عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در خط مش ثبت خلافت اموی، اورا کارگزار مکه و اندکی بعد از آن کارگزار مدینه و طائف و آنگاه یمن و یمامه کرد.[۳۶] حجاج در اول مبادرت، مسجد الحرام را از اثر ها نبرد منزه کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعد از یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه رجوع و به امر خلیفه، کعبه را مرمت کرد.[۳۷] او در دوران اقامتش در مدینه با عموم مدینه و بهویژه با صحابه نبی (ص) خوی زشت و خشنی تشریفات مشهد داشت.[۳۸]
حجاج آن گاه یاور گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]
حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم دهنده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را قاضی عراق کرد. از دلایل این دستور، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، همهمه حال و روز عراق و ارتقاء خطر خوارج و نیز درخواست گردآوریای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر پایه ی برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از بستگان ثقیف پژوهشگر شد.[۴۱]
حجاج بعداز اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و صرفا با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیسای پوشیده به مسجد رفت و در خطبهای پر اسم و رسم آحاد اشخاصی را که از سپاه مُهلَّب بن ابیصفره، فرمانده سپاهیان انسان بن مروان برای مبارزه با خوارج حروریه، گریخته بودند انذار کرد که درحالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنهارا خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعد از اشراف بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، خلل کرد و بعد به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در پیکار با خوارج تقویت نماید.[۴۳]
رویارویی با ابنجارود
زمانی حجاج به رستقباذ رسید، با اولی کودتا عموم عراق به رهبری عبدالله بن جارود روبهرو شد. این کودتا بر تاثیر تهدیدهای حجاج مبتنی بر ضرورت پایداری در میدانهای مبارزه تا برد بی نقص و نیز تصمیم او بر اساس کاهش حقوق و دستمزد جنگجویان به واحد سنجش صد درهم، درگرفت. درین کودتا که در ربیع الأخر سال ۷۶ق. اتفاق افتاد، عموم عراق اموال و انبارهای اسلحه حجاج را به غارت بردند. حجاج، بعد از مشاوره با یارانش و وصال نیروهای کمکی، به مبارزه آن ها رفت و ابنجارود را کشت و یارانش را دور از هم تشکیل داد.[۴۴]
سرکوب زنگیان عراق
به طور همزمان با کودتا ابنجارود، زنگیان عراق نیز به سرکردگی رباح شیرزنجی (شارزنجی) کودتا کردند و محیط بصره را به تصرف خویش درآوردند. حجاج با صادر کردن لشکری از عموم بصره، آنانرا در دشت خوزستان (مجاورت دَورَق) سرکوب کرد.[۴۵]
نزاع با خوارج
در اواخر رمضان سال ۷۵ قمری.، حجاج از مهلّب و عبدالرحمن بن مخنف خواست هرچه زودخیس با خوارج ازارقه به رهبری قَطَری بن الفُجاءة بجنگند. این نزاعها تا اوایل سال ۷۸ق. ادامه یافت، تا اینکه در بین خوارج اختلاف بهزمینخورد و آنها بهشدت سرکوب شدند.[۴۶]
در سالهای ۷۶ و۷۷ ق. خوارج به رهبری شبیب بن یزید شیبانی، بر ضد حجاج قیام کردند و دهها پیکار در بین لشکریان حجاج و شبیب در عراق درگرفت که در همگی آن ها سپاهیان حجاج باخت خوردند. حجاج آخر و عاقبت شبیب را از در بین برداشت و یارانش را ناکامی اعطا کرد.[۴۷]
عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در خط مش ثبت خلافت اموی، اورا کارگزار مکه و اندکی بعد از آن کارگزار مدینه و طائف و آنگاه یمن و یمامه کرد.[۳۶] حجاج در اول مبادرت، مسجد الحرام را از اثر ها نبرد منزه کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعد از یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه رجوع و به امر خلیفه، کعبه را مرمت کرد.[۳۷] او در دوران اقامتش در مدینه با عموم مدینه و بهویژه با صحابه نبی (ص) خوی زشت و خشنی تشریفات مشهد داشت.[۳۸]
حجاج آن گاه یاور گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]
حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم دهنده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را قاضی عراق کرد. از دلایل این دستور، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، همهمه حال و روز عراق و ارتقاء خطر خوارج و نیز درخواست گردآوریای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر پایه ی برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از بستگان ثقیف پژوهشگر شد.[۴۱]
حجاج بعداز اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و صرفا با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیسای پوشیده به مسجد رفت و در خطبهای پر اسم و رسم آحاد اشخاصی را که از سپاه مُهلَّب بن ابیصفره، فرمانده سپاهیان انسان بن مروان برای مبارزه با خوارج حروریه، گریخته بودند انذار کرد که درحالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنهارا خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعد از اشراف بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، خلل کرد و بعد به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در پیکار با خوارج تقویت نماید.[۴۳]
رویارویی با ابنجارود
زمانی حجاج به رستقباذ رسید، با اولی کودتا عموم عراق به رهبری عبدالله بن جارود روبهرو شد. این کودتا بر تاثیر تهدیدهای حجاج مبتنی بر ضرورت پایداری در میدانهای مبارزه تا برد بی نقص و نیز تصمیم او بر اساس کاهش حقوق و دستمزد جنگجویان به واحد سنجش صد درهم، درگرفت. درین کودتا که در ربیع الأخر سال ۷۶ق. اتفاق افتاد، عموم عراق اموال و انبارهای اسلحه حجاج را به غارت بردند. حجاج، بعد از مشاوره با یارانش و وصال نیروهای کمکی، به مبارزه آن ها رفت و ابنجارود را کشت و یارانش را دور از هم تشکیل داد.[۴۴]
سرکوب زنگیان عراق
به طور همزمان با کودتا ابنجارود، زنگیان عراق نیز به سرکردگی رباح شیرزنجی (شارزنجی) کودتا کردند و محیط بصره را به تصرف خویش درآوردند. حجاج با صادر کردن لشکری از عموم بصره، آنانرا در دشت خوزستان (مجاورت دَورَق) سرکوب کرد.[۴۵]
نزاع با خوارج
در اواخر رمضان سال ۷۵ قمری.، حجاج از مهلّب و عبدالرحمن بن مخنف خواست هرچه زودخیس با خوارج ازارقه به رهبری قَطَری بن الفُجاءة بجنگند. این نزاعها تا اوایل سال ۷۸ق. ادامه یافت، تا اینکه در بین خوارج اختلاف بهزمینخورد و آنها بهشدت سرکوب شدند.[۴۶]
در سالهای ۷۶ و۷۷ ق. خوارج به رهبری شبیب بن یزید شیبانی، بر ضد حجاج قیام کردند و دهها پیکار در بین لشکریان حجاج و شبیب در عراق درگرفت که در همگی آن ها سپاهیان حجاج باخت خوردند. حجاج آخر و عاقبت شبیب را از در بین برداشت و یارانش را ناکامی اعطا کرد.[۴۷]

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟