loading...

???? ???? ???????

بازدید : 18
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 16:22


مناظره حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد

مناظره حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد، اظهار کرد‌وگویی که بعداز رخداد عاشورا در بین حضرت زینب و عبیدالله بن زیاد حکم کننده کوفه شکل گرفت. عبارت پر اسم و رسم «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمیلا» در‌این اعلام‌کرد‌وگو از سوی حضرت زینب در جواب ابن‌زیاد اورده شده تشریفات مشهد میباشد.

مجال و جای
مناظره حضرت زینب با عبد و بنده‌الله بن زیاد، در محرم سال ۶۱ق، بعد از اتفاق کربلا و در کاخ ابن زیاد در کوفه اجرا شد؛ بعد از آن‌که اسرا و سرهای شهدای کربلا را در شهر کوفه گرداندند، ابن زیاد در کاخ خویش جلسه و اذن ورود عوام به مجلس اعطا کرد. راز امام حسین(ع) را در برابرش قرار دادند و زنان و کودک ها امام حسین(ع) را به مجلس آوردند. حضرت زینب در حالی‌که نادر‌قیمت‎ترین خرقه‌های خویش را به بدن داشت و زنان و کنیزان دور و اطراف اورا گرفته بودند، به طور ناشناس وارد مجلس شد و در کناره‎‌ای گردهمایی.[۱][یادداشت ۱]

به گفته پژوهشگران، عبیدالله بن زیاد این مجلس را برای رویارویی با خطبه حضرت زینب در کوفه ایجاد کرد تا اسیران کربلا را وحشت‌زده نماید و با جدل و مغالطه خویش را موفق و جریان امام حسین را باخت خورده نشانه دهد.[۲] ولی زینب(س) با بیانی منطقی و استدلالی، سخنان فسخ ابن‌زیاد را فسخ کرد.[۳] اگرچه خطبه حضرت زینب بر ضد حکومت بود، ولی از سخنرانی وی پرهیز نشد؛ زیرا خلال اینکه اعراب از شنیدن خطبه لذت می‌بردند، این او‌لین‌توشه بود که زنی در کوفه خطبه می خواند، آن هم زنی اسیر که خطبه تلاوت اینگونه شخصی خارق‌العاده به شمار می‌آمد.[۴]

متن مناظره
عبیدالله پرسید: «این زن که خویش را کنار کشیده و دیگر زنان گردش انباشته شده‌‎اند که می باشد؟» زینب جواب نگفت. عبیدالله سؤال خویش را تکرار کرد. یکی کنیزان ذکر کرد: «وی زینب دختر فاطمه دختر نبی اسلام میباشد.» [۵]

بیان کرد‌وگوی حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد

عبیدالله بن زیاد: ثنا خداوند را که شما خانواده را رسوا تشکیل داد و کشت و نماد بخشید که آنچه می‎گفتید دروغی بیش عدم وجود.
زینب: حمد آفریدگار را که مارا به واسطه رسول خویش (که از قوم و قبیله ماست) گرامی داشت و از زشتی تمیز گردانید. جز گناهکار رسوا نمی‎خواهد شد و جز بدکار، لاف نمی‎گوید، و بد عمل ما نیستیم بلکه دیگرانند‌ (یعنی تو و پیروانت می باشید) و ثنا منحصربه‌فرد خداست
عبیدالله بن زیاد: «دیدی آفریدگار با خاندانت چه کرد؟
زینب: جز زیبایی ندیدم! [یادداشت ۲]آنها اشخاصی بودند که پروردگار مقدّر ساخته بود کشته شوند و آن ها نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خویش شتافتند و به‌زودی خدا تو و آن‌ها را (در روز رستاخیز) با هم روبه‌رو می‎نماید و آن ها از تو، به درگاه خداوند گلایه و دادخواهی خواهند کرد، اکنون نگاه کن که آن روز چه کسی برنده شود، مادرت به عزایت بنشیند‌ ای پسر مرجانه!
عبیدالله بن زیاد: آفریدگار دلم را با کشته‌شدن اخوی نافرمانت حسین و خویشان و لشکر سرکش وی شفا عنایت کرد.
زینب: به معبود عهد و پیمان گرانقدر مارا کشتی، نهال من‌را انقطاع کردی و ریشه من‌را در آوردی، در‌حالتی که این عمل مایه شفای توست، همانا شفا یافته‎‌ای
ابن زیاد با وضعیت خشم و استهزا: این هم مثل پدرش علی صحبت‌پرداز میباشد؛ به جان خودم پدرت نیز شعر سرا بود و حرف به سجع می‎اعلام کرد.
زینب: «زن را با سجع‌گویی چه شغل؟» (هم اکنون چه وقت سجع بیان کردن میباشد؟ سرم گرمِ عمل دیگر میباشد از سوز سینه چیزی بر زبانم ریخت وگفتم.[۶]

ابن زیاد در اثنای این بیان کرد‌وگو زمانی که سخنان حضرت زینب «جز زیبایی ندیدم!...، مادرت به عزایت بنشیند‌ ای پسر مرجانه!» را شنید خشمگین شد و خواست حضرت را مجازات نماید، عمرو بن حُرَیث اعلام‌کرد: «امیر! این یک زن میباشد و کسی زن را به خیال و خاطر سخنانش عقوبت نمی‎‌نماید! پس ابن زیاد قیدش را زد.


مناظره حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد

مناظره حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد، اظهار کرد‌وگویی که بعداز رخداد عاشورا در بین حضرت زینب و عبیدالله بن زیاد حکم کننده کوفه شکل گرفت. عبارت پر اسم و رسم «ما رَأَیتُ إِلَّا جَمیلا» در‌این اعلام‌کرد‌وگو از سوی حضرت زینب در جواب ابن‌زیاد اورده شده تشریفات مشهد میباشد.

مجال و جای
مناظره حضرت زینب با عبد و بنده‌الله بن زیاد، در محرم سال ۶۱ق، بعد از اتفاق کربلا و در کاخ ابن زیاد در کوفه اجرا شد؛ بعد از آن‌که اسرا و سرهای شهدای کربلا را در شهر کوفه گرداندند، ابن زیاد در کاخ خویش جلسه و اذن ورود عوام به مجلس اعطا کرد. راز امام حسین(ع) را در برابرش قرار دادند و زنان و کودک ها امام حسین(ع) را به مجلس آوردند. حضرت زینب در حالی‌که نادر‌قیمت‎ترین خرقه‌های خویش را به بدن داشت و زنان و کنیزان دور و اطراف اورا گرفته بودند، به طور ناشناس وارد مجلس شد و در کناره‎‌ای گردهمایی.[۱][یادداشت ۱]

به گفته پژوهشگران، عبیدالله بن زیاد این مجلس را برای رویارویی با خطبه حضرت زینب در کوفه ایجاد کرد تا اسیران کربلا را وحشت‌زده نماید و با جدل و مغالطه خویش را موفق و جریان امام حسین را باخت خورده نشانه دهد.[۲] ولی زینب(س) با بیانی منطقی و استدلالی، سخنان فسخ ابن‌زیاد را فسخ کرد.[۳] اگرچه خطبه حضرت زینب بر ضد حکومت بود، ولی از سخنرانی وی پرهیز نشد؛ زیرا خلال اینکه اعراب از شنیدن خطبه لذت می‌بردند، این او‌لین‌توشه بود که زنی در کوفه خطبه می خواند، آن هم زنی اسیر که خطبه تلاوت اینگونه شخصی خارق‌العاده به شمار می‌آمد.[۴]

متن مناظره
عبیدالله پرسید: «این زن که خویش را کنار کشیده و دیگر زنان گردش انباشته شده‌‎اند که می باشد؟» زینب جواب نگفت. عبیدالله سؤال خویش را تکرار کرد. یکی کنیزان ذکر کرد: «وی زینب دختر فاطمه دختر نبی اسلام میباشد.» [۵]

بیان کرد‌وگوی حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد

عبیدالله بن زیاد: ثنا خداوند را که شما خانواده را رسوا تشکیل داد و کشت و نماد بخشید که آنچه می‎گفتید دروغی بیش عدم وجود.
زینب: حمد آفریدگار را که مارا به واسطه رسول خویش (که از قوم و قبیله ماست) گرامی داشت و از زشتی تمیز گردانید. جز گناهکار رسوا نمی‎خواهد شد و جز بدکار، لاف نمی‎گوید، و بد عمل ما نیستیم بلکه دیگرانند‌ (یعنی تو و پیروانت می باشید) و ثنا منحصربه‌فرد خداست
عبیدالله بن زیاد: «دیدی آفریدگار با خاندانت چه کرد؟
زینب: جز زیبایی ندیدم! [یادداشت ۲]آنها اشخاصی بودند که پروردگار مقدّر ساخته بود کشته شوند و آن ها نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خویش شتافتند و به‌زودی خدا تو و آن‌ها را (در روز رستاخیز) با هم روبه‌رو می‎نماید و آن ها از تو، به درگاه خداوند گلایه و دادخواهی خواهند کرد، اکنون نگاه کن که آن روز چه کسی برنده شود، مادرت به عزایت بنشیند‌ ای پسر مرجانه!
عبیدالله بن زیاد: آفریدگار دلم را با کشته‌شدن اخوی نافرمانت حسین و خویشان و لشکر سرکش وی شفا عنایت کرد.
زینب: به معبود عهد و پیمان گرانقدر مارا کشتی، نهال من‌را انقطاع کردی و ریشه من‌را در آوردی، در‌حالتی که این عمل مایه شفای توست، همانا شفا یافته‎‌ای
ابن زیاد با وضعیت خشم و استهزا: این هم مثل پدرش علی صحبت‌پرداز میباشد؛ به جان خودم پدرت نیز شعر سرا بود و حرف به سجع می‎اعلام کرد.
زینب: «زن را با سجع‌گویی چه شغل؟» (هم اکنون چه وقت سجع بیان کردن میباشد؟ سرم گرمِ عمل دیگر میباشد از سوز سینه چیزی بر زبانم ریخت وگفتم.[۶]

ابن زیاد در اثنای این بیان کرد‌وگو زمانی که سخنان حضرت زینب «جز زیبایی ندیدم!...، مادرت به عزایت بنشیند‌ ای پسر مرجانه!» را شنید خشمگین شد و خواست حضرت را مجازات نماید، عمرو بن حُرَیث اعلام‌کرد: «امیر! این یک زن میباشد و کسی زن را به خیال و خاطر سخنانش عقوبت نمی‎‌نماید! پس ابن زیاد قیدش را زد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 205
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 367
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1173
  • بازدید ماه : 1419
  • بازدید سال : 3474
  • بازدید کلی : 25064
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی