طریقت عرفانی
محمدحسین طباطبائی گفته میباشد سید علی حکم کننده به هیچ یک از سلسلههای صوفیه مرتبط وجود ندارد، بلکه طریقۀ عرفانی او به عبارتی طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری میباشد که از آنها نیز به عارفی ناشناس به اسم جولا منتهی تشریفات مشهد میگردد.[۵۶]
ولی فرزندش، سید محمدحسن حکم دهنده، بابا را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسینقلی همدانی نمیداند و از لحاظ وی، حاکم به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مدرسه تربیتی امامقلی نخجوانی و امامقلی در مدرسه سید محمد قریشی قزوینی و وی از محراب گیلانی اصفهانی و وی از محمد بیدآبادی و وی از سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، آموختن یافته بود.[۵۷] ولی از خویش او اورده شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خویش را طریقت علما و فقها میدانست.[۵۸]
به حیث حسینی طهرانی[۵۹] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز حکم کننده آغاز در طریقت پدرش بود، البته بعد از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را سپردن کرد و در طریقت حسینقلی همدانی قرار گرفت.[۶۰]
حاکم همینطور ۱۰ سال همراه و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، البته در زمینۀ رفتار و عرفان فراگیر او به شمار نمیآید[۶۱] چون کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و بینش حاکم با وی تفاوت بسیار داشت.[۶۲]
حکم کننده وصول به جایگاه توحید و سیر درست الی الله را سوای پذیرفتن ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا(س) محال میدانست.[۶۳] او میاظهار کرد:
اینجانب درحالتی که به جایی رسیده باشم از دو چیز میباشد؛ قرآن کریم و مهربان و زیارت امام حسین(ع)
به گفته حسینی تهرانی طریق سلوکی او طرز سلوکی حسینقلی همدانی بود. درین طریق، سالک می بایست برای دفع خواطر، در شبانهروز دستکم نیمساعت را برای اعتنا به نفس خویش انتخاب نماید تا رفتهرفته معرفت نفس برای وی نتیجه ها گردد. بهعلاوه، بایستی برای رفع عفافها و مانع ها، به امام حسین(ع) متوسل گردد.[۶۴]
بینش احراقیه
وی همینطور برای از در میان بردن اغراض و نیتهای نفسانی، شیوه اِحراق را سفارش می کرد و این بینش را از قرآن کریم و مهربان مانند آیه استرجاع الهام گرفته بود. دراین دیدگاه، سالک می بایست بداند که تمامی چیز ملک مطلق خداست و وی فقر ذاتی دارااست و این درنگ باعث سوختن آحاد نیات و صفات وی میگردد، لذا به آن احراق می گویند.[۶۵][یادداشت ۱]
اهتمام به مستحبات
از سایر طریقهای سلوکی حاکم، التزام به نماز اولیه وقت، نماز شب، تهجد و نیز ذکرها زیادی بود که هم خویش بر آنان مداومت داشت و هم شاگردانش و عموم را به آن ها توصیه می کرد، مانند چهارصد توشه یا این که بیشتر، بیان کردن بیان یونسیه (لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ) یار و همدم با قرائت قرآن در سجده، صد جايگاه قرائت سوره قدر در شبهای آدینه، مداومت بر تلاوت فراوان سورۀ توحید، دعای کمیل و زیارت جامعه. وعمل کردن به معنی ها مطرح گردیده در حدیث تیتر بصری[۶۶] سید محمدحسین حسینی طهرانی میگوید که آقای حکم دهنده برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های دنیوی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات برمیخیزد، حدیث تیتر بصری را فرمان می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان شغل نمایند. یعنی یک فرمان مهم و اصلی، فعالیت طبق مضمون این قصه بود. و ضمن این می فرموده اند بایستی آن را در جیب خویش داشته باشند و هفتهای یکی از، دو توشه آن را تحقیق کنند.»[۶۷]
زیارت قبور
محمدتقی آملی، از شاگردان حکم کننده، نقل نموده که حکم دهنده به زیارت اهل قبور بسیار دقت داشت و خویش بسیار برای زیارت فوت شده ها به وادی السلام میرفت.[۶۸] وی به تهجد در مسجد کوفه و مسجد سهله عشق و علاقهمند بود و حجرهای منحصر برای عبادت دراین دو مسجد داشت[۶۹] و رفتن به مسجد سهله خصوصاً با پای پیاده را سفارش میکرد.[۷۰]
طریقت عرفانی
محمدحسین طباطبائی گفته میباشد سید علی حکم کننده به هیچ یک از سلسلههای صوفیه مرتبط وجود ندارد، بلکه طریقۀ عرفانی او به عبارتی طریقۀ ملا حسینقلی همدانی و استادش سید علی شوشتری میباشد که از آنها نیز به عارفی ناشناس به اسم جولا منتهی تشریفات مشهد میگردد.[۵۶]
ولی فرزندش، سید محمدحسن حکم دهنده، بابا را بر شیوۀ سلوکی شاگردان حسینقلی همدانی نمیداند و از لحاظ وی، حاکم به مسلک پدرش، سید حسین، بود. سید حسین در مدرسه تربیتی امامقلی نخجوانی و امامقلی در مدرسه سید محمد قریشی قزوینی و وی از محراب گیلانی اصفهانی و وی از محمد بیدآبادی و وی از سید قطبالدین محمد نیریزی، از مشایخ ذهبیه، آموختن یافته بود.[۵۷] ولی از خویش او اورده شده که ارتباطش را با این سلسله رد کرده و طریقت خویش را طریقت علما و فقها میدانست.[۵۸]
به حیث حسینی طهرانی[۵۹] از شاگردان علامه طباطبائی، نیز حکم کننده آغاز در طریقت پدرش بود، البته بعد از وفات پدرش، شاگردی سید احمد کربلایی را سپردن کرد و در طریقت حسینقلی همدانی قرار گرفت.[۶۰]
حاکم همینطور ۱۰ سال همراه و مصاحب سید مرتضی کشمیری بود، البته در زمینۀ رفتار و عرفان فراگیر او به شمار نمیآید[۶۱] چون کشمیری به شدت با ابن عربی و آثارش مخالف بود و بینش حاکم با وی تفاوت بسیار داشت.[۶۲]
حکم کننده وصول به جایگاه توحید و سیر درست الی الله را سوای پذیرفتن ولایت امامان شیعه و حضرت زهرا(س) محال میدانست.[۶۳] او میاظهار کرد:
اینجانب درحالتی که به جایی رسیده باشم از دو چیز میباشد؛ قرآن کریم و مهربان و زیارت امام حسین(ع)
به گفته حسینی تهرانی طریق سلوکی او طرز سلوکی حسینقلی همدانی بود. درین طریق، سالک می بایست برای دفع خواطر، در شبانهروز دستکم نیمساعت را برای اعتنا به نفس خویش انتخاب نماید تا رفتهرفته معرفت نفس برای وی نتیجه ها گردد. بهعلاوه، بایستی برای رفع عفافها و مانع ها، به امام حسین(ع) متوسل گردد.[۶۴]
بینش احراقیه
وی همینطور برای از در میان بردن اغراض و نیتهای نفسانی، شیوه اِحراق را سفارش می کرد و این بینش را از قرآن کریم و مهربان مانند آیه استرجاع الهام گرفته بود. دراین دیدگاه، سالک می بایست بداند که تمامی چیز ملک مطلق خداست و وی فقر ذاتی دارااست و این درنگ باعث سوختن آحاد نیات و صفات وی میگردد، لذا به آن احراق می گویند.[۶۵][یادداشت ۱]
اهتمام به مستحبات
از سایر طریقهای سلوکی حاکم، التزام به نماز اولیه وقت، نماز شب، تهجد و نیز ذکرها زیادی بود که هم خویش بر آنان مداومت داشت و هم شاگردانش و عموم را به آن ها توصیه می کرد، مانند چهارصد توشه یا این که بیشتر، بیان کردن بیان یونسیه (لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ) یار و همدم با قرائت قرآن در سجده، صد جايگاه قرائت سوره قدر در شبهای آدینه، مداومت بر تلاوت فراوان سورۀ توحید، دعای کمیل و زیارت جامعه. وعمل کردن به معنی ها مطرح گردیده در حدیث تیتر بصری[۶۶] سید محمدحسین حسینی طهرانی میگوید که آقای حکم دهنده برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های دنیوی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات برمیخیزد، حدیث تیتر بصری را فرمان می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان شغل نمایند. یعنی یک فرمان مهم و اصلی، فعالیت طبق مضمون این قصه بود. و ضمن این می فرموده اند بایستی آن را در جیب خویش داشته باشند و هفتهای یکی از، دو توشه آن را تحقیق کنند.»[۶۷]
زیارت قبور
محمدتقی آملی، از شاگردان حکم کننده، نقل نموده که حکم دهنده به زیارت اهل قبور بسیار دقت داشت و خویش بسیار برای زیارت فوت شده ها به وادی السلام میرفت.[۶۸] وی به تهجد در مسجد کوفه و مسجد سهله عشق و علاقهمند بود و حجرهای منحصر برای عبادت دراین دو مسجد داشت[۶۹] و رفتن به مسجد سهله خصوصاً با پای پیاده را سفارش میکرد.[۷۰]

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود