فیض مناظره
بهگفته حسن بن محمد نوفلى، گزارشگر این مناظره، بعداز آنکه امام رضا(ع) جواب تمامی سوالهای عمران صابی را می دهد، وی قانع میگردد و میگوید پروردگار به عبارتیسیرتکامل میباشد که امام رضا تعریف مینماید. آنگاه شهادتین می گوید و مسلمان میگردد. وی همینطور می گوید امام رضا عمران را برای صرف شام به منزلاش دعوت کرد و جامه، مَرکب و ده هزار درهم به وی کادو اعطا تشریفات مشهد کرد.[۱۵]
برپایه این قصه، تا مدتی بعد از این مناظره، متکلمان مختلفی نزد عمران صابی میرفتند و با وی مشاجره میکردند و وی در گفت و گو، بر همگی آن ها موفق می شد. آنگاه، مأمون ده هزار درهم به وی بخشید و امام رضا اورا مأمور صدقات بَلخ کرد.[۱۶]
منابع حدیث
متن مناظره را توشه در آغاز، روضه خوان صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) در کتابهای توحید[۱۷] و عیون خبر ها الرضا[۱۸] آورده میباشد. احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن را در احتجاج ماجرا نموده است.[۱۹] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را بهنقل از دو کتاب روحانی صدوق نقل نموده است.[۲۰]
اعتبار مدرک حدیث
رجالیان در مورد سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلافلحاظ دارا هستند. گروهی کلیه آن ها را ثقه دانستهاند و عده ای دیگر بعضا از آنهارا غیرثقه شمردهاند.[۲۱] افزون بر این، گواهی حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی بعضا از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. به این ترتیب حدیث را بهحیث گواهی، ضعیف میدانند.[۲۲] با وجود این، بعضا بر این باورند کهاین حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی بهرغم ضعف در مدرک، مبتنی بر آن کار میگردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را قصه کرده و وی صرفا روایاتی را نقل میکرده که به صدورشان از معصوم اعتقاد و باور داشته میباشد.[۲۳]
متن و ترجمه حدیث
مناظره امام رضا با عِمران صابی
مـتـن ترجمه
فَقَالَ الرِّضَا ع يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ فِيكُمْ أَحَدٌ يُخَالِفُ الْإِسْلَامَ وَ أَرَادَ أَنْ يَسْأَلَ فَلْيَسْأَلْ غَيْرَ مُحْتَشِمٍ فَقَامَ إِلَيْهِ عِمْرَانُ الصَّابِي وَ كَانَ وَاحِداً مِنَ الْمُتَكَلِّمِينَ فَقَالَ يَا عَالِمَ النَّاسِ لَوْ لَا أَنَّكَ دَعَوْتَ إِلَى مَسْأَلَتِكَ لَمْ أُقْدِمْ عَلَيْكَ بِالْمَسَائِلِ فَلَقَدْ دَخَلْتُ بِالْكُوفَةِ وَ الْبَصْرَةِ وَ الشَّامِ وَ الْجَزِيرَةِ وَ لَقِيتُ الْمُتَكَلِّمِينَ فَلَمْ أَقَعْ عَلَى أَحَدٍ يُثْبِتُ لِي وَاحِداً لَيْسَ غَيْرَهُ قَائِماً بِوَحْدَانِيَّتِهِ أَ فَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَسْأَلَكَ قَالَ الرِّضَا ع إِنْ كَانَ فِي الْجَمَاعَةِ عِمْرَانُ الصَّابِي فَأَنْتَ هُوَ قَالَ أَنَا هُوَ قَالَ سَلْ يَا عِمْرَانُ وَ عَلَيْكَ بِالنَّصَفَةِ وَ إِيَّاكَ وَ الْخَطَلَ وَ الْجَوْرَ فَقَالَ وَ اللَّهِ يَا سَيِّدِي مَا أُرِيدُ إِلَّا أَنْ تُثْبِتَ لِي شَيْئاً أَتَعَلَّقُ بِهِ فَلَا أَجُوزُهُ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَازْدَحَمَ النَّاسُ وَ انْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَقَالَ عِمْرَانُ الصَّابِي أَخْبِرْنِي عَنِ الْكَائِنِ الْأَوَّلِ وَ
فیض مناظره
بهگفته حسن بن محمد نوفلى، گزارشگر این مناظره، بعداز آنکه امام رضا(ع) جواب تمامی سوالهای عمران صابی را می دهد، وی قانع میگردد و میگوید پروردگار به عبارتیسیرتکامل میباشد که امام رضا تعریف مینماید. آنگاه شهادتین می گوید و مسلمان میگردد. وی همینطور می گوید امام رضا عمران را برای صرف شام به منزلاش دعوت کرد و جامه، مَرکب و ده هزار درهم به وی کادو اعطا تشریفات مشهد کرد.[۱۵]
برپایه این قصه، تا مدتی بعد از این مناظره، متکلمان مختلفی نزد عمران صابی میرفتند و با وی مشاجره میکردند و وی در گفت و گو، بر همگی آن ها موفق می شد. آنگاه، مأمون ده هزار درهم به وی بخشید و امام رضا اورا مأمور صدقات بَلخ کرد.[۱۶]
منابع حدیث
متن مناظره را توشه در آغاز، روضه خوان صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) در کتابهای توحید[۱۷] و عیون خبر ها الرضا[۱۸] آورده میباشد. احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن را در احتجاج ماجرا نموده است.[۱۹] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را بهنقل از دو کتاب روحانی صدوق نقل نموده است.[۲۰]
اعتبار مدرک حدیث
رجالیان در مورد سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلافلحاظ دارا هستند. گروهی کلیه آن ها را ثقه دانستهاند و عده ای دیگر بعضا از آنهارا غیرثقه شمردهاند.[۲۱] افزون بر این، گواهی حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی بعضا از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. به این ترتیب حدیث را بهحیث گواهی، ضعیف میدانند.[۲۲] با وجود این، بعضا بر این باورند کهاین حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی بهرغم ضعف در مدرک، مبتنی بر آن کار میگردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را قصه کرده و وی صرفا روایاتی را نقل میکرده که به صدورشان از معصوم اعتقاد و باور داشته میباشد.[۲۳]
متن و ترجمه حدیث
مناظره امام رضا با عِمران صابی
مـتـن ترجمه
فَقَالَ الرِّضَا ع يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ فِيكُمْ أَحَدٌ يُخَالِفُ الْإِسْلَامَ وَ أَرَادَ أَنْ يَسْأَلَ فَلْيَسْأَلْ غَيْرَ مُحْتَشِمٍ فَقَامَ إِلَيْهِ عِمْرَانُ الصَّابِي وَ كَانَ وَاحِداً مِنَ الْمُتَكَلِّمِينَ فَقَالَ يَا عَالِمَ النَّاسِ لَوْ لَا أَنَّكَ دَعَوْتَ إِلَى مَسْأَلَتِكَ لَمْ أُقْدِمْ عَلَيْكَ بِالْمَسَائِلِ فَلَقَدْ دَخَلْتُ بِالْكُوفَةِ وَ الْبَصْرَةِ وَ الشَّامِ وَ الْجَزِيرَةِ وَ لَقِيتُ الْمُتَكَلِّمِينَ فَلَمْ أَقَعْ عَلَى أَحَدٍ يُثْبِتُ لِي وَاحِداً لَيْسَ غَيْرَهُ قَائِماً بِوَحْدَانِيَّتِهِ أَ فَتَأْذَنُ لِي أَنْ أَسْأَلَكَ قَالَ الرِّضَا ع إِنْ كَانَ فِي الْجَمَاعَةِ عِمْرَانُ الصَّابِي فَأَنْتَ هُوَ قَالَ أَنَا هُوَ قَالَ سَلْ يَا عِمْرَانُ وَ عَلَيْكَ بِالنَّصَفَةِ وَ إِيَّاكَ وَ الْخَطَلَ وَ الْجَوْرَ فَقَالَ وَ اللَّهِ يَا سَيِّدِي مَا أُرِيدُ إِلَّا أَنْ تُثْبِتَ لِي شَيْئاً أَتَعَلَّقُ بِهِ فَلَا أَجُوزُهُ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَازْدَحَمَ النَّاسُ وَ انْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَقَالَ عِمْرَانُ الصَّابِي أَخْبِرْنِي عَنِ الْكَائِنِ الْأَوَّلِ وَ

تشریفات عروسی اقتصادی و مقرونبهصرفه در مشهد – کیفیت با بودجه محدود