خوشامد پهنا می کنم به همگیی شما برادران عزیز و همیاران با شخصیت. یکیاز چیزهایی که بشر جا دارااست جزو افتخارات کاریِ خویش بهاکانت بیاورد و این حقیر هم این فعالیت را می کنم، عبارت میباشد تشریفات مشهد از سرویس در موضع امامت مساجد؛ ما هم با شما در این باره همکاریم. خیلی خوش آمدید و گردهمایی به عبارتیطور که آقای حاجعلیاکبری ذکر کردند، حقیقتاً گردهماییی اصلی و متفاوتی میباشد؛ با جلسات دیگر ما در اینجا تفاوتهای مهم دارااست. تشکّر میکنم از بیانها پُرمغز آقای حاجعلیاکبری که هم اثرگذار و جامع بود، هم خوشگل و خوشتشکیل داد و خوشمخلوط بود. ما ذوق زده میشویم زمانیکه مشاهده میکنیم زبانهای گویای روضه خوانّت بحمدالله از برجستگیها و از زیورهای بیانی و فکری برخوردارند. وی نکات اصلیّی را ذکر کردند و مژدههایی را که مخلوق بهطور بدون نقص از آن ها مطّلع نبودم بیان کردند. عبد و بنده هم یک سری نکته را در همین موضوعها پهنا میکنم.
ویّلین زمینه، اهمّیّت خویش مسجد میباشد و این ابتکاری که اسلام ابتدا تولد خویش برگزید و محلّ تجمّع عموم را بر شالوده بیان و دعا و توجّه به خدای متعال قرار اعطا کرد. اجتماعات عموم بهطور طبیعی دارنده تأثیراتی میباشد. خب، یک عدّهای دُور هم گردآوری می گردند، میگویند، میشنوند، تصمیم میگیرند، پیوندها فکری برقرار میکنند، دادهها و گرفتههای فکری فی مابین خودشان داراهستند؛ این در کجا اتّفاق بیفتد؟ برای مثالً در باشگاههای اشرافی و اعیانی برای شغل های متعدد اتّفاق بیفتد که در غرب معمول میباشد، یا این که در قهوهمنزلها تشکیل بشود؛ [یا این که مثل] روم باستان که در حمّامها آنوقت یک اینگونه اجتماعاتی تشکیل می شد و دُور هم عموم عده میشدند و رفتن حمّام عذر و بهانه بود برای اینکه بگویند و بشنوند؛ یا این که در جایی تشکیل بشود که اساس آن اقامهی صلات میباشد؛ این خیلی فرق میکند. زمانی اجتماع بر شالوده نماز و بیان بوجود آمد، آنوقت یک معنای دیگری پیدا میکند، یک جهت دیگری پیدا میکند، دلها را به سمت دیگری میکشاند؛ این ابتکار عمل اسلام بود.
آری، محل عبادت در همگیی ادیان می باشد -که مینشینند در آنجا و عبادت میکنند- لکن مسجد با معابد مسیحی و یهودی و بودایی و برخی جاهای دیگر که ما چشمایم یا این که شنیدهایم مختلف میباشد. در مسجد، پیغمبر اکرم نمیرفت صرفا نماز بخواند و خارج بیاید؛ کاری که برای اجتماع پیش میآمد و اساسی بود، صدا میزدند: اَلصلوٰةُ لیوانِعَة؛(۲) بروید به سمت محل صلات؛ برای چه؟ برای اینکه درباره ی زمینهی پیکار مشاوره کنیم یا این که خبر بدهیم یا این که همیاری کنیم یا این که بسیج کنیم تجهیزات را و بقیّهی چیزها؛ و شما در تاریخ اسلام مشاهده می کنید که مساجد، مرکزی برای آموختن بود؛ میشنویم و در احادیث می خوانیم که در مسجدالحرام یا این که مسجدالنّبی رینگی درس زید و عمرو و دیده نشده از نحلههای متفاوت فکری و مذهبی وجود داشت؛ معنای این خیلی متعدد میباشد با کلیسیا یا این که با کنیسهی یهودی که صرفا میروند آنجا، یک عبادتی میکنند و خارج می آیند. مسجد مقر میباشد و این مقر بر پایه بیان و نماز میباشد.
از اینجا اهمّیّت نماز هم مشخص می گردد. خویش ماها بِاَشخاصِنا،(۳) احتیاج داریم به اینکه به نماز با یک نگاه دیگری نگاه کنیم. البتّه خب، بحمدالله شماها همگی از پندار برخوردارید، از منطق، از شناخت با معارف الهی و فقهی؛ مخلوق برای تذکّر به خودم پهنا می کنم؛ ماها، عامه مردم، آنچنانکه بایستی و شاید، همچنان قدر نماز را نمیدانیم. نماز به معنای حقیقی و واقعی واژه و کلمه عمود آئین میباشد؛ معنای عمود این میباشد که در شرایطیکه عدم وجود، سقف فرو میریزد؛ سازه صورت بناییِ خویش را از دست میدهد؛ نماز این میباشد. براین اساس پیکرهی بزرگ آئین متوقّف میباشد به نماز. کدام نماز میتواند این پیکره را مراقبت نماید؟ آن نمازی که دارنده سریّات مناسب خویش باشد: قُربانُ کُلِّ تَقیّ،(۴) ناهی از بی عفتی و منکر، نمازی که با بیان همدم باشد؛ وَ لَذِکرُاللهِ اَکبَر؛(۵) این ذکری را که در داخل نماز میباشد، هم بایستی فعالیت کنیم، هم می بایست رواج کنیم.
خوشامد پهنا می کنم به همگیی شما برادران عزیز و همیاران با شخصیت. یکیاز چیزهایی که بشر جا دارااست جزو افتخارات کاریِ خویش بهاکانت بیاورد و این حقیر هم این فعالیت را می کنم، عبارت میباشد تشریفات مشهد از سرویس در موضع امامت مساجد؛ ما هم با شما در این باره همکاریم. خیلی خوش آمدید و گردهمایی به عبارتیطور که آقای حاجعلیاکبری ذکر کردند، حقیقتاً گردهماییی اصلی و متفاوتی میباشد؛ با جلسات دیگر ما در اینجا تفاوتهای مهم دارااست. تشکّر میکنم از بیانها پُرمغز آقای حاجعلیاکبری که هم اثرگذار و جامع بود، هم خوشگل و خوشتشکیل داد و خوشمخلوط بود. ما ذوق زده میشویم زمانیکه مشاهده میکنیم زبانهای گویای روضه خوانّت بحمدالله از برجستگیها و از زیورهای بیانی و فکری برخوردارند. وی نکات اصلیّی را ذکر کردند و مژدههایی را که مخلوق بهطور بدون نقص از آن ها مطّلع نبودم بیان کردند. عبد و بنده هم یک سری نکته را در همین موضوعها پهنا میکنم.
ویّلین زمینه، اهمّیّت خویش مسجد میباشد و این ابتکاری که اسلام ابتدا تولد خویش برگزید و محلّ تجمّع عموم را بر شالوده بیان و دعا و توجّه به خدای متعال قرار اعطا کرد. اجتماعات عموم بهطور طبیعی دارنده تأثیراتی میباشد. خب، یک عدّهای دُور هم گردآوری می گردند، میگویند، میشنوند، تصمیم میگیرند، پیوندها فکری برقرار میکنند، دادهها و گرفتههای فکری فی مابین خودشان داراهستند؛ این در کجا اتّفاق بیفتد؟ برای مثالً در باشگاههای اشرافی و اعیانی برای شغل های متعدد اتّفاق بیفتد که در غرب معمول میباشد، یا این که در قهوهمنزلها تشکیل بشود؛ [یا این که مثل] روم باستان که در حمّامها آنوقت یک اینگونه اجتماعاتی تشکیل می شد و دُور هم عموم عده میشدند و رفتن حمّام عذر و بهانه بود برای اینکه بگویند و بشنوند؛ یا این که در جایی تشکیل بشود که اساس آن اقامهی صلات میباشد؛ این خیلی فرق میکند. زمانی اجتماع بر شالوده نماز و بیان بوجود آمد، آنوقت یک معنای دیگری پیدا میکند، یک جهت دیگری پیدا میکند، دلها را به سمت دیگری میکشاند؛ این ابتکار عمل اسلام بود.
آری، محل عبادت در همگیی ادیان می باشد -که مینشینند در آنجا و عبادت میکنند- لکن مسجد با معابد مسیحی و یهودی و بودایی و برخی جاهای دیگر که ما چشمایم یا این که شنیدهایم مختلف میباشد. در مسجد، پیغمبر اکرم نمیرفت صرفا نماز بخواند و خارج بیاید؛ کاری که برای اجتماع پیش میآمد و اساسی بود، صدا میزدند: اَلصلوٰةُ لیوانِعَة؛(۲) بروید به سمت محل صلات؛ برای چه؟ برای اینکه درباره ی زمینهی پیکار مشاوره کنیم یا این که خبر بدهیم یا این که همیاری کنیم یا این که بسیج کنیم تجهیزات را و بقیّهی چیزها؛ و شما در تاریخ اسلام مشاهده می کنید که مساجد، مرکزی برای آموختن بود؛ میشنویم و در احادیث می خوانیم که در مسجدالحرام یا این که مسجدالنّبی رینگی درس زید و عمرو و دیده نشده از نحلههای متفاوت فکری و مذهبی وجود داشت؛ معنای این خیلی متعدد میباشد با کلیسیا یا این که با کنیسهی یهودی که صرفا میروند آنجا، یک عبادتی میکنند و خارج می آیند. مسجد مقر میباشد و این مقر بر پایه بیان و نماز میباشد.
از اینجا اهمّیّت نماز هم مشخص می گردد. خویش ماها بِاَشخاصِنا،(۳) احتیاج داریم به اینکه به نماز با یک نگاه دیگری نگاه کنیم. البتّه خب، بحمدالله شماها همگی از پندار برخوردارید، از منطق، از شناخت با معارف الهی و فقهی؛ مخلوق برای تذکّر به خودم پهنا می کنم؛ ماها، عامه مردم، آنچنانکه بایستی و شاید، همچنان قدر نماز را نمیدانیم. نماز به معنای حقیقی و واقعی واژه و کلمه عمود آئین میباشد؛ معنای عمود این میباشد که در شرایطیکه عدم وجود، سقف فرو میریزد؛ سازه صورت بناییِ خویش را از دست میدهد؛ نماز این میباشد. براین اساس پیکرهی بزرگ آئین متوقّف میباشد به نماز. کدام نماز میتواند این پیکره را مراقبت نماید؟ آن نمازی که دارنده سریّات مناسب خویش باشد: قُربانُ کُلِّ تَقیّ،(۴) ناهی از بی عفتی و منکر، نمازی که با بیان همدم باشد؛ وَ لَذِکرُاللهِ اَکبَر؛(۵) این ذکری را که در داخل نماز میباشد، هم بایستی فعالیت کنیم، هم می بایست رواج کنیم.

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟