خضوع
به عنوان مثال آداب زیارت، داشتن خشوع هنگام زیارت میباشد. خضوع و خشوع ، حالتی قلبی و درونی میباشد که از معرفت و محبت به یک رده و شخصیت در دل ساختوساز میگردد. تأثیر عظمت وی در قلب، حالتی پدید میاورد که رعایت احترام در ظواهر را پیرودارااست؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، حرف بیان کردن، وارد و بیرون شدن، همگی زیر تأثیر آن موقعیت درونی میباشد. پس خضوع و خشوع قلبی، فروتنی اعضاوجوارح و اعضاو تشریفات مشهد جوارح را پدید می آورد. این هم از مثالهای دیگر «تأثیر باطن بر برون» میباشد.
هر چه معرفت به رده پیشوا زیادتر باشد، خضوع دل هم عمیقخیس و بیشتر و رعایت وقار و خشوع ظاهری هم افزونخیس شود. اینکه برخی هنگام خروج از مقبره، عقب عقب میروند و حاضر نیستند پشت به بارگاه نمایند و خارج پروسه، جلوهای از همین فروتنی و متانت ظاهری میباشد که ریشه در باطن دارااست. همچنان که در نماز، در صورتی حضور قلب باشد، رعایت آرامش ظاهری را درپی خواهد داشت، در زیارت هم اینگونه میباشد. در زیارتگاهها صرفا با جسم و تن به یک امام معصوم مجاورت نمیشویم، بلکه قرب روحی هم بایستی پیدا کنیم. زائر بایستی خویش را در محضر امام احساس نماید و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و اینگونه تصور نماید که از رویه بدور آمده و اذن یافته به حضور معصوم رسد. درین درحال حاضر، چه حالتی خواهد داشت؟
به علاوه، زمانی تربت تمیز و مطهّر البتهّ آفریدگار مقدس میباشد، زائر می بایست به تناسب قداست جای و منزلت شئون آنجا را رعایت نماید. آفریدگار به حضرت موسی دستور میدهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفشهایت را درآور.[8] همین نکته سبب ساز گردیده که بزرگان در سفارشهای خویش بر خارج آوردن کفش در حریم قدسی زیارتگاهها، تأکید نمایند و خودشان هم در کار، پابرهنه به مقبرهها مشرّف شوند. روحانی بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به مقبره علوی سروده، می گوید: این آسمان پرنور که بر تو آشکار گشته، در حریمش فروتنی کن و این طورسیناست، کفش از پای در آور: ... هذا مقبرهُ العِزَّةَ فاخَلع نعلیک».[9]
5. بیان تکبیر و تسبیح
از آدابی که برای زیارت مرقدهای مطهر اورده شده، اعلام کردن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف میباشد. خاطر آفریدگار و ثنا و حمد وی و بیان توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت آفریدگار میباشد؛ به این دلیلکه عظمت اینگونه شخصیتهایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و اعتنا آدم زائر میباشد تا درباره این پیشوایان الهی، مبتلا غلّو نشود و نسبتهای غلّوآمیز ندهد و محوریّت توحید در تمامی مسائل مراقبت خواهد شد؛ از جملهً در زیارت امام حسین(ع) داستان گردیده که پیش از زیارت و در بدو ورود، حتی زمانی به فرات میرسد تا غسل زیارت نماید، صد رتبه الله اکبر، صد جايگاه لا اله الا الله و صد رتبه صلوات بگوید. نیز در ماجرا میباشد: هنگام زیارت هنگامی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا سهم دار لَهُ»، اجر بسیار برای وی نوشته می شود.[10]
بیان بیان کردن و خداوند را به یکتایی ستودن و اورا تعالی شمردن، در کلیه اکنون بهتر میباشد و در بقعههای مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و بیان و تسبیحاند، بهترخیس.
6. اجازه دخول
تلاوت «اجازه دخول» هنگام زیارت، یکیاز دیگر از آداب میباشد. این اقتضای آرامش میباشد که بیاذن وارد حریم مقبره نشویم و با قرائت اجازه ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را مهیاخیس سازیم. اینکه نخست این نصیب، از عهدوپیمان شهید اولیه نقل شد که زائر، بر درگاه بقاع بایستد، دعا نماید و اجازه بطلبد و در شرایطیکه در دل خویش خشوعی شم کرد و رقت قلب نتایج شد، وارد گردد، و گر خیر عالی میباشد که برای ورود، فرصت دیگری را گزینش نماید تا رقت قلب و فروتنی نتیجه ها خواهد شد،[11] برای این میباشد که هدف اساسیخیس از ورود به بقاع، حضور قلب میباشد، تا آدم از عفووبخشش نازل گردیده از سوی خداوند بهره مند خواهد شد.
توجه در متن «اجازه دخول»های داستان گردیده، آموزنده نکاتی میباشد که در ارتقا ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قراردارد و هر کس به زیارتش آمده، مؤثر میباشد. حضور در اعتاب مقدس با توجّه بدین حقایق و معارف و فضیلت ها، بستر ساز سود بیشتر در زیارت میباشد.
در داستان میباشد: هنگام زیارت حضرت فرستاده(ص) و هرکدام از معصومان(ع) این سیرتکامل اجازه دخول بخوان:
«اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ اینجانب بیوتِ پیامبرّک و آل رسولِّک...؛ خداوندا! بر درگاه یک کدام از منزلهای رسول و دودمان پیامبرت ایستادهام. خدایا! عموم را از اینکه بیاذن وارد منزل رسول شوند، نهی کردن کردهای. اینجانب به حرمت پیامبرت در حالا غیبتش مثل درحال حاضر حضور و حیاتش نظریهمندم و میدانم که فرستادگان تو زندهاند و نزد تو روزی میبرند، منزلت من را در اینجا و این لحظه می بینند و سخنم را میشنوند. پروردگارا! آغاز از وی اجازه میطلبم، آنگاه از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر اینجانب واجب میباشد، اذن میخواهم که دراین لحظه وارد منزلاش نحس، از ملائکه گماشته بهاین ضریح مقدّس هم اجازه میطلبم. به اجازه پروردگار و پیامبر و خلفای وی و اجازه تمامی شما وارد این منزل میشوم و جویای تقرّب در پیشگاه خدایم... .[12]
در زیارت حضرت علی(ع) هم دعا ها و اجازه ورودهایی که اورده شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به مقبره، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این ادعیه و اذن خواهیها ، اظهار متانت و درخواست اجازه برای ورود بدین جای مقدس و حریم نورانی میباشد و از آن امام تحت عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت معبود، امین معبود و ... حافظه گردیدهاست تا زائر، پیش از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه بشر بی نقص و حجت عظیمی آمده میباشد. اکثر اوقات، مستند این اجازه طلبی برای ورود به مقبره را آیه )یا این که ایّها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبیِّ اِلاّ اَنْ یُؤَذنَ لَنادر( [13] دانستهاند که نهی از ورود بیاجازه به منزل فرستاده امت و در متن «اجازه دخول» هم بدین آیه اشاره شدهاست.
7. عتبه بوسی
احترام و ارج نهادن به رده والای مقبرههای مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود میباشد. در برخی سرودههای عالمان عارف درباره زیارت نیز بدین عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره گردیدهاست.
علامه مجلسی کلام شهید نخستین را در این باره تحت عنوان یکیاز آداب زیارت نقل مینماید و میافزاید که استدلال مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، البته سجود برای آفریدگار تحت عنوان شکر الهی بر این موفقیت، مانعی ندارد.[14]
اما بایستی اعتنا داشت که بوسیدن زمین و درگاه تحت عنوان احترام و شکر، نباید تحت عنوان سجده بر امام تلقی گردد و عذرای به دست معارضان نیفتد تا اینگونه وانمود نمایند که شیعهها در پیشگاه امامان خویش سجده مینمایند؛ در حالی که سجده بر غیر معبود روا وجود ندارد! بوسیدن زمین به شکرانه موفقیت الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک بشر میباشد. شکل بر زمین نهادن یا این که بوسه بر آستان زدن، غایت وقار و ارادت و محبت به یکی اولیای پایگاهّب درگاه خداست و هیچ ربطی به کفر و پرستش غیر معبود ندارد.
8. حضور در کنار قبر و بوسیدن بارگاه
وقار دیگر در زیارت، که نماد محبت و ارادت بیشتر میباشد، مجاورت شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز شوق واشتیاق میباشد. قصه زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه میباشد که دست روی قبر سیدالشهدا بنیان و بر وی سلام و درود بخشید.
در حدیث امام درست گو(ع) آمده میباشد:
«صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاة المؤمنین تَبْلُغُه أینما کانُوا؛[15] کنار قبر رسول بر وی صلوات و سلام بفرستید؛ هر یک سری سلام مؤمنان هر جا که باشند، به وی میرسد».
مرحوم روحانی عباس قمی در مفاتیح الجنان، علاوه بر دعوا از آداب زیارت بهاین نکته اشاره مینماید که بعضا فکر می کنند رعایت وقار به حریم امامت، به آن میباشد که زائر هر چه دورتر بایستد و به قبر و بارگاه مجاورت نشود. وی این را وهم و غلط می دانند و تأکید مینمایند که مجاورت شدن به قبر و بارگاه و بوسیدن آن یک کدام از آداب میباشد.
ولی رعایت این وقار و استحباب زمانی میباشد که ازدحام جمعیت نباشد و فعالیت به آن مزاحمتی بر سایر افراد نداشته باشد و فشار نیاورد، یا این که درحال حاضر معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک عمل مستحب، در قوانینی تبدیل به دستور نا مطلوب می گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در موقعیت خلوت و معمولی بسیار نیکو میباشد، البته در ازدحام جمعیت بوسیدن یا این که لمس آن به بها له کردن بقیه افراد یا این که اذیت و آزار، جایز وجود ندارد. در موقعیت ازدحام در مقبرهها، عالی میباشد که بشر کناری بایستد و با مسافت و وضعیت ادب خویش و راحتی بقیه افراد زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که در شرایطی که دست به بارگاه نرسد، زیارت قبول وجود ندارد، از ذهن خویش خارج نماید.
کسی هم که کنار بارگاه میرود و لمس مینماید یا این که بوسه بر آن میزند، بهتر میباشد که توقف نکند و زمان و امکانی برای دیگر افراد هم بدهد که بدین سود برسند و به کارگیری از بارگاه را حق منحصر به فرد خود نشمارد.
بوسیدن بارگاه، نوعی ابراز عشق به مالک قبر میباشد. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و بارگاه و سنگ قبر ، به خیال انتساب اینها به آن صورتهای دوستداشتنی میباشد، و گر خیر سنگ و چوب و آهن خویش به خویش قداستی ندارند.
خضوع
به عنوان مثال آداب زیارت، داشتن خشوع هنگام زیارت میباشد. خضوع و خشوع ، حالتی قلبی و درونی میباشد که از معرفت و محبت به یک رده و شخصیت در دل ساختوساز میگردد. تأثیر عظمت وی در قلب، حالتی پدید میاورد که رعایت احترام در ظواهر را پیرودارااست؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، حرف بیان کردن، وارد و بیرون شدن، همگی زیر تأثیر آن موقعیت درونی میباشد. پس خضوع و خشوع قلبی، فروتنی اعضاوجوارح و اعضاو تشریفات مشهد جوارح را پدید می آورد. این هم از مثالهای دیگر «تأثیر باطن بر برون» میباشد.
هر چه معرفت به رده پیشوا زیادتر باشد، خضوع دل هم عمیقخیس و بیشتر و رعایت وقار و خشوع ظاهری هم افزونخیس شود. اینکه برخی هنگام خروج از مقبره، عقب عقب میروند و حاضر نیستند پشت به بارگاه نمایند و خارج پروسه، جلوهای از همین فروتنی و متانت ظاهری میباشد که ریشه در باطن دارااست. همچنان که در نماز، در صورتی حضور قلب باشد، رعایت آرامش ظاهری را درپی خواهد داشت، در زیارت هم اینگونه میباشد. در زیارتگاهها صرفا با جسم و تن به یک امام معصوم مجاورت نمیشویم، بلکه قرب روحی هم بایستی پیدا کنیم. زائر بایستی خویش را در محضر امام احساس نماید و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و اینگونه تصور نماید که از رویه بدور آمده و اذن یافته به حضور معصوم رسد. درین درحال حاضر، چه حالتی خواهد داشت؟
به علاوه، زمانی تربت تمیز و مطهّر البتهّ آفریدگار مقدس میباشد، زائر می بایست به تناسب قداست جای و منزلت شئون آنجا را رعایت نماید. آفریدگار به حضرت موسی دستور میدهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفشهایت را درآور.[8] همین نکته سبب ساز گردیده که بزرگان در سفارشهای خویش بر خارج آوردن کفش در حریم قدسی زیارتگاهها، تأکید نمایند و خودشان هم در کار، پابرهنه به مقبرهها مشرّف شوند. روحانی بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به مقبره علوی سروده، می گوید: این آسمان پرنور که بر تو آشکار گشته، در حریمش فروتنی کن و این طورسیناست، کفش از پای در آور: ... هذا مقبرهُ العِزَّةَ فاخَلع نعلیک».[9]
5. بیان تکبیر و تسبیح
از آدابی که برای زیارت مرقدهای مطهر اورده شده، اعلام کردن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف میباشد. خاطر آفریدگار و ثنا و حمد وی و بیان توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت آفریدگار میباشد؛ به این دلیلکه عظمت اینگونه شخصیتهایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و اعتنا آدم زائر میباشد تا درباره این پیشوایان الهی، مبتلا غلّو نشود و نسبتهای غلّوآمیز ندهد و محوریّت توحید در تمامی مسائل مراقبت خواهد شد؛ از جملهً در زیارت امام حسین(ع) داستان گردیده که پیش از زیارت و در بدو ورود، حتی زمانی به فرات میرسد تا غسل زیارت نماید، صد رتبه الله اکبر، صد جايگاه لا اله الا الله و صد رتبه صلوات بگوید. نیز در ماجرا میباشد: هنگام زیارت هنگامی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا سهم دار لَهُ»، اجر بسیار برای وی نوشته می شود.[10]
بیان بیان کردن و خداوند را به یکتایی ستودن و اورا تعالی شمردن، در کلیه اکنون بهتر میباشد و در بقعههای مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و بیان و تسبیحاند، بهترخیس.
6. اجازه دخول
تلاوت «اجازه دخول» هنگام زیارت، یکیاز دیگر از آداب میباشد. این اقتضای آرامش میباشد که بیاذن وارد حریم مقبره نشویم و با قرائت اجازه ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را مهیاخیس سازیم. اینکه نخست این نصیب، از عهدوپیمان شهید اولیه نقل شد که زائر، بر درگاه بقاع بایستد، دعا نماید و اجازه بطلبد و در شرایطیکه در دل خویش خشوعی شم کرد و رقت قلب نتایج شد، وارد گردد، و گر خیر عالی میباشد که برای ورود، فرصت دیگری را گزینش نماید تا رقت قلب و فروتنی نتیجه ها خواهد شد،[11] برای این میباشد که هدف اساسیخیس از ورود به بقاع، حضور قلب میباشد، تا آدم از عفووبخشش نازل گردیده از سوی خداوند بهره مند خواهد شد.
توجه در متن «اجازه دخول»های داستان گردیده، آموزنده نکاتی میباشد که در ارتقا ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قراردارد و هر کس به زیارتش آمده، مؤثر میباشد. حضور در اعتاب مقدس با توجّه بدین حقایق و معارف و فضیلت ها، بستر ساز سود بیشتر در زیارت میباشد.
در داستان میباشد: هنگام زیارت حضرت فرستاده(ص) و هرکدام از معصومان(ع) این سیرتکامل اجازه دخول بخوان:
«اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ اینجانب بیوتِ پیامبرّک و آل رسولِّک...؛ خداوندا! بر درگاه یک کدام از منزلهای رسول و دودمان پیامبرت ایستادهام. خدایا! عموم را از اینکه بیاذن وارد منزل رسول شوند، نهی کردن کردهای. اینجانب به حرمت پیامبرت در حالا غیبتش مثل درحال حاضر حضور و حیاتش نظریهمندم و میدانم که فرستادگان تو زندهاند و نزد تو روزی میبرند، منزلت من را در اینجا و این لحظه می بینند و سخنم را میشنوند. پروردگارا! آغاز از وی اجازه میطلبم، آنگاه از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر اینجانب واجب میباشد، اذن میخواهم که دراین لحظه وارد منزلاش نحس، از ملائکه گماشته بهاین ضریح مقدّس هم اجازه میطلبم. به اجازه پروردگار و پیامبر و خلفای وی و اجازه تمامی شما وارد این منزل میشوم و جویای تقرّب در پیشگاه خدایم... .[12]
در زیارت حضرت علی(ع) هم دعا ها و اجازه ورودهایی که اورده شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به مقبره، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این ادعیه و اذن خواهیها ، اظهار متانت و درخواست اجازه برای ورود بدین جای مقدس و حریم نورانی میباشد و از آن امام تحت عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت معبود، امین معبود و ... حافظه گردیدهاست تا زائر، پیش از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه بشر بی نقص و حجت عظیمی آمده میباشد. اکثر اوقات، مستند این اجازه طلبی برای ورود به مقبره را آیه )یا این که ایّها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبیِّ اِلاّ اَنْ یُؤَذنَ لَنادر( [13] دانستهاند که نهی از ورود بیاجازه به منزل فرستاده امت و در متن «اجازه دخول» هم بدین آیه اشاره شدهاست.
7. عتبه بوسی
احترام و ارج نهادن به رده والای مقبرههای مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود میباشد. در برخی سرودههای عالمان عارف درباره زیارت نیز بدین عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره گردیدهاست.
علامه مجلسی کلام شهید نخستین را در این باره تحت عنوان یکیاز آداب زیارت نقل مینماید و میافزاید که استدلال مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، البته سجود برای آفریدگار تحت عنوان شکر الهی بر این موفقیت، مانعی ندارد.[14]
اما بایستی اعتنا داشت که بوسیدن زمین و درگاه تحت عنوان احترام و شکر، نباید تحت عنوان سجده بر امام تلقی گردد و عذرای به دست معارضان نیفتد تا اینگونه وانمود نمایند که شیعهها در پیشگاه امامان خویش سجده مینمایند؛ در حالی که سجده بر غیر معبود روا وجود ندارد! بوسیدن زمین به شکرانه موفقیت الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک بشر میباشد. شکل بر زمین نهادن یا این که بوسه بر آستان زدن، غایت وقار و ارادت و محبت به یکی اولیای پایگاهّب درگاه خداست و هیچ ربطی به کفر و پرستش غیر معبود ندارد.
8. حضور در کنار قبر و بوسیدن بارگاه
وقار دیگر در زیارت، که نماد محبت و ارادت بیشتر میباشد، مجاورت شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز شوق واشتیاق میباشد. قصه زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه میباشد که دست روی قبر سیدالشهدا بنیان و بر وی سلام و درود بخشید.
در حدیث امام درست گو(ع) آمده میباشد:
«صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاة المؤمنین تَبْلُغُه أینما کانُوا؛[15] کنار قبر رسول بر وی صلوات و سلام بفرستید؛ هر یک سری سلام مؤمنان هر جا که باشند، به وی میرسد».
مرحوم روحانی عباس قمی در مفاتیح الجنان، علاوه بر دعوا از آداب زیارت بهاین نکته اشاره مینماید که بعضا فکر می کنند رعایت وقار به حریم امامت، به آن میباشد که زائر هر چه دورتر بایستد و به قبر و بارگاه مجاورت نشود. وی این را وهم و غلط می دانند و تأکید مینمایند که مجاورت شدن به قبر و بارگاه و بوسیدن آن یک کدام از آداب میباشد.
ولی رعایت این وقار و استحباب زمانی میباشد که ازدحام جمعیت نباشد و فعالیت به آن مزاحمتی بر سایر افراد نداشته باشد و فشار نیاورد، یا این که درحال حاضر معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک عمل مستحب، در قوانینی تبدیل به دستور نا مطلوب می گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در موقعیت خلوت و معمولی بسیار نیکو میباشد، البته در ازدحام جمعیت بوسیدن یا این که لمس آن به بها له کردن بقیه افراد یا این که اذیت و آزار، جایز وجود ندارد. در موقعیت ازدحام در مقبرهها، عالی میباشد که بشر کناری بایستد و با مسافت و وضعیت ادب خویش و راحتی بقیه افراد زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که در شرایطی که دست به بارگاه نرسد، زیارت قبول وجود ندارد، از ذهن خویش خارج نماید.
کسی هم که کنار بارگاه میرود و لمس مینماید یا این که بوسه بر آن میزند، بهتر میباشد که توقف نکند و زمان و امکانی برای دیگر افراد هم بدهد که بدین سود برسند و به کارگیری از بارگاه را حق منحصر به فرد خود نشمارد.
بوسیدن بارگاه، نوعی ابراز عشق به مالک قبر میباشد. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و بارگاه و سنگ قبر ، به خیال انتساب اینها به آن صورتهای دوستداشتنی میباشد، و گر خیر سنگ و چوب و آهن خویش به خویش قداستی ندارند.

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟