انکار معاد
به حیث آیتالله جوادی آملی، انکار در مسائل دنیابینی و اعتقادی برای مثال معاد غالباً برخاسته از عدم آشنایی آن مسائل میباشد. منکران معاد تصور عمیق و دقیقی از معنای معاد نداشتند و عامل و منطق آنها بعیدشمردن معاد بود. آن ها هیچگاه حتی یک عامل بر نفی و انکار معاد اقامه تشریفات مشهد نکردند.[۱۰۹]
جهالت، غفلت از توان الهی،[۱۱۰] رغبت بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۱] و رغبت به سلطهگری و اقتدارطلبی[۱۱۲] را به عنوان مثال اسباب و اثاث انکار معاد شمردهاند. در آیه ۲۴ سوره جاثیه به جهالت،[۱۱۳] در آیه ۳-۵ سوره قیامت به برهان تمایل به بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۴] و در آیه ۳۳ - ۳۸ سوره مؤمنون[۱۱۵] به اقتدارطلبی و سلطهگری اشاره گردیده است.
فیلسوفان طبیعتگرا را منکر اصل معاد شمردهاند.[۱۱۶] از طریقه این مجموعه، بشر عبارت میباشد از جسم دنیوی که به واسطه مرگ بهکلی نابود میگردد. از سوی دیگر، اعاده معدوم محال میباشد. پس اعاده بشر بعداز مرگ، محال خواهد بود.[۱۱۷] گفته شده برخی همانند جالینوس و پیروانش اصولا معاد تردید داشتند؛[۱۱۸] چون آن ها شک داشتند که نفس انسانی، مزاج دنیوی بدنی میباشد که با مرگ نابود میگردد یا این که جوهری میباشد که بعد از مرگ باقی می ماند.[۱۱۹]
شبهه ها معاد
شک ها زیادی درباره قابلیت و وقوع معاد از سوی منکران نام برده میباشد که برخی از آنها عبارتاند از:
شبهه آکل و مأکول
نوشته ی علمیٔ مهم: شبهه آکل و مأکول
براساس این شبهه، در شرایطی که انسانی غذای بشر دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خوردهگردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) بازمیخواهد شد یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض گردد، تن یکیاز آن دو به طور بی نقص، در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۱۲۰] این شبهه بدین شکل نیز مطرح گردیده که در صورتی کافری تن آدم مؤمن را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مایحتاج میاید شخص مؤمن عذاب خواهد شد و شخص کافر جایزه بگیرد.[۱۲۱]
جوابهای گوناگونی بدین شبهه داده شدهاست. بعضی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک دربین اجزای اساسی و غیر مهم تن معتقدند اجزای اساسی تن هر فرد از نخستین تا پایان قدمت باقی می ماند و به جزء مهمِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمیشود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده میگردند.[۱۲۲]ملاصدرا اعتقاد دارد که نام و نشان و واقعیت آدم به نفس اوست، خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور می شود مورد نیاز وجود ندارد بهعینه به عبارتی تن مادی باشد که غذای بشر یا این که حیوان دیگری گردیده است؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن بهعنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از حیث او، آنچه در حشر تنها موردنیاز میباشد، این میباشد که هرکسی شخص محشور را روئت کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۱۲۳]
این شبهه در مسیحیت نیز با تیتر موضوع انسانخواری مطرح بوده و می باشد.[۱۲۴]
انکار معاد
به حیث آیتالله جوادی آملی، انکار در مسائل دنیابینی و اعتقادی برای مثال معاد غالباً برخاسته از عدم آشنایی آن مسائل میباشد. منکران معاد تصور عمیق و دقیقی از معنای معاد نداشتند و عامل و منطق آنها بعیدشمردن معاد بود. آن ها هیچگاه حتی یک عامل بر نفی و انکار معاد اقامه تشریفات مشهد نکردند.[۱۰۹]
جهالت، غفلت از توان الهی،[۱۱۰] رغبت بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۱] و رغبت به سلطهگری و اقتدارطلبی[۱۱۲] را به عنوان مثال اسباب و اثاث انکار معاد شمردهاند. در آیه ۲۴ سوره جاثیه به جهالت،[۱۱۳] در آیه ۳-۵ سوره قیامت به برهان تمایل به بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۴] و در آیه ۳۳ - ۳۸ سوره مؤمنون[۱۱۵] به اقتدارطلبی و سلطهگری اشاره گردیده است.
فیلسوفان طبیعتگرا را منکر اصل معاد شمردهاند.[۱۱۶] از طریقه این مجموعه، بشر عبارت میباشد از جسم دنیوی که به واسطه مرگ بهکلی نابود میگردد. از سوی دیگر، اعاده معدوم محال میباشد. پس اعاده بشر بعداز مرگ، محال خواهد بود.[۱۱۷] گفته شده برخی همانند جالینوس و پیروانش اصولا معاد تردید داشتند؛[۱۱۸] چون آن ها شک داشتند که نفس انسانی، مزاج دنیوی بدنی میباشد که با مرگ نابود میگردد یا این که جوهری میباشد که بعد از مرگ باقی می ماند.[۱۱۹]
شبهه ها معاد
شک ها زیادی درباره قابلیت و وقوع معاد از سوی منکران نام برده میباشد که برخی از آنها عبارتاند از:
شبهه آکل و مأکول
نوشته ی علمیٔ مهم: شبهه آکل و مأکول
براساس این شبهه، در شرایطی که انسانی غذای بشر دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خوردهگردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) بازمیخواهد شد یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض گردد، تن یکیاز آن دو به طور بی نقص، در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۱۲۰] این شبهه بدین شکل نیز مطرح گردیده که در صورتی کافری تن آدم مؤمن را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مایحتاج میاید شخص مؤمن عذاب خواهد شد و شخص کافر جایزه بگیرد.[۱۲۱]
جوابهای گوناگونی بدین شبهه داده شدهاست. بعضی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک دربین اجزای اساسی و غیر مهم تن معتقدند اجزای اساسی تن هر فرد از نخستین تا پایان قدمت باقی می ماند و به جزء مهمِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمیشود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده میگردند.[۱۲۲]ملاصدرا اعتقاد دارد که نام و نشان و واقعیت آدم به نفس اوست، خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور می شود مورد نیاز وجود ندارد بهعینه به عبارتی تن مادی باشد که غذای بشر یا این که حیوان دیگری گردیده است؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن بهعنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از حیث او، آنچه در حشر تنها موردنیاز میباشد، این میباشد که هرکسی شخص محشور را روئت کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۱۲۳]
این شبهه در مسیحیت نیز با تیتر موضوع انسانخواری مطرح بوده و می باشد.[۱۲۴]

تشریفات عقد و نامزدی در مشهد؛ از انتخاب مکان تا طراحی و پذیرایی