مراتب و تقسیمبندی مجتهدان
محمدحسن نجفی، پر اسم و رسم به مالک جواهر، از فقیهان قرن سیزدهم هجری
طبق تقسیمبندیهایی رایج در کتاب ها فقاهتی مجتهدان به مجتهد مُتَجَزّی و مطلق تقسیم گردیده و مجتهد مطلق نیز به مجتهد جامع الشرایط و مجتهد اعلم تقسیم تشریفات مشهد شدهاست.
سید ابوالقاسم خویی در کتاب التنقیح فی تفصیل العروة الوثقی، دو نوع تقسیمبندی از واژه و کلمه اجتهاد ارائه داده که بر طبق آن، مجتهد یا این که متجزی میباشد یا این که مطلق و هرمورد یا این که قوه اجتهاد خویش را به فعلیت رسانده یا این که از آن در روش استنباط احکام به کار گیری نکرده میباشد.
[۱۲] مبنی بر این تقسیمبندی، مجتهد متجزی کسی میباشد که توانگری استنباط احکام دینی را در بعضا از قسمتهای فقه دارااست[۱۳] و ممکن میباشد این بضاعت را در روش استنباط احکام به شغل پیروزشود یا این که تنها درحد شایستگی، آن را نگه داراست.
بعضا از فقها تبعیت از عالم متجزی را روا نمیدانند؛ گردآوریای نیز معتقدند در احکامی که استنباط نموده است، میاقتدار از وی تاسی کرد.[۱۴] خویی در مقابل اجتهاد تَجَزّی، از کلمه و واژه اجتهاد مطلق به کارگیری نموده است.[۱۵] طبق این لحاظ نقل شده، مجتهد مطلق قادر است از روش عامل فقاهتی، احکام دینی را در کل ابواب فقه استنباط نماید.[۱۶]
به مجتهد مطلق چنانچه موقعیت ما یحتاج برای اینکه بقیه افراد از وی پیروی نمایند را به دست آورد، مجتهد جامع الشرایط گفته می شود. اینگونه فردی بایستی واجد شرایط باشد به عنوان مثال: ذُکوریّت (مرد بودن)، عاقل بودن، حلال زاده بودن ، شیعه امامی بودن، زنده بودن، عادل بودن و اعلم بودن.[۱۷]
مجتهد اعلم، فقید جامع الشرایطی میباشد که در استنباط احکام دینی، نسبت به دیگر فقها، توان بیشتری دارااست.[۱۸] در شکل دسترسی به مجتهد اعلم، تبعیت از وی، به یقین بعضا از فقها، واجب میباشد و به اعتقادوباور بعضی دیگر از فقها، سازه بر احتیاط واجب بایستی از اینگونه فردی تاسی کرد.[۱۹]
تفاوت مجتهد و مرجع تاسی
هرمورد از مجتهدان در شرایطی که که دارنده صلاحیت فتوا دادن باشند ممکن میباشد که به منزلت مرجعیت برسند. مرجع تاسی در واقع مجتهد جامع الشرایطی میباشد که آیتم اقبال عموم شیعه قرار گرفته و از وی تبعیت مینمایند؛ یعنی جاری ساختن شرعی خویش را مبتنی بر فتاوا یا این که به عبارتی نظر ها شرعی وی اعمال می دهند. و وجوهات دینی خویش را به وی یا این که نمایندگان وی میپردازند.[۲۰]
میرزای شیرازی، مجتهد قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری
نامدارترین مجتهدان شیعه
فقیهان شیعه را گاه مبتنی بر مجال حیات و گاه مبتنی بر مدرسههای اجتهادی آن ها تقسیم کردهاند.[۲۱]
فقیهان متقدم و متأخر
در نوشتههای شرعی شیعه، غالبا به فقیهان قبل از روحانی طوسی قُدَماء میگویند،[۲۲] از روحانی طوسی تا قبل از علامه حلی را مُتَقدِّمان مینامند[۲۳] و از علامه حلی به آنگاه را تا قبل از نسل اولیهِ فقهاء معاصر را فقهاء متأخر می خوانند.[۲۴] از فقهاء معاصر هم با اسم «مُتَأخِّرو المتأخِّرین» (فقهاء بعداز متأخران) حافظه میگردد.[۲۵]
انگیزه این مجموعهبندی، شیوه دینی متعدد آنان در هر عصر بوده میباشد.[۲۶] ولی این اصطلاحات نِسبی میباشند و درباره آنها نظرها دیگر هم وجود دارااست. به عنوان مثال بعضی کلیه فقیهان قبل از متفحص حلی را قدماء مینامند.[۲۷]
فقیهان دارای اسم و رسم شیعه
در تاریخ فقه شیعه، فقیهان بخش اعظمی وجود داشتهاند. دارای شهرتترین آنان به ترتیب حق اولویت فرصت وفات، عبارتند از:
روحانی اثرگذار (م ۴۱۳ق)
سید مرتضی (م ۴۳۶ق)
روضه خوان طوسی (م ۴۶۰ق)
متفحص حلی (م ۶۷۶ق)
علامه حلی (م ۷۲۶ق)
شهید اولیه (م۷۸۶ق)
شهید ثانی (م ۹۶۵ق)
وحید بهبهانی (م۱۲۰۵ق)
میرزای قمی (م ۱۲۳۱ق)
محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر) (م ۱۲۶۶ق)
روحانی مرتضی انصاری (م ۱۲۸۱ق)
میرزای شیرازی مالک فتوای تحریم تنباکو (م ۱۳۱۲ق)
آخوند خراسانی (م ۱۳۲۹ق)
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی دارای اسم و رسم به مالک عروه (م ۱۳۳۷ق)
عبدالکریم حائری یزدی (م ۱۳۵۵ق)
محمدحسین نائینی (م ۱۳۵۵ق)
سید ابوالحسن اصفهانی(م ۱۳۶۵ق)
سید حسین طباطبایی قمی (م ۱۳۶۶ق)
سید حسین طباطبایی بروجردی (م ۱۳۸۰ق)
سید محسن طباطبایی حکیم (م ۱۳۹۰ق)
سید روحالله موسوی خمینی (م ۱۴۰۹ق)
سید ابوالقاسم خویی (م ۱۴۱۳ق)[۲۸]
جستارهای متعلق
اصول فقه
اخباریون
پیروی (فقه)
قدیمان
پانویس
راءس داده ها و مدارک اسلامی، فرهنگ وتمدنطومار اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، انتشارات دفتر کار تبلیغات، ج۴، ص۳۷۰.
روضه خوان انصاری، کتاب المکاسب،چاپ کنگره، ج۳، ص۵۴۵-۵۴۶.
مطهری، شناخت با قرآن، ج۲، ص۱۷۱؛ گروه اثر ها، ۱۳۹۰ش، ج۲۶، ص۲۰۲.
گرجی، «اجتهاد»، ص۶۱۰.
مراتب و تقسیمبندی مجتهدان
محمدحسن نجفی، پر اسم و رسم به مالک جواهر، از فقیهان قرن سیزدهم هجری
طبق تقسیمبندیهایی رایج در کتاب ها فقاهتی مجتهدان به مجتهد مُتَجَزّی و مطلق تقسیم گردیده و مجتهد مطلق نیز به مجتهد جامع الشرایط و مجتهد اعلم تقسیم تشریفات مشهد شدهاست.
سید ابوالقاسم خویی در کتاب التنقیح فی تفصیل العروة الوثقی، دو نوع تقسیمبندی از واژه و کلمه اجتهاد ارائه داده که بر طبق آن، مجتهد یا این که متجزی میباشد یا این که مطلق و هرمورد یا این که قوه اجتهاد خویش را به فعلیت رسانده یا این که از آن در روش استنباط احکام به کار گیری نکرده میباشد.
[۱۲] مبنی بر این تقسیمبندی، مجتهد متجزی کسی میباشد که توانگری استنباط احکام دینی را در بعضا از قسمتهای فقه دارااست[۱۳] و ممکن میباشد این بضاعت را در روش استنباط احکام به شغل پیروزشود یا این که تنها درحد شایستگی، آن را نگه داراست.
بعضا از فقها تبعیت از عالم متجزی را روا نمیدانند؛ گردآوریای نیز معتقدند در احکامی که استنباط نموده است، میاقتدار از وی تاسی کرد.[۱۴] خویی در مقابل اجتهاد تَجَزّی، از کلمه و واژه اجتهاد مطلق به کارگیری نموده است.[۱۵] طبق این لحاظ نقل شده، مجتهد مطلق قادر است از روش عامل فقاهتی، احکام دینی را در کل ابواب فقه استنباط نماید.[۱۶]
به مجتهد مطلق چنانچه موقعیت ما یحتاج برای اینکه بقیه افراد از وی پیروی نمایند را به دست آورد، مجتهد جامع الشرایط گفته می شود. اینگونه فردی بایستی واجد شرایط باشد به عنوان مثال: ذُکوریّت (مرد بودن)، عاقل بودن، حلال زاده بودن ، شیعه امامی بودن، زنده بودن، عادل بودن و اعلم بودن.[۱۷]
مجتهد اعلم، فقید جامع الشرایطی میباشد که در استنباط احکام دینی، نسبت به دیگر فقها، توان بیشتری دارااست.[۱۸] در شکل دسترسی به مجتهد اعلم، تبعیت از وی، به یقین بعضا از فقها، واجب میباشد و به اعتقادوباور بعضی دیگر از فقها، سازه بر احتیاط واجب بایستی از اینگونه فردی تاسی کرد.[۱۹]
تفاوت مجتهد و مرجع تاسی
هرمورد از مجتهدان در شرایطی که که دارنده صلاحیت فتوا دادن باشند ممکن میباشد که به منزلت مرجعیت برسند. مرجع تاسی در واقع مجتهد جامع الشرایطی میباشد که آیتم اقبال عموم شیعه قرار گرفته و از وی تبعیت مینمایند؛ یعنی جاری ساختن شرعی خویش را مبتنی بر فتاوا یا این که به عبارتی نظر ها شرعی وی اعمال می دهند. و وجوهات دینی خویش را به وی یا این که نمایندگان وی میپردازند.[۲۰]
میرزای شیرازی، مجتهد قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری
نامدارترین مجتهدان شیعه
فقیهان شیعه را گاه مبتنی بر مجال حیات و گاه مبتنی بر مدرسههای اجتهادی آن ها تقسیم کردهاند.[۲۱]
فقیهان متقدم و متأخر
در نوشتههای شرعی شیعه، غالبا به فقیهان قبل از روحانی طوسی قُدَماء میگویند،[۲۲] از روحانی طوسی تا قبل از علامه حلی را مُتَقدِّمان مینامند[۲۳] و از علامه حلی به آنگاه را تا قبل از نسل اولیهِ فقهاء معاصر را فقهاء متأخر می خوانند.[۲۴] از فقهاء معاصر هم با اسم «مُتَأخِّرو المتأخِّرین» (فقهاء بعداز متأخران) حافظه میگردد.[۲۵]
انگیزه این مجموعهبندی، شیوه دینی متعدد آنان در هر عصر بوده میباشد.[۲۶] ولی این اصطلاحات نِسبی میباشند و درباره آنها نظرها دیگر هم وجود دارااست. به عنوان مثال بعضی کلیه فقیهان قبل از متفحص حلی را قدماء مینامند.[۲۷]
فقیهان دارای اسم و رسم شیعه
در تاریخ فقه شیعه، فقیهان بخش اعظمی وجود داشتهاند. دارای شهرتترین آنان به ترتیب حق اولویت فرصت وفات، عبارتند از:
روحانی اثرگذار (م ۴۱۳ق)
سید مرتضی (م ۴۳۶ق)
روضه خوان طوسی (م ۴۶۰ق)
متفحص حلی (م ۶۷۶ق)
علامه حلی (م ۷۲۶ق)
شهید اولیه (م۷۸۶ق)
شهید ثانی (م ۹۶۵ق)
وحید بهبهانی (م۱۲۰۵ق)
میرزای قمی (م ۱۲۳۱ق)
محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر) (م ۱۲۶۶ق)
روحانی مرتضی انصاری (م ۱۲۸۱ق)
میرزای شیرازی مالک فتوای تحریم تنباکو (م ۱۳۱۲ق)
آخوند خراسانی (م ۱۳۲۹ق)
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی دارای اسم و رسم به مالک عروه (م ۱۳۳۷ق)
عبدالکریم حائری یزدی (م ۱۳۵۵ق)
محمدحسین نائینی (م ۱۳۵۵ق)
سید ابوالحسن اصفهانی(م ۱۳۶۵ق)
سید حسین طباطبایی قمی (م ۱۳۶۶ق)
سید حسین طباطبایی بروجردی (م ۱۳۸۰ق)
سید محسن طباطبایی حکیم (م ۱۳۹۰ق)
سید روحالله موسوی خمینی (م ۱۴۰۹ق)
سید ابوالقاسم خویی (م ۱۴۱۳ق)[۲۸]
جستارهای متعلق
اصول فقه
اخباریون
پیروی (فقه)
قدیمان
پانویس
راءس داده ها و مدارک اسلامی، فرهنگ وتمدنطومار اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، انتشارات دفتر کار تبلیغات، ج۴، ص۳۷۰.
روضه خوان انصاری، کتاب المکاسب،چاپ کنگره، ج۳، ص۵۴۵-۵۴۶.
مطهری، شناخت با قرآن، ج۲، ص۱۷۱؛ گروه اثر ها، ۱۳۹۰ش، ج۲۶، ص۲۰۲.
گرجی، «اجتهاد»، ص۶۱۰.

تشریفات عقد و نامزدی در مشهد؛ از انتخاب مکان تا طراحی و پذیرایی