین

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟